|
درسهایی که باید از ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) آموخت
|
خواستگاری آسمانی
تازه از نخلستان بازگشته بود اما احساس خستگی نمیکرد. لباس تمیزی بر تن کرد، با ظاهری آراسته، محجوب و باوقار، با توکل بر خداوند، آهنگ رفتن به خانه بهترین خلق خدا را نمود.
اگرچه بارها کوچههای مدینه را با سرعت پشت سر گذاشته بود و به خانه پسرعمو رسیده بود اما این بار، گام برداشتن به سوی خانه او بسیار سخت بود. انگار زمان به کندی میگذشت و کوچهها طولانیتر به نظر میرسیدند.
خجالت نیاز و اعلان راز، لحظهای از وجودش جدا نمیشد که یکباره خود را کنار مسجد رسولالله و در مقابل خانه امسلمه دید.
وارد شد و پس از لحظاتی سکوت، با خجالت خواسته خود را با پیامبر مطرح کرد.
مرد آسمانی لبخندی زد و گفت: «ای علی! قبل از تو مردان دیگری چنین خواستهای داشتهاند ولی هر گاه تقاضای آنان را با فاطمه در میان میگذاشتم، در چهره او رضایتی نمیدیدم. اندکی صبر کن تا نزد او بروم و خواستهات را با او در میان گذارم».
پیامبر نزد دخترش رفت و درخواست علی را با او در میان گذاشت. این بار اما فاطمه چیزی نگفت و سکوت کرد و از خجالت چهرهاش را برگرداند. رسول خدا برخاست و به سوی خواستگار خوشبخت رفت؛ در حالی که با خود میگفت: «الله اکبر! همانا سکوت فاطمه، نشانه رضایت اوست».
پیوند آسمانی
پیامبر رحمت (ص) علی را کنار فاطمه نشاند. آنگاه به درگاه الهی روی آورد و گفت: «خدایا! اینان محبوبترین مردم نزد من هستند. پس آنان را دوست بدار و خیر و برکت به فرزندان آنان عطا کن و آنان را از هر آسیبی حافظ باش، من آنها را و فرزندانشان را از شر شیطان فریبکار به تو میسپارم».
در همین حال فرشتهای از سوی خدا نازل شد و به رسول او گفت: «خداوند بر تو سلام میفرستد و میگوید من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسری علی درآوردم. تو نیز در زمین، او را به ازدواج علی درآور».
آنگاه علی، آرام و در سکوتی دلنشین، روح و جان خود را در اختیار باران محبت پیامبرش گذاشت و به همراه فاطمه، با گوش دل، کلمات گهربارش را شنید و به خاطر سپرد.
قلب مالامال از عشق، شور، زندگی و ایمانش را با اجازه پیامبر(ص) از آن لحظات معنوی و لذتبخش جدا میکند و به سبکی ابر بهار، از کنار دوست خدا می رود.
مهریه آسمانی
علیبن ابیطالب جوان بود و دستش از مال دنیا کوتاه. او مطابق معیارهای عصر جاهلی، چیزی نداشت؛ اما سرتاسر وجودش مملو از ایمان و ارزشهای اسلامی بود.
پیامبر(ص) رو به او کرد و پرسید: «چیزی داری که مهریه همسرت قرار دهی»؟
علی (ع) پاسخ داد: «یا رسولالله! پدر و مادرم به قربانت! شما از وضع من اطلاع دارید؛ تمام ثروت من یک شمشیر، یک زره و یک مرکب است».
نبی خدا (ص) فرمود: «درست است، شمشیرت به هنگام کارزار با دشمنان مورد نیاز است ؛ با مرکبت نیز نخلستانها را آب میدهی و در مسافرتها از آن استفاده میکنی؛ بنابراین تنها زره را میتوانی مهر همسرت بنمایی. برخیز و زره را بفروش».
جهیزیه آسمانی
علی زره را به 480 مثقال نقره فروخت و مبلغ آن را به رسول خدا (ص) تحویل داد. پیامبر(ص) با آن پول، جهیزیه عروس را فراهم آورد. فاطمه زهرا (س) از پدرش خواست مهریه او را شفاعت گناهکاران امت در قیامت قرار دهد، این درخواست قبول شد و جبرئیل فرمان آن را از آسمان بر پیامبر نازل کرد.
چه عروسی با برکتی و چه زوج بهشتیای که زمین و آسمان سالیان سال است از عطر عقد آنان سرمست و سر خوشاند.
