نظرتون راجع به این سه کلمه چیه؟
1-باتوجه به اين كه چشمان ماتصاوير رادريافت وسپس درمغز پردازش مي كند مفهوم تصوير دريافتي از مردان وزنان مي تواند به شرح زيرباشد:
پيام باحجاب = بامن باآرامش ومتانت برخوردكن! بدحجاب =مواظب باش !من مطمئن نيستم! بي حجاب = مسلمان !امنيت روحي ات رامراقب باش!
2-آیا حجاب فقط همون شکل ظاهریه که همه در موردش صحبت میکنن یا جنبه های دیگری مثلا رفتار؛نگاه؛راه رفتن ؛سخن گفتن و ...... رو نیز شامل میشه؟
حجاب درمفهوم كلي آن
[ ح ِ ] (ع مص ) در پرده کردن . حجب . || بازداشتن از درآمدن . (منتهی الارب ). بازداشتن . (دهار) (زوزنی ). || روگیری . عفاف . حیا. شرم کردن :
مثال :
اگر حجاب کنی از خدا فرشته شوی چنین که می کنی از مردمان حجاب اینجا.
يا:
مرا بعرض تمنا حجاب نگذارد و گر خموش شوم اضطراب نگذارد.
بنابر شرح بالا كه از لغت نامه دهخدا واز طريق سايت واژه ياب نقل قول شده است مي توان چنين نتيجه گرفت:
*حجاب فقط يك مفهوم درباره ي جسم نيست بلكه جسم وروان راتوامان دربرمي گيردوشامل ظواهروآداب ورفتاروسلوك آدمي درهرزمان ومكاني مي شود.
*حجاب فقط مربوط به زنان نيست بلكه مربوط به جنس بشر است وتفاوتي درمردوزن وكودك وبزرگسال ندارد.
*اگرفقط منظور حجاب جسم باشد واژه ي دقيق تر دراين باره ((ستر))به معني پوشش بيان مي شود .
3-چرا جامعه ای که زمان انقلاب اگر کسی بی حجابی میکرد و خودش رو در معرض مردان نامحرم قرار میداد همه به عنوان یه انسان بیگانه بهش نگاه میکردن ولی الان ...........؟واقعا چرا؟
مقدمه : ((من تعجب مي كنم ازاينكه همه مي خواهند دنياراتغيير دهند ،ولي از تغيير خودغافلند)) (نقل به مضمون از :تولستوي نويسنده ي بزرگ )
متاسفانه درحال حاضر چه درموردپوشش وچه درمورد ديگر مسايل روزمره زندگي آنچه روي مي دهد ،رفع تكليف افرادازخود ونسبت دادن ْآن به ديگران است .به ديگرسخن وبه طور خاص همه از ديگران انتظار دارند از پوشش مناسب استفاده كنند وحجاب رارعايت كنند اما ازخود نمي پرسند كه آيا من خودم حجاب رارعايت مي كنم ؟
بيشتر مردان درمواجهه با زنان بدپوشش پس از ان كه نگاه مي كنند باتاسف به ديگران مي گويند ديدي چه بي حجاب بود ؟
و...
به نظر من درمواجهه با زنان بد پوشش ومردان بدپوشش ،نگاه كردن وبعدتاسف خوردن فقط توجيه خودما ازگناهي است كه انجام داده ايم وگرنه اگر راست مي گوييم وحقيقتا ازبدپوششي روي گردانيم بهترين كار تغيير زاويه نگاهمان وعدم زوم برروي افرادفوق الذكروحتي عدم بيان موضوع است.
دلايل بدپوششي به نظرمن به صورت خلاصه مواردذيل است:
*تفريط وافراط درموردحجاب
*پذيرش ظاهري حجاب به دليل فشارهاي اجتماعي ونه پذيرش قلبي به عنوان يك مساله مذهبي وديني .بسياري از افرادبه مصداق ضرب المثل خواهي نشوي رسوا هم رنگ جماعت شو چه آن زمان كه همه چادري بودند ،چادري شدندوچه اكنون كه بدپوششي افزايش يافته ،برطبق اين باور هم رنگ شده اند.
((مديرمحترم:به دليل خودداري اززياده گويي خلاصه نوشتم. چنانچه لازم دانستيد مي توانم بيشتردرمورددلايل تغيير پوشش جامعه ازابتداي انقلاب تاكنون نظرم رابيان كنم .))