0

وقتي خط روي خط مي‌افتد

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

وقتي خط روي خط مي‌افتد

جام جم آنلاين: همه ما آدم‌ها در طول روز با ماجراهاي مختلفي روبه‌رو مي‌شويم، اما گاهي از كنار برخي اتفاقات سطحي مي‌گذريم؛ در حالي كه اتفاقات چند ثانيه‌اي هم مي‌تواند شرايط زندگي يك نفر را تعيين كند.

گرچه اين روزها به خاطر ماشيني شدن زندگي و سرعت بالاي آن از كنار خيلي اتفاقات بسرعت مي‌گذريم، اما گاهي بايد نيش ترمزي هم داشته باشيم تا متوجه شويم اطرافيانمان با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي‌كنند.

حتي زمان «يك دقيقه و 11 ثانيه» كافي است تا نگاه آدم‌ها به زندگي تغيير كند و دنيا را از دريچه ديگري ببينند. حال تصور كنيد در يك مجتمع بزرگ، آدم‌هايي كه در طبقات مختلف در حال حرف زدن با تلفن هستند، ناگهان خط‌‌ها روي هم مي‌افتد و آنها مي‌توانند صداي ديگران را بشنوند. فكر مي‌كنيد چه غوغايي به پا مي‌شود؟

اين خلاصه‌اي از فيلم تلويزيوني «يك دقيقه و 11 ثانيه» است كه به كارگرداني مصطفي رزاق كريمي براي سيمافيلم تهيه مي‌شود.

رزاق ‌كريمي جزو كارگرداناني است كه كارش را با سينماي مستند آغاز كرد و پس از آن راهي سينماي داستاني شد.

او هميشه در آثاري كه ساخته، نشان داده چگونه براي اتفاقات روزمره زندگي اهميت زيادي قائل است و حاضر نيست از كوچك‌ترين جزئيات هم بگذرد.

وسواس‌هاي او در طول كار باعث گزيده‌كاري او شده است و هر بار تلاش كرده به يك موضوع اجتماعي، نگاهي انساني داشته باشد تا مورد توجه مخاطبان قرار بگيرد.

او حاضر نيست سطحي به اتفاقات زندگي نگاه كند. همين دقت و وسواس او باعث شده فيلمنامه يك دقيقه و 11 ثانيه به قلم محمود اربابي را كارگرداني كند. همه اين موارد باعث شد تا يك روز همراه گروه شوم تا از نزديك كارشان را ببينم.

خبري از كسي نيست

آن طور كه مسعود دليري، مديرتوليد فيلم تلويزيوني يك دقيقه و 11 ثانيه نشاني لوكيشن را داده بايد راهي مجتمع مسكوني فجر واقع در نيايش شوم. با آن‌كه ساعت 17 به مجتمع مي‌رسم، اما غير از نگهبان جلوي مجتمع، كسي نيست. به همين دليل براي پيدا كردن ميدان شهدا واقع در اين مجتمع با مشكل روبه‌رو مي‌شوم، اما پس از كلي جستجو به خانه‌اي كه گروه در آن مشغول به كار هستند، مي‌رسم.

در خانه باز است. عليرضا شجاع‌نوري كه در اين فيلم نقش دكتر شكيبا را بازي مي‌كند همراه يكي از عوامل روي تخته چوبي در گوشه‌اي از حياط خانه نشسته است.

پس از سلام و احوالپرسي همراه مسعود دليري نزد مصطفي رزاق‌كريمي مي‌روم. او خيلي گرم استقبال مي‌كند و از من مي‌خواهد بعد از گرفتن پلان طلايي با او گفت‌وگو كنم.

ضبط پلان طلايي

شنيدن پلان طلايي باعث مي‌شود از مسعود دليري درباره اين پلان بپرسم. او مي‌گويد: اين پلان مربوط به معرفي ساختمان و شهرك است. اين پلان در طول قصه اهميت دارد و ما بايد در يك نور مناسب آن را ضبط كنيم. به همين دليل كارگردان از اين پلان به عنوان پلان طلايي ياد مي‌كند، چون پلان موثري در كار است.

وي درباره زمان پيش توليد و توليد مي‌افزايد: ما 24 مرداد فيلم تلويزيوني يك دقيقه و 11 ثانيه را كليد زديم. پيش از آن هم 20 روز پيش توليد داشتيم و زمان تصويربرداري هم چهار هفته پيش‌بيني شده است. عمده لوكيشن‌ها هم در مجتمع مسكوني فجر است. ما در قصه اين فيلم به ماجراي هفت آپارتمان مي‌پردازيم. از ديگر لوكيشن‌ها مي‌توانم به مركز درمان ناباروري ابن‌سينا، بيمارستان بيماري‌هاي خاص، پارك و خيابان‌ها اشاره كنم.

در اين فيلم، عليرضا شجاع‌نوري نقش دكتر شكيبا و شقايق فراهاني، نقش مينو را بازي مي‌كند و فرزندش محمدمهدي هاشمي است. ديگر همسايه‌هاي اين مجتمع را هومن كيايي (ناصر)، سارا همتي (همسر ناصر)، گلاره عباسي (ناهيد) و فرهاد اسماعيلي (همسر ناهيد) را بازي مي‌كنند. همچنين ناصر گيتي‌جاه هم نقش پدر ناهيد را به عهده دارد.

پس از صحبت با مسعود دليري راهي لوكيشني مي‌شوم كه گروه قصد دارد بخش‌هايي از قصه را ضبط كند. شجاع‌نوري و رزاق‌كريمي نخستين كساني هستند كه سر صحنه حاضر هستند.

آرام‌آرام ديگر عوامل فني فيلم به صحنه مي‌آيند و مشغول آماده كردن صحنه مي‌شوند. در اين صحنه قرار است مواجهه دكتر شكيبا و مينو و فرزندش ضبط شود كه بعد از عمل يكديگر را مي‌بينند.

وسواس براي اذيت كردن نيست

در حالي كه گروه مشغول آماده كردن صحنه است، پذيراي صحبت‌هاي كارگردان مي‌شوم. از او مي‌پرسم با توجه به وسواس‌هايي كه در طول كار دارد، فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه برايش چه ويژگي‌هايي داشته كه كارگرداني آن را پذيرفته است.

او مي‌گويد: وسواس‌هايم در طول كار براي اذيت كردن كسي نيست تا بخواهم فيلم را پيچيده كنم. اين وسواس براي محتواي فيلم است كه شامل سناريو، بازيگران، دوربين، طراحي صحنه و... است.

وي ادامه مي‌دهد: شايد باور نكنيد، اما من قبل از فيلمبرداري به تمام اين جزئيات توجه دارم و با تدوينگر صحبت مي‌كنم كه چه چيزي هنگام تدوين اثر مربوط قابل استفاده نيست بنابراين درباره تمام موارد كار با عوامل صحبت مي‌كنم. چيزي در فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه برايم اهميت داشت، تقدير و سرنوشت بود كه ما خيلي روزمره به اين واژه نگاه مي‌كنيم. واقعيت اين است كه خيلي از اتفاقاتي كه براي ما در زندگي مي‌افتد، روزمره نيست و هر چيز دليلي دارد.

اين كارگردان عنوان مي‌كند: فيلمنامه يك دقيقه و 11 ثانيه روايتگر اختلال مخابرات در يك مجتمع زيبايي است كه آدم‌هايي با شخصيت‌هاي مختلف زندگي مي‌كنند كه هر كدام از آنها سرنوشتي دارند. حال اين اختلال تلفن چه چيزهايي همراه خودش مي‌آورد، ماجراي اين فيلم را شكل مي‌دهد. محمود اربابي، نويسنده فيلم در اين نوع نوشتار كه مربوط به تقدير و سرنوشت مي‌شود، موفق است. من چند تا از نوشته‌هاي قبلي او را خوانده‌ام. به شخصه اين موضوع سال‌هاست مورد علاقه من بوده و به دنبال كار كردن فيلمنامه‌هايي با اين موضوع بوده‌ام. به همين دليل كارگرداني اين فيلم را پذيرفتم.

رزاق كريمي با اشاره به اين‌كه نبايد از لحظات بسادگي عبور كرد، مي‌گويد: در اين فيلم نشان مي‌دهيم مي‌توان لحظات زندگي را جراحي كرد. اين‌كه چه بوده و چه گذشته است. در مجموع ما تلاش مي‌كنيم تا بتوانيم چنين لحظاتي را در فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه برجسته كنيم.

ايده خاص براي پرداخت عام

وي درباره اين‌كه چنين نگاهي را هر كارگرداني ندارد و چطور به اين نگاه رسيده است اشاره مي‌كند و مي‌گويد: بگذاريد پاسخ شما را با يك جمله بگويم كه فكر مي‌كنم از يك مكزيكي باشد. ايده خاص، پرداخت براي عام. اين جمله خيلي زيباست و محتوايي غني دارد. يعني اين‌كه ما بايد روي ايده‌اي كار كنيم كه ويژگي و قوام مناسب داشته باشد تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كند.

