0

روانشناسی بدحجابی

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روانشناسی بدحجابی

هر عملی که انسان انجام میدهد ناشی از علتهایی است که در وجود او میباشد اگر فردی غذا میخورد نشان دهنده علت گرسنگی در وجود اوست . بد حجابی نیز دلائلی فردی دارد هر فرد بی حجاب ممکن است بنا به دلایلی از قبول پوشش خودداری کند . روانشناسان جوامع اسلامی این دلائل را به طور مفصل در کتابهای روان شناسی بیان نموده اند.
1-هیستری
یکی از دلایل بد حجابی بیماری هیستری میباشد . در این بیماری فرد علاقه زیادی به جلوه گری دارد. این بیماری منشا روحی و روانی دارد و یکی از آثار و نشانه های بیماری افسردگی درفرد میباشد. چنین افرادی برای ارضا بیماری خود مرتب به دنبال مدلهای بهتر و بالاتر و زیباتر و جذاب هستند.
2-عقده حقارت
فردی که در خانواده و جامعه مورد تحقیر قرار می گیرد خانواده به او توجهی ندارد نظراتش را محترم نمی داند در جامعه نمی تواند به طور دلخواه خود هر کار میخواهد انجام دهد. میخواهد از این راه که جلوه دادن زیباییهای درونی و خدادادی است روی این عقده سر پوش بگذارد.
3-سادیسم
سادیسم نوعی بیماری است که از افسردگی سرچشمه میگیرد . فرد دوست دارد بهر عنوان دیگران را مورد آزار قرار دهد. به هر حال وقتی فردی با پوشش نا مناسب در بین جامعه رفت و آمد میکند حس شهوت و غریزه جنسی را در جوانان بیدار میکند و آنها را دچار مشکل می سازد فردی که سادیسم دارد از این که ببیند جوانی غریزه جنسی در او شعله ور شده است و دست یابی به آن برای او ممکن نیست لذت می برد وخود را قهرمان این عرصه تصور میکند.
4-انتقام جویی
فردی که به خاطر رفتار دیگران آتش کینه و نفرت در وجودش شعله می کشد اگر از معنویات به دور باشدسعی دارد در رفتار با دیگران این نفرت و انزجار را به مرحله عمل و انتقام برساند. فردی که دوستدار آزادی غربی است وقتی در این اجتماع دست یافتن به آن برایش ممکن نیست حس انتقام اورا برآن برمی دارد که ارزشهای اجتماعی را خدشه دار کرده و زمینه سقوط ارزشهای اجتماع را با رفتاربلهوسانه خود فراهم سازد
5-مازوشیسم
علت دیگر گرایش به پوشش نا مناسب خود آزاری و مازوشیسم است. فردی که به دلایل مختلف خود را عقب مانده میداند نسبت به خود بی تفاوت میشود و از بیماری یا شکست اجتماعی خود ناراحت نمیشود . او به خاطر آزار رساندن به خود خودش را در معرض حوادث برخاسته از فحشا و فساد میگذارد. چنین افرادی هر قدر هم که در دامان بی عفتی فرو روند برایشان اهمیتی ندارد. زیرا هیچ قانون و مقررات و صلاح و ثوابی را در نظر نمی گیرند و حتی آنها با خود بیگانه اند
6-جبران شکستها
فردی که از مقامات اجتماعی به خاطر عدم پوشش یا بی کفایتی باز مانده سعی دارد با فساد بیشتر این شکست را جبران کند. کسی که تغییرات بنیادی در جامعه را نمی پذیرد و از مقامات سابق خود خلع و دچار شکست اجتماعی شده است سعی او بر این است که با هر وسیله ممکن این شکست را جبران کند .او خود به انجام کاری که میکند آگاه است و میداند که چه میکند.
7-نا آ گاهی
یکی از علل بد حجابی جهل افراد است . شایدفرد بی حجاب نمی داند که با این کار خود چه ضربه هایی به جامعه می زند .ممکن است جلوه گری او خانواده ای را از هم بپاشد. شاید پوشش نامناسبش زمینه ساز گناه بسیاری از جوانان باشد. شاید نمی دانند که کمبود پوشش موجب جلب نظر افراد سود جو و خیانتکار به آنها می شود. شاید نمی دانند هر چه پوشش زن کمتر باشد در زندگی حیوانی نزدیکتر و از خدا دورتر است . شاید نمی دانند چنانکه گل در معابر عمومی پرپر شود آنان نیز در این راه گاه عفت خود را از دست خواهند داد .پس باید جامعه را آگاه و هشیار کرد.
8-نیاز به ازدواج
یکی دیگر از علل بد حجابی نیاز جنسی است . ازدواج گر چه در دین مقدس اسلام بسیار از آن تعریف و تمجید شده است و بهترین رهنمودها پیرامون آن رسیده است تا جایی که پیامبر میفرمایند: کسی که ازدواج می کند نصف دین خود را حفظ کرده است.اما جلوه گری برای پیدا کردن زمینه های ازدواج راه نامناسبی است که به بدحجابی کشیده شده و پیامدهای تاسف باری نیز برای طرفین بهمراه خواهد داشت . با توجه به اینکه اغلب این ازدواجهای چها رراهی سر انجام خوبی نخواهد داشت و به جدایی و طلاق می انجامد.
9-کمبودها
معمولا افرادی دچار ریا تظاهر جلوه گری خودنمایی و فخرفروشی میشوند که کمبودی دارند.
کمبود شخصیت اجتماعی نیز موجب پناه بردن به بد حجابی برای جبران این کمبود میشود
دیگر ابعاد روان شناسی ریشه های بدحجابی
دگر آزاری: این مولفه که خود معلول عوامل دیگر روانشاختی مثل عقده های حقارتی است در برخی موارد، زنان را به یک بیمار روانی که علاج درد خود را در آزار دیگران می بیند ،تبدیل می کند. ریشه این گونه تمایلات بیمار گونه معمولا حقارت های خانوادگی است که از سر تربیت های غلط و ناسالم است.
صید دلهای مردان: از جمله تفاوت های روانی بین زن و مرد اینست که زن میل شدیدی به دلبری دارد چنانکه اسباب آن نیز در وجود او بیشتر قرار داده شده است. گاهی این میل روانی به حد افراط رسیده و محبوبیت عمومی را طلب می کند و به یک همسر بسنده نمی کند.
زیبایی طلبی: زیبایی طلبی از جمله گرایش های فطری است که در وجود انسانها به صورت ذاتی قرار داده شده است. تصور برخی از زنان به غلط آن است که حجاب مانع و ناقص بروز زیبایی های آن هااست لذا کثرت رنگ ها و مدها و جلوه های متفاوت بی حجابی بروز و ظهور می یابد غافل از آنکه زیبایی تعریف و حد و مرز خود را دارد و اگر از حد اعتدال عبور کند و یک بیماری روانی می شود که گاهی سبب اتلاف عمر و هزینه های سنگین اقتصادی اجتماعی می شود.
دوشنبه 13 شهریور 1391  2:29 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها