مال و ثروت
1. مایه شهوت
المال ماده الشهوات. (حكمت 58)
مال مایه شهوت هاست.
2. وصی خویش در اموال باش!
یابن آدم! كن وصی نفسك فی مالك، و اعمل فیه ما توثر ان یعمل فیه من بعدك. (حكمت 254)
ای فرزند آدم! تو خود در اموال و دارایی وصی خویش باش و امروز بدان گونه در آن عمل كن كه می خواهی بعد از تو عمل كنند.
3. سرور نابكاران
انا یعسوب المؤمنین، و المال یعسوب الفجار. (حكمت 316)
من امیر مؤمنانم و مال دنیا پیشوای بدكاران.
4. مال پند دهنده!
لم یدهب من مالك ما و عظك. (حكمت 196)
از دستت نرفته است هر مالی كه به تو پندی داده است.
5. دو شریك مال انسان
لكل امری فی مله شریكان الوارث و الحوادث. (حكمت 335)
هر انسانی در مال خود دو شریك دارد: وارث و حوادث.
6. بهتر از مال به جای مانده
ان اللسان الصالح یجعله الله تعالی للمرء فی الناس، خیر له من المال یورثه من لا یحمده. (خطبه 120)
زبان صالحی كه خداوند برای یك انسان عنایت فرماید تا انسان آن زبان صالح را در ایجاد سعادت برای مردم به كار ببرد، برای او بهتر است از مالی كه ان را برای كسی به ارث بگذارد كه سپاسش را به جای نیاورد.
7. بذل در راه خدا
لا اموال بذلتموها للذی رزقها. (خطبه 117)
اموال خویش را در راه آن كس كه به شما داده، بذل نمی كنید.
8. بدترین فقر، بهترین ثروت
لا غنی كالعقل؛ و لا فقر كالجهل. (حكمت 54)
هیچ ثروتی مانند عقل نیست و هیچ فقری مانند جهل نیست.
9. بزرگ ترین بی نیازی
الغنی الاكبر الیاس عما فی ایدی الناس. (حكمت 342)
بزرگ ترین بی نیازی ان است كه به آن چه در دست مردم است بی اعتنا باشی.
10. سودمندترین مال
لا مال اعود من العقل. (حكمت 113)
هیچ مال سودمندتر از خرد نیست.
11. رضا به روزی مقدر
لا مال اذهب للفاقه، من الرضا بالقوب. (حكمت 371)
هیچ مالی از رضامندی به قوت مقدر، حاجت برآورتر نیست.
وظیفه توانگران
12. كفالت فقیر
... لا یعول غنیهم فقی هم. (خطبه 233)
ثروتمندان امروز زندگی مستمندان را تكفل نمی نمایند.
13. بهتر از فروتنی اغنیا
ما احسن تواضع لا غنیا للفقرا طلبا لما عند الله! و احسن منه تیه الفقرء علی الاغنیا اتكالا علی الله. (حكمت 6)
چه نیكو است فروتنی توانگران در برابر تنگدستان، مشروط بر این كه این فروتنی برای طلب چیزی یا پاداشی بوده باشد كه در نزد خداست و بهتر از این از تواضع اغنیا در برابر فقرا) عزت نفس و بی اعتنایی تهیدستان در برابر توانگران است، مشروط بر این كه كار برای اعتماد و اتكال بر خداوند باشد.
14. وای بر خصم فقر!!
بوسا لمن خصمه - عند الله - الفقرا و المساكین و السائلون و المدفوعون، و الغارمون و ابن السبیل!. (نامه 26)
وای به حال كسی كه - دشمنش در نزد خدا - فقرا، بیچارگان، درماندگان، غلامان، ورشكستگان و در راه ماندگان باشند.
15. رد سفره ثروتمندان
من كتابه الی عامله بالبصره عثمان بنی حنیف - : ما ظننت انك تجیب الی طعام قوم عائلهم مجفو، و غنیهم مدعو. (نامه 45)
امام علی علیه السلام در نامه خود به عثمان بن حنیف، كارگزار خویش در بصره نوشت: گمان نمی كردم دعوت كسانی را بپذیری كه فقیران را كنار می زنند و ثروتمندان را دعوت می نمایند.