رزاق‌كريمي مي‌گويد: من هميشه سعي مي‌كنم خودم با بازيگرانم ارتباط برقرار كنم نه اين‌كه كار را به دستيارم بسپارم. هيچ وقت واسطه نداشتم. كارگردان بايد مستقيم بازيگرش را بشناسد تا بتواند شخصيت‌هاي قصه را بدرستي در كارش نشان بدهد.

وي درباره انتخاب بازيگران توضيح مي‌دهد: وقتي فيلمنامه را مي‌خوانم بسرعت تصميم نمي‌گيرم. سعي مي‌كنم خودم نسبت به فيلمنامه اشراف داشته باشم و بعد بازيگران را انتخاب كنم. اين اتفاق هم در فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه افتاد. تمام بازيگران برايم ملموس بودند و زماني كه از دوستان دعوت كردم، پذيرفتند؛ چون آنها هم مثل من به محتوا فكر مي‌كردند نه به بودجه كار. به هر حال بودجه ساخت تله‌فيلم خيلي نيست و خوشحالم كه بازيگران هم فيلم را جدي ديدند و هنگام مطالعه فيلمنامه متوجه شدند چه قصه زيبايي دارد.

اين كارگردان اشاره مي‌كند: حال كه نگاه مي‌كنم، مي‌بينم بازيگران چقدر خوب در كار حاضر شدند و تا چه ميزان جلوي دوربين توانستند فكر و اهدافي را كه من به لحاظ محتوا دنبال مي‌كردم، پياده كنند. آنها از تكرارهاي مكرر ناراحت نمي‌شدند، چرا كه مي‌دانستند تكرار براي دانستن محتواست، نه ندانستن آن. اميدوارم مخاطبان هم از ديدن فيلم راضي باشند.

ريتم آرام و دلنشين كار را دوست داشتم

شقايق فراهاني در اين فيلم نقش مينو، مادري را بازي مي‌كند كه فرهنگي بوده و جزو طبقه متوسط جامعه است. او پسري دارد با مشكل كليوي كه منتظر كليه است. به دليل داشتن فاكتورهاي خوني خاص هر كسي نمي‌تواند به بچه او كليه بدهد.

فراهاني درباره پذيرش بازي در فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه مي‌گويد: در وهله اول حضور رزاق‌كريمي در مقام كارگردان فيلم بود كه من را براي بازي جذب كرد. نام برخي كارگردانان، اعتبار كار را نشان مي‌دهد، چون حتما متن، ويژگي‌هاي خاصي داشته تا باعث شده آن را انتخاب كنند. از سوي ديگر وقتي قصه را خواندم، حس كردم آن را دوست دارم، چون ريتم آرام و دلنشيني داشت.

وي ادامه مي‌دهد: گرچه تله‌فيلم بودجه زيادي ندارد، اما من به عنوان يك بازيگر موظف هستم كار را درست انجام بدهم، چرا كه وقتي مردم كارم را مي‌بينند، نمي‌دانند ما چه مشكلاتي داشتيم، بلكه به اين مساله نگاه مي‌كنند كه من چطور توانستم نقشم را ايفا كنم. گرچه در فيلم يك دقيقه و 11 ثانيه هم دلي حاضر شدم، اما خوشحالم در اين فيلم بازي كردم.

شقايق فراهاني در چند سال اخير گزيده كار شده است. او دليل آن را نبود فيلمنامه‌هاي خوب ذكر مي‌كند و مي‌گويد: گاهي اثري به حدي خوب است كه حتي در دو سكانس هم بازي داشته باشيد، باز مي‌پذيريد. به همين دليل ترجيح مي‌دهم كارهايي را بپذيرم كه حرفي براي گفتن داشته باشد. از طرف ديگر مي‌خواستم بيشتر به پسرم رسيدگي كنم و زمان بيشتري را با او بگذارم، به همين دليل كمتر كاري را قبول كردم تا بتوانم ارتباط بهتري با او داشته باشم.

شقايق فراهاني بتازگي بازي‌اش در فيلم سينمايي «نيكان» و «بچه غول» به كارگرداني رحمان رضايي تمام شده و قرار است در مجموعه هشت قسمتي «ماتادور» به كارگرداني فرهاد نجفي يك نقش منفي را بازي كند.(جام جم - قاب كوچك)

 

یک شنبه 19 شهریور 1391  2:27 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها