0

چرا من حجاب دارم؟

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

چرا من حجاب دارم؟

خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!!

چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه : چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن !؟؟
یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟
همایون لبخندی میزنه و میگه :ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟
چارلز با عصبانیت می گه :نه! مگه ملکه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
همایون هم بی درنگ می گه :
خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!!

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:16 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

چرا حجاب کنم؟

غنچه تا غنچه است در حجاب است و هیچ کس هوس چیدن آن را نمیکند اما همین که حجاب سبزینه خود را کنار نهاد و باز شد خواهند چید. وقتی که چیدند چند روزی ممکن است در جای مناسب قرارش دهند اما دیری نمی پاید که پژمرده و پرپر می شود و آن را در سطل زباله می اندازند.... پس

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

چه لذتی دارد این حجاب!!!

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی سیاهی چادرم ، دل مردهایی که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را میزند.

نمی دانید چقدر لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای میشوم و می پرسم ;آقا!اینا قیمتش چنده؟وفروشنده جوام را نمی دهد ;دوباره می پرسم:آقا اینا چنده؟فروشنده محو موهای مش کرده زن دیگری است و حالش دگرگون است،ومن را اصلا نمی بیند.باز هم سوالم بی جواب می ماند و من خوشحال،از مغازه بیرون می آیم.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی مردهایی که به خیابان می آیند تا لذت ببرند،ذره ای به تو محل نمی دهند.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی شاد و سر خوش ،در خیابان قدم می زنید در حالی که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه ای از زیبایی هایتان ،پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره ،به نزدیکترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایی تان را کنترل کنید ;زیبایی از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی در خیابان و دانشگاه و … را می روید و صد قافله دل کثیف، همراه شما نیست.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی جولانگاه نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی کرم قلاب ماهی گیری شیطان برای به دام انداختن مردان شهر نیستید.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی می بینی که می توانی اطاعت خدایت را بکنی،نه هوایت را.

نمی دانید ; واقعا نمی دانید ; چه لذتی دارد وقتی در خیابان راه می روید ;در حالی که یک عروسک متحرک نیستید ;یک انسان رهگذرید.

نمی دانید;واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب!

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

چراحجاب؟؟؟

چنددليل كوتاه براي رعايت حجاب:
1-حجاب در اسلام یک قانون است .
2 -حجاب به عنوان سر چشمه می تواند زن را به کمال برساند .
3 - حجاب از بی بند و باری و مفاسد اجتماعی جلوگیری می کند .
4 -حجاب باعث استواری و تداوم کانون گرم خانواده ها می شود.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

این یک مسآله شخصیست !!!

در یکی از کلاس هایی که چند سال پیش در دانشگاه آزاد اسلامی زنجان داشتم، یک روز صبح وقتی تعدادی از دانشجویان با حالتی معترض و با کمی تأخیر وارد کلاس شدند، از آن ها علت تأخیرشان را جویا شدم؛ گفتند حراست دانشگاه بخاطر پوشش و وضع حجابشان مانع ورود آنها به دانشگاه شده و آنها مجبور شده اند برای تعویض لباس و اصلاح پوشش خود به خانه برگردند. معلوم شد مقررات جدیدی در مورد نحوه لباس پوشیدن و حدود حجاب اسلامی در دانشگاه وضع شده که از آنروز به اجرا گذاشته شده بود. بین این دانشجوها یکی از دانشجویان دختر شدیداً معترض بود که کسی حق ندارد بخاطر مسأله ای که کاملاً شخصی است و ربطی به کسی ندارد، مانع ورود دانشجو به دانشگاه و حاضر شدنش سر کلاس درس شود.
 

می دانستم که او با توضیح ضرورت التزام به احکام اسلامی و بقول گفتنی با منبر رفتن مجاب نمی شود. و می دانستم از آنجائی که چنین اعتراضی اصولاً پارادایمی بوده و در واقع اصلاً متوجه قوانین دانشگاه نیست با چنین شخصی باید در پارادایم خودش صحبت کرد! برای همین به او گفتم: شما می دانید که در برخی از دانشگاه های اروپا حجاب اسلامی دختران مانع ورودشان به دانشگاه می شود؟ گفت: بله! گفتم: آیا می دانید که دانشجویان محجبه ای که حاضر به زیر بار رفتن نمی شوند، از دانشگاه اخراج می شوند؟
با تردید گفت: خب مقررات دانشگاه است! گفتم: خب آن مقررات آن دانشگاه است، این هم مقررات این دانشگاه است، رعایت کنید. سکوت کرد و دیگر جوابی نداشت بدهد. حکماً اگر با او در پارادایم شرع صحبت کرده بودم، احتمالاً تا آخر کلاس باید با او و بقیه کلاس بحث می کردم. من فراست میرزا ملکم خان، روشنفکر مشهور دوره قاجار را تحسین می کنم که گفته: «قانون در فرنگ جای کتاب شرع است»!
سرّ آنچه برخی از دانشجویان ما و بطور کلی قشری از جوانان را به تواضع در برابر «قانون» اما سرکشی در برابر «شرع» وا می دارد، در همین جمله کلیدی پنهان است که از آنها می شنوید: «این یک مسأله شخصی است». اصلاً قانون برای پذیرفته شدن نیازی به راه یافتن به «قلب» ندارد و پذیرفتن آن ملازمت با حفظ منافع دارد درصورتیکه احکام شرع جز از طریق راه یافتن ایمان به «قلب» سر نهاده نمی شوند. پارادایمی که جمله «این یک مسأله شخصی است» در آن تعریف می شود «اومانیسم» است؛ به معنی «انسان محوری» و انسان محوری با «شرع» که از ناحیه «خدا» تشریع می شود فاصله ای غیرقابل اندازه گیری دارد. از اینرو شخصی بودن بسیاری از مسائل، حتی اخلاق، از واجبات «اومانیسم» محسوب می شود.
وقتی در آذرماه 1369 جمله اوکتاویوپاز1 که «هر اتاقی مرکز جهان است» بر روی جلد مجله «گردون» تیتر شد، شهید آوینی واکنشی عالمانه به این انتخاب نشان داد. او در ابتدای مقاله ای با عنوان «پروسترویکای اسلامی وجود ندارد» نوشت: «به قول قدما که می گفتند «شرف المکان با لمکین»، اعتبار اتاق نیز به آن ذی روحی است که در اتاق می زید، یعنی «انسان» و به عبارت بهتر «بشر»؛ آن هم نه یک اتاق خاص، هر اتاقی! و نه یک بشر خاص، هر فردی از افراد بشر؛ یعنی اومانیسم، و آن هم متزلزل ترین صورت آن که اندیویدوالیسم [فردگرایی، شخص گرایی] باشد. روی سخن با آقای «پاز» نیست که بالعکس، ذکاوت او را در کشف باطن اومانیسم باید ستود. عجیب آن است که همزمان با پروسترویکای گورباچف و نوید آمدن ماهواره و تبلیغات مک لوهانی دهکده جهانی و طرح فرضیه «قبض و بسط تئوریک شریعت» [ از عبدالکریم سروش]، ناگهان این سخن سر از روی جلد مجله جدیدی درمی آورد که مدعی «نسل سوم» است... اومانیسم، یا در مصداق جمعی بشر ظاهر می شود و کار به جامعه پرستی و سوسیالیسم می کشد و یا در مصداق فردی بشر به فردپرستی می انجامد و مدعی، فریاد می زند که «هر اتاقی مرکز جهان است». هر اتاقی مرکز جهان است یعنی هر فردی از افراد بشر قطب عالم است!»
حلقومی که فریاد می زند «این یک مسأله شخصی است» از جنس همان حلقومی است که «هر اتاقی مرکز جهان است» را فریاد می زند. پیداست که در پارادایم «هر فردی قطب عالم است»، حجاب که از احکام شرع مبین اسلام است نیز مسأله ای می شود شخصی که به هیچکس ربطی پیدا نمی کند مگر به آنکس که پذیرفته باشد که هر فردی قطب عالم است! شعارهایی مثل حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق همجنسگرایان و غیره در همین چهارچوب تعریف می شوند و هر آنچه که در برابر اعطای این حقوق قرار بگیرد قابل رد است حتی شرع اسلام.
وقتی دهه سوم انقلاب اسلامی به دوم خرداد 76 رسید به مدد شعار «توسعه سیاسی»، بستر مناسبی برای یکی از تقابلات فرهنگی و به تبع آن سیاسی پرچالش در دانشگاه ها و محیط های علمی و فکری ایجاد شد و آن تقابل اومانیسم (انسان محوری) در برابر تائویسم (خدا محوری) بود. افرادی همچون دکتر سروش از چهره هایی بودند که با مغلطه در این حوزه، اساس تحول فرهنگی مخربی را پدید آوردند (خزلهم الله اجمعین).
سروش به مثابه داوری که گویا خود از دایره هر دو حوزه اومانیسم و تائویسم خارج است، می گفت اومانیست ها چون می گویند «حقوق بشر» لذا اینها حقگرا هستند و مطالبه «حقوق» دارند اما شما در دین «تکلیف» دارید و ملزم به عمل به تکالیف شرعید. چنین تفکیکی خود بخود این ذهنیت را برای شنونده ایجاد می کرد که پس آنکه اومانیست است «تکلیف» ندارد و متقابلاً انسانی که ملتزم به تکالیف شرع است حق مطالبه «حقوق» خود را ندارد و از آنها محروم است، لذا باید حق انسان را از خدا گرفت!
طبیعتاً وقتی این مغلطه تبدیل به باور بشود، برآیند آن چون و چرائی خواهد بود که در برابر احکام شرع صورت می گیرد. و مگر نمی گیرد؟ «چرا خداوند گفته زن باید حجاب داشته باشد؟» نه سؤالی است که درپی پاسخ است، بلکه درپی مؤاخذه خدا و گرفتن حق انسان از خداست و تمنای رهایی از قید حجاب دارد. کار این پارادایم تا آنجا می تواند پیش برود- کما اینکه رفته- که انسان این حق را برای خود قائل می شود که بگوید: «کیست که بتواند به انسان بگوید این کار را بکن و این کار را نکن؟» کما اینکه گفتند و در یکی از ویژه نامه های روزنامه «شرق» در سال83 به صراحت نوشتند که «مسأله بشر در همیشه تاریخ این بوده که کسی به او نگوید این حرام است، این واجب است و این را نباید انجام بدهی و این را باید انجام بدهی یا این مکروه است و آن مستحب است و این مباح؛ بلکه همه چیز برای بشر مباح است!» و آمدند که حق بشر را از خدا بگیرند و این تلقی، دانسته و ندانسته آنقدر حتی با لباس دین و توجیهات برخی از علمای دین در آن دوره دامن زده شد که نتیجه آنرا امروز با جملاتی از قبیل «این یک مسأله شخصی است» از زبان های بریده از وحی می شنویم.
دوشنبه 13 شهریور 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

خواهرم حجاب سعادت است!

یكى از
علماء اسلام مى نویسد
:
روزى یك زن مسیحى با شوهرش پیش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را

فهمیده ام و از دستورات و قوانین آن كه مترقى است در شگفت و حیرتم و به آن
علاقه مندم ، ولى بخاطر یكى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرایش پیدا
نكرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام
كه متاسفانه پاسخ قانع كننده اى نشنیده ام ، اگر شما بتوانید مرا قانع كنید
من به دین اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شدمن گفتم : آن دستور كدام است؟
زن مسیحى گفت : دستور
lحجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى
lدهد كه مثل مرد بدون حجاب از خانه بیرون بیاید؟ سپس بنا كرد به ایراد و
انتقاد كردن ، كه حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است
من پس از شنیدن ایرادها و
انتقادهاى آن زن ، چنین پاسخ دادم : آیا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى
رفته اید؟
گفت :آرىگفتم:چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ویترین شیشه اى
قرار داده و درب آنرا قفل می كنند؟
گفت :lبخاطر اینكه دست دزدان و خیانتكاران و سارقان به آنها
نرسد
در اینجا آن عالم
دینى رو كرد به زن مسیحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همین است
كه : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و یاقوت گرانبهاست و چون جنس لطیف زن هم
مانند طلا و جواهرات است ، و باید از دست خیانتكاران و دزدان عِفت و ناموس
محافظت كرد، و از چشم تبهكاران و اهل فساد حفظ نمود، زیرا زن همانند مروارید
lست كه در صندوقچه صدف باید پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و
نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر
زنان نیز در پوشش نباشند. همیشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گیرند و به
خاطر نشان دادن زیبائى ها پیوسته مورد آزار و تعدى مفسدین مى
شوند
آرى دخترم... دستور
حجاب در اسلام به این جهت است كه زن از دست خیانتكاران در امان باشد. زیرا بدنش
پوشیده و زینت هایش مستور است و مردم از او چیزى نمى بینند و در او طمع نمى
كنند و از او دورى مى جویند و نظرشان را جلب نمى كند، بلكه از او حساب مى
برند و حیا مى كنند، همه اینها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش كه اگر زن
در پوشش ‍ حجاب نباشد، پیوسته در معرض آزار مفسدین است ، بنا بر این حجاب
شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم این گوشه اى از فلفسه حجاب بوده كه تذكردادم پس از شنیدن این
مطلب ، آن خانم مسیحى فكرى كرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال
این گونه نشنیده بودم ... شما بسیار جالب بیان كردى ، و اكنون اسلام را می پذیرم.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:21 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

حجاب یعنی فرهنگ یا...

حجاب یعنی فرهنگ
نمی دانم دلیل این که ما را امل و عقب مانده می خوانند چیست؟
حجاب نشانه ی رشد فرهنگی بالاست اگر نگاهی به تاریخ ایران بیاندازیم در تمام ادوار زنان ایرانی را با پوششی مناسب می بینیم
حال گروهی از غربی گرایان آواز داده اند که چادر نشانه ی عقب ماندگی و بی فرهنگی است در حالی که فرهنگ ما بسار متمدن تر از فرهگ غرب است
حجاب موجب حفظ زن از نگاه های شهوت آلود می شود و ارزش زن را بالا می برد و از فساد اخلاقی در جامعه جلویری می کند؛ این یعنی عقب ماندگی؟

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:22 PM
تشکرات از این پست
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به ایراداتی که برخی به حجاب میگیرند

طرفداران برهنگى و كشف حجاب ، براى برداشتن حجاب اسلامى ، به اصطلاح خودشان توجيه و برهانى ارائه مى دهند، اشكالاتى را مطرح مى كنند تا با اِلقاى شبهه ، در دلها ترديد ايجاد كنند، و عمده اشكالات آنها به پنج اشكال زير باز مى گردد، كه ما آن را در اينجا به طور فشرده مطرح كرده و به پاسخ آن مى پردازيم :

1- آنها مى گويند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفريده شده ، و آزادى مفهوم مقدّسى است كه همگان طرفدار آن هستند، ولى حجاب و پوشش ‍ اسلامى ، دست و پاگير است و زنان را منزوى و پرده نشين كرده و از مواهب آزادى محروم مى سازد.
خداوند (و به قول بعضى طبيعت ) غرايزى را در وجود انسان ، آفريده ، كه يكى از آنها غريزه جنسى است كه ، نبايد آن را حبس و سركوب كرد، بلكه بايد آن را با كمال آزادى اشباع نمود، و گرنه موجب عقده و بيمارى روانى خواهد گرديد.



2- زنان نيمى از جامعه هستند و بايد دوش به دوش مردان به تلاش هاى مختلف فرهنگى ، سياسى و اقتصادى بپردازند، و به هيچ وجه صحيح نيست كه نيمى از نيروهاى انسانى جامعه به انزوا كشيده شوند، و از صحنه هاى تلاش دور گردند، حجاب عامل مهمّى براى اين انزوا است . زيرا دست و پاگير است و طبعا زنان را از فعاليتهاى فرهنگى واقتصادى و سياسى عقب مى راند.


3- حجاب و پوشش زن موجب فاصله انداختن بين زن و مرد شده و همين موضوع مردان را به زنان حريصتر مى كند. و آتش تمايلات جنسى آنها را شعله ور مى سازد، چرا كه از قديم گفته اند و از نظر روانى ثابت شده كه انسان نسبت به آنچه را كه از آن ممنوع شده حريص است .
4- با پوشش زن ، موارد بسيارى از مصالح و منافع از دست خواهد رفت ، و گاهى ناديده گرفتن اين مصالح ، موجب سقوط و رنجهاى ابدى خواهد شد، مثلاً جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، چگونه آن دختر را كه در ميان حجاب پنهان شده بشناسد، آيا ازدواج جوان با آن دختر باحجاب اقدام كور كورانه براى انتخاب شريك زندگى تا آخر عمر، نخواهد بود؟!



5- اگر حجاب براى حفظ زنان از روابط نامشروع ، و از بروز انحرافات جنسى و فساد است پس چرا زن از نظر اسلام در نماز بايد كاملاً رعايت حجاب كند، گرچه در درون اطاق در بسته باشد، آيا اين كار يك نوع به زنجير كشيدن زن نيست ؟!

پاسخ به اشكالات
1- آزادى ، كلمه مقدسى است ، ولى هر چيزى داراى حدّ است ، مثلاً آيا انسان آزاد است غذاى مسموم بخورد؟ آيا آزاد است چند برابر غذاى معمولى بخورد؟آيا آزاد است نصف شب كه همسايه ها در خواب هستند با بلندكردن صداى طبل آنها را بيدار نمايد؟ آيا…؟ آيا…؟
قطعاً آزادى داراى مرز و حدّ است ، آن آزادى مقدّس است كه موجب ضرر و زيان و باعث سلب آزادى ديگران نشود، همه انديشمندان با انصاف معتقدند كه آزادى بر دو گونه است .

1- آزادى صحيح 2- آزادى غلط، ما با دليل و منطق ثابت كرديم كه آزادى زنان به اين معنى كه بدون پوشش اسلامى و مَلا عام آشكار شوند، آزادى غلط است ، و هرگز عقل و علم چنين آزادى مفسده انگيز را نمى پذيرد.
2- درست است كه زنان نيمى از جامعه هستند، و بايد در همه صحنه هاى زندگى تلاش داشته باشند، ولى پوشش اسلامى هرگز آنها را منزوى نمى كند و هرگز دست و پاگير نيست در حدّى كه آنها را از تلاش در صحنه هاى كار و فعاليت باز دارد.
زيرا حجاب ، به معنى پرده نشينى نيست ، بلكه به معنى يك پوشش ‍ معقول است ، اگر ما در گذشته در پاسخ به اين اشكال ، نياز به استدلال داشتيم ، امروز پس از جهمورى اسلامى در ايران ، ديگر نياز به استدلال نيست ، چرا كه آشكارا مى بينيم زنان در تمام صحنه ها، از مجلس ‍ قانونگذارى گرفته تا ادارات و بيمارستانها و راديو و تلويزيون و فروشگاه ها و.. در عين حفظ حجاب اسلامى ، مشغول كار و تلاش شبانه روزى زندگى هستند.
زن مى تواند با لباسهاى بلند و پوشش كامل اسلامى به تلاش زندگى بپردازد، و در موارد ديگر با چادر كه لباس برتر و پوشش عاليتر است در صحنه ها ظاهر شود، آرى وضع موجود، پاسخ دندان شكنى به اشكال فوق است ، چنانكه فلاسفه گفته اند: بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است به زبان معمولى خودمان :



چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
وانگهى مگر خانه دارى و فرزنددارى ، كار و تلاش بسيار مهم اقتصادى و فرهنگى نيست ؟!
3- اين اشكال نيز بى اساس است زيرا پوشش در اسلام به معنى محروميت زن و مرد از اشباع غريزه جنسى از راه صحيح نيست ، تا موجب عطش بيشتر و انفجار گردد، اگر آنچه را كه اسلام درباره ازدواج و آسان گيرى در تحقق آن فرموده ، اجرا گردد، غريزه جنسى از راه صحيح اشباع شده و هيچگونه اشكالى پيش نمى آيد.
وانگهى اگر وضع فعلى جمهورى اسلامى ، را با وضع عصر رژيم گذشته مقايسه كنيم ، به روشنى مى فهميم كه امروز تا حدود زيادى حجاب اسلامى رعايت مى شود، در حالى كه آن روز رعايت نمى شد، و در امروز دهها و صدها برابر فساد و تباهى و بى بندوبارى و بى عفّتى كمتر شده است ، بنابر اين بى بندوبارى و بى حجابى عطش جنسى زن و مرد را بيشتر خواهد كرد، و حجاب و مقّيد بودن به حفظ حريم حجاب و عفاف ، تباهى و فساد را از بين مى برد. وآمارهاى قطعى نشان مى دهد كه فساد در كشورهاى بى حجاب اسلامى به مراتب بيشتر است ، از فساد در كشورهايى كه در آن رعايت حجاب مى شود، اينها شواهد عينىِ خلل ناپذيرى است كه بيانگر فوايد حجاب ، و بازدارندگى آن از بسيارى از تباهيها است ، و به عكس بى حجابى و بى بندوبارى وسيله نزديك و عامل مؤ ثر براى افزايش فساد و گسترش ‍ دامنه انحرافها خواهد بود.
4- در پاسخ چهارم بايد گفت :
اولاً: پوشش براى زنان ، داراى فوايد و مصلحتهاى بسيار مهم براى آنها و جامعه است ، كه هرگز به خاطر بعضى از مصلحتهاى فرضى و جانبى نمى توان از آن دست كشيد.
ثانيا: در آن مواردى كه مصلحت مهمترى در ميان باشد، اسلام پوشش را در آنجا لازم نمى داند، بلكه گاهى عدم پوشش را واجب مى داند، به عنوان مثال : اگر مردى در حال غرق شدن يا سوختن است ، و در آنجا مردى كه او را نجات دهد نيست ، ولى زنان نامحرم در آنجا هستند، بر آنان واجب است گرچه موجب كنار رفتن پوششان گردد آن مرد را نجات دهند.
و به عنوان مثال : جوانى كه مى خواهد با دخترى ازدواج كند، با توجه به مصلحت آينده براى او نگاه به چهره دختر مورد نظر، نگاه به مواضع زينت او جايز است تا او را بشناسد.
حتّى در اين مورد پيامبر (ص ) امر كرده كه خواستگار، دختر مورد نظرش ‍ را بنگرد.
بنابر اين با رعايت پوشش اسلامى ، و دستورهاى اسلام ، هيچگونه مصلحتى از دست نمى رود.

5- فلسفه رعايت حجاب در حال نماز ممكن است از چند جهت زير باشد:
1- حجاب براى زنان بهترين حالت است ، نماز نيز بهترين عمل عبادى است و چه بهتر كه زن نماز خود را در بهترين حالت كه حالت پوشش است انجام دهد.
2- نماز در عين آنكه يك عبادت است ، يك فرهنگ است ، يك كلاس ‍ بزرگ و پربار است كه درسهاى مختلف مى آموزد، يكى از درسهاى آن اين است كه درس حجاب را به زنان مى آموزد، و آنها را عملاً به حجاب دعوت مى كند.
با توجّه به پنح بار نماز واجب در شبانه روز، زنان مسلمان پنج مرتبه با حجاب كامل اسلامى با خدا رابطه برقرار مى كنند، و همين تكرار عمل ، چگونگى حجاب را به آنها ياد مى دهد، و اين دستور مقدّس را براى آنها به صورت يك عادت خوب ، درمى آورد، و پيوند آنها را با حجاب محكم مى سازد، قعطا چنين تكرارى آن هم در نماز، تمرين عميق و خوبى براى رعايت حفظ پوشش خواهد بود.

دوشنبه 13 شهریور 1391  8:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها