0

اختلاف و تفرقه

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

اختلاف و تفرقه

1. سفارش به وحدت
وصی بها جیشه حین بعثه الی العدو: ایاكم و التفرق! فاذا نزلتم فانزلوا جمیعا، و اذا ارتحلتم فارتحلوا جمیعا .(نامه 11)
امام علیه السلام به سپاهی كه به جانب دشمن فرستاد، سفارش كرد: از تفرقه و اختلاف برحذر باشید و هرگاه خواستید جایی فرود آیید، باهم فرود آیید و هرگاه خواستید كوچ كنید با هم كوچ كنید.
2. علت تفرقه
انما انتم اخوان علی دین الله، ما فرق بینكم الا خبث السرائر، و سوء الضمائر .(خطبه 113)
همانا شما به خاطر دین خدا برادر هم هستید، شما را جز پلیدی باطن ها و بدی درون ها از هم جدا نكرده است.
3. سرنوشت انسان تنها
الزموا السواد الاعظم؛ فان ید الله مع الجماعه. و ایاكم و الفرقه! فان الشاد من الناس للشیطان، كما ان الشاد من الغنم للذئب .(خطبه 127)
همواره با جمعیت های (طرفدار حق) باشید كه دست خداوند با جمعیت است، از پراكندگی و متفرق شدن دوری كنید كه (انسان تنها) طعمه شیطان است چنان كه گوسفند تك رو، طعمه گرگ است.
4. اهمیت دل های متفق
انه لا غنا فی كثره عددكم مع قله اجتماع قلوبكم .(خطبه 119)
به راستی كه بسیاری تعداد شما با كمی اجتماع دل هایتان سودی نمی بخشد.
5. نعمت در سایه اتحاد
ایاكم و التلون فی دین الله؛ فان جماعه فیما تكرهون من الحق، خیر من فرقه فیما تحبون من الباطل. و ان الله سبحانه لم یعط احدا بفرقه خیرا ممن مضی، و لا ممن بقی .(خطبه 176)
مبادا در دین دورویی ورزید كه همبستگی و وحدت در راه حق گرچه كراهت داشته باشید از پراكندگی در راه باطل گرچه مورد علاقه شما باشد بهتر است؛ زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه به آیندگان چیزی را با تفرقه عطا نفرموده است.
6. پیامد اختلاف
احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلات بسوء الافعال، و ذمیم الاعمال فتذ كروا فی الخیر و الشر احوالهم، و احذروا ان تكونوا امثالهم . فاذا تفكرتم فی تفاوت حالیهم، فالزموا كل امر لزمت العزه به شانهم، و زاحت الاعدا له عنهم، و مدت العافیه به علیهم، و انقادت النعمه له معهم، و وصلت الكرامه علیه حبلهم، من الاجتناب للفرقه، و اللزوم للالفه، و التحاض علیها، و التواصی بها، و اجتنبوا كل امر كسر فقرتهم، و اوهن منتهم، من تضاعن القلوب، و تشاحن الصدور، و تدابر النفوس، و تخاذل الایدی .
و تدبروا احوال الماضین من المومنین قبلكم ... فانظروا كیف كانوا حیث كانت الاملا مجتمعه، و الاهوا موتلفه، و القلوب معتدله، و الایدی مترادفه، و السیوف متناصره، و البصائر نافذه، و العزائم واحده. لم یكونوا اربابا فی اقطار الارضین، و ملوكا علی رقاب العالمین. فانظروا الی ما صاروا الیه فی آخر امورهم، حین وقعت الفرقه، و تشتتت الالفه و اختلفت الكلمه و الافئده، و تشعبوا مختلفین، و تفرقوا متحاربین، قد خلع الله عنهم لباس كرامته، و سلبهم غضاره نعمته. و بقی قصص اخبارهم فیكم عبرا للمعتبرین. (خطبه 192)
از بلاهایی كه به سبب اعمال زشت و نكوهیده بر سر ملت های پیش از شما آمد بپرهیزید و احوال خوب و بد آنان را به یاد آورید و از این كه چون آنان باشید دوری كنید. اگر در احوال نیك و بد آنان بیاندیشید، همان كاری را عهده دار می شوید كه عزیزشان گرداند و دشمنانشان را از آن ها دور ساخت و تندرست نگاهشان داشت و نعمت و فراوانی به سراغشان آمد و نیكوكاری و بزرگواری باعث پیوند آنان گردید و آن از تفرقه و پراكندگی اجتناب ورزیدن و به یكدیگر مهربانی كردن و همدیگر را به این كار تشویق نمودن است و از كارهایی كه پشت آنان را شكست و قدرت آنان را از بین برد دوری كنید، كارهایی چون كینه ورزی دل ها و دشمنی سینه ها و پشت كردن جان ها به یكدیگر و دست شستن از یاری هم و در احوال مومنان پیش ‍ از خود نیز بیاندیشید ... و بنگرید كه آنان چگونه بودند، آن گاه كه جمعیت ها فراهم بودند و خواسته ها یكی بود و دل ها یكسان بود و چگونه دست ها یار هم بودند و شمشیرها به كمك یكدیگر می آمدند و بینش ها ژرف و اراده ها یكی. آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر گرد جهانیان شهریاری نمی كردند؟ نیز به فرجام كار آن ها بنگرید! آن گاه كه در میانشان جدایی افتاد و رشته الفت از هم گسست و سخن ها و دل هایشان از هم جدا گشت و به دسته های گوناگون تقسیم شدند و دسته دسته شده به جان هم افتادند. در این هنگام خداوند جامه كرامت را از تن آنان بركند و نعمت های فراوانش را از ایشان گرفت و داستان سرگذشت آن ها در میان شما ماند تا درسی عبرتی برای عبرت آموزان باشد.
7. پیروزی با جمع است ولو باطل!
و الله لا ظن ان هولا القوم سیدالون منكم باجتماعهم علی باطلهم، و تفرقكم عن حقكم .(خطبه 35)
به خدا سوگند، گمان می كنم كه این قوم به زودی بر شما چیره شوند؛ زیرا آنان در باطن خود یكپارچه و متحدند و شما در حق خود دچار تفرقه و پراكندگی هستید.
8. اختلاف و نابودی
ان لبنی امیه مرودا یجرون فیه ، و لو قد اختلفوا فیما بینهم ثم لو كادتهم الضباع لغلبتهم .(حكمت 464)
همانا بنی امیه را میدان مهلتی است كه در آن می تازند و آن گاه كه در میانشان اختلاف افتد، كفتارها بر آنان چیره گردند.
9. دلیل اختلاف دعوت ها
ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلاله .(حكمت 183)
هیچ گاه دو دعوت بر خلاف یكدیگر نشد، مگر این كه یكی از آن دو گمراهی بود.
10. اختلاف كیفری الهی است
لما قال له بعض الیهود: مادفنتم نبیكم حتی اختلفتم فیه! فقال علیه السلام: انما اختلفنا عنه لا فیه، و لكنكم ما جفت ارجلكم من البحر حتی قلتم لنبیكم، اجعل لنا الها كما لهم الهه فقال انكم قوم تجهلون .(حكمت 317)
یك نفر یهودی به علی علیه السلام گفت: هنوز پیامبر خود را دفن نكرده، درباره او دچار اختلاف شدید!
حضرت فرمود: ما در جانشینی او اختلاف كردیم نه درباره خود او. اما شما هنوز پاهایتان از آب دریا نخشكیده بود كه به پیامبرتان گفتید: همچنین كه آنان را خدایان است برای ما نیز خدایی در نظر بگیر، پس او گفت شما مردمی نادانید.
11. پایه های كفر
الكفر علی اربع دعائم: علی التعمق، و التنازع، و الزیغ و الشقاق. فمن تعمق لم ینب الی الحق؛ و من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق؛ و من زاغ سات عنده الحسنه؛ و حسنت عنده السیئه، و سكر سكر الضلاله؛ و من شاق و عرت علیه طرقه، و اعضل علیه امره، و ضاق علیه مخرجه .(حكمت 31)
كفر بر چهار پایه استوار است: كنجكاوی، تنازع، كج دلی و تفرقه اندازی، پس كسی كه راه كنجكاوی از اسرار دیگران را در پیش گیرد، به راه حق باز نگردد و كسی كه از روی نادانی به نزاع و ستیزه برخیزد، همواره از دیدن حق نابینا مانده و كسی كه كج دلی دارد، نیكی را بد شمارد و كار بد را نیك پندارد و در مستی گمراهی به سر برد و كسی كه در میان مردم تفرقه اندازد و تك روی كند، به راه های سخت و هراسناك افتد و كارها بر او غیر قابل حل گردد و در تنگنایی افتد كه نتواند از آن بیرون آید.
12. همداستانی بر تفرقه
اجتمع القوم علی الفرقه، و افترقوا علی الجماعه، كانهم ائمه الكتاب و لیس الكتاب امامهم .(خطبه 147)
مردم بر جدایی هم داستان شدند و از جماعت گشتند، گویی آنان پیشوای قرآن اند نه قرآن پیشوای آنان.

سه شنبه 21 شهریور 1391  4:38 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها