درمان ها و اقدام های لازم بعد از پیدایش عقب ماندگی
هر چند اطلاع از وجود عقب ماندگی در کودک دردآور است؛ اما به هر حال چاره ای جز «پذیرش واقعیت» نیست و خانواده آن کودک باید به گونه ای با این مسئله کنار بیایند. این گونه خانواده ها نباید اجازه دهند، این مشکل خللی در زندگی اجتماعی شان بوجود آورد. اگر خود آن ها با این مسئله کنار نیایند، این وضعیت در دیگران نیز غیر عادی به نظر خواهد آمد. حال به نکات زیر توجه کنید:
1ـ در بیشتر موارد ناسازگاری افراد عقب مانده، بازخورد رفتار بد والدین، اطرافیان و افراد جامعه است. باید دانست، هر چه رابطه کودک عقب مانده و اعضای خانواده صمیمانه تر باشد، احتمال با ثبات بودن، قابل کنترل بودن، آرام تر بودن کودک بیشتر خواهد بود و کودک محبت و حمایتی را که احتیاج دارد تا سازگاری خود را برقرار سازد به دست آورد؛ و در نتیجه کسانی هم که با کودک زندگی می کنند، رضایت و ثبات بیشتری خواهند داشت.
2ـ نباید اجر و ثواب مراقبت و پرستاری از چنین افرادی را از یاد برد.
3ـ چنان که اشاره کردیم، در بسیاری از امور می توان از عوارض و شدت عقب ماندگی، معلولیت ها و مزمن شدن بیماری ها جلوگیری کرد. با بازتوانی و توان بخشی به بیمار توانایی داده می شود تا از یک زندگی سازگارانه و عادی برخوردار شود و یک حرفه و کاری یاد بگیرد.
4ـ در اولین قدم باید میزان عقب ماندگی، وضع ونوع توانایی های کودک تشخیص داده شود و بر حسب این که او جزو کدام دسته قرار می گیرد، نسبت به درمان و تعلیم و تربیتش اقدام کرد. مثلاً در مورد کودکان «تربیت پذیر» مسئله توان بخشی به نحوی انجام می شود که آن ها بتوانند نیازهای اولیه خود را رفع کنند. توان بخشی در مورد کودکان «آموزش پذیر» و دیرآموز طوری انجام می گیرد که بتوانند با آموزش صحیح سهمی در اجتماع از لحاظ اقتصادی داشته باشند و خلاصه سربار نشوند.
5ـ در مراکز و مدارس مخصوص افراد عقب مانده ذهنی، به وسیله کاردرمانی (مثل، خیاطی، بافندگی، منبت کاری و ...) علاوه بر این که استعدادهای ذهنی فرد عقب مانده را به کار می اندازد؛ انرژی و علاقه بیمار به کار معطوف می شود؛ احساس می کند که هدفی را دنبال می کند؛ پس از پایان کارش احساس اعتماد و پیروزی می کند؛ کار و روش های جدیدی از مربیان خود می آموزند که باعث از بین رفتن یأس و نا امیدی آن ها می گردد.
اصولی که رعایت آن ها در درمان و آموزش و پرورش عقب مانده ها لازم و ضروری به نظر می رسد عبارت اند از:
ـ تشخیص نارسایی فعالیت های قوای ذهنی و هوشی، علت آن، بررسی تمام امکانات و یافتن بهترین راه حل درمانی و جلوگیری از مشکلات بعدی.
ـ صبر و حوصله و مقاومت از شرایط ضروری و لازمه توفیق درمانی است. نباید از پیشرفت کند و تدریجی این افراد مأیوس شد و آن ها را به حال خود رها کرد. تجربه ثابت کرده است که کودک هر چقدر عقب مانده باشد باز هم می تواند کارهایی را یاد بگیرد و انجام دهد. پیشرفت این کودکان کند ولی غالباً نتیجه بخش است. از هر پیشرفت باید خوشحال شد زیرا ممکن است پیشرفت های دیگر را به دنبال داشته باشد.
ـ تا آن جا که ممکن است با کودک عقب مانده رفتاری مشابه کودک عادی داشت ولی نباید توقع داشت که واکنش وی شبیه کودک عادی باشد.
ـ همان طور که قبلاً ذکر شد عقب مانده ها تمرکز حواس و دقت ندارند و خیلی زود از کاری خسته شده یا سراغ کار دیگر می روند. وظیفه مربی ایجاب می کند دقت کودک را به موضوع متمرکز نماید.
ـ دقت و توجه کودک بیشتر از طریق نشان دادن، ترسیم اشکالی که درباره آن ها تدریس می شود یا تدریس موضوعاتی که بدان ها علاقه دارد تقویت می شود.
ـ اکثر عقب مانده ها حساس اند و از بی مهری یا تحقیر اطرافیان و کم استعدادی خود رنج می برند و از عدم پیشرفت خود خیلی زود مأیوس می شوند وقتی کاری انجام می دهند چون از نظر شخص عادی ناچیز است تشویق نمی شوند و در مواقع شکست مورد تمسخر قرار می گیرند همین امر باعث تزلزل عاطفی و رکود فعالیت های ذهنی بیشتر و تاخیر مجدد در یادگیری و پیشرفت کودک می شود. در حالی که تشویق و مراقبت وکمک به این افراد استعدادهای خفته ایشان را بیدار کرده و موجب تحریک و پیشرفت می شود.
ـ کودک را باید آزاد بگذارید تا به تنهایی کارهایش را انجام دهد و فقط موقعی به او کمک کنید که احساس می کنید کمک و راهنمایی شما ضروری است. ادامه راهنمایی و حمایت از طرف والدین ضروری و اساسی است.