درسهای آسمانی
این وصلت فقط یک پیوند آسمانی و الهی نبود بلکه درسی بزرگ برای پیروان این دو نور الهی بود که بیاموزند چگونه آغاز کنند و چگونه بهشتی شوند.
درسهایی که از پیوند بهشتیان می توان آموخت:
1. کفو و همتا بودن
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر باهم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکانپذیر است.
برخی تصور میکنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمانها، خواستها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهیهای علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی است.
اگر مسأله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیهالسلام خرسند میشدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه(س) نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه (س) و پیامبر(ص) به این وصلتها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه (س) و روح والای او بود که زیباییها و شکوه معنوی حضرت علیعلیهالسلام را درک میکرد .
در این مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «اگر خدا علی را نمیآفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت.»
2. شرط اول؛ رضایت دختر
پیامبر گرامی (ص) بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه (س) به خواستگار پاسخ مثبت نداد؛ حتی اگر خواستگار، شهسوار عرب و باب مدینهی علم باشد. و اینهمه، در زمانی که برای زنان و دختران ارزشی قائل نبوند و شأنی در نظر نمیگرفتند.
3. قناعت و سادهزیستی
در تهیه جهیزیه به ضروریترین و ابتدائیترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد. از سیرت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ میآموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی، سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.
مگر حضرت فاطمه (س) دختر پیامبر(ص) پیشوای بینظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنیهاشم یعنی اصیلترین و شریفترین تیرههای عرب به حساب نمیآمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه(س) ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ نمیتوانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟
پاسخ همه این سؤالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و خاندانش بر ساده زیستی استوار است .
4. سلیقه، در عین سادگی
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب(ع) شهسوار اسلام و محبوبترین مردان و نزدیکترین آنان به خدا و رسول او (ص)چه داشت و چه تهیه کرد:
علی اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که: ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهای خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد.
یعنی میتوان ساده بود؛ ولی "با محبت" و "با عاطفه" و "با سلیقه" هم بود.
خانه آسمانی
امام خمینی(ره) در وصف خانه کوچک و محقّر ـ ولی آسمانی ـ این زوج آسمانی میفرماید:
ـ همین خانه که تا این حد ساده بود، از نظر برکات اجتماعی اعجابآور بود. این خانه کوچک فاطمه ـ سلامالله علیها ـ و این افرادی که در آن خانه تربیت شدند که به حسب عدد، چهار، پنج نفر بودند بر حسب واقع، تمام قدرت حق تعالی را تجلی دادند، خدمتهایی کردند که ما را و شما را و همه بشریت را به اعجاب آورده است. (18/12/1360)
ـ ما یک کوخ چهار، پنج نفری در صدر اسلام داشتیم و آن کوخ فاطمه زهرا است... لکن برکات این چی است؟ این کوخنشینان در کوخ محقر، در ناحیه معنویات آنقدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتیها هم به آن نمیرسد و در جنبههای تربیتی آن قدر بوده است که هرچه انسان میبیند برکات در بلاد مسلمین هست و خصوصاً در مثل بلاد ماها، اینها از برکت آنهاست. (1/1/1362)
ـ زنی که در حجرهای کوچک و محقر، انسانهایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی میدرخشد. (25/1/1361)
یک سؤال
اینکه بر این باور باشیم به مانند این بزرگان سلوک کرده و زندگی کنیم به نظر خوش خیالی میرسد؛ اما میتوان اندکی تلاش نمود تا بخشی از زندگی و منش خود را شبیه این بزرگوارن کنیم.
جوانان عزیزی که در آستانه سنت الهی ازدواج هستید آیا بوی خوش زندگی معنوی و ساده علی و فاطمه ـ علیهما السلام ـ را نمیشنوید؟ پس منتظر چه هستید؟!
ـــــــــــــــــــــــــ
منابع اصلی:
1. سلیمان بن ابراهیم قندوزی ؛ ینابیع المودة.
2. ابن شهر آشوب ؛ مناقب.
3. امام خمینی(ره) ؛ صحیفه امام.
4. محمد قاسمپور ؛ زندگانی فاطمه زهرا (ع) .
5. سید هاشم رسولی محلاتی ؛ زندگانی حضرت فاطمه (ع) و دختران آن حضرت.
6. سید عبدالله حسینی دشتی ؛ شفیعه محشر یا مظلومه پیامبر .
7. فائزه آخوندی ؛ همپای محمد.