توصیف مرگ
1. زمان عمر معین
خلق الاجال فاطالها و قصرها، و قدمها و اخرها، و وصل بالموت اسبابها، و جعله خالجا لاشطانها، و قاطعا لمرائر اقرآنها. (خطبه 91)
مدت عمر هر كس را بیافرید و مقدر و معین كرد، پس آن را طولانی و كوتاه و مقدم و مؤ خر قرار داد. برای مرگ هر موجودی سبب ها و علت های همراه نمود، و مرگ را كشنده ریسمان های طولانی و قطع كننده بندهای بسیار محكم زندگی قرار داد.
2. حافظ انسان
كفی بالاجل حارسا. (حكمت 306)
اجل برای حفاظت انسان كافی است.
3. از بین برنده خوشی ها
ان الموت هادم لذاتكم، و مكدر شهواتكم، و مباعد طیاتكم، زائر غیر محبوب، و قرن غیر مغلوب، و واتر غیر مطلوب. قد اعلقتكم حبائله و تكنفتكم غوائله، و اقصدتكم معابله و عظمت فیكم سطوته و تتابعت علیكم عدوته، و قلت عنكم نبوته. فیوشك ان تغشا كم دواجی ظلله و احتدام علله. (خطبه 230)
مرگ لذت ها و خوشی های شما را از میان می برد و آرزوهای شما را تیره و تار می سازد و میان شما و هدف هایتان فاصله می اندازد، دیدار كننده ای است كه هیچ كس او را دوست ندارد و مبارزی است كه هرگز شكست نمی خورد و جنایتكاری است كه هرگز بازخواست نمی شود. هم اكنون بندهای دام خویش را (به دست و پای) شما انداخته. نزدیك است كه تاریكی سایه های مرگ و شدت دردهای آن شما را فرا گیرد.
4. مرگ میعادگاه نهایی
وای علی نفسه ان لا یضطربق شبح مما اولج فیه الروح، الا و جعل الحمام موعده، و الفنا غایته. (خطبه 165)
و وعده نموده خداوند متعال كه هیچ موجودی را كه روح در آن دمیده است (از وضع مقرر خود) دگرگونی نباشد، جز این كه مرگ را وعده گاه نهایی و فنا را پایان كار او قرار داده است.
5. بیچاره فرزند آدم !
مسكین ابن آدم! مكتوم الاجل، مكنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقه و تقتله الشرقه، و تنتنه العرقه. (حكمت 419)
بیچاره فرزند آدم ! زمان مرگش نامعلوم، علل بیماری اش ناپیدا، عملش محفوظ، پشه ای او را می آزارد و تابش آفتاب او را می كشد، و عرق بدنش بدبویش می سازد.
6. سپری نگاهدارنده
ان مع كل انسان ملكین یحفظانه، فاذا جا القدر خلیا بینه و بینه، و ان الاجل جنه حصینه. (حكمت 201)
همراه هر انسانی دو فرشته است كه او را محافظت می كنند، پس هنگامی كه تقدیر فرا رسد از او جدا شوند و اجل، سپری است نگاه دارند.
7. بی اعتباری دنیا
لو ان احدا ید الی البقا سلما او لدفع الموت سبیلا، لكان ذلك سلیمان بن داود علیه السلام الذی سخر له ملك الجن و الانس مع النبوه و عظیم الزلفُه. فلما استوفی طعمته، و استكمل مدته، رمته قسی الفنا بنبال الموت، و اصبحت الدیار منه خالیهً، و المساكن معطلهً، و ورثها قوم آخرون. (خطبه 182)
اگر كسی می توانست نردبانی برای جاودانگی پیدا كند، یا برای دفع مرگ راهی پیش گیرد، قطعا این شخص سلیمان بن داوود علیه السلام بود كه ملك جن و انس برای او مسخر بود، با منصب پیامبری و تقرب بزرگ به خدا. او هنگامی كه روزی خود را تمم كرد و مدت عمرش را به پایان رساند، كمان های فنان تیرهای مرگ را به طرف او نشانه گرفت. شهر از وی خالی گشت و مساكن از وجود او تهی شد و از كار افتاد و گروهی دیگر آن میراث ها را به ارث بردند.
8. فاصله بهشت و جهنم
ما بین إحدكم و بین الجنه إوالنار الا الموت ان ینزل به. و ان غایه " تنقصها اللحظُه، و تدمها الساعه، لجدیره بقصر المدُه. و ان غائبا یحدوه الجدیدان: اللیل و النهار، لحری بسرعه الاوبه. و ان قادما یقدم بالفوز او اشقوُه لمستحق لافضل العدُه. (خطبه 64)
فاصله شما با بهشت یا جهنم بیش از فرا رسیدن مرگ نیست، زندگانی كه گذشت لحظات از آن می كاهد و مرگ آن را نابود می كند، حتما كوتاه خواهد بود، و سزاوار است كه كوتاه باشد. زندگی كه گذشت شب و روز آن را به پیش می برد و به زودی به پایان خواهد رسید و مسافری كه سعادت و یا شقاوت را به همراه دارد باید بهترین زاد و توشه را با خود بردارد.
9. سپری در برابر مرگ
ان علی من الله جنهً حصینهً، فادا جا یومی انفرجت عنی و اسلمتنی؛ فحینئذا لا یطیش السهم، و لا یبرا الكم. (خطبه 62)
خداوند برای من سپری محكم قرار داده است . چون روز مرگ من فرا رسد، آن سپر از من جدا شده و مرا به دست مرگ می سپرد. در آن هنگام، نه تیر به خطا رود و نه زخم بهبود یابد.
10. روزی و اجل مقدر
الی عبدالله بن العباس فانك لست بسابق اجلك، و لامرزوق ما لیس لك. (نامه 72)
خطاب به ابن عباس فرمود: نه بر مرگ پیشی می گیری و نه از آن چه روزی تو نیست خواهی خورد.
11. همه چیز فانی است
ماینجو من الموت من خافه، و لا یعطی البقا من احبه. (خطبه 38)
هر كس از مرگ بترسد از آن رهایی نیابد و هر آن كس كه زندگانی را دوست داشته باشد همیشه زنده نماند.
12. عظمت سختی های مرگ
ان للموت لغمرات هی افظع من ان تستغرق بصفه، او تعتدل علی عقول اهل الدنیا. (خطبه 221)
مانا مرگ سختی هایی دارد كه دشوارتر از آن است كه به وصف آید، یا خرده های مردم جهان بتواند آن را درك كند.
13. پایان زندگی دنیوی
بالعم یرهب الموت، و بالموت تختم الدنیا. (خطبه 156)
با دانش و آگاهی، هراس از مرگ حاصل می شود و با مرگ دنیا به پایان می رسد.
14. ندای فرشته
ان لله ملكا ینادی فی كل یوم : لدوا للموت واجمعوا للفنا، و ابنوا للخراب. (حكمت 132)
همانا خداوند متعال فرشته ای دارد كه هر روز بانگ می زند: بزایید برای مردن، گرد آورید برای نیست شدن، بسازید برای ویران شدن!
15. پنهان زدیده ها
ان اجله (الانسان) مستور عنه، و امله خادع له. (خطبه 64)
همانا مرگ از نظر انسان پنهان و آرزوهایش فریبنده اوست.
16. اجل معین
لك اجل وقتا لا یعدوه، و سببا لا یتجاوزه. (خطبه 193)
هر اجلی مدتی، و وقت معینی دارد كه از آن نمی گذرد و سببی كه از آن تجاوز نمی كند.
17. كوتاهی در اعمال
الا و انكم فی ایام امل من ورائه اجل؛ فمن عمل فی ایام امله قبل حضر اجله فقد نفعه عمله، و لم یضرره اجله. و من قصر فی ایام امله قبل حضور اجله، فقد خسر عمله، و ضره اجله. (خطبه 28)
آگاه باشید! همه در دوران آرزویی به سر می برند كه اجل در پی آن است، بنابراین هر كس پیش از رسیدن اجلش در همان دوران آرزوها به عمل پردازد، اعمالش به او سود می بخشد و فرارسیدن مرگش به او زیانی نمی رساند و كسی كه در این ایام آرزو و پیش از رسیدن مرگ در عمل كوتاهی كند، گرفتار خسران شده و فرارسیدن مرگش برای او زیان خواهد داشت.
18. گروگان عمل
فارعوا عباد الله ما بر عایته یفوز فائزكم و باضاعته یخسر مبطلكم، و بادروا آججالكم باعمالكم؛ فانكم مرتهنون بما اسلفتم، و مدینون بما قدمتم. (خطبه 190)
ای بندگان خدا! رعایت كنید آنچه را كه به سبب رعایتش رستگار شما سود می برد و با فرو گذاشتنش تبهكار شما زیان می بیند و پیش از فرا رسیدن اجل هایتان كار كنید، زیرا شما گروگان چیزی هستید كه پیشاپیش فرستاده اید و در قبال آنچه كرده اید، جزا داده می شوید.
19. از مرگ پیشی بگیرید!
بادروا الموت الذی ان هربتم منه ادرككم، و ان اقمتم اخذ كم، و ان نسیتموه ذكركم. (حكمت 203)
بر مرگ پیشی گیرید، زیرا كه اگر بگریزید شما را دریابد و اگر برجا بمانید، شما را می گیرد و اگر فراموشش كنید شما را به یاد آورد.
20. رسیدن به مرگ
و الله ما فجانی من الموت وارد كرهته، ولا طالع انكرته، و ما كنت الا كقارب ورد، وطالب وجد. (نامه 23)
قسم به خدا، هیچ چیز از مرگ نیست كه ناگهان به من برسد و من از آن كراهت داشته باشم و چیزی از آن بر من آشكار نمی گردد كه آن را نشناخته و از آن امتناع داشته باشم . من در رسیدن به مرگ، مانند كسی هستم كه هنگام شب تشنگی بر او چیره شده و اكنون به آب رسیده كه در آرزوی چیزی است و اینك مطلوب خود را یافته است.
21. مهیای مرگ باشید!
بادروا الموت و غمراته، و امهدوا له قبل حلوله، و اعدوا له قبل نزوله. (خطبه 190)
برای استقبال مرگ و سختی های آن، پیش از آن كه پیك اجل بر سر شما تاختن بیاورد آماده شوید، پیش از فرود آمدن آن، برای پذیرشش مهیا شوید.
22. آمادگی برای مرگ
استعدوا للموت فقد اظلكم، و كونا قوما صیح بهم فانتبهوا، و علموا ان الدنیا لیست لهم بدار فاستبدلوا ... و ما بین احدكم و بین الجنه او النار الا الموت ان ینزل به ... نسال الله سبحانه ان یجعلنا و ایاكم ممن لا تبطره نعمه، و لا تقصر به عن طاعُه ربه غایه، و لا تحل به بعد الموت ندامه و لاكابه. (خطبه 64)
برای مرگ آماده باشید كه سایه اش بر شما گسترده است و همچون گروهی باشید كه چون بر آنان بانگ زدند زود بیدار شدند و میان هیچ یك از شما و بهشت و دوزخ جز مرگی كه بر او فرود آید فاصله ای نیست . از خدای بزرگ می خواهیم كه ما و شما را از گروهی قرار دهد كه نعمت دنیا آنان را سرمست و مغرور نمی سازد و هیچ هدفی آن ها را از بندگی حق باز نمی دارد و پس از مرگ پشیمان و اندوهگینی نمی شوند.
23. امر فراگیر
بادروا امر العامه و خاصه احدكم و هو الموت، فان الناس امامكم، ان اساعُه تحدوكم من خلفكم تخففوا تلحقوا، فانما ینتظر باولكم آخركم. (خطبه 167)
پیشدستی كنید برای آمادگی به استقبال امری كه فراگیر همه و در برگیرنده هر یك از شما با كیفیت مخصوص به شما است، این امر همان مرگ است، مردم را با سرنوشت حتمی مرگ پیش چشمانتان می بینید و قیامت شما را از پشت به سوی خوی می راند، سبك شوید! برسید! جز این نیست كه گذشتگان در انتظار آیندگان اند.