پختگي و رك و راستبودن يك بازيگر با خودش قطعا نتايج مطلوبي به همراه دارد. اين بازيگر قديمي كه سينما را با عروسكگرداني «مدرسه موشها» شروع كرد، جزو گزيدهكاران سينماي ايران محسوب ميشود.
هنرمندي كه چهره خاص و گرمي براي ايفاي نقشهاي متعدد دارد و هر نقشي كه تا به حال بازي كرده، در جزئيترين شكل خود پرداخت شده است. او اينبار در «ضدگلوله» هم شخصيت ماندگاري را تقديم سينماي ايران كرده است.
در پيشينه كاري شما فعاليتهاي مختلفي چون خوانندگي، صداپيشگي، ساخت آنونس، امور فني، كارگرداني و بازيگري به چشم ميخورد كه در هركدام هم نمونههاي موفقي ديده ميشود. جايگاه فيلم ضد گلوله در كارنامه شما كجاست؟ با توجه به اينكه شما جزو بازيگران گزيدهكار سينماي ايران محسوب ميشويد.
انگيزه و دليل حضور من در ضدگلوله توضيحات عجيب و غريبي ندارد، غير از اينكه من براي انتخاب هر نقشي هميشه دو مطلب دارم. يكي اينكه فيلمنامه چگونه فيلمنامهاي است و كاراكتري كه قرار است بازي كنم، چيست. دوم اينكه با چه كارگرداني قرار است كار كنم. اين گزينههايي است كه باعث ميشود تا در فيلمي بازي كنم يا نكنم. فيلم ضدگلوله هم فارغ از اين شكل گزينش نبود و فيلمنامهاش امتيازاتي داشت كه به بازي نكردنش ميچربيد و فيلمنامه و پرسوناژ را هم دوست داشتم.
اغلب كارگردانهايي كه بازيگري هم ميكنند، بسختي به بازي تن ميدهند و حتي بازيگري را كنار گذاشتهاند. علت اينكه شما همچنان علاقهمند به حفظ جايگاه بازيگري خود هستيد، چيست؟
من اساسا ابتدا به ساكن كارگرداني كردهام، حداقل در كار تلويزيوني و بعد وارد كار بازيگري شدم. خيلي هم اين تفكيكها را نميفهمم و براي من بازيگري حداقل از يك مقطعي جدي شد. من اساسا دلم نميخواست بازيگري كنم، ولي شرايطي به وجود آمد كه بازي كنم. اين البته به معني اين نبود كه به بازيگري علاقه نداشتم، چون به نظرم بازيگري مقوله جذابي است. در واقع، شرايطي به وجود آمد كه بازيگري كنم و ادامه دادم و ادامه هم خواهم داد اگر همان پارامترهايي كه در نظر دارم در يك نقش وجود داشته باشد.
شخصيت پرويز در فيلم ضد گلوله پرداخت بسيار خوبي دارد. تا چه حد در ايفاي اين نقش وامدار فيلمنامه بوديد؟
بزرگترين امتياز فيلمنامه ضد گلوله شخصيتپردازي و ديالوگنويسي خوبش بود كه در واقع اينها به هم مرتبط است. در واقع، فيلمنامه خوب بود و كاراكتر پرويز هم اين ويژگيها را داشت و خوب نوشته شده بود. فيلمنامه را كه خواندم يك تلقي نسبت به نقش داشتم كه وقتي با مصطفي كيايي دربارهاش صحبت كردم، متوجه شدم اين تلقي به هم نزديك است.
تلقي شما از نقش پرويز چه بود؟
دقيقا همان چيزي كه بازي كردم. كاراكتري كه در وهله اول يك جاهايي و يك لحظاتي به دليل شرايط ويژه جسمي و رواني كه در جنگ برايش به وجود آمده، به هم ميريزد و آشفته ميشود. اما عمدهترين وجه كاراكتر براي من اين بود كه فكر ميكردم بايد دوستداشتني باشد و تماشاچي او را دوست داشته باشد.
با توجه به اينكه در چند سال اخير، سينماي كمدي ما رزومه قابل دفاعي ندارد و حضور در پروژهاي از اين دست ميتواند حتي نگرانكننده هم باشد كه نتيجه كار خوب خواهد بود يا خير آيا شكي در انتخاب اين نقش برايتان به وجود نيامد؟
كرامتي: بزرگترين امتياز فيلمنامه ضد گلوله شخصيتپردازي و ديالوگنويسي خوبش بود كه در واقع اينها به هم مرتبط است. در واقع، فيلمنامه خوب بود و كاراكتر پرويز هم اين ويژگيها را داشت و خوب نوشته شده بود
من واقعا نگراني بابت كمدي بودن فيلم نداشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم و همان مقطع هم متوجه شدم كه مهدي هاشمي قرارداد بسته است، خيالم راحت شد. ضمن اينكه بازيگران ديگر نقشها از بچههاي تئاتر بودند و با صحبتهايي كه با مصطفي داشتم، نگاه او را به مقوله كمدي دريافتم و نگراني نداشتم.
در واقع متوجه شدم آن كمدي كه نگرانكننده است (و اين نگراني هم درست است)، در اين فيلم نيست. اصل اين ماجرا در واقع برميگردد به نگاه سازندگان اين آثار و نگاهشان به مقوله طنز و كمدي.
اگر بخواهم بگويم كه كمديهايي كه مدنظر شماست، نگاه هجوگونه يا رفتارها، ديالوگها و موقعيتهاي سخيف دارد (كه نوعي است در جاي خودش، هرچند كه آنها را دوست ندارم) ولي مطمئن بودم ضدگلوله از اين نوع نيست؛ چون هم فيلمنامه وزني براي خودش داشت و هم آدمهايي كه براي اين كار دور هم جمع شده بودند، متوجه بودند كه به آن سمت و سو نروند. براي ما ضدگلوله فيلم جدي بود كه بايد خوب پرداخته ميشد تا براي تماشاچي سرگرمكننده، شاديآور و جذاب باشد و در عين حال از هجو كمدي سخيف فاصله بگيرد.
شما پيش از اين هم در فيلمهاي جنگي بازي كردهايد، مثلا «سفر به چزابه». هرچند اين دو فيلم هيچ ارتباطي باهم ندارد، ولي تا چه حد جنگيبودن فيلم شما را جذب كرد؟
در واقع اين دو فيلم به لحاظ موقعيت، كاراكتر و فيلمنامه ربطي به هم نداشت و كليت فيلمنامه مرا جذب كرد. ضدگلوله، روايتي از يك واقعه است به اسم جنگ ايران و عراق كه در يك موقعيت خاص روايت ميشود و لحن كمدي دارد.
چيزي كه شخصيت پرويز را بيشتر براي تماشاگر جذاب ميكند، تكيهكلام، نوع حرفزدن و خشونت زيرپوستياش است. اين ويژگيها در بعضي از فيلمهاي شما و حتي در نوع حرف زدن خودتان هم وجود دارد. چطور اين ويژگيها را از باقي نقشهايتان تفكيك كرديد؟
نكتهاي كه اشاره كرديد درست است، خشونت جزو پارامترهايي بود كه از همان ابتدا با مصطفي دربارهاش صحبت كرده بوديم. خشونت متعلق به پرويز هست و ميتواند باشد، چون فضايي كه در آن زندگي ميكند، فضاي پرتنش و خشني است. ضمن اينكه وقايعي كه بر پرويز گذشته است، او را عصبي كرده و او حق دارد كه عصبي باشد.
همكاري با مهدي هاشمي چطور بود؟
من مهدي را از قبل ميشناختم و بهعنوان بازيگر در فيلمهاي «روز كارنامه» و «چراغ جادو» من بازي كرده بود كه البته من در سمت كارگردان بودم. هميشه معتقدم او بسيار بازيگر خوبي است و منضبط و حرفهاي عمل ميكند و مهمتر از همه، پارتنر خوبي براي بازيگر نقش مقابلش است. اين ويژگيها در ضدگلوله هم وجود داشت و ميتوانم بگويم با حضور او حس خوبي داشتم و به ما خيلي خوش ميگذشت. گروه، گروه خوبي بود و با كارگردان هم تفاهم داشتيم و همه چيز دست به دست هم داد تا يك اتفاق خوب بيفتد. ضمن اينكه فكر ميكنم يك زوج قابل قبولي به وجود آمد.
شما بازيگر حسي هستيد يا تكنيكي؟
من به حس در بازيگري خيلي اعتقاد دارم، هرچند نميشود در بازيگري منكر تكنيك شد. بخصوص اينكه تكنيك جزو ملزومات بازيگري سينماست، ولي شخصا بشدت معتقدم بازيگر بايد از نظر حسي درگير لحظات بازياش باشد.
اين درگير شدن برايتان حد و مرزي دارد؟ چون برخي بازيگران معتقدند آنقدر درگير نقش ميشوند كه حتي در زندگي عاديشان هم نقش جاري و ساري است.
من تا به حال اينقدر درگير نشدهام و نديدهام كسي چنين اتفاقي برايش بيفتد. اگر هم شنيده باشم، راستش بيشتر به نظرم ادا آمده است. چون در بازيگري ما بايد پرسوناژ را بشناسيم و ابعاد و ظرايفش را بدانيم و در موقعيتهايي كه فيلمنامه پيشنهاد ميدهد، آن را بازي كنيم و واكنشهاي حسي داشته باشيم. نه به اين معنا كه وقتي بازي ميكنم، نميفهمم چه اتفاقي ميافتد، اينكه بازيگري نيست و يكجور جنون و ديوانگي است. در بازيگري شما بايد تكنيك استفاده از حس را در موقعيت خاص از طريق كاراكتر بروز دهيد كه به آن دانش بازيگري ميگويند. يك بازيگر بايد اين دانش را داشته باشد و در هر موقعيتي كه كارگردان اراده ميكند، بازي كند.
در فيلم ضدگلوله بازيگران پيشكسوت و قديمي دركنار يك كارگردان جوان با ايدههاي نو قرار گرفتهاند كه نتيجه هم مطلوب بوده است. اما اگر بازيگران نسل جديدتر اين نقشها را بازي ميكردند، جاي شك و ترديد به وجود ميآمد. از نظر شما بازيگران نسل جديد به لحاظ حرفهاي، حسي و تكنيكي پيشرفت كردهاند و عملكردشان قابل دفاع است؟
سوال خوبي است. من اتفاقا به بازيگران جوانمان اعتقاد دارم و فكر ميكنم آينده خوبي در انتظارشان است، نه همهشان البته. ولي واقعيت اين است كه بعضي از بازيگران جوان ما، طوري نقششان را بازي كردهاند كه قطعا يك بازيگر قديمي نميتوانست بازي كند. بازي برخي جوانها را كه ميبينم، احساسم اين است چقدر اينها پيشرفت كردهاند و نگاهشان، نگاه عميقتري است. چون به نظر من وسعت نظر، افق ديد و دانش عمومي به عرصه بازيگري كمك ميكند.