
از همان چیزی که میترسیدیم سرمان آمد. باخت به لبنان. تیمی که در تمام طول تاریخش موفق نشده بود به ما گل بزند ما را برد. اما جای شکرش باقی است که خیلی هم بد موقع نبرد! شاید این باخت فوتبالیست های مغرور را کمی تحت فشار بگذارد تا به جای شانه خالی کردن از پاسخگو بودن کمی باورشان شود که افت کرده اند.
نفرات و ترکیب اولیه تیم ملی تا حدودی مشکل داشت. شاید هم حضور شجاعی بخاطر آن بود که سرمربی پرتغالی کشورمان حریف را دست کم گرفته بود. البته بازی همزمان کریمی و نوری هم همان قدر جای سوال داشت که ورود غلامی در نیمه دوم. اما واقعاً نمی شود همه تقصیرها را به گردن مربی تیم انداخت. هرچند او هم به اندازه خود مقصر باشد.
در صحنه ی تک گل لبنان هزاران نکته ساده نهفته بود. از همان دست نکات مهمی که کسی برایش وقت نمی گذارد. چیزهای پیش پا افتاده ای که فقط نیاز به تعلیم دارد. البته که نه در این سطح و این مساله اهمیت توجه به فوتبال آکادمیک و پایه را می رساند. مدافع تیم ملی درست مانند بازی پرسپولیس مقابل فولاد روی ارسال حریف، آن هم در منطقه حساس جلوی دروازه به جای آنکه جلوی روی مهاجم حریف بایستد خیلی مبتدیانه پشت سرش قرار گرفته. خوب مشخص است در صورتی که توپ به سمتش بیاید شانس مهاجم برای ضربه زدن بیشتر است. حالا وقتی بازیکنی این اشتباه ساده را تکرار می کند مشخص است که این نمی تواند یک اتفاق باشد.
همچنین با تماشای بازی ایران مقابل لبنان می توان گفت ما در اصول اولیه خطا کردن هم مشکل داریم. چه اصراری است که وقتی توپ در کناره هاست (دورترین و کورترین نقطه برای دروازه) به حریف موقعیت ارسال بدهیم. در حالی که آنها در جریان بازی و روی ارسال ها جرات ندارند با تعداد نفرات زیاد در حمله شرکت داشته باشند این یک هدیه از جانب ماست.هدیه ای که دروازبان اول تیم ملی هم بارها ثابت کرده علی رغم تمام توانایی ها روی این ضربات ضعف دارد. شاید همان هم آموزشی است. توپ های ارسالی به داخل محوطه 6 قدم باید با خروج دروازبان همراه شود. توپ های این نقطه اگر توسط گلر مهار نشود، مهاجمان به علت پوزیشن بهتر برای ضربه زدن مسلط ترند تا مدافعان.
ما به لبنان باختیم در حالیکه با تساوی ازبکستان و کره شانس خوبی برای سرگروهی و حتی صعود آسان تر به برزیل داشتیم اما هنوز 5 بازی دیگر مانده و برای هر کاری فرصت هست. به شرط آنکه پل ساختن از این شکست عبرت آموز را بلد باشیم