ـ هر بار که کودک کاری را به پایان می رساند او را تشویق کنید زیرا این کودکان به تشویق و تأیید نیازمندند و تشویق باعث می شود که توانایی های کودک به حد اعلای رشد خود برسد.
ـ هرگز کودک عقب مانده را به علت نارسایی نتیجه کار و بدی اجرای آن ملامت و سرزنش یا احتمالاً تنبیه نکنید. خیال نکنید که کودک به علت لجبازی از انجام دادن کار طفره می رود یا آن را عمداً بد انجام می دهد.
ـ چون هدف از آموزش و درمان این افراد رشد هوشی، شخصیتی، سازش آن ها با محیط و توانایی رفع احتیاجاتشان می باشد. لذا لازم است آن ها را وادار کنید که به آموزش شغلی و حرفه ای بپردازند. در بیمارستان های روانی و مراکز کودکان عقب افتاده بخش های کار درمانی به همین منظور وجود دارد تا کودکان بتوانند بر حسب استعداد و علاقه ای که دارند به کار گمارده شوند تا ضمن یادگیری کارهای عملی، روابط اجتماعی خود را تقویت کرده و حتی با فروش محصولاتی که خود ساخته اند ارزش و اعتمادی برای خود قائل شوند.
ـ چون همه کودکان عقب مانده برای یادگیری استعداد مشابه ندارند لذا مواد برنامه باید با میزان رشد و استعداد کودک سازگار باشد و تمرین های لازم و تکرار آن در برنامه به قدر کافی پیش بینی شود. اگر موضوعی به کودک یاد داده می شود از وی بخواهند که آن را به طور مرتب انجام دهد. با سوالات مرتب از کودک، توضیح و تصحیح اشتباهات نارسائی کودک را تشخیص و آن را اصلاح کرد. شرح و توضیح و مثال های زیاد تا این که شاگرد مطلب را درک کند و به خاطر بسپارد ضروری است.
ـ رعایت اصول بهداشتی از نظر بدنی، تغذیه و دارو باید جزء برنامه های ضروری و اجباری باشد. اصلاح نقایص عضوی تا حدی که کودک امکان آن را داشته باشد که به یادگیری های لازم بپردازد.
ـ در مورد آزمایش عادات و رفتار اجتماعی آن چه مربیان و والدین مایلند که کودک انجام دهد باید خودشان به طور مکرر اجرا نمایند تا کودک با استفاده از مشاهده و یادگیری قادر باشد آن را انجام دهد، زیرا کودکان اکثر فعالیت های خود را از راه عادت فرا می گیرند.
ـ رفتار درمانی برای تغییر رفتار ناپسند و ایجاد رفتار طبیعی و پسندیده به طریق شرطی کردن و اقتصاد ژتونی[2]که در نوع اخیر در ازای رفتار مطلوب و پسندیده ژتونی به کودک داده می شود که با آن می تواند هر چه مایل است بخرد یا آن را تبدیل به پول کند. این ژتون ها به رنگ ها و ارزش های مختلف تهیه شده و باعث تشویق کودک می شود.
ـ روان درمانی برای رفع اختلالات هیجانی و عاطفی والدین و خانواده بیمار برای آن که بتوانند با واقعیت عقب ماندگی کودکانشان رو برو شوند لازم و ضروری است.
ـ چون در کودکان عقب مانده به علت اختلال در کنترل دستگاه عصبی انجام دادن حرکات دقیق عضلات و اندام ها میسر نیست، لذا باید برای برطرف کردن آن با انجام دادن حرکات بدنی و کارهای دستی یا کارکردن با وسایل مختلف اقدام گردد. کار در زمینه هنرهای دستی صرف نظر از این که به یادگیری حرکات عضلانی کمک می کند باعث تشویق کودک نیز می شود. تمرین های عملی با استفاده از وسایل فیزیوتراپی جهت آمادگی بدنی برای مشاغل بعدی ضروری است.
ـ آموزش حرفه ای و شغلی به مراتب مهم تر از آموزش خواندن و نوشتن است. آموزش مشاغلی مناسب با ذوق و استعداد کودک، نحوه استفاده از وسایل کار، پیگیری دائم در آموزش و راهنمایی شغلی و ادامه خدمات درمانی و بهداشتی نقش مهمی در درمان عقب ماندگی ذهنی ایفا می کند.
ـ کار کردن با عقب مانده های ذهنی نباید مانند تصور عمومی بی فایده تلقی شود بلکه همان طور که یادآور شدیم این افراد می توانند با تعلیمات معین اقدامات مؤثری نسبت به فرا خور حال خود انجام دهند طبق عقیده کسانی که با انواع روش های آموزشی این گونه کودکان سر و کار دارند کودکان عقب مانده ذهنی در بعضی از شرایط خاص تا حد کودکان عادی پیشرفت نشان داده اند و این مطلب نشان می دهد که شاید استعداد های یادگیری خاصی در کودکان عقب مانده وجود دارد که هنوز نسبت به آن آشنایی نداریم.
[1] . قبل از این دوران به علت عدم رشد کافی اعضای تناسلی احتمال زایمان های مشکل زیاد است و بعد از این سنین نیز به دلیل این که تغییراتی که در کروموزوم های به خصوص خانم ها پیدا می شود، مخاطرات آوردن کودک عقب مانده بیشتر می شود.
[2] . Token economy.
مسعود نور عليزاده - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه