|
تقديم به ساحت مقدس صاحب الزمان(عج)
نقش پدر در تربيت بعد از نقش مادر قراردارد، با اين وجود نقش او از اهميت ويژهاي برخوردار است. پدر داراي دو گونه تأثير در كودك ميباشد: تأثير وراثتي و محيطي.
در جنبهي وراثتي پدر منتقل كنندهي صفات و ويژگيهاي خود به فرزندان است او نه تنها صفات خود را منتقل ميسازد بلكه بيماريها نيز از طريق وراثت منتقل ميشود.
و در جنبهي محيطي منتقل كنندهي خلق و خو ، طرز برخوردها، آداب و اخلاق ، دانش و فلسفه و شيوهي حيات است.
پدر از نظر كودك مظهر قانون و عمل و انصاف است، اوست كه ميتواند براي اعضاي خانواده پناهگاه و تأمين كنندهي امنيت باشد و معاش و وسايل اهل خانه را فراهم كند.حتي روايات مي گويند كه كودك، پدر خود را مانند خداي خويش ميشناسد و گمان دارد او روزيشان را ميرساند.
مشي رفتار پدر، موضعگيريها و طرز فكرها، ستم و اجحاف پدر، مهر و انصاف او، قدرت يا ضعف او همه در رفتار كودك و طرز زندگي حال و آيندهاش اثر ميگذارد. كودك حقوقي بر گردن پدر دارد كه در قبال آنها مسئول است.
اميرالمومنين فرمودند:
«حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ » از حقوق فرزند اينست كه پدر اسم خوب برايش انتخاب كند و در تربيت صحيح او اقدام نمايد و قرآن را به او تعليم دهد.
ديگر اعضاي خانواده:
هر چند نقش اساسي تربيت به عهدهي پدر و مادر است اما ديگر اعضاي خانواده نيز در شكل گيري روحيات كودك نقش دارند.
در خانوادهاي كه برادر و خواهر بزرگتر باشد، گاهي آنها در بارهي كودك نقش پدر و مادري را ايفا ميكنند و اين امر خود سبب دوگانگي و يا چند گانگي رفتار طفل شده و در مواردي حتي ممكن است موجب سقوط و لغزش او شود.
تولد نوزاد جديد در خانواده بر كودكان بزرگتر ميتواند اثر بگذارد، به خصوص اگر پدر و مادر بين فرزندان تبعيض قائل شوند.
ديگر اعضاي خانواده همچون پدر بزرگ و مادر بزرگ، عمو، عمه، خاله، دايي و فرزندان آنها اگر رفتار و خلق و خوي مطابق با تعاليم مكتب را داشته باشند كه جاي سخني نيست. اما دشواري زماني است كه آنان بر اساس مباني مذهب تعليم نيافته باشند.
شك نيست كه ما به خاطر صلهي رحم ناگزير از ارتباط با آنها هستيم و فرزندان ما به دليل محبتي كه از آنان ميبينند شيفتهي رفتار آنها شده و با آنها ارتباط بر قرار ميكنند.
بنابراين والدين با دقت بيشتر، كنترل و دادن اطلاعات به فرزندان و از همه مهمتر با محبت، بايد آگاهي لازم را در برخورد با ديگران در اختيار فرزندان قرار دهند.
چه بسا ديده ميشود خانوادهي متشكل از پدر و مادر داراي ملكات اخلاقي و ديني هستند در حاليكه فرزندان اين خصوصيات را ندارند. با مطالعهي دقيقتر اين خانواده ديده ميشود كه پدر يا مادر به علت اعتماد به خانوادهي خود، ويژگي ناپسند آنها را نديده و اجازهي تام به فرزند داده تا با آنان معاشرت نامحدود داشته باشند و همين مطلب باعث شده خصوصيت ناپسند آنها در فرزند به صورت شاكله در آيد.
معاشران و معلمين كودك هر كدام به نوبهي خود در شكل گيري كودك نقش به سزائي دارند.
پس پدر و مادري كه فرزنداني با كمالات و مورد رضاي خدا ميخواهند بايد ديدي گسترده داشته و همه جانبه بنگرند و با توكل بر خدا اقدامات لازم را در نظر داشته باشند.
-بر گرفته از كتاب خانواده در مكتب قرآن و اهل بيت (سيد كاظم ارفع)، نحوهي رفتار والدين با فرزندان (يدالله جهانگرد)
|