1. ادای امانت الهی
من لم یختلف سره و علانیته، و فعله و مقالته، فقد ادی الامانه، و اخلص العباده .(نامه 26)
آن كه پنهان و آشكارش ، كردار و گفتارش با هم مخالف نباشد، امانت الهی را ادا كرده و بندگی خدا را خالصانه انجام داده است.
2. اولین امانت
اللهم اجعل نفسی اول كریمه تنتزعها من كرائمی، و اول ودیعه ترتجعها من ودائع نعمك عندی. (خطبه 215)
پروردگارا! جان من نخستین حقیقت شریفی باشد كه از من خواهی گرفت و اولین امانت تو باشد كه در نزد من است و تو آن را برمی گردانی.
3. توصیه امام علی- علیه السلام - به مالك اشتر
من كتابه للاشتر لما ولاه مصر: فلا تغدرن بذمتك و لا تخیسن بعهدك و لا تختلن عدوك ... فان صبرك علی ضیق امر ترجو انفراجه و فضل عاقبته، خیر من غدر تخاف تبعته(نامه 53) .
در فرمان استانداری مصر به مالك اشتر می فرماید: به امان و زنهار خویش خیانت مكن و پیمانت را مشكن و دشمنت را مفریب ...؛ زیرا شكیبایی تو در برابر دشواری كاری كه به گشایش و نیك فرجامی اش امید داری، بهتر از آن است كه دست به پیمان شكنی و خیانتی بزنی كه از پیامد ناگوار آن می ترسی.
4. وفای به عهد
فی عهده للاشتر: و ان عقدت بینك و بین عدوك عقده او البسته منك ذمه، فحط عهدك بالوفا، و ارع ذمتك بالامانه، و اجعل نفسك جنه دون ما اعطیت؛ فانه لیس من فرائض الله شیء الناس اشد علیه اجتماعا، مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم، من تعظیم الوفا بالعهود .(نامه 53)
در عهدنامه اش به اشتر می فرماید: اگر با دشمن خود پیمانی بستی یا به او جامه زنهار و امان پوشاندی به پیمان خویش وفا كن و با امانت پیمانت را رعایت نما و خود را سپر زنهاری كه داده ای گردان؛ زیرا مردم، با همه خواسته های گوناگون و آرای پراكنده ای كه دارند، نسبت به هیچ فریضه ای از فرایض الهی همچون بزرگ شمردن وفای به پیمان ها چنان سخت همداستان نیستند.
5. حفظ امانت زمامداران
و تحفظ من الاعوان؛ فان احد منهم بسط یده الی خیانه اجتمعت بها علیه عندك اخبار عیونك اكتفیت بذلك شاهدا، فبسطت علیه العقوبه فی بدنه، و اخذته بما اصاب من علمه. ثم نصبته بمقام المذله، و سمته بالخیانه، و قلدته عار التهمه .(نامه 53)
و معاونان خود را با دقت كامل زیر نظر بگیر، در آن هنگام كه كسی از آنان دست به خیانت گشود و این خیانت را اخبار بازرسان مخفی تإیید كرد، از جنبه شهادت به آن اخبار اكتفا نموده و كیفر بدنی را برای او اجرا كن، و آن چه را كه به دست آورده است از او بگیر و او را به موقعیت ذلت و خواری بكشان و با نشان خیانت او را مشخص نما و ننگ تهمت را بر گردنش بیاویز.
6. لغزش ها و علت ها
لكل ضله عله، و لكل ناكث شبهه. (خطبه 148)
برای هر لغزشی علت و برای هر عهدشكنی بهانه ای است.
7. وفا به پیمان الهی
الوفا لاهل الغدر غدر عند الله، و الغدر باهل الغدر وفا عند الله .(حكمت 259)
وفا با پیمان شكنان، پیمان شكنی است در نزد خدا و پیمان شكنی با پیمان شكنان، وفاداری است در نزد خدا.
8. امین مشمار!
لا تامنن ملولا. (حكمت 211)
شخص به ستوه آمده و رنجیده را امین مشمار.
9. معاویه خیانتكار
والله ما معاویه بادهی منی، ولكنه یغدر و یفجر. و لولا كراهیه الغدر لكنت من ادهی الناس، و لكن كل غدره فجره، و كل فجره كفره. و لكل غادر لوا یعرف به یوم القیامه. والله ما استغفل بالمیكده، و لا استغمز بالشدیده .(خطبه 200)
به خدا سوگند، كه معاویه از من زیرك تر نیست، اما او دست به پیمان شكنی و معصیت می آلاید و اگر نبود كه خیانت و عهدشكنی زشت و نارواست، بی گمان من زیرك ترین مردمان بودم. اما هر خیانتی گناه است و هر گناهی نوعی كفر و در روز رستاخیز هر پیمان شكنی را پرچمی است كه با آن شناخته می شود. به خدا سوگند، من غافلگیر نیرنگ (معاویه و امثال او) نمی شوم و در برابر ناتوان نمی گردم.
10. رازپوشی
من كتم سره، كانت الخیره بیده. (حكمت 162)
آن كسی كه راز خود را پنهان دارد، اختیار به دست خود او خواهد بود (كه پنهان دارد یا فاش سازد).
11. بندگی مخلصانه برای خدا
من لم یختلف سره و علانیته، و فعله و مقالته، فقد ادی الامانه، و اخلص العباده .(نامه 26)
هر كس كه نهان و آشكار و گفتارش و كردارش یكی باشد، امانت خدای بزرگ را ادا كرده و بندگی او را مخلصانه به جای آورده است.
12. رسوای دنیا و آخرت
من استهان بالامانه، و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد احل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا، و هو فی الاخره اذل و اخزی .(نامه 26)
كسی كه امانت را خوار شمرد و در خیانت گام بردارد و خود و دین اش را از آن منزه نسازد، درهای ذلت و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
13. سرزنش علی - علیه السلام - به اصحابش
و هو یلوم اصحابه: قد ترون عهودالله منقوضه فلا تغضبون، و انتم لنقض ذمم آبائكم تانفون . (خطبه 106)
در سرزنش اصحاب خود می فرماید: پیمان های خدا را شكسته می بینید و به خشم نمی آیید، در حالی كه شكسته شدن پیمان های پدرانتان را عار می دانید و ناراحت می شوید.
14. استحكام میخ به عهد
اعتصموا بالذمم فی اوتادها. (حكمت 155)
میخ های عهد و پیمان را محكم كنید.
15. حد آزادی مسئول
المسؤول حر حتی یعد. (حكمت 336)
مسئول تا وقتی وعده نداده است آزاد است. (و پس از وعده در گرو آن است.)
16. رازپوشی
الظفر بالحزم، و الحزم باجاله الرای، و الرای بتحصین الاشرار .(حكمت 48)
پیروزی به وسیله دوراندیشی و دوراندیشی با به كار انداختن فكر و به كار انداختن فكر با محكم نگه داشتن راز، به دست می آید.