اغلب كارگردانهايي كه بازيگري هم ميكنند، بسختي به بازي تن ميدهند و حتي بازيگري را كنار گذاشتهاند. علت اينكه شما همچنان علاقهمند به حفظ جايگاه بازيگري خود هستيد، چيست؟
من اساسا ابتدا به ساكن كارگرداني كردهام، حداقل در كار تلويزيوني و بعد وارد كار بازيگري شدم. خيلي هم اين تفكيكها را نميفهمم و براي من بازيگري حداقل از يك مقطعي جدي شد. من اساسا دلم نميخواست بازيگري كنم، ولي شرايطي به وجود آمد كه بازي كنم. اين البته به معني اين نبود كه به بازيگري علاقه نداشتم، چون به نظرم بازيگري مقوله جذابي است. در واقع، شرايطي به وجود آمد كه بازيگري كنم و ادامه دادم و ادامه هم خواهم داد اگر همان پارامترهايي كه در نظر دارم در يك نقش وجود داشته باشد.
شخصيت پرويز در فيلم ضد گلوله پرداخت بسيار خوبي دارد. تا چه حد در ايفاي اين نقش وامدار فيلمنامه بوديد؟
بزرگترين امتياز فيلمنامه ضد گلوله شخصيتپردازي و ديالوگنويسي خوبش بود كه در واقع اينها به هم مرتبط است. در واقع، فيلمنامه خوب بود و كاراكتر پرويز هم اين ويژگيها را داشت و خوب نوشته شده بود. فيلمنامه را كه خواندم يك تلقي نسبت به نقش داشتم كه وقتي با مصطفي كيايي دربارهاش صحبت كردم، متوجه شدم اين تلقي به هم نزديك است.
تلقي شما از نقش پرويز چه بود؟
دقيقا همان چيزي كه بازي كردم. كاراكتري كه در وهله اول يك جاهايي و يك لحظاتي به دليل شرايط ويژه جسمي و رواني كه در جنگ برايش به وجود آمده، به هم ميريزد و آشفته ميشود. اما عمدهترين وجه كاراكتر براي من اين بود كه فكر ميكردم بايد دوستداشتني باشد و تماشاچي او را دوست داشته باشد.
با توجه به اينكه در چند سال اخير، سينماي كمدي ما رزومه قابل دفاعي ندارد و حضور در پروژهاي از اين دست ميتواند حتي نگرانكننده هم باشد كه نتيجه كار خوب خواهد بود يا خير آيا شكي در انتخاب اين نقش برايتان به وجود نيامد؟
كرامتي: بزرگترين امتياز فيلمنامه ضد گلوله شخصيتپردازي و ديالوگنويسي خوبش بود كه در واقع اينها به هم مرتبط است. در واقع، فيلمنامه خوب بود و كاراكتر پرويز هم اين ويژگيها را داشت و خوب نوشته شده بود
من واقعا نگراني بابت كمدي بودن فيلم نداشتم. وقتي فيلمنامه را خواندم و همان مقطع هم متوجه شدم كه مهدي هاشمي قرارداد بسته است، خيالم راحت شد. ضمن اينكه بازيگران ديگر نقشها از بچههاي تئاتر بودند و با صحبتهايي كه با مصطفي داشتم، نگاه او را به مقوله كمدي دريافتم و نگراني نداشتم.
در واقع متوجه شدم آن كمدي كه نگرانكننده است (و اين نگراني هم درست است)، در اين فيلم نيست. اصل اين ماجرا در واقع برميگردد به نگاه سازندگان اين آثار و نگاهشان به مقوله طنز و كمدي.
اگر بخواهم بگويم كه كمديهايي كه مدنظر شماست، نگاه هجوگونه يا رفتارها، ديالوگها و موقعيتهاي سخيف دارد (كه نوعي است در جاي خودش، هرچند كه آنها را دوست ندارم) ولي مطمئن بودم ضدگلوله از اين نوع نيست؛ چون هم فيلمنامه وزني براي خودش داشت و هم آدمهايي كه براي اين كار دور هم جمع شده بودند، متوجه بودند كه به آن سمت و سو نروند. براي ما ضدگلوله فيلم جدي بود كه بايد خوب پرداخته ميشد تا براي تماشاچي سرگرمكننده، شاديآور و جذاب باشد و در عين حال از هجو كمدي سخيف فاصله بگيرد.
شما پيش از اين هم در فيلمهاي جنگي بازي كردهايد، مثلا «سفر به چزابه». هرچند اين دو فيلم هيچ ارتباطي باهم ندارد، ولي تا چه حد جنگيبودن فيلم شما را جذب كرد؟
در واقع اين دو فيلم به لحاظ موقعيت، كاراكتر و فيلمنامه ربطي به هم نداشت و كليت فيلمنامه مرا جذب كرد. ضدگلوله، روايتي از يك واقعه است به اسم جنگ ايران و عراق كه در يك موقعيت خاص روايت ميشود و لحن كمدي دارد.