مقصود ما در اين بخش، گروه اول است؛ يعني آنها كه محتواي تخصصي دارند. اينكه صاحبان چنين رسانههايي چه كساني هستند و چقدر ميتوانند موثر واقع شوند.
اغلب صاحبان رسانههاي اين گروه، بستگي رسانهاي دارند. به عبارت ديگر شاغل در رسانه هستند كه البته خود اين افراد هم به دو گروه تقسيم ميشوند:
1ـ كساني كه بهعنوان مجري، برنامهساز، بازيگر، گزارشگر، پژوهشگر و... در راديو يا تلويزيون كار ميكنند. اين افراد در رسانههاي شخصي خود درباره برنامههايشان حرف ميزنند يا حتي آنها را به نقد ميگذارند، مثلا علي درستكار مجري برنامه اين شبها و مازيار ناظمي در اين گروه جاي ميگيرند. آنها حتي گاهي موضوع برنامه خود را از اين طريق به مشورت ميگذارند و برنامههاي پخش شده را در معرض نقد قرار ميدهند.
در اين گروه كساني هم مثل محمدرضا ماني فر (پژوهشگر راديو) وجود دارند كه مباحث تئوريك رسانه دغدغهشان است و رسانه شخصي خود را فرصتي براي مطرح كردن اين مباحث ميدانند.
اين افراد خيلي وقتها خاطرات مرتبط خود را هم چاشني كارشان ميكنند؛ مثلا كامران نجفزاده در وبلاگ يادداشتهاي يك خبرنگار معمولا خاطرات خود را از مصاحبهها و گزارشهايش تعريف ميكند.
اين گروه كه خود در راديو و تلويزيون شاغل هستند گاهي در نوشتههاي خود ايدهها و طرحهايي عنوان ميكنند كه در صورت توجه، اتفاقات خوبي را در صدا و سيما رقم خواهد زد. در مطالب اين افراد از نقدهاي تند و تيز كمتر خبري است و بيشتر رويكرد تحليلي دارند.
2ـ افرادي كه بستگي رسانهاي دارند، ولي در راديو و تلويزيون شاغل نيستند، در گروهها يا صفحات اختصاصي راديو و تلويزيون در روزنامهها و خبرگزاريها بهعنوان خبرنگار يا منتقد كار ميكنند.
اينها در رسانههاي شخصي خود برنامههاي راديو و تلويزيون را نقد ميكنند. گاهي خبرهاي حاشيهاي را كه در رسانههاي رسمي قابل انتشار نيست، منتشر ميكنند.
متن مطالب منتشر شدهشان را در رسانه رسمي ارائه ميكنند و خيلي وقتها از موانعي كه براي تهيه خبر و گزارش پيشرو دارند بيپرده سخن ميگويند كه البته اين بخش بيشتر در استتوسهاي شخصي نمود مييابد.
مطالب اين گروه را نميتوان در يك كفه ترازو قرار داد و مقايسه كرد، چون برخي از آنها محتوايي برآمده از دانش رسانهاي دارند و برخي ديگر با تكيه بر خبرهاي غيرموثق و حاشيهاي مطالبشان را در رديف رسانههاي زرد قرار ميدهند.
با توجه به اينكه توليدكنندگان محتواي اين گروه (چه آنها كه شاغل در صدا و سيما هستند و چه آنها كه در رسانههاي ديگر كار ميكنند) وابستگان رسانهاي هستند نبايد در اثرگذاري محتواي آنها ترديد داشت.
گاهي از لابهلاي همين مطالب و خبرهايي كه صرفا بهواسطه دغدغههاي شخصي نگاشته ميشوند ميتوان به نكات كليدي و مهمي درباره راديو و تلويزيون دست يافت و با توجه به اينكه اغلب مخاطبان و مطالب آنها برنامهسازان و مديران رسانهاي هستند، بيراه نيست اگر بگوييم همين رسانههاي شخصي گاهي آنقدر اثرگذار ميشوند كه ميتوانند در موضوعات غير كلان به رسانه جهت بدهند.
تعامل دوسويه رسانههاي اين گروه با راديو و تلويزيون و مديران و برنامه سازانش ميتواند سرآغاز اتفاقات نويد بخش در صدا و سيما باشد. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)