16. تساوی عرض حاجت نزد مؤمن و خدا
من شكا الحاجه الی مؤمن، فكانه شكاها الی الله، و من شكاها الی كافی، فكانما شكا الله. (حكمت 427)
هر كه نیاز خود را نزد مؤمن ببرد، گویا نزد خدا برده است و كسی كه نیازش را نزد كافری ببرد، گویا از خدا شكایت كرده است.
17. خوراك تهیدستان در اموال توانگران
ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیا اقوات الفقرا؛ فما جاع فقیر الا بما متع به غنی، و الله تعالی سائلهم عن ذلك. (حكمت 328)
خداوند سبحان خوراك تهیدستان را در اموال توانگران قرار داده است ، پس هیچ تهیدستی گرسنه نماند، مگر به سبب این كه ثروتمند از حق او بهره مند شده است و خدای بزرگ در این باره از آنان باز خواست می كند.
18. همدرد واقعی
الله الله ! ان تشكوا الی من لا یشكی شجو كم و لا ینقض برایه ما قد ابرم لكم. (خطبه 105)
زنهار! زنهار! از این كه پیش كسی درد دل كنید كه اندوه و مشكل شما را بر طرف نمی كند و با اندیشه خود گره از كار شما نمی گشاید.
19. رعایت مردم مستمند
من كتابه للاشتر لما ولاه مصر - : ... الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لا حیله لهم من المساكین و المحتاجین و اهل البوسی و الزمنی، فان فی هذه الطبقه قانعا و معترا، و احفظ لله ما استحفظك من حقه فیهم، و اجعل لهم قسما من بیت مالك و قسما من غلات صوافی الاسلام فی كل بلد، فان للاقصی منهم مثل الذی للادنی، و كل قد استرعیت حقه، فلا یشغلنك عنهم بطر، فانك لا تعذر بتضییعك التافه لا حكامك الكثیر المهم. فلا تشخص همك عنهم، و لا تصعر خدك لهم، و تفقد امور من لا یصل الیك منهم ممن تقتحمه العیون، و تحقره الرجال. ففرغ لاولئك ثقتك من اهل الخشیه و التواضع، فلیرفع الیك امورهم، ثم اعمل فیهم بالاعذار الی الله یوم تلقاه، فان هولا من بین الرعیه احوج الی الانصاف من غیرهم، و كل فاعذر الی الله فی تادیه حقه الیه. (نامه 53)
خدا را خدا را، در نظر بگیرید درباره طبقه پایین از مردمی كه چاره ای ندارند از بینوایان و نیازمندان و مشقت زدگان و زمین گیرشدگان، زیرا در این طبقه مردمی قانع و حاجت خواه وجود دارد، حق خدا را كه از تو مراعات آن را درباره آنان خواسته است حفظ كن و برای آنان قسمتی از بیت المال را در نظر بگیر و امور كسانی از این طبقه را كه نمی توانند به حضور تو برسند و مردم ره ان ان با تحقیر می نگرند و مردان چشمگیر آنان را پست می شمارند تحت نظر بگیر و برای رسیدگر به امور آنان مردمی را معین كن كه در نزد تو مرود اطمینان و اهل ترس از خدا و فروتن می باشند تا نیازها و مسال آنان را به تو اطلاع دهند، سپس درباره این طبقه مستمند چنان رفتار كن كه روز دیدار با خداوند سبحان معذور و سربلند باشی؛ زیرا این طبقه از دیگر مردم جامعه به انصاف و عدل و محبت نیازمندیرند و حقوق همه مردم و طبقات جامعه را چنان ادا كن كه در نزد خدا معذور و سر بلند باشی.
20. سفارشات به فرزند خود امام حسن ـ علیه السّلام ـ
اعلم ان امامك طریقا ذا مسافه بعیده و مشقد شدیده و انه لا غنی بك فیه عن حسن الارتیاد، و قدر بلاغك من الزاد مع خفه الظهر، فلا تحملن علی ظهرك فوق طاقتك، فیكون ثقل ذلك و بالا علیك، و اذا وجدت من اهل الفاقه من یحمل لك زادك الی یوم القیامه، فیوافیك به غدا حیث تحتاج الیه فاغتنمه و حمله آیاه و اكثر من تزویده و انت قادر علیه، فلعلك تطلبه فلا تجده، و اغتنم من استقرضك فی حال غناك لیجعل قضاه لك فی یوم عسرتك. (نامه 31)
بدان پیش روی تو راهی است بس دور و دارای مشقت شدید و تو از جستجوی شایسته در چگونگی این راه و مقدار توشه كافی و پشتی سبكبار بی نیاز نیستی، پس بار بیش از طاقت بر پشت خود حمل مكن كه سنگینی آن وبال گردنت باشد و اگر از مستمندان كسی را پیدا كردی كه از طرف تو توشه ای به قیامت ببرد و در ان روز در موقع احتیاج آن را به تو برساند، وجود او را غنیمت بشمار و بار را به او بسپار و هر چه بتوانی در فراوان كردن زاد و توشه او بكوش، شاید روزی جستجویش كنی و او را نیابی و هر كس كه از تو وامی بخواهد و تو توانایی آن را نداشته باشی، وجود او را غنیمت بشمار و نیازش را برطرف كن تا در روز دشواری آن را به تو ادا كند.
21. دو خصلت غیر قابل اعتماد
لا ینبغی للعبد ان یثق بخصلتین: العافیه، و الغنی. بینا تراه معافی اذ سقم، و بینا تراه غنیا اذ افتقر. (حكمت 426)
بنده را نشاید كه به دو خصلت اعتماد كند: تندرستی و توانگری؛ زیرا در حالی كه او را تندرست می بینی، ناگهان بیمار می شود و در حالی كه توانگرش می بینی، ناگهان تهیدست می گردد.
22. توانگری و فقر حقیقی
الغنی و الفقر بعد العرض علی الله. (حكمت 452)
توانگری و تهیدستی بعد از عرضه شدن اعمال انسان در پیشگاه خدا معلوم می شود.
23. آثار توانگری و مال
الغنی فی الغربه وطن، و الفقر فی الوطن غربهُ. (حكمت 56)
توانگری غیر آقا را آقایی می بخشد، مال، ناتوان را نیرومند می سازد.
24. وظیفه ثروتمندان
من آتاه الله مالا فلیصل به القرابه ولیحسن منه الضیافه. (خطبه 142)
هر كه را خداوند به او مال و ثروتی بخشیده، باید به خویشاوندانش كمك كند و مهمانی بدهد.
25. بخشنده خجل
الا و ان اعطا المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف، و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعفه فی الاخره. (خطبه 126)
آگاه باشید كه بخشش مال نابجا، تبذیر و اسراف است . این كار ممكن است در دنیا باعث سربلندی بخشنده باشد؛ اما در آخرت موجب سرافكنداش می گردد.
26. نكوهش ثروت اندوزی
الحرفه مع العفه، خیر من الغنی مع الفجور. (نامه 31)
كسب با عفت و پاكدامنی از توانگری با گناه بهتر است.
27. زیانكارترین مردم
ان اخسر الناس صفقه و اخیبهم سعیا، رجل اخلق بدنه فی طلب ماله، لم تساعده المقادیر علی ارادته، فخرج من الدنیا بحسرته، و قدم علی الاخره بتبعته. (حكمت 430)
زیانكارترین مردم در معامله و نومیدترین آنها در سعی و تلاش، كسی است كه برای كسب مال دنیا تن خود را فرسوده كرده و مقدارت هم او را برخواستهاش یار نگشته كه با حسرت از دنیا رفته و زر مالش را به آخرت برده است.