شهرستان فسا در جنوب شرقی استان فارس و درمنطقه ای نسبتاً كوهستانی قرار گرفته است.
مرکز این شهرستان، شهر فسا است.
بیشتر روستاهای این شهرستان نیز بر این بلندی ها واقع شده اند.
فقط نواحی جنوب شرقی و شمال غربی تا حدودی مسطح هستند.
در كتیبه ها و سنگ نوشته های پرسپولیس از فسا با نام «پشی یا» یا «بشی » یاد شده است.
عثمان بن ابی العسا در سال 23 ه.ق. این شهر را فتح كرد.
در جریان قرن چهارم ه.ق. فسا دومین شهر مهم استان دارابگرد محسوب می شد و وسعت آن با شیراز برابری می كرد.
گفته شده که تاریخ فسا حداقل به زمان هخامنشیان برمی گردد که در آن زمان نام این شهر پسه یا پسا بوده که بعد از حمه اعراب به فسا تبدیل میشود (در آن زمان پسا یکی از توابع داراب بوده است و داراب یکی از ایالت های پنج گانه پارس بوده است).
زرتشت خورگان که استاد مزدک بوده است از اهالی این شهر است که سالها در بیزانس (روم شرقی) بسر میبرد و در آنجا با کتب فلسفی یونانی از جمله جمهوریت افلاطون آشنایی پیدا کرد و تحت تأثیر اندیشه مدینه فاضله افلاطون قرار گرفت.
افکار زرتشت خورگان که بیشتر جنبه اقتصادی و اجتماعی داشت، توسط شاگردانش مزدک به جامعة ایرانی معرفی شد.
میگویند بانی اصلی آیین مزدکی مردی زردشت نام از اهل فسا بود و به نوعی مانویت دعوت میکرد مخالف کیش رسمی مانوی.
این مرد دعوت خود را در روم ظاهر کرد و سپس به ایران سفر کرد و به دعوت پرداخت.
در روم این شخص به نام«بوندس»معروف بوده است.
پس نتیجه این میشود که فرقه مورد بحث ما یکی از شعب مانویه بوده که قرب دو قرن قبل از مزدک در کشور روم تأسیس یافته و مؤسس آن یکنفر ایرانی زردشت نام پسر " خورگان " از مردم " پسا " بوده است. ..
از اشارات مندرجه در کتب عربی چنین مستفاد میشود که زردشت (فسائی) پیشوایی بوده که دعوت او فقط جنبه نظری داشته است، اما مزدک که مرد عمل بوده و به قول طبری در نزد طبقه عامه خلیفه زردشت به شمار میآمده است، رفته رفته نام مؤسس اصلی را تحت الشعاع قرار داد و در همان عهد خود، فرقه را به اسم مزدکیه مشهور نمود .
این شهر اکنون دارای چهار بخش میباشد.بخش مرکزی,شیبکوه،نوبندگان و ششده وقره بلاغ از بخشهای این شهرستان میباشند.
از كهن ترین روستا های بخش مرکزی می توان به کوشکقاضی اشاره نمود .این روستا در سمت جنوب خاوری شهر فساواقع شده است که مواضع تاریخی نظیر تل نخودی و قلعه رحمت آباد در حاشیه آن و سمت کوه توده قرار دارند.
از شخصیت های بزرگ عصر گذشته این شهر می توان به روزبهان بقلی فسایی اشاره نمود.
شهر فسا یا پسا یکی از شهرهای آباد دوره هخامنشیان به شمار می آمده است.
در الواح گلی بدست آمده از تخت جمشید این شهر تحت عنوان پسا معرفی گردیده است که در دوره اسلام و با حمله اعراب به ایران نام آن به فسا تغییر نام داد.
در فارسنامه ناصری جلد دوم به این تغییر نام اشاره شده و در این کتاب پسا در لغت به معنی بس یعنی کفایت کرد وبسیار که نشان از آبادی این منطقه می باشد آورده شده است.
در بنای شهر عقاید متفاوتی وجود دارد در کتاب نزهه القلوب بنای فسا را به طهمورث دیو بند نسبت می دهند که بعد از تخریب بوسیله گشتاسب بن الهراسب کیانی تجدید عمارت شده و نبیره اش بهرام بن اسفندیار کار آن را به اتمام می رساند.
شکل اولیه شهر بصورت مثلث بوده و به حجاج بن یوسف ثقفی نسبت داده می شود.
وی اتابک چاولی را مامور به آبادانی شهر می نماید که خندقی عمیق گرداگرد آن احداث می کند و در میان آن تعدادی بنا و عمارت از خشت خام و گل بنا می کرده و بعد از تخریب قلعه و برج تلی بزرگ از خاک باقی می ماند که به تل باستانی ضحاک مشهور می گردد که تا کنون اشیاء و ظروف سفالین و لعابدار با ارزشی در این ارتباط کشف شده است.
یکی از عناصر مهم که هسته اولیه شهر را نیز تشکیل می دهد وجود منطقه استراتژیک قنات حوض ماهی که در دوران ساسانیان پرآب بوده و عناصر انسانی را در حاشیه خود جمع نموده است می باشد.
پس از حمله اعراب و تخریب شهر به خاطر استقامت مردم شهر، فسا مجدداً از پشت تل های خاک سربرآورد و شکل جدیدی به خود گرفت، در طول دوره های مختلف چندین بار بوسیله سیل و هجوم دشمنان از بین رفته و مجدداً از نو احداث گردیده است.
در کتاب مالک الممالک شمس الدین نوریانی منطقه فارس یا پارس به شش گروه یا شهرستان و سه ناحیه تقسیم شده که هر کدام چندین شهر و هر شهر چندین دهستان داشته است که فسا یکی از شهرهای مجموعه شهری شیراز بوده است.
براساس آثار تاریخی بجای مانده از فسا در قدیم مشخص می شود که فسا در زمان هخامنشی و ساسانی شهری آباد و پرجمعیت و دارای آتشکده های پر رونق بوده است.
پس از هجوم اعراب شهر بوسیله ساریه ابن زنیم تسخیر و به فسا تحت نظر دولت اسلامی تغییر نام می دهد. در زمان سلطنت آل بویه به ویژه در زمان عضدالدوله دیلمی فسا به نهایت و غایت آبادانی می رسد.
اما در زمان حکومت «ابوکالنجاد» فسا دچار فتنه طوایف شبانکاره می گردد، بر اساس اسناد و روایات تاریخی، شهر مدام در معرض تخریب، غارت و آشوب بوده است.
در کنار این مسایل، حوادث طبیعی از قبیل سیل و زلزله به خرابیهای شهر کمک نموده و شهر بزرگ به تدریج از بین رفته است.
در دوره های معاصر همزمان با تاثیر نظام تولید صنعتی در ابعاد مختلف زندگی مردم در تمام شهرها از جمله فسا شاهد دگرگونی در کیفیت و کمیت زندگی و نظام فضایی شهر هستیم. احداث شبکه های جدید ارتباطی، تکمیل و ساخت و سازهای جدید، ساختمانهای اداری- کارگاههای مختلف، ایجاد نظام جدید فعالیت شهر، تغییر سیستم سکونت و در کنار اینها نقش تعیین کننده بازار مرکزی در گسترش شهر شکل جدیدی از شهر نشینی را شاهد می باشیم.