در سري جديد علاوه بر بازيگراني چون ارژنگ اميرفضلي، بيژن بنفشهخواه، شهين تسليمي، نادر سليماني، مهران غفوريان، امير كاظمي و نعيمه نظامدوست، از هنرمندان ديگري چون حميد لولايي، بهنوش بختياري، اشكان اشتياق، پروين قائم مقامي و محمد شيري نيز استفاده شده است.
چهره شاهد احمدلو براي بسياري از علاقهمندان سينما آشناست؛ چه زماني كه در آثار مسعود كيميايي چون «سرب»، «دندان مار» و «گروهبان» مقابل دوربين رفت و چه وقتي خود در مقام كارگردان سه فيلم بلند سينمايي «چند ميگيري گريه كني»، «موش» و «اگه ميتوني منو بگير» را مقابل دوربين برد.
احمدلو طي اين سالها علاوه بر حضور در مديوم سينما، در تلويزيون نيز حضور فعالي داشته و تاكنون مجموعههاي «ماه عسل»، «سه دونگ، سه دونگ» و چند فيلم تلويزيوني را روانه آنتن تلويزيون كرده است.
مهمترين تفاوت مديوم سينما و تلويزيون، طيف گسترده و وسيع مخاطبان تلويزيون است و همين مساله يعني كار كردن براي قشر وسيعي از مردم، كار كردن در تلويزيون را متفاوت ميكند؛ چرا كه سريالها و برنامههاي تلويزيوني مخاطبان متعددي دارد؛ خصوصا سريالهاي تلويزيوني كه از كودكان گرفته تا پير و جوان مخاطب آن هستند و سازندگان اين مجموعهها بايد به خاطر داشته باشند تاثيرگذاري آن بربينندگان به دليل بار دراماتيك و طنز اثر به نسبت ديگر برنامهها به مراتب بيشتر است.
سريال طنز «همسران» كه در دهه 70 توسط بيژن بيرنگ و مسعود رسام ساخته شد، آغاز ژانر جديدي از سريالسازي در ايران بود كه بعدها به ژانر آپارتماني معروف شد. اين ژانر كه خاستگاه آن احتمالا همان تعاملات و روابط همسايهها در زندگي آپارتماننشيني بود، از اقبال و توجه زيادي ميان بينندگان برخوردار شد و همچنان يكي از ژانرهاي محبوب تلويزيوني است.
خانه اجارهاي يكي از نمونههاي اينگونه تلويزيوني به شمار ميآيد، كه دستمايه محتوايي آن را مجموعه روابط، مسائل و مشكلات اهالي يك محله رقم ميزند. اپيزوديك بودن اين مجموعهداستانها روند ساخت و فرآيند پيگيري و دريافت آن را توسط بيننده و مخاطب تسهيل ميبخشد.
اين سريال از طنز موقعيت بهره ميگيرد تا بهواسطه آن مسائل روزمره و مجموعه روابط انساني را نشان داده همزمان با نقد كردن، چگونه بهتر زيستن، همدلي، تعاون و... را آموزش دهد.
بهعنوان مثال در يكي از قسمتهاي اين مجموعه به رعايت نشدن نظافت در ساختمان و چگونگي مديريت ساختمان پرداخته ميشود و در قسمت ديگر، يكي از شخصيتها كه براي فرار از مشكلاتش مجبور به گفتن دروغي شده است، قصد دارد ديگران را با خود همراه كند، ولي ديگران او را از دروغگويي بازداشته و براي رفع مشكل به او كمك ميكنند.
در واقع اين محله جامعه كوچكي را به نمايش ميگذارد كه اين جامعه كوچك، مقياسي براي جامعه بزرگتر و كشور ماست كه در آن هم به مسائل و عواطف فردي پرداخته ميشود و هم به چگونگي همزيستي مسالمتآميز با يكديگر در سايه رعايت قوانين و حقوق بشري.
اين سريال در كليت خود از استحكام و انسجام برخوردار است و تفكر و انديشهاي عميق را پشتوانه خود كرده، اما گاه به جاي اين كه به ريشهها بپردازد و به صورت ريشهاي مشكلات و معضلات را بررسي كند در سطح ميماند و به نشان دادن اتفاقي كلي و نتيجهگيري مستقيم بسنده ميكند البته اين امر هميشگي نيست و در بيشتر قسمتها با روانشناسي و جامعهشناسي دقيقتري به واكاوي مسائل پرداخته ميشود.
بازيگران اين مجموعه كه از چهرههاي شناخته شده طنز و محبوب مخاطبان سينما و تلويزيون هستند، بازي يكدست و همسطحي دارند كه به انسجام بيشتر سريال ميانجامد. اما نكته مهم در اين دست مجموعههاي تلويزيوني، لوكيشن و طراحي صحنه است. شايد بتوان گفت بزرگترين و مهمترين ويژگي اين سريال، طراحي صحنه آن است.
طراح صحنه با هوشياري و دانش بصري لازم فضاي مطلوبي براي توليد فيلم مهيا كرده است كه ميتواند الگوي مناسبي براي سريالهايي از اين دست باشد.
استفاده از رنگهاي فانتزي، شاد و تند علاوه بر اينكه فضاي اثر را از رئال جدا ميكند، بستري غيررئال و فانتزي ايجاد ميكند كه در كليت كار خوش مينشيند و به آن انسجام ميبخشد.
استفاده از فرمهاي منحني و خطوط بريده بريده و همچنين اشكال انتزاعي و دوار، نوعي نرمش و طراوت به فضا بخشيده كه يكي ديگر از ويژگيهاي آثار طنز است.
ميزانسنهاي كارگردان و قابهاي تصويري گرچه ساده و معمولي است، اما در تركيب كلي اثر جاي خود را يافته و احساس كاستي در بيننده ايجاد نميكند و كاتها معمولا بجا و بموقع است. اما در سري جديد، صدابرداري ضعيف است. صداي بازيگران زنگدار است و گاهي انعكاس مييابد كه البته از آنجا كه سريال به صورت روتين ضبط و پخش ميشود قابل رفع و اصلاح است. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)