صاحبان حرفهها و تخصصهاي مختلف و آنها كه علاقهمنديها و تعلقات خاطر ويژهاي دارند همان كساني هستند كه در كوچه و پس كوچههاي مجازي پرسه ميزنند و سر هرگذر كه ميرسند توشهاي از كوله بار خود به جا ميگذارند، دنياي مجازي وسعت بيشتر مييابد و ميرود براي خودش به كهكشاني تبديل شود.
فرقي نميكند مثلا يك مكانيك يا تراشكار فلز باشيد يا علاقهمند به موضوعات پزشكي. شايد هم اهل ادبيات باشيد. مهم اين است كه در عالم مجازي همواره اطلاعات مهمي را از آنچه ميخواهيد به دست ميآوريد.
فراگيري و وسعت دنياي مجازي حالا ديگر به نقطهاي رسيده كه رسانههاي ديگر از آن بهعنوان ظرف يا محلي براي اقبال بيشتر نزد مخاطب بهره ميبرند.
مطبوعات كاغذي با راهاندازي بخش آنلاين در فضاي مجازي، گروهي از مخاطبان را اينگونه جذب ميكنند و شبكههاي راديو و تلويزيون هم هركدام براي خودشان وب سايت فعالي دارند، چون به اين درك رسيدهاند كه غفلت از فضاي مجازي مساوي با از دست دادن طيف وسيعي از مخاطبان است.
در اينكه رسانههاي امروز به چنين دركي رسيدهاند كه بايد دنياي مجازي را به نفع خود در اختيار بگيرند، ترديدي نيست.
اما در اين ميان شرايط براي راديو و تلويزيون كه اتفاقا رسانههاي فراگير با مخاطبان انبوه هستند با ديگر رسانهها مثل روزنامهها و مجلات فرق ميكند.
چون علاوه بر وب سايتهاي رسمي شبكهها و بخشهاي خبري ويژه راديو، تلويزيون، خبرگزاريها و مطبوعات، دنياي مجازي پر است از حرفها و حديثهايي درباره برنامههاي راديو و تلويزيون.
كافي است در يكي از موتورهاي جستجوگر وب، عبارت راديو و تلويزيون را جستجو كنيد. علاوه بر خبرهاي رسمي، كمتر ازچند ثانيه فهرست بلند بالايي از وبلاگها و سايتهايي روبهروي شما ظاهر خواهد شد كه محتوايي مرتبط با صدا و سيما دارند.
به اين ليست ميتوانيد استتوسهاي شبكههاي اجتماعي را كه مضمون مرتبط با راديو و تلويزيون دارند هم اضافه كنيد.
اين اتفاق يعني تحليل يك رسانه در رسانهاي ديگر يا پرداختن به آن، از اهميت رسانه مبدا يعني رسانهاي كه تحليل وضعيت ميشود، نشان دارد.
راديو و تلويزيون با خاطرات جمعي مردم ما گره خورده، قدرت اثرگذاري بيبديل دارند، مخاطبان نوجوان و كودك خود را تربيت ميكنند و موجبات تفريح و ارتقاي دانش آنها را فراهم ميكنند.
پس بيسبب نيست كه با همان ميزان اهميت وارد دنياي مجازي ميشوند و خيلي از كاربران اينترنتي فعاليت خود را در دنياي مجازي با پرداختن به موضوعات مرتبط با راديو و تلويزيون معنا ميبخشند.
در يك دستهبندي ساده ميتوان وبلاگ ها، سايتها و استتوسهايي را كه موضوع راديو و تلويزيوني دارند به چهار گروه تقسيم كرد: گروه اول وبلاگها، سايتها و استتوسهايي هستند كه محتواي تخصصي يا تحليلي دارند. البته دسته بندي ديگري را در همين گروه ميتوان تعريف كرد، ولي بهطور كلي صاحبان رسانههاي گروه اول كساني هستند كه خود بستگي رسانهاي دارند. يعني شاغل در رسانه هستند.
اين افراد محتواي رسانه خود را طوري طراحي ميكنند كه يا مطالب تخصصي راجع به راديو و تلويزيون باشد يا برنامهها و اتفاقات پيراموني صدا و سيما را بررسي كند.
گروه دوم سايتها و وبلاگهايي هستند كه خاطره بازي ميكنند. مثلا عكسها و مطالبي از كارتونهاي به ياد ماندني دهه 60 ميگذارند. درباره سريالها و برنامههاي خاطرهانگيز مينويسند و آهنگهاي آنها را براي دانلود در اختيار مخاطبانشان قرار ميدهند. اغلب رسانههاي گروه دوم محتواي خود را هم به اشتراك ميگذارند.
گروه سوم فروشگاههاي اينترنتي است كه از برنامههاي پرمخاطب راديو و تلويزيون استفاده تجاري ميبرند. مثلا آهنگ تيتراژ سريالها و برنامهها را براي دانلود ميگذارند. همين كه مخاطب به قصد دانلود محتواي مورد نظر خود وارد سايت آنها شد محصولات ديگرشان را هم ميبيند و ممكن است دست به خريد بزند.
رسانههاي گروه سوم كه البته بعضا فعاليت غيرمجاز هم دارند گاهي تك تك قسمتهاي يك سريال نود قسمتي را هم براي دانلود در اختيار مخاطب ميگذارند.
گروه چهارم وبلاگها و سايتهاي هواداران است كه گاهي از آنها بهعنوان كلوپ هواداران، هم ياد ميشود. رسانههاي گروه چهارم مستقيم محتواي راديو و تلويزيوني ندارند، اما بهطور غيرمستقيم با صدا و سيما مرتبط ميشود. اين رسانهها براي هواداري از يك بازيگر، يك مجري و يك چهره شناخته شده راهاندازي ميشوند.
مثلا اگر اين چهره يك مجري معروف باشد، محتواي آن رسانه را انواع مطالب و عكسهاي برنامه فرد مورد نظر تشكيل ميدهد. جديدترين خبