0

توحید

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

توحید

1. دو ستون محكم دین
وصیتی لكم: ان لا تشركوا بالله وشیئا و محمد صلی الله علیه و آله فلا تضیعوا سنته. اقیموا هذین العمودین، و اوقدوا هذین المصباحین، و خلاكم ذم ! (نامه 23)
وصیتم به شما این است كه هیچ چیزی را شریك خدا قرار ندهید و سنت محمد صلی الله علیه و آله را تباه نسازید. این دو ستون محكم دین (توحید و محافظت بر سنت پیامبر) را برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگاه دارید تا در نتیجه، توبیخ از شما دور باشد.
2. بی همتایی در خلقت
.. لا شریك اعانه علی ابتداع عجائب الامور. (خطبه 91)
هیچ شریك و همتایی او را در آفرینش مخلوقات شگفت انگیز كمك و یاری نكرده است .
3. وحدانیت خدا
لم یولد سبحانه فیكون فی العز مشاركا و لم یلد فیكون موروثا. (خطبه 182)
خداوند زاییده نشده تا در بزرگواری اش شریك داشته باشد و نزاییده است.
4. نه زاده و نه زاییده شده !
الله الذی لم یلد فیكون مولودا، و لم یولد فیصیر محدودا. جل عن اتخاذ الابنا (خطبه 186)
خداوند كسی را نزاده تا خود مولود باشد و از كسی زاده نشده تا محدود به حدودی باشد، بالاتر از آن است كه فرزندانی بپذیرد.
5. طنین دلایل توحید
نعقت فی اسماعنا دلائله علی وحدانیته. (خطبه 65)
دلایل او خدا بر یگانگی اش در گوش های ما طنین انداز است.
.6 ستم نابخشودنی
فاما الظلم الذی لا یغفر فالشرك بالله، قال الله تعالی : (ان الله لا یغفر ان یشرك به). (خطبه 176)
ستمی كه بخشیده نخواهد شد، شرك به خداست و قول خدای تعالی است كه : (خداوند نمی بخشد آن كه به او شرك آورد.
.7 آثار اخلاص
ان الله تعالی ... شد بالاخلاص و التوحید حقوق المسلمین فی معاقدها. (خطبه 167)
خداوند، با اخلاص و یكتا پرستی گره حقوق مسلمانان را محكم كرد.
.8 بی همتایش بدان !
ما وحده من كیفه، و لا حقیقته اصاب من مثله، و لا ایاه عنی من شبهه و لا صمده من اشار الیه و تو همه. (خطبه 186)
بی همتایش ندانسته كسی كه برای او (خداوند) چگونگی و كیفیت بپندارد، و به حقیقت او نرسیده است كسی كه برایش همانند و همتایی بپندارد، و به او نپرداخته كسی كه او را به چیزی مانند كند، و قصد او نكرده كسی كه به او اشاره كند یا به خیالش آورده باشد.
.9 اساس دین
اول الدین معرفته، و كمال معرفته التصدیق به، و كمال التصدیق به توحیده، و كمال توحیده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفی الصفات عنه. (خطبه 1)
اساس دین شناخت خدا، و كمال شناخت، اعتراف به وجود اوست، و كمال اعتراف، درك یكتایی اوست، و كمال توحید خدا، پاك ساختن عمل برای اوست و كمال اخلاص در برابر او، این است كه وی را از صفات ممكنات منزه دانی .
10. بی همتایی خداوند
.. واحد لا بعدد، و دائم لا بامد، و قائم لا بعمد. تتلقاه الاذهان لا بمشاعره، و تشهد له المرائی لا بمحاضره. (خطبه 185)
(اوست خدایی كه) یگانه است نه به شمارش، و جاودان و به خود پایدار است، برپاست نه با نگاهدارنده ای، ذهن ما او را می شناسند و به درك او نرسند. هر جا بر وجود او شهادت دهد، بدون آن كه در آن باشد.
11. مرز نداشتن خدا
لم تبلغه العقول بتحدید فیكون مشبها، و لم تقع علیه الاوهام بتقدیر فیكون ممثلا. (خطبه 155)
خردها برای او حد و مرزی نتوانند نهاد، تا در نتیجه به چیزی مانند باشد و اوهام برایش اندازه ای تعیین نتوانند كرد، تا بتوان برایش مثالی فرض كرد.
12. گواهی به وحدانیت حق
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له: الاول لا شی ء قبله، و الاخر لا غایه له، لا تقع الاوهام له علی صفه، و لا تعقد القلوب منه لی كیفیه. (خطبه 85)
گواهی می دهم كه خدایی نیست جز خدای یگانه كه بی شریك و بی همتاست، آغاز و اول است و قبل از او چیزی نیست، نه پندارها برای او صفتی می دانند و نه عقل ها اثبات چگونگی او را می توانند.
13. حقیقت توحید
التوحید ان لا تتو همه، والعدل ان لا تتهمه. (حكمت 470)
حقیقت توحید آن است كه خدا را در فهم و اندیشه خود نیاوری و عدل آن است كه او را (به هیچ بدی و ظلم ) متهم نسازی.
14. شناخت خدا
لا تناله الاوهام فتقدره، و لا تتوهمه الفطن فتصوره و لا تدركه الحواس ‍ فتحسه و لا تلمسه الایدی فتمسه. (خطبه 186)
و هم ها به او نمی رسد، تا اندازه گیری اش كنند و اندیشه های باریك بین او را در وهم نتوانند آورد، تا در نتیجه تصورش كنند و حواس به او نرسند، تا در نتیجه حسش كنند و به دست نمی آید تا در نتیجه او را لمس كنند.
15. اطاعت در عصیان نشاید
لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق. (حكمت 165)
اطاعت از مخلوق در عصیان و نافرمانی از خالق نشاید.
16. ریا، شرك به خداوند
اعلموا ان یسیر الریا شرك. (خطبه 86)
بدانید، ریاكاری هر چند هم كم باشد شرك به خداوند است.
17. قبل از همه خدا
الحمد لله الكائن قبل ان یكون كرسی او عرش، اوسما او ارض، او جان او انس، لا یدرك بوهم، و لا یقدر بفهم، و لا یشغله سائل، و لا ینقصه نائل، و لا ینظر بعین، و لا یحد باین، و لا یوصف بالازواج، و لا یخلق بعلاج، و لا یدرك بالحواس و لا یقاس بالناس. (خطبه 182)
سپاس خدایی را كه بوده و هست، پیش از آن كه كرسی یا عرش یا آسمان یا زمین یا پری یا انسان پدید آمده باشد. نه خیال درك او را تواند و نه فهم اندازه او بداند. نه پرسش كننده ای او را از كار متوقف كند، و نه عطا خواهنده ای در خزانه اش كاستی پدید آورد. بدون دیده بیناست و نمی تواند گفت كه كجاست . با همتایی وصف نگردد و با تمرین نمی آفریند، حواس نتواند او را درك كند و او را با مردم نتوان سنجید.
18. جایگاه رفیع توحید
تبارك الله الذی لا یبلغه بعد الهم، و لا یناله حدس الفطن. (خطبه 94)
پاك و بلند مرتبه است خدایی كه همت های بلند و حدس و گمان هوشمندان به او دسترس ندارد.
19. توحید بلاوصف
تتلقاه الاذهان بمشاعره، و تشهد له المرائی لا بمحاضره. لم تحط به الاوهام، بل تجلی لها بها. (خطبه 185)
ذهن ها او را دریابند؛ اما نه از راه ادراك، حواس و مشاعر و دیدنی ها بر وجود او گواهی دهند؛ اما نه به خاطر حضور او در آنها (بلكه از باب دلالت اثر بر مؤ ثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نیافت؛ بلكه به واسطه اوهام و خردها بر آنان متجلی شد.
20. خدایی نیست جز الله
فقلت انا: لا اله الا الله انی اولی مؤ من بك یا رسول الله. (خطبه 192)
من گفتم (لا اله الا الله) ای رسول خدا! من نخستین كسی هستم كه به تو ایمان می آورم .
21. اگر خدا را شریكی بود!
الامام علی علیه السلام فی وصیته لابنه الحسن علیه السلام: اعلم یا بنی ! انه لو كان لربك شریك لاتتك رسله و لرایت آثار ملكه و سلطانه، و لعرفت افعاله و صفاته، و لكنه اله واحد كما وصف نفسه. لا یضاده فی ملكه احد، و لا یزول ابدا. (نامه 31)
در سفارش خود به فرزند بزرگوارش امام حسن می فرماید: بدان تو ای فرزندم ! كه اگر پروردگارت را شریكی بود، بی گمان فرستادگان و رسولان او نیز نزد تو می آمدند و نشانه های پادشاهی و اقتدار او را می دیدی و افعال و صفاتش را می شناختی؛ اما خداوند همچنان كه خود در وصف خویش ‍ فرموده: (خدایی یگانه است و در ملكش رقیبی ندارد و هرگز زوال نمی پذیرد.)

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها