حاجيعبداللهي ميان مجريهاي فعلي تلويزيون كه اجراي برنامههايي از اين دست را به عهده دارند، از معدود مجريهايي است كه به اصطلاح حد خود را ميداند و كمتر مرتكب سهوا و خطاهاي رايج همسن و سالهاي خود در اين حرفه ميشود.
او ميداند مخاطبي كه هنگام نيمه شب تماشاي اين برنامه را انتخاب كرده، حوصله اظهارفضل و خودنمايي و اطوارها و خودمحوريهاي رايج بسياري از مجريها را ندارد و اصلا برنامه او محمل مناسبي براي چنين نمايشها و جولانهايي نيست.
راه شب در محتوا و ساختار به طرز جالب و عجيبي، هيچ نكته بديع و قابل ذكري ندارد. برنامه، مجموعهاي است از دمدستترين و تكراريترين تمهيدهاي برنامههايي از اين دست، بدون هيچ نوآوري.
درواقع، راه شب قرار است به اصطلاح دورهمي شبانه باشد كه در آن عدهاي دورهم بنشينند و هر كسي چيزي بگويد و كار تمام شود.
هوشمندي حاجعبداللهي در همين است كه اين نكته را بخوبي دريافته و از محدوديتها و قوارههاي برنامهاش آگاه است.
او بيش از آنكه در مقام هدايتگر و راهبر برنامه و مهمانهايش ظاهر شود، همواره خود را به عنوان يكي از آن آدمهايي كه دورهم نشستهاند، فرض ميكند و هرگز سعي در برجستهنمايي و قرار دادن خود بر پيشزمينه ندارد، چراكه برنامه او فاقد زمينه و دستمايههاي لازم براي گزافهگويي و جلوهگري است و او از اين قضيه آگاه است.
كل ساختار برنامه متشكل است از هرشب دعوت دو مهمان كه يك خواننده گاه نامآشنا و اغلب گمنام يك پاي ثابتش است، پخش تعدادي كليپ و ترانه و آواز (اغلب با تصاويري بشدت بيربط به متن اشعار و با ساختاري كاملا ناشيانه و نپخته) كه معمولا متعلق به خواننده مهمان هستند و به روال مرسوم اين يكي ،دو سال، خواندن پيامكهاي مرتبط با موضوع برنامه توسط شخصي كه در كناري ميايستد و مامور انجام اين كار است.
اين شخص البته وظيفه تهيه گزارش از شغلها و حرفههاي مختلف را هم دارد كه هر شب يكي از آنها پخش ميشود، اما وظيفه اصلياش همان انتخاب پيامكها و خواندن آنهاست كه البته با چاشني مزهپراني و اظهارنظرهاي گاه خوشمزه و گاه كمي بيمزه همراه است و تمام.
اين كل ساختار برنامه است و واقعا هيچ نكته قابل ذكر، هيچ تمهيد و نوآوري و هيچ وجه متمايزي در اين برنامه نيست كه بتوان با استناد به آن چيزي دربارهاش گفت و از منظري قابل بحث به آن پرداخت.
اما اگر نگارنده ابتداي يادداشت از اين برنامه به عنوان يكي از موفقترين و قابل قبولترينها ياد كرد، از آنروست كه انگار سازندگان برنامه و در راس آنها هومن حاجيعبداللهي به عنوان مجري، خود از سطح و كيفيت كارشان آگاهند و برخلاف نمونههاي مشابه، ادعايي در كارشان ديده نميشود.
در غياب هر نكته قابل ذكري، بازهم چارهاي جز تاكيد بر اهميت عملكرد مجري و درك و دريافت او از موقعيتي كه در آن قرار گرفته، نيست. در ضمن گذشته از سطح و كيفيت برنامه و توانايي مجري در وفق دادن خود با آن، حاج عبداللهي به ويژگيها و مختصات فردي خود نيز آگاه است.
در همين مسير، او ابايي از اين ندارد كه گاه به ويژگيهاي ظاهري خودش هم اشاره كند و آن را دستاويز شوخي قرار دهد.
در نهايت اين كه راه شب اگر برنامه خلاقانهاي نيست و هيچ نكته قابل اشارهاي ندارد، اما دستكم از آن برنامه هايي نيست كه حرص مخاطب را درآورد و با ادعا و تلاش در فريفتن تماشاگر سعي در ادامه و بقاي خود داشته باشد.
همين خودآگاهي و درك و دريافت مجري برنامه از حد و اندازه و قوارههايي كه خود و برنامهاش دارد، خصيصه مثبتي است كه بيانصافي است اگر ناگفته بماند. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)