سياستمداران نيز بيعلاقه به اين هنر نيستند، چه آنها كه اين علاقه را با بازي در فيلمها نشان دادهاند و چه آنها كه پا را پيشتر گذاشتند و پشت دوربين قرار گرفتند و فيلم ساختند.
اتفاقا نتيجه اين دومي گاهي خيلي بهتر از اعمال سياستهايشان در جايگاه رسمي حكومت بود. نمونه مثبت و بارز آن فيلم «ترك كردن» از واسلاو هاول، رييسجمهور متوفي و خوشنام چك است كه توانست حتي نظر منتقدان سرسخت سينما را هم به خود جلب كند.
آمريكاييها در اين ميان سردمدار ساخت فيلم درباره سياستمداران هستند. هاليوود هم بيمحابا درباره سياستمداران آمريكايي فيلمهاي متفاوت و مختلفي ساخته است؛ چه آنها كه جنبه تاريخي و مستندگونه دارد و البته چه آنها كه نقد صريح و بيپرده سياستمداران است.
دستهبندي اينگونه فيلمها به تحقيق بيشتري نياز دارد. چرا بسياري از فيلمها شخصمحور است و به خصوصيات و ويژگيهاي شخصي سياستمداران ميپردازد و البته برخي ديگر به بهانه سياستمداران به نقد وضع موجود جامعه با روايت چند قصه اختصاص دارد.
در اين ميان مخاطبان همواره اقبال بيشتري به گونه دومي داشتهاند و فيلمسازان نيز وقتي پاي شخصيتپردازي اين سياستمداران ميرسيده است با مشكلات بسياري روبهرو بودهاند.
هنر هفتم، اين روزها انگار خاري در چشم اين سياستمداران است. از نيكلا ساركوزي رييسجمهور سابق فرانسه گرفته كه فيلمش در جشنواره كن با عنوان «پيروزي» دو سال پيش يكي از دلايل شكست او در انتخابات امسال رياستجمهوري عنوان شد تا سيلويو برلوسكني سياستمدار عياش ايتاليايي كه دستمايه فيلم جاندار ناني مورتي با عنوان «تمساح» شد.
هر چند مورتي معتقد بود فيلمش ماشين جنگي انتخاباتي نيست، اما بدون شك يكي از دلايل شكست برلوسكني در انتخابات نخستوزيري (علاوه بر حاشيههاي زندگي شخصياش) فيلم ناني مورتي بود.
اسلحهاي به نام سينما فقط در مقابل سياستمداران قرار نگرفته و در برخي موارد باعث محبوبشدن آنها هم شده است.
هر چند اين نمونه براي ماندگار شدن راه بسيار سختي پيش رو داشته است، چرا كه به طور كلي در جهان سياستمداران محبوب خيلي زياد نيستند.
نلسون ماندلا رييسجمهور سابق آفريقاي جنوبي يكي از معدود سياستمداراني است كه هم فيلمهاي مختلفي از زندگياش ساخته شده و هم محبوبيتش با اين فيلمها دوچندان شده است.
يكي از آخرين ساختهها درباره او فيلم «شكستناپذير» اثر كلينت ايستوود است. گاندي نيز يكي ديگر از اين دسته از سياستمداران است. ريچارد آتن برو يكي از بهترين فيلمهاي اين دسته را از زندگي او ساخته كه بارها از صدا و سيما نيز پخش شده است.
تا چند سال پيش فيلمهايي كه بر اساس زندگي سياستمداران روي پرده ميرفت با وجود فروش خوب چندان مورد توجه جشنوارهها و منتقدان قرار نميگرفت، اما پس از موفقيت چند فيلم در اينگونه، سينماگران هم به اين باور رسيدند كه زندگي اين افراد ميتواند دستمايه قصههاي جذابي براي به تصوير كشيدن باشد.
موفقيت فيلمهايي نظير سخنراني پادشاه اثر تام هوپر ـ كه روايت لكنتزبان جورج ششم، پادشاه سابق بريتانيا و پدر ملكه فعلي بريتانيا بود ـ يا فيلمي چون بانوي آهنين ـ كه بخشي از زندگي مارگارت تاچر را روايت ميكرد ـ از اين دسته است.
***
اين روزها هم فيلمي از باراك اوباما در جدول پرفروشهاي سينماهاي آمريكاي شمالي قرار گرفته است. فهرست زير به معرفي 11 فيلم با موضوع رياستجمهوري آمريكا به انتخاب روزنامه واشنگتن پست پرداخته است.
همه مردان رييسجمهور / 1976 ـ آلن جي پاكولا
فيلمي از آلن جي. پاكولا درباره تقلب انتخاباتي در زمان ريچارد نيكسون كه به رسوايي واترگيت مشهور شد و استعفاي نيكسون را از رياستجمهوري آمريكا در پي داشت. اين فيلم نامزد هشت جايزه اسكار بود كه چهار جايزه را دريافت كرد.
سيزده روز / 2000 ـ راجر دونالدسون
فيلم روايت يك جاسوس آمريكايي در كوباست. او در حال انجام ماموريت مهمي است كه به رييسجمهور كندي خبر ميرسد فاجعهاي در حال وقوع است و بزودي به 80 ميليون آمريكايي آسيبي جدي خواهد رسيد! كندي و اعضاي كابينهاش دست به كار ميشوند.
رييس دولت / 2003 ـ كريس راك
چند سال پيش از آنكه باراك اوباما به كاخ سفيد برود، كريس راك نقش اولين رئيسجمهور سياهپوست آمريكا را بازي كرد. فيلمنامه «رييس دولت» را خود راك نوشت.
رنگهاي اصلي/ 1998 ـ مايك نيكولز
جان تراولتا، نقش جك استنتن، يك فرماندار خوشبرخورد جنوبي را بازي ميكند كه درگير مبارزات انتخاباتي براي تعيين نامزد رياستجمهوري است، اما در زندگي خصوصي خود با مشكلات زيادي روبهروست. رنگهاي اصلي بر اساس رماني ساخته شد كه درباره مبارزات انتخاباتي بيل كلينتون در انتخابات رياستجمهوري آمريكا در سال 1992 است. اين فيلم كمتر از دو ماه بعد از رسوايي مربوط به مونيكا لوينسكي به بازار آمد.
ديو/ 1993 ـ ايوان ريتمن
كوين كلاين در اين فيلم نقش ديو كاويك، مسئول يك آژانس كاريابي را بازي ميكند كه شباهت زيادي به رئيسجمهور آمريكا دارد و گاهي اوقات ميان مردم به شوخي اداي او را درميآورد. وقتي رئيسجمهور سكته ميكند، از ديو ميخواهند نقش او را بازي كند. در نهايت ديو خود وارد عمل ميشود و براي حضور در شوراي شهر دست به فعاليت انتخاباتي ميزند.
سگ را بجنبان/ 1997 ـ بري لوينسون
پس از يك رسوايي جنسي كه در آن پاي رئيسجمهور آمريكا در ميان است، مشاور او وينفرد ايمز (آن هيچ) براي سرپوش گذاشتن بر قضيه ـ بخصوص كه انتخابات دوره جديد در پيش است ـ از دكتر كانراد برين (رابرت دنيرو) كمك ميخواهد. برين براي انحراف افكار عمومي يك جنگ جعلي به راه مياندازد و براي اين كار از استنلي ماتس، تهيهكننده بااستعداد هاليوود (داستين هافمن) ميخواهد برنامهاي ميهنپرستانه و تبليغاتي بسازد.
عيد مارس / جورج كلوني ـ 2011
مدير جوان (رايان گاسلينگ) ستاد انتخاباتي يك نامزد رياستجمهوري از حزب دموكرات (با بازي جورج كلوني) در دام سياستهاي پشت پرده گرفتار ميشود.
جي اف كي / اليور استون ـ 1991
يكي از مهمترين فيلمهاي اليور استون درباره ترور جان اف كندي، رئيسجمهور آمريكاست. كندي از آن دسته سياستمداراني است كه زندگي و مرگش دستمايه فيلمهاي مختلفي شده است. اما بدون شك اثر اليور استون يكي از مهمترين فيلمها درباره اوست.
نيكسون / اليور استون ـ 1995
درباره جنجاليترين رئيسجمهور آمريكاست كه طي سالها فعاليت سياسي خود، تأثير عميقي بر حوادث قرن بيستم گذاشت. در فيلم، مقاطع مختلف زندگي ريچارد نيكسون بدون رعايت ترتيب زماني آنها بازسازي شده است.
دبليو / اليور استون ـ 2008
اين فيلم يك رزومه تصويري تقريبا حقيقي است كه با طنز سياهي آميخته شده و سرگذشت و بهتر بگوييم كارنامه انساني را بازگو ميكند كه جزو معموليترين آدمهاي روي زمين ميتوانست باشد. فيلم، زندگي جورج دبليو بوش جونيور را در حد فاصل جواني تا رئيسجمهور شدن او و آغاز جنگ عراق نشان ميدهد و درصدد روايت اين است كه چگونه يك جوان الكلي به عاليترين شخصيت آمريكا يعني رئيسجمهور تبديل ميشود.