|
کلمه ادب در لغت به معنای زیرکی آمده است .هرکه حد و اندازه ی هر چیزی را نگه دارد به او با ادب گویند .
اگر به باب ثلاثی مزید برود ،صیغه ادبه و تادیب به معنای ادب آموخت خواهد بود . تادیب در لغت به معنای ادب کردن ، آموختن طریقه نیک و یا تربیت نمودن آمده است . در فرهنگ معین معانی دیگری همچون : بازخواست کردن کسی برای کار بد و گوشمال دادن نیز آمده است .گاهی ادب کردن به معنای تربیت کردن است،
چنانچه امام علی (ع)فرمود: يَا كُمَيْلُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ أَدَّبَنِي وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِينَ1
اي كميل همانا پروردگار پیامبرش راتربیت کرد و او مرا تربیت نمود ومن نیز شما را تربیت می نمایم .
تعییر ظریف و دقیق تر اینکه :در تربیت سعی و کوشش از مربی آغاز شده ، متربی حالت انفعال وپذیرش را دارد و در ادب تحرک و فعلیت از متربی آغاز شده ، او می خواهد از حوادث تلخ عبرت گرفته و خود را متحول سازد .
به عبارت دیگر تحول و دگرگونی گاه توسط انسان انجام می شود که این را تربیت گویند ولی گاه تحول و دگرگونی توسط حوادث تلخ و ناگوار و زیر و رو شدن ها انجام می شود.
چنانچه در احادیث آمده است :من لم یودبه الابوان یودبه الزمان .
آنکس که تربیت پدر و مادر را نپذیرد به ناچار روزگار او را تربیت می کند .
تربیت در نظام آفرینش به دو صورت وجود دارد :اول تربیتی که توسط پدران و مادران و مربیان آغاز می شود .
دوم :تربیتی که توسط دشواریها ایجاد می شود .تفاوتی که بین این دو نوع تربیت دیده می شود آنست که در نوع دوم به جای مهر و محبت و ملایمت ، تندی و خشونت و دشواری وجود دارد .
امیرالمومنین حضرت علی (ع) می فرمایند : بهترین ارثی که پدران می توانند به فرزندان خویش بدهند ادب تربیت صحیح است .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحارالانوار ج74 ص269
|