خانهها خراب شده بود و مردم خانههايشان را رها كرده و از شهر رفته بودند. يكي از ويژگيهاي مجموعه گل پامچال استفاده از لوكيشنهاي واقعي بود و از سوي ديگر اين مجموعه روايتگر مظلوميت كودكان در جنگ بود و با همين نگاه هم ساخته شد.
محمدعلي طالبي، كارگردان مجموعه تلويزيوني گل پامچال در اين سريال سعي كرد قصه را با يك اتفاق دردناك و تاثيرگذار آغاز كند. اين مجموعه با مراسم عروسي در جنوب ايران آغاز ميشد كه ناگهان بمباران هوايي، اين عروسي را تبديل به عزا كرد و عروس زير خروارها خاك ميماند و...
در ادامه، دوربين طالبي زندگي دختري به نام ليلا را روايت ميكرد كه در اثر بمباران خانوادهاش را از دست ميدهد. يكي از اقوام براي پيدا كردن خواهر ليلا به تهران سفر ميكند و در اين مسير اتفاقاتي براي آنها رخ ميدهد كه ليلا سر از شمال كشور درميآورد. از سوي ديگر، براي ليلا اتفاقي ميافتد و خانوادهاي شمالي ليلا را كه در آب رودخانه افتاده بود پيدا ميكنند و او را پيش خود ميبرند و از او نگهداري ميكنند.
طالبي در اين مجموعه روايتگر صحنههاي تاثيرگذاري از جنگ بود و به زيبايي صحنههاي عاطفي را به تصوير كشيد. گرچه اين سريال بعد از تمام شدن جنگ پخش شد، اما در آن سالها 98 درصد بيننده داشت.
در اين مجموعه، نابازيگران در كنار بازيگران حرفهاي بازي ميكردند. ستاره جعفري كه نقش ليلا را بازي ميكرد، نابازيگر بود.
در واقع طالبي در اين مجموعه سعي كرده بود با چينش درست بازيگران حرفهاي همچون رضا بابك، فاطمه معتمدآريا، داود رشيدي، زندهياد كيومرث ملكمطيعي و هنرپيشههاي تئاتر در كنار نابازيگران تاثيرگذاري قصه را بيشتر كند. در مجموع ميتوان گفتگل پامچال از بهترين ساختههاي طالبي و يكي از تاثيرگذارترين مجموعههاي تلويزيون با مضمون جنگ در سال 70 است.
مجموعهاي كه با تكيه بر فيلمنامه جذاب، بازيهاي خوب، فضاسازيهاي مناسب و تصويربرداري چشمنواز توانست اقشار زيادي از مردم را به تماشاي خود مشتاق كند. در واقع اين مجموعه به زندگي واقعي آدمها و مشكلات واقعي آن دوران پرداخت و از طريق يك ملودرام خانوادگي، اجتماعي تصاوير تاثيرگذار، تكاندهنده و پراحساس از انسانهاي درگير يا مرتبط با دفاع مقدس را ارائه كرد.