0

جغرافیای قدرت ایران

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

جغرافیای قدرت ایران

 

  نگاهی هرچند گذرا و کوتاه به نقشه ایران مهمترین حقایق درباره ایران را به ما می‌گوید. این حقایق نشان می‌دهد که چطور هرگونه تغییر و تحول در ایران، ژئوپلتیک کل منطقه از دریای مدیرانه تا شبه‌قاره هند و فراتر از آن را تغییر می‌دهد.

خبرگزاری فارس: جغرافیای قدرت ایران

 

تقریبا همه نفت و گاز طبیعی خاورمیانه یا در خلیج فارس است یا در دریای خزر. همانطور که خطوط کشتی‌رانی از خلیج فارس می‌گذرد، خطوط لوله نفت و گاز هم از دریای خزر به مدیرانه، دریای سیاه، چین و اقیانوس هند می‌رود.تنها کشوری که در گذرگاه همه این مناطق انرژی خیز واقع شده، ایران است که یک سرش به دریای خزر می‌رسد و سر دیگرش به خلیج فارس. ایران از این نظر نقطه طلایی خاورمیانه است.

خلیج فارس 55 درصد از ذخایر نفت خام جهان را در خود جا داده‌ و ایران بر کل این منطقه تسلط دارد، از اروندرود (شط‌العرب) در مرز عراق تا تنگه هرمز که 990 کیلومتر دورتر است. خط ساحلی ایران درون تنگه هرمز 1356 مایل است. بعد از این، طولانی‌ترین خط ساحلی متعلق به امارات با تنها 733 مایل است.

ایران همچنین 480 کیلومتر ساحل با دریای عمان دارد که شامل بندر چابهار در نزدیکی مرز پاکستان می‌شود. این موقعیت به ایران امکان دسترسی به آب‌های گرم، دسترسی به اقیانوس هند و همچنین کشورهای آسیای میانه را می‌دهد.در همین حال ساحل خزر ایران در شمال که با کوههای پوشیده از جنگل همراه است و 650 کیلومتر از آستارا در غرب فاصله دارد، با جمهوری آذربایجان هم‌مرز است، در شرق به بندرترکمن می‌رسد و با ترکمنستان غنی از گاز طبیعی هم مرز دارد.

ایران با فرهنگ غنی، گستره جغرافیایی وسیع و شهرهای متنوع قومی و فرهنگی‌اش، در کانون توجه چین و هند هم قرار دارد که در راه رشد خودشان به فکر سیاست داخلی و شرایط اجتماعی هم هستند. البته عاملی مهم در محاسبات آینده ایران وجود دارد که غفلت از آن کل محاسبه را به هم می‌ریزد و آن عراق است. تاریخ و جغرافیا به ما می‌گوید که عراق همواره نقش مهمی در سیاست ایران دارد که مهمتر از هر کشور خارجی دیگری بوده‌است.

نگاهی دیگر به نقشه ایران و اطرافش حقایق بیشتری را نشان می‌دهد. در پس کوههای البرز، امتداد ایران به آناتولی در شمال غرب و به بلوچستان در جنوب شرق می‌رسد. زاگرس در غرب به جاده‌هایی منتهی می‌شود که به عراق می‌رسد.وقتی نویسنده و سفرنامه‌نویس معروف انگلیسی فریا استارک در اوائل دهه 1930 لرستان را در کوههای زاگرس ایران کشف کرد و درباره‌اش نوشت، درباره مکان‌های خارج از بغداد تحقیق می‌کرد نه خارج از تهران.

در شرق و شمال شرق، تهران به خراسان و صحراهای قره قوروم(شن‌سیاه)، قزل کوم(شن‌سرخ) در ترکمنستان و ازبکستان می‌رسد. ایران نه تنها به میدان‌های غنی از انرژی خلیج فارس و خزر دسترسی دارد، بلکه به آسیای میانه هم راه دارد. هیچ کشور عربی نمی‌تواند ادعای چنین موقعیتی را داشته‌باشد چرا که هیچ کشور عربی به این دو منطقه غنی از انرژی جهان دسترسی و راه ندارد. در حقیقت هجوم مغول‌ها به ایران که به کشتار صدهاهزار نفر از مردم و ویرانی زیرساخت‌های ایران همچون سیستم قنات و آبیاری ایران منجر شد، به خاطر همین موقعیت جغرافیایی چشمگیر ایران بود.

نفوذ ایران در جمهوری‌های سابق شوروی و قفقاز در آسیای میانه بسیار گسترده‌است. درحالیکه آذربایجان در شمال غرب مرز ایران 8 میلیون ترک آذری را در خود جا داده، در همسایگی‌اش در خاک ایران و در شهر آذربایجان و در تهران، دوبرابر این تعداد آذری هستند. آذری‌ها بنیانگذاران مشترک ایران از قرن هفت و بعد از ظهور اسلام هستد.

اولین شاه شیعه ایران (اسماعیل‌شاه در سال 1501) یک ترک آذری بود. بازرگانان آذری مهمی در ایران هستند و در طبقه حاکم کشور هم آذری‌ها حضور دارند. نکته اینجاست که درحالیکه نفوذ ایران در غرب در نزدیکی ترکیه و جهان عرب تثبیت شده‌است، نفوذش در شمال و شرق هم بسیار عمیق و وزین است. مایکل آکسورتی تاریخ‌شناس انگلیسی درباره ایده ایران نوشته و توضیح داده‌است که نفوذ و اهمیت ایران نه فقط به نژاد و خاک آن بلکه به فرهنگ و زبانش هم هست. به گفته او، ایران جذابیت تمدنی مانند یونان و چین دارد و مردمان زیادی از نظر زبانی دنباله‌روی این محور تمدنی هستند. این اساس قدرت نرم ایران است.

زبان‌های دری، تاجیک، اردو، پشتو، هندو، بنگالی، عربی عراقی همگی بخش‌هایی از فارسی یا تحت نفوذ و تاثیر فارسی هستند. این یعنی وقتی شما از بغداد در عراق به داکا در بنگلادش سفر می‌کنید، همچنان درون دامنه فرهنگ فارسی هستید. ایران همچون عربستان، مجموعه‌ای از یک فامیل ایدئولوژیک مذهبی نیست.

ایران سرزمینی پهناور با مرزهایی گسترده است که دامنه تمدن آن به فراتر از مرزهایش می‌رسد. امپراطوری فارس اگرچه تحت محاصره یونان قرار گرفت اما همچون یک اژدها در بند نماند و خود را رهانید. تا جایی که برخی تاریخ‌نگاران مانند براون، ایران را ایران بزرگ می‌نامند که بین فرات و ایندوس گسترده شده و کردها و افغان‌ها را هم ایرانی می‌نامند.

ایران اکنون نقاط قوت و مثبت زیادی دارد. ایران هسته‌ای یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای تکنولوژیک در خاورمیانه است و این به غنای فرهنگی و سیاسی این کشور می‌افزاید. از سوی دیگر کشورهای آسیای میانه و کل منطقه به هر شکلی به ایران وابستگی دارند. اکنون یک خط لوله گاز طبیعی ترکمنستان در جنوب شرق را به ایران در شمال شرق متصل می‌کند و گاز ترکمن‌ها را به ایران می‌رساند.

از میان مردمان کهن خاور نزدیک، تنها عبری‌ها و ایرانی‌ها کتاب و سنت فرهنگی دارند که تا به امروز باقی مانده‌است. زبان فارسی جایش را به عربی نداده و امروز به همان فرم قرن یازده باقی مانده‌است. ایران سابقه‌ای طولانی از دولت ملت و تمدن و مدنیت دارد که بسیار قدیمی‌تر و پرمحتوی‌تر از هر جای دیگر در جهان عرب است. درباره ایران هیچ چیز مصنوعی وجود ندارد و همه چیز بکر و ناب و طبیعی است.

ایران بزرگ سابقه‌ای دارد که به 700 سال قبل از میلاد برمی‌گردد. مردمان ایران کهن در شمال غرب ایران کشوری مستقل را در آن زمان ایجاد کردند. 600 سال قبل از میلاد، این امپراطوری از آناتولی مرکزی به کوههای هندوکوش می‌رسید(از ترکیه تا افغانستان) و در جنوب به خلیج فارس می‌رفت. 549 سال قبل از میلاد، کوروش کبیر شاهزاده‌ ایرانی اکباتان یا همان همدان را در غرب ایران تصرف کرد و کشورگشایی را ادامه داد.

نقشه این امپراطوری که از پرسپولیس در جنوب ایران اداره می‌شد، از مقدونیه در شمال غرب و از لیبی و مصر در جنوب غرب تا پنجاب در شرق و از دریای خزر و آب‌های آرال در شمال تا خلیج فارس و دریای عرب در جنوب را شامل می‌شد. تا آن زمان هیچ امپراطوری در تاریخ جهان چنین گسترده نبود. پرشیا اولین ابرقدرت جهان بود.

در زمان پارتیان، تحمل و مدارای فرهنگ‌ها در عرصه‌ای که حکومت می‌کردند، ویژگی اصلی این امپراطوری بود.مقر این امپراطوری در منطقه خراسان در شمال شرق ایران بود. آنها بین قرن سوم قبل از میلاد و قرن سوم بعد، از سوریه و عراق تا افغانستان و پاکستان که شامل ارمنستان و ترکمنستان می‌شد، حکومت می‌کردند. امپراطوری پارتیان تقریبا بر تمرکز‌زدایی تاکی داشتند و منطقه‌ای گسترده با نفوذ شدید را اداره می‌کردند نه با کنترل متمرکز. آنها بر هنر، مهماری و اصول حاکمیتی میراث یونانی‌ها تاکی داشتند. همین حالا هم ترکیب جمعیتی، اقتصاد و سیاست ایران میراثی از گذشته است و بسیار پویاست.

ایران در دوران قرون وسطی هم از نظر زبانی و هم از نظر ماهیتی دنباله‌روی دوران کهن بود. در قرن هشتم، کانون سیاسی جهان عرب به شمت شرق و از سوریه به بین‌النهرین رفت و ایران دوباره ظهور کرد. خلفای عباسی در نیمه قرن نهم از تونس تا شرق به سمت پاکستان و از قفقاز و آسیای میانه به سمت جنوب و خلیج فارس حکومت می‌کردند.

پایتخت آنها شهر جدید بغداد بود که نزدیک پایتخت ساسانی تیسفون بود. اقدامات بروکراتیک فارس‌ها بر این حکومت تاثیر می‌گذاشت. خلیفه عباسی در بغداد بیش از آنکه نماد شیخوخیت اعراب باشد، نماید حکومت ایرانی‌ها بود. فیلیپ هیتی تاریخ‌شناس غربی در این باره می‌نویسد، همه چیز خلفای عباسی از عناوین تا نوشیدنی‌ها تا همسران و موسیقی و ایده‌ها و افکارشان، همه فارسی بود.

ایران نه تنها به میدان‌های غنی از انرژی خلیج فارس و خزر دسترسی دارد، بلکه به آسیای میانه هم راه دارد. هیچ کشور عربی نمی‌تواند ادعای چنین موقعیتی را داشته‌باشد چرا که هیچ کشور عربی به این دو منطقه غنی از انرژی جهان دسترسی و راه ندارد.

شیعه بخشی مهم از فرهنگ پویای ایرانی است. بحث‌هایی مانند ظهور مهدی برای پایان دادن به بی‌عدالتی، بحث‌هایی پردامنه و پرقدمت در فرهنگ ایرانی است. الیور روی نویسنده فرانسوی می‌گوید، شیعه از نظر تاریخی یک پدیده عربی است که از اعراب به ایران رسید اما پایه و اساس حکومت سیاسی در ایران را تشکیل داد. صفوی‌ها شیعه را در قرن 16 به ایران آوردند. صفوی‌ها خودشان ترکیبی از ترک‌ها، اذری‌ها، گرجی‌ها و فارس‌ها بودند که در اواخر قرن 15 منطقه‌ای بین دریای سیاه و خزر را تصرف کردند و آناتولی شرقی، قفقاز و شمال شرق ایران را با هم اداره می‌کردند.

ایران انقلابی اواخر قرن 20 و اوائل قرن 21 نماد این میراث یک‌دانه و قدرتمند است. هر چیز که به گذشته و اکنون ایران مربوط می‌شود، دارای کیفیت بالا و قدمت و حیرت است. چه پویایی امپراطوری‌ها از کوروش تا حاکمان کنونی ایران باشد،چه تفکر سیاسی و آثار مکتوب و شعر و ادب یا سابقه مذهبی و قدرت و امنیت. نمونه چنین حکومتی را هیچ کدام از کشورهای عرب ندارند.

آنچه اکنون حاکمان ایران را برای پیگیری و دفاع ازمنافعشان از لبنان تا افغانستان مصمم می‌کند، همین سابقه دیرینه و درخشان تاریخ و جغرافیاست. با توجه به این سابقه جغرافیا، تاریخ و سرمایه انسانی، به نظر می‌رسد خاورمیانه بزرگ‌تر و اوراسیا به شدت تحت تاثیر تحولات سیاسی ایران قرار می‌گیرد. مثلا به آسیای میانه نگاه کنید.

با در نظر گرفتن تاریخ ایران بزرگ در منطقه، درمیابید که فروپاشی شوروی برای ایران دستاورد چندانی نداشت.پس‌وند –ستان برای کشورهای آسیای میانه و جنوب آسیا که به معنای مکان است، پس‌وندی فارسی است. تمدن و مذهب آسیای میانه زبان و فرهنگ فارسی است. زبان نخبگان سیاسی و اطلاعاتی آسیای میانه از آغاز قرن بیستم شکلی از زبان فارسی بوده‌است.

اما بعد از سال 1991 آذربایجان شیعه در شمال غرب آلفبای لاتین را به صورت رسمی استفاده کرد و برای محاوره به ترکی روی آورد. در جمهوری‌های شمال شرق ایران، ازبکستان سنی خود را به سمت ملی‌گرایی کشاند تا اسلامگرایی. تاجیکستان که زبان فارسی دارد اما سنی است، نگران نفوذ جمعیتی و فرهنگی ایران است. کشورهای آسیای میانه مسلمانان معتقدی هستند ولی هفت دهه حکومت کمونیستی آنها را از نظر سیاسی و حکومتی سکولار کرده‌است.

ایران اکنون نقاط قوت و مثبت زیادی دارد. ایران هسته‌ای یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای تکنولوژیک در خاورمیانه است و این به غنای فرهنگی و سیاسی این کشور می‌افزاید. از سوی دیگر کشورهای آسیای میانه و کل منطقه به هر شکلی به ایران وابستگی دارند. اکنون یک خط لوله گاز طبیعی ترکمنستان در جنوب شرق را به ایران در شمال شرق متصل می‌کند و گاز ترکمن‌ها را به ایران می‌رساند. به این ترتیب ایران می‌تواند با آسوده شدن از تامین گاز منطقه شمال خودش، منابعش را به جنوب و برای صادرات از طریق خلیج فارس اختصاص دهد.

ترکمنستان چهارمین منابع گاز جهان دارد و همه این منابع را به صادرات به ایران، چین و روسیه اختصاص می‌دهد. ایران و قزاقستان هم خطوط لوله نفتی ساخته‌اند که دو کشور را به هم متصل می‌کند و نفت قزاقستان از این طریق به شمال ایران می‌رود. قزاقستان و ایران از طریق خط آهن هم به هم متصل می‌شوند و قزاقستان به این طریق به خلیج فارس دسترسی مستقیم دارد.

ممکن است یک خط آهن تاجیکستان را به ایران از طریق افغانستان متصل کند. ایران کوتاه‌ترین مسیر برای همه این کشورهای غنی از انرژی است تا منابع خود را به بازارهای جهانی برسانند. البته توانایی ایران در ایجاد نفوذ و پایگاه قدرت در مثلا کشورهایی مانند لبنان و عراق و فلسطین، در آسیای میانه چندان زیاد نیست و ایران از این نظر قدرت مانور چندانی در این منطقه ندارد. کشورهای آسیای میانه از نظر دیپلماتیک با اسرائیل رابطه دارند و آن نفرت و ضدیت را با تل‌آویو ندارند. بنابراین در سیاست‌های ایران برای ضدیت با آمریکا و اسرائیل چندان همراه تهران نمی‌شوند.

خلیج فارس 55 درصد از ذخایر نفت خام جهان را در خود جا داده‌ و ایران بر کل این منطقه تسلط دارد، از اروندرود (شط‌العرب) در مرز عراق تا تنگه هرمز که 990 کیلومتر دورتر است. خط ساحلی ایران درون تنگه هرمز 1356 مایل است. بعد از این، طولانی‌ترین خط ساحلی متعلق به امارات با تنها 733 مایل است.

ایران با فرهنگ غنی، گستره جغرافیایی وسیع و شهرهای متنوع قومی و فرهنگی‌اش، در کانون توجه چین و هند هم قرار دارد که در راه رشد خودشان به فکر سیاست داخلی و شرایط اجتماعی هم هستند. البته عاملی مهم در محاسبات آینده ایران وجود دارد که غفلت از آن کل محاسبه را به هم می‌ریزد و آن عراق است. تاریخ و جغرافیا به ما می‌گوید که عراق همواره نقش مهمی در سیاست ایران دارد که مهمتر از هر کشور خارجی دیگری بوده‌است.

قم و نجف دو قطب اصلی علمای شیعه در جهان اسلام هستند و دو طرف مرز طولانی با هم دارند. از سوی دیگر دو طرف همکاری تجاری، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای دارند. سقوط صدام حسین در عراق، نقش و نفوذ ایران را در عرصه سیاسی و امنیتی عراق بیشتر کرد. به طوریکه اکنون ایران در تعامل میان گروهها و احزاب سیاسی عراق نقش تعیین‌کننده و محوری دارد.

*در حلقه نخبگان مرتبط با دستگاه های تصمیم گیر امریکا ،رابرت کاپلان نامی آشنا است روزنامه نگاری که بعد از 40 سال تقلا در راه جهانی سازی تفکر امریکایی تا جایگاه مشاور ارشد پنتاگون پیش رفت. تحلیلگران سرشناسی مثل توماس فریدمن خود را شاگرد وی می خوانند و در همان حال شماری از سیاستمداران برخی از تصمیم های جنجالی و بلندپروازانه خویش را حاصل راهبردها و توصیه های وی می خوانند.

منبع :استرتفور ،بخش‌هایی از کتاب جدید کاپلان که در 11 سپامبر با عنوان انتقام جغرافیا: انچه نقشه درباره درگیری‌های آینده و جنگ با سرنوشت به ما می‌گوید، منتشر می‌شود.

*رابرت کاپلان

منبع:سیاست ما

یک شنبه 12 شهریور 1391  6:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها