0

ظلم و ستم

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

ظلم و ستم

1. زشت ترین نوع ستم
ظلم الضعیف افحش الظلم. (نامه 31)
ستم كردن به ناتوان، زشت ترین نوع ستم است.
2. صلاح روزگار
اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله، ثم اسا رجل الظن برجل لم تظهر منه حوبه فقد ظلم! و اذا استولی الفساد علی الزمان و اهله، فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر!. (حكمت 114)
هرگاه صلاح و شایستگی بر روزگار و اهلش حاكم شد، اگر شخصی به دیگری گمان بد ستم كرده است و هنگامی كه فساد و تباهی بر زمان و اهلش ‍ مستولی شده باشد، اگر كسی به دیگری خوش گمان باشد خود را فریب داده است.
3. میزان بین خود و دیگران
یا بنی! اجعل نفسك میزانا فیما بینك و بین غیرك، فاحبب لغیرك ما تحب لنفسك، و اكره له ما تكره لها، و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم، و احسن كما تحب ان یحسن الیك، و استقبح من نفسك ما تستقبحه من غیرك، و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك .(نامه 31)
فرزندم! خویشتن را معیار و میزان بین خود و دیگران قرار بده، پس آن چه برای خود دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار و آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند و همان گونه كه دوست نداری به تو ستم شود ستم نكن و همان طور كه دوست داری به تو نیكی شود به دیگران نیكی كن و آن چه برای خود زشت می داری، برای دیگران هم زشت بشمار و بالاخره به همان چیزی برای مردم راضی باش كه برای خود راضی هستی.
4. بدترین توشه در قیامت
بئس الزاد الی المعاد، العدوان علی العباد .(حكمت 221)
بد توشه ای است برای روز جزا، ستم كردن بر بندگان خدا.
5. حال آغازگر ستم در قیامت
للظالم البادی غدا بكفه عضه. (حكمت 186)
آن كه آغازگر ستم است فردای قیامت دستش را (از پشیمانی) به دندان بگزد.
6. امر به معروف و نهی از منكر
رحم الله رجلا رای حقا فاعان علیه، او رای جورا فرده، و كان عونا بالحق علی صاحبه .(خطبه 205)
رحمت خدا بر كسی كه چون حقی را دید، یاری اش كرد و چون ستمی را دید از آن جلوگیری كرد و حق را در برابر ستمگر یاری رساند.
7. نحوه قسم ستمكار
احفلوا الظالم اذا اردتم یمینه بانه بریء من حول الله و قوته؛ فانه اذا حلف بها كاذبا عوجل العقوبه، و اذا حلف بالله الذی لا اله الا هو لم یعاجل، لانه؛ لانه قد وحدالله تعالی .(حكمت 253)
ستمكار را اگر خواستید قسم دهید به این عبارت سوگند دهید: از حول و قوه خداوند بیزار هستم اگر چنین كنم؛ زیرا اگر به این عبارت به دروغ سوگند بخورد، در مجازاتش شتاب شود، اما اگر سوگند بخورد به: خدایی كه الهی جز او نیست در عقوبتش شتاب نشود؛ زیرا خداوند تعالی را به یگانگی یاد كرده است.
8. سرانجام شوم ستم
الله الله فی عاجل البغی، و آجل و خامه الظلم .(خطبه 192)
خدا را، خدا را، از شتاب (كیفر) سركشی مراقب باشید، و از سرانجام وخیم ستم بهراسید.
9. دو عامل تباهی دین و دنیا
ان البغی و الزور یذیعان المرء فی دینه و دنیاه، و یبدیان خلله عند من یعینه .(نامه 48)
همانا ستمگری و دروغگویی دین و دنیای آدمی را تباه می كنند و معایب او را در نظر عیب جویانش آشكار می سازند.
10. شكست حتمی ستمكار
لا تدعون الی مبارزه، و ان دعیت الیها فاجب، فان الداعی باغ، و الباغی مصروع .(حكمت 233)
امام علیه السلام به فرزندش حضرت حسن علیه السلام فرمود: كسی را به مبارزه دعوت نكن، اما اگر تو را به مبارزه طلبیدند، اجابت كن؛ زیرا دعوت كننده به مبارزه ستمكار است و ستمكار در هر حال شكست خورده است.
11. انتقام گرفتن از ستمگر
ایها الناس! اعیونی علی انفسكم، و ایم الله لانصفن المظلوم من ظالمه، و لاقودن الظالم بخزامته حتی اورده منهل الحق و ان كان كارها .(خطبه 136)
ای مردم! مرا برای اصلاح نفوس خودتان یاری كنید و سوگند به خدا داد مظلوم را از ظالمش می ستانم و افسار ستمكاران را می گیرم و او را تا چشمه سار حق می كشانم اگرچه او نخواهد.
12. در این روزگار خوش بین مباش!
اذا استولی الفساد علی الزمان و اهله، فاحسن رجل الظن برجل، فقد غرر !. (حكمت 114)
هرگاه نادرستی بر روزگار و مردم آن چیره گردد و با چنین وضعی انسانی به انسان دیگر خوش بین باشد، بی گمان فریب خورده است.
13. مغلوب حقیقی
ما ظفر من ظفر الاثم به، و الغالب بالشر مغلوب .(حكمت 327)
كسی كه به ارتكاب گناه پیروز شود (در حقیقت) پیروز نباشد و كسی كه با ستم غلبه كند (در واقع) مغلوب است.
14. مقتول تیغ ستم
من سل سیف البغی قتل به. (حكمت 349)
آن كس كه تیغ ستم بركشد، خود با آن كشته شود.
15. گناهكار بودن ستمگر
من بالغ فی الخصومه اثم، و من قصر فیها ظلم .(حكمت 298)
هر كس در دشمنی شدت به خرج بدهد، مرتكب گناه شده و كسی كه كوتاهی كند ستم ورزیده است.
16. انواع ستم
الا و ان الظلم ثلاثه: فظلم لا یغفر، و ظلم لا یترك، و ظلم مغفور لا یطلب. فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرك بالله، قال الله تعالی: (ان الله لا یغفر ان یشرك به). و اما الظلم الذی یغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات، و اما الظلم الذی لا یترك فظلم العباد بعضهم بعضا .(خطبه 176)
آگاه باشید! ستم بر سه نوع است: ستمی كه هرگز بخشیده نمی شود، ستمی كه بدون مجازات نمی ماند و ستمی كه بخشیده می شود و بازخواست ندارد، اما ستمی كه بخشیده نمی شود شرك به خداست كه می فرماید: همانا خداوند شرك به خود را نمی آمرزد اما ستمی كه بخشیده می شود، ستمی است كه انسان با لغزش ها (و ارتكاب گناهان صغیره) به خود روا می دارد و اما ستمی كه بدون مجازات نمی ماند، ستمگری بعضی از بندگان بر بعضی دیگر است.
17. اتمام حجت بر امام علی - علیه السلام -
لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ الله علی العلما الا یقاروا علی كظه ظالم، و لا سغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها .(خطبه 3)
اگر نبود همایش آن جمعیت انبوه و این كه با وجود یار و یاور حجت تمام است و اگر نبود كه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است كه در برابر سیری ستمگر و گرسنگی ستمدیده آرام ننشیند و بدان رضایت ندهند، هر آینه مهار شتر خلافت را بر كوهان آن می انداختم.
18. پرهیز از ستمگری
لزیاد بن ابیه و قد استخلفه لعبد الله بن العباس علی فارس و اعمالها، فی كلام طویل كان بینهما، نهاه فیه عن تقدم الخراج: استعمل العدل، واحذر العسف و الحیف، فان العسقف یعود بالجلا، والحیف یدعو الی السیف .(حكمت 476)
وقتی زیاد بن ابیه را به جای عبدالله بن عباس كارگزار فارس كرد، در ضمن سخنرانی مفصل او را از گرفتن خراج اضافی منع كرد و فرمود: عدل و داد را به كار بند و از سختگیری و بیداد بپرهیز؛ زیرا سختگیری ناروا مردم را آواره می كند و ستمگری مایه شورش و خونریزی می شود.
19. ستمگران دنیاطلب
لما نهضت بالامر نكثت طائفه، و مرقت اخری، و قسط آخرون: كانهم لم یسمعوا الله سبحانه یقول: (تلك الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساد و العاقبه للمتقین) بلی! والله لقد سمعوها و عوها، و لكنهم حلیت الدنیا فی اعینهم وراقهم زبرجها .(خطبه 3)
چون خلافت را به دست گرفتم، گروهی پیمان شكستند و گروهی از دین خارج شدند و دسته ای دیگر ستم پیشه كردند؛ گویی این سخن خدای سبحان را نشنیدند كه: آن سرای آخرت را برای كسانی قرار می دهیم كه خواهان سركشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزگاران است. آری! سوگند به خدا كه آن را شنیدند و فهمیدند؛ اما دنیا در چشم آن ها زیبا شد و زیب و زیورهای آن خوشایندشان گردید.
20. پرهیز از ستمگری
الله الله فی عاجل البغی، و آجل و خامه الظلم، و سوء عاقبه الكبر .(خطبه 192)
برحذر باشید از خدا، بترسید از خدا، درباره نتایج دنیوی ظلم و وخامت اخروی آن و بدی عاقبت كبر.
21. زودی بازخواست ستمكار
سینتقم الله ممن ظلم، ماكلا بماكل، و مشربا بمشرب، من مطاعم العلقم و مشارب الصبر و المقر .(خطبه 158)
زود باشد كه خداوند از كسی كه ظلم كرده است انتقام بكشد، درباره خوراك و آشامیدنی كه با ستم به خود اختصاص داده است، به وسیله خوراك های تلخ و شرنگبار و آشامیدنی های چون صبر تلخ زهرآگین.
22. بیزاری از ستم
اعجب من ذلك طارق طرقنا بملفوفه فی وعائها، و معجونه شنئتها، كانما عجنت بریق حیه اوقیئها، فقلت: اصله، ام زكاه، ام صدقه؟ فذلك محرم علینا اهل البیت، فقال: لا ذا و لا ذاك، و لكنها هدیه. فقلت: هبلتك الهبول! اعن دین الله اتیتنی لتخدعنی؟ امختبط انت ام ذو جنه، ام تهجر؟ والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاكها، علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته .(خطبه 224)
(آن جا كه از ستم بیزاری می جوید، می فرماید:) شگفت تر از این، قصه آن شخصی است كه شبانگاهی در خانه ما را كوبید و در دستش ظرف سرپوشیده (پر از حلوایی لذیذ) بود، چنانش ناخوش نفرت داشتم كه گویی با آب دهان یا استفراغ ماری در آمیخته است؟ به او گفتم: آیا این صله است یا زكات یا صدقه؟ زیرا كه این ها بر ما خاندان حرام است!
گفت: نه این است و نه آن. بلكه هدیه ای است.
گفتم: زن فرزند مرده (مادرت) بر تو بگرید! آیا از طریق دین خدا وارد شده ای تا مرا بفریبی؟ ابله شده ای یا دیوانه، یا هذیان می گویی؟ سوگند به خدا، كه اگر هفت اقلیم را با آن چه در زیر افلاك آن هاست به من دهند تا با بیرون كشیدن پوست جوی از دهان مورچه ای خدا را نافرمانی كنم هرگز نخواهم كرد.

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:48 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها