0

چیستی اخلاق کاربردی

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

چیستی اخلاق کاربردی

  اخلاق کاربردی عبارت است از: کاربست مبانی و معیارهای ارزش‌داوری اخلاقی، که مبانی ارزش‌داوری در فرااخلاق و معیارهای ارزش‌داوری در اخلاق هنجاری مورد بحث قرار می‌گیرند.

خبرگزاری فارس: چیستی اخلاق کاربردی

 

چکیده

اخلاق کاربردی، از دانش‌های نوپدید است. هر چند در عالم غرب منابع متعددی با عنوان «اخلاق کاربردی» تدوین شده است، اما به نظر می‌رسد هنوز تعریف دقیقی از این شاخة علمی ارائه نشده است. از این‌رو، بسیاری از خوانندگان آن را با موضوعاتی همچون اخلاق عملی، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق موضوعی و امثال آن خلط می‌کنند.

در این مقاله سعی شده است، ضمن ارائة تعریفی دقیق از این علم، ابعاد سلبی و ایجابی، حدود و ثغور آن و همچنین ارتباط اخلاق کاربردی با موضوعاتی همچون فرااخلاق و اخلاق هنجاری را روشن نماییم. در مجموع، به نظر می‌رسد این اخلاق کاربردی با دانش‌ها و مسائلی همچون اخلاق هنجاری، علم اخلاق، اخلاق عملی، اخلاق موضوعی و امثال آن متفاوت است.اخلاق کاربردی عبارت است از: کاربست مبانی و معیارهای ارزش‌داوری اخلاقی، که مبانی ارزش‌داوری در فرااخلاق و معیارهای ارزش‌داوری در اخلاق هنجاری مورد بحث قرار می‌گیرند.

کلیدواژه‌ها: اخلاق کاربردی، فرا اخلاق، اخلاق هنجاری، اخلاق حرفه‌ای، اخلاق عملی.

مقدمه

هر چند معلوم نیست که نخستین بار اصطلاح «اخلاق کاربردی» را چه کسی به کار برده است، امّا گفته شده پیتر سینگر، از فیلسوفان اخلاق معاصر، جاعل این اصطلاح و نخستین کسی است که این اصطلاح را به معنای امروزی آن به کار برده است. به هر حال، عمر زیادی از اصطلاح «اخلاق کاربردی» در ادبیات علمی نمی‌گذرد و تحقیقات در این زمینه نیز بسیار اندک‌شمارند. هنوز نویسندگان و پژوهش‌گران این عرصه نتوانسته‌اند بر تعریفی واحد از این رشتة علمی اجماع کنند.

در کشور ما نیز این ضعف مشهودتر است؛ هر کسی به گونه‌ای آن را تعریف می‌کند: برخی اخلاق کاربردی را در معنای تحت اللفظی و به معنای اخلاقی که کاربرد داشته باشد، تعریف می‌کنند! برخی اخلاق کاربردی را به معنای اخلاق زندگی دانسته‌اند! معلوم نیست نویسندگان چه تصوری از این موضوع داشته و دارند، براستی مگر اخلاق غیر کاربردی و اخلاق غیر زندگی هم وجود دارد که اخلاق کاربردی را اخلاق زندگی یا اخلاق برای کاربرد در زندگی تعریف کنیم.

برخی نیز اخلاق کاربردی را به معنای کاربردی کردن ارزش‌های اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی می‌دانند. به عبارت دیگر، گمان می‌کنند اخلاق کاربردی به معنای نهادینه کردن اخلاق در زندگی است. البته کاربردی کردن ارزش‌ها و نهادینه کردن آنها در زندگی فردی و اجتماعی، امری بسیار مهم و ضروری است، اما رسالت و وظیفة اخلاقِ کاربردی این نیست.

برخی نیز اخلاقِ کاربردی را همان اخلاق هنجاری می‌دانند، با این تفاوت که اخلاق هنجاری عام و کلی است و اختصاصی به حوزه و قلمرو خاصی ندارد، اما اخلاق کاربردی تخصصی و موضوعی است و بر یک موضوع و قلمرو خاص از زندگی اجتماعی انسان متمرکز است.این مقاله در تلاش است در حد توان، حدود و ثغور این دانش یا این شاخة از دانش اخلاق را تبیین کند. امید است که بتواند سهمی در ابهام‌زدایی از این اصطلاح ایفا نماید.

ابعاد سلبی اخلاق کاربردی

پیش از آنکه به صورت ایجابی به تعریف و تبیین اخلاق کاربردی بپردازیم، لازم است مشخص کنیم که اخلاق کاربردی چه نوع تحقیقات و مطالعاتی نیست.

1. «اخلاق کاربردی» پژوهشی صرفاً توصیفی و گزارشی نیست؛ گاهی ممکن است یک محقق صرفاً به توصیف و گزارش اخلاقیات فرد، گروه یا جامعه‌ای بپردازد. متدولوژی این نوع فعالیت نیز متدولوژی تاریخی و نقلی است و غالباً از سوی جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان و مورخان صورت می‌گیرد. اما در اخلاق کاربردی صرفاً به توصیف هنجارها و ناهنجاری‌های اخلاقی نمی‌پردازیم، بلکه کار استنباط آنها را نیز بر عهده داریم. روش ما در اخلاق کاربردی، صرفاً روش نقلی و تاریخی و تجربی نیست، بلکه روش عقلی، استدلالی و فلسفی است.

اخلاق کاربردی به افراد کمک می‌کند که در امور روزمرة زندگی خود و به منظور تشخیص وظیفة اخلاقی خویش، به ویژه در مقاطع خاص و حساس اخلاقی، به صورتی روشمند و ضابطه‌مند بتوانند از عقل و استدلال عقلانی استفاده نمایند.

2. اخلاق کاربردی از نوع پژوهش‌های تحلیلی، فلسفی و به اصطلاح، فرااخلاقی هم نیست. در این نوع پژوهش‌ها، هیچ نوع ارزش‌داوری نمی‌شود. صرفاً به تحلیل ارزش‌داوری‌های صورت گرفته، با روش‌شناسی عقلی، فلسفی و تحلیلی اقدام می‌شود.در حالی که در اخلاق کاربردی، افعال و موضوعات اخلاقی مورد ارزش‌گذاری قرار می‌‌گیرند و فضیلت و رذیلت آنها تعیین می‌گردد.

پژوهشگر عرصة فرااخلاق نیازی به تخصص در موضوعات خاص اخلاقی را ندارد.مهم‌ترین تخصص مورد نیاز او فلسفه است. در حالی که، پژوهشگر عرصة اخلاق کاربردی، افزون بر آشنایی کافی با مطالعات فلسفی، فرااخلاقی، و علم اخلاق، لازم است با مسائل حوزة خاصی که اخلاقیات آن را بررسی می‌کند، نیز آشنایی کافی داشته باشد.به عنوان مثال، اگر می‌خواهد مسئله‌ای از مسائل پزشکی را مورد تحلیل ارزش‌داورانه قرار دهد، نمی‌تواند با این دانش بیگانه باشد. یا اگر درصدد بررسی اخلاقیات عرصة محیط زیست است، لازم است با این حوزه آشنایی کافی داشته باشد.

3. اخلاق کاربردی، اخلاق هنجاری و دستوری هم نیست. در اخلاق هنجاری، معیارهای کلی ارزش‌داوری‌های اخلاقی تعیین می‌گردد و ناظر به حوزة خاصی نیست. به عبارت دیگر، در اخلاق هنجاری، معیار تمایز کارهای خوب و بد، به طور کلی و صرف نظر از فعالیت‌های ناظر به حوزه‌های خاص، مشخص می‌شود. در حالی که، اخلاق کاربردی تبیین معیار ارزش‌داوری در حوزة و مسئلة خاص است؛ یعنی ناظر به حیطه و حوزة خاصی از زندگی انسان است.

به عنوان مثال، ناظر به پزشکی، محیط زیست، معاشرت، معیشت و امثال آن است. علاوه بر این، اخلاق کاربردی خود را متکفل حل تزاحمات اخلاقی و همچنین پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید اخلاقی می‌داند. در حالی که، اخلاق هنجاری چنین التزامی ندارد و فقط در صدد بیان معیار ارزش‌داوری است، نه تبیین کاربرد آن معیار برای حل مسائل و معضلات اخلاقی.

4. اخلاق کاربردی، اخلاق موضوعی هم نیست. اخلاق موضوعی مثل تفسیر موضوعی، در حقیقت همان علم اخلاق است، با این تفاوت که متمرکز بر یک موضوع می‌شود و همة‌ فضایل و رذایل مربوط به آن را بر اساس معیاری خاص، فهرست می‌کند. به عبارت دیگر، اخلاق موضوعی صرفاً یک شگرد در ارائة علم اخلاق است. اما اخلاق کاربردی، یک شاخة‌ علمی و پژوهشی مستقل دربارة اخلاق است.

هرگز متصدی ارائة موضوعی و دسته‌بندی شدة رذایل و فضایل اخلاقی نیست. البته، اخلاق کاربردی معمولاً مسئله محور است. یک مسئلة خاص را، که عموماً از مسائل نوپدید و چالش‌انگیز اخلاقی نیز هست، مورد بحث و تحلیل قرار می‌دهد. اما این، به این معنای نیست که آن را تا سطح اخلاق موضوعی تقلیل دهیم.

ابعاد ایجابی اخلاق کاربردی

در اخلاق کاربردی اصول، مبانی و ارزش‌های یک مکتب اخلاقی دربارة رفتار یا مجموعه‌ای از رفتارهای خاص به کار گرفته می‌شود.به عنوان مثال، در مطالعه پیرامون سقط جنین بر اساس اصول، مبانی و ارزش‌های مکتب سودگرایی یا نظریة قرارداد اجتماعی یا نظریة وظیفه‌گرایی در این بارة داوری می‌کنیم و حکم اخلاقی آن را به دست می‌آوریم. در این شاخة دانش، سعی می‌شود اصول مورد قبول یک نظریه یا مکتب خاص، در موارد جزیی و خاص و در شرایط ویژه به کار گرفته شود.

بنابراین، می‌توان اخلاق کاربردی را این‌گونه تعریف کرد: «کاربرد نظریه‌های کلی اخلاقی، یا احکام حاصل از آنها در مسائل خاص اخلاقی».1  به عبارت دقیق‌تر، اخلاق کاربردی عبارت است از: «کاربرد مبانی ‌‌و معیارهای اخلاقی در حوزه یا مسئله‌ای خاص». توضیح بیشتر این تعریف در ادامه خواهد آمد.در اینجا برای داشتن تصویری روشن از اهداف، رسالت‌ها و وظایف اخلاق کاربردی، برخی از مهم‌ترین کارکردهای آن را توضیح می‌دهیم:

1. نشان دادن چگونگی اِعمال احکام اخلاقی و چگونگی انجام وظایف اخلاقی یا کاربردی کردن توصیه‌ها و ارزش‌های عام اخلاقی، یکی از کارکردهای مهم اخلاق کاربردی است. مجموعه‌ای از توصیه‌های اخلاقی عام همچون «غیبت بد است»، «راست‌گویی خوب است» و امثال آن وجود دارد. در اخلاق کاربردی تلاش می‌شود که چگونگی اِعمال این توصیه‌های عام، در مسائلی خاص از زندگی فردی یا اجتماعی نشان داده شود. البته، اخلاق کاربردی در این جهت با تربیت اخلاقی و همچنین برخی از مباحث علم اخلاق مشترک است.

2. کمک به اتخاذ تصمیمات درست اخلاقی در مقاطع حساس، از دیگر کارکردهای اخلاق کاربردی است. اخلاق کاربردی به جای ارائة نسخه‌های کلی و غیرقابل اِعمال و یا موضع‌گیری‌های مقطعی و متغیر، می‌کوشد شاخص‌ها و معیارهایی مشخص و راه‌گشا در اختیار افراد قرار دهد. علم اخلاق درصدد ارائه نسخه‌ایی کلی دربارة ارزش رفتارهای اختیاری و صفات اکتسابی است.

هر چند در مواردی ممکن است آن نسخة کلی راه‌گشا نباشد و فرد در دوراهی‌های اخلاقی گرفتار آید. اخلاق کاربردی در چنین شرایطی می‌تواند به افراد کمک نماید که بهترین تصمیم اخلاقی را اتخاذ کنند. البته روشن است که این سخن به معنای تأیید دیدگاه‌های «جزیی‌نگر» مثل «شهودگرایی» یا «اخلاق وضعیت» نیست.

در اخلاق هنجاری، معیار تمایز کارهای خوب و بد، به طور کلی و صرف نظر از فعالیت‌های ناظر به حوزه‌های خاص، مشخص می‌شود. در حالی که، اخلاق کاربردی تبیین معیار ارزش‌داوری در حوزة و مسئلة خاص است؛ یعنی ناظر به حیطه و حوزة خاصی از زندگی انسان است.

3. از دیگر کارکردها و رسالت‌های اخلاق کاربردی، کمک به فراگیران برای تقویت بُعد عقلانی و استدلالی آنان و به کارگیری استدلال اخلاقی در امور روزمرة زندگی است. با توجه به روش‌شناسی اخلاق کاربردی، که روش عقلانی، استدلالی، استنباطی و اجتهادی است، اخلاق کاربردی نقش بسزایی در تقویت بعد عقلانی افراد و تقویت استدلال اخلاقی آنان خواهد داشت.

اخلاق کاربردی به افراد کمک می‌کند که در امور روزمرة زندگی خود و به منظور تشخیص وظیفة اخلاقی خویش، به ویژه در مقاطع خاص و حساس اخلاقی، به صورتی روشمند و ضابطه‌مند بتوانند از عقل و استدلال عقلانی استفاده نمایند. البته روشن است که همة افراد توانمندی لازم را برای این کار ندارند.

بسیاری از افراد در این‌گونه موارد، اهل تقلید و تبعیت از متخصصان و اندیشمندان هستند. از جمله تفاوت‌های عمدة اخلاق کاربردی و علم اخلاق در این نکته نهفته است که اخلاق کاربردی می‌‌کوشد به جای ارائة فهرست بلندی از فضایل و رذایل اخلاقی، معیارهایی مشخص، کاربردی و راه‌گشا در اختیار افراد قرار دهد. در علم اخلاق، ما با فهرست بلندی از خوبی‌ها و بدی‌های اخلاقی مواجهه هستیم. اما در اخلاق کاربردی، تلاش بر این است که با تمسک به مبنا و معیاری مشخص در حوزة ارزش‌ها، حکم اخلاقی مسئله یا مسائلی خاص را تبیین کند.

4. اخلاق کاربردی، بر خلاف علم اخلاق، مسئله محور است، نه موضوع محور. به جای ارزش‌گذاری دربارة همة مسائل مربوط به افعال اختیاری انسان یا صفات اکتسابی او و یا به جای حل همة مسائل اخلاقی ناظر به یک قلمرو خاص رفتاری مثل «پزشکی»، «محیط زیست»، «معیشت»، «معاشرت» و امثال آن، ـ کاری که در اخلاق موضوعی دنبال می‌شود ـ بر مسئله یا مسائل خاصی، که عموماً از سنخ مسائل نوپدید و چالشی‌اند، متمرکز می‌شود. این علم می‌کوشد با تکیه بر مبانی و معیارهای ارزش‌داوری، به حل آن مسائل بپردازد. البته حل آن مسائل، خود می‌تواند الگویی برای تبیین سایر مسائل نیز باشد.

5. از دیگر کارکردهای اخلاق کاربردی، کاربرد و تطبیق استدلال‌ها، ارزش‌ها و ایده‌آل‌های اخلاقی در موارد خاص است. اخلاق کاربردی را می‌توان ثمرة عینی و عملی نظریات فرااخلاق و اخلاق هنجاری دانست. به عنوان مثال، اگر در فرااخلاق به این نتیجه برسیم که جملات اخلاقی از واقعیات حکایت می‌کنند، طبیعتاً وقتی در موارد عینی و جزیی بخواهیم وظیفة اخلاقی خود را تشخیص دهیم، باید واقعیت‌ها را در نظر بگیریم و همه تلاش ما این باشد که حکم واقعی را کشف کنیم.یا اگر در اخلاق هنجاری، معیار ارزش‌داوری را غایت‌گرایی دانستیم، در اخلاق کاربردی با تکیه بر این قاعده و با استناد به آن، باید وظیفة خود را در مسائل خاصی همچون قتل ترحمی، سقط جنین، خودکشی، جنگ، رفتار با دشمن و امثال آن به دست آوریم.

6. اخلاق کاربردی، ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد. البته هر چند این بحث از کارکردهای اخلاق کاربردی نیست، اما از آنجا که توجه به آن، برای فهم دقیق‌تر ماهیت اخلاق کاربردی مفید است، در اینجا آن را بیان می‌کنیم. توضیح آنکه، اخلاق کاربردی به بررسی مسائل اخلاقی ناظر به حوزه‌های خاص رفتاری می‌پردازد.به همین دلیل، علمی میان رشته‌ای است. متخصص اخلاق حرفه‌ای، علاوه بر آگاهی نسبت به برخی مباحث فرااخلاق و اطلاع دقیق از قواعد و معیارهای ارزش‌داوری اخلاقی، لازم است اطلاعاتی نسبتاً دقیق از حوزه و قلمرویی که می‌خواهد اخلاقیات آن را بیان کند، داشته باشد.

به عنوان مثال، بدون اطلاع از مرگ مغزی و جنین و امثال آن، نمی‌توان وظایف اخلاقی پزشکان و پرستاران و .... را دربارة چگونگی برخورد با این گونه مسائل استنباط کرد. و یا بدون اطلاع از مسائل سیاست و به صرف آگاهی از مباحث فرااخلاق و معیارهای اخلاقی، نمی‌توان راه‌حلی معقول و مقبول برای معضلات اخلاقی حوزة سیاست و سیاستمداران ارائه داد. با توجه به اینکه برخی از این حوزه‌ها ذاتاً موضوع مطالعات علوم دیگرند،

اخلاق کاربردی نیز علمی میان رشته‌ای خواهد بود. اخلاق کابربردی با علومی همچون روان‌شناسی، روان‌کاوی، علوم سیاسی، تاریخ، حقوق، مدیریت، جامعه‌شناسی، پزشکی و امثال آن مرتبط است. به عنوان مثال، حل مسئلة اخلاقی زیر، که از مسائل اخلاق پزشکی است، در گرو آگاهی و تعیین موضع دربارة بسیاری از مسائل انسان‌شناسی و الاهیاتی و پزشکی و امثال آن است: تحقیقات پزشکی نشان می‌دهد که علت اصلی کم‌خونی مدیترانه‌ای، که در میان سیاه‌پوستان آفریقا رواج دارد، ژن‌ها هستند.

ممکن است با توسعة تحقیقات بیوتکنولوژی بتوان در آینده‌ای نزدیک، ژن به وجود آورنده این بیماری را از میان برد. اگر چنین علمی را در اختیار داشته باشیم، به حکم «هر چه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند» نمی‌توان این علم را از سیاهان آفریقا دریغ داشت. اما اگر بخواهیم این بیماری را به طور کلی ریشه کن کنیم، باید به پرسش‌هایی از این دست پاسخ دهیم:

با توجه به اینکه این ژن علیه مالاریا تأثیر زیادی دارد و در شرایط کنونی برای تولید هر داروی ضد بیماری مالاریا، نیازمند چنین ژنی هستیم، آیا چنین کاری، از نظر اخلاقی انتخاب درستی برای انسان است؟ علاوه بر این، از کجا می‌توان مطمئن بود که ژن‌هایی که در حال حاضر برای انسان مضر هستند، در آینده نتوان از آنها بهره‌برداری مفیدتری داشت؟ در عین حال، اگر نگاه خود را به افراد حامل چنین ژن‌هایی متمرکز کنیم، روشن است که هیچ کس حاضر نیست آن ژن‌ها در بدنش باقی بماند.

در اینجا، تعارضی اخلاقی میان حفظ جان تعدادی از افراد و یا اهمیت دادن به زندگی تعداد بسیاری و یا همة انسان‌ها وجود دارد. آیا همة ژن‌هایی که امروزه علم آن را مضر تشخیص داده است، باید از بین بروند یا با این تصور که ممکن است در آینده فوایدی داشته باشند، لازم است آنها را برای آینده انسان‌ها حفظ کنیم؟

پی نوشت:

1 . ر.ک احمدحسین شریفی، آیین زندگی (اخلاق کاربردی)، مباحث مقدماتی.

احمدحسین شریفی /دانشیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

منبع:معرفت اخلاقی، شماره سوم

ادامه دارد...........

یک شنبه 19 شهریور 1391  8:34 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها