پس از پايان جنگ و فروكش كردن فضاي حاصل از آن، رويكرد برنامهسازان تلويزيوني نيز تغيير كرد. برنامههاي جنگي برخلاف گذشته كه حالت تبليغي داشتند و تا مدتها آسيبهاي جنگ را صريح و جدي نشان ميدادند در مفهوم و محتوا و فرم تغيير كردند.
برنامهسازان ديدگاهي را براي ورود به بحث دفاع مقدس انتخاب كردند كه موقعيتهاي طنز در آن حرف اول را ميزد. طبيعتا با گذر زمان هر اتفاقي هر چند خيلي مهم به وادي فراموشي سپرده ميشود و يك رسانه موظف است از اين فراموشي جلوگيري كند.
حالا چند وقتي است سريال «بيدارباش» با موضوع دفاع مقدس روي آنتن شبكه يك رفته است.اين سريال از همان قسمتهاي ابتدايي نشان داد در روزگاري كه موقعيتهاي طنز و كمدي در لابهلاي متنهاي ضعيف و روايتهاي ناقص گم ميشود، بيدارباش توانسته ساده و در قالبي طنز بر مخاطب تاثير بگذارد.
«بيدارباش» توانسته پيامهاي اخلاقي را با شخصيتپردازي مناسب و خلق صحنههاي كمدي به مخاطب منتقل كند.
«بيدارباش» مجموعه سالمي است. در آن شاهد به كار بردن شوخيها و واژههاي بدآموز نيستيم. شوخيها بيشتر در قالب شخصيتپردازيهاي كميك و موقعيتهايي كه خنده را بر لب مينشاند، ايجاد شده است.
اين شوخيهاي كلامي بيشتر نشاندهنده روحيه بانشاط و شاد رزمندگان است.«بيدارباش» بيادعاست و آمـده با توجه به نقش قشر ديگري از مردم در دوره دفاع مقدس، يعني هنرمندان، حافظه جمعي ما را تقويت كند.
اين مجموعه همچنين تابع قواعد كمديهاي كمخرج اما موفق تلويزيوني نيز هست، از آن دست كمديها كه با دقت در قصهپردازي، بار اصلي جذابيت و محبوبيت بين مخاطبان را بر شانه فيلمنامه گذاشته است. انتخاب بازيگراني چون اكبر عبدي، مجيد صالحي و امير نوري هم از ديگر جذابيتهاي بيدارباش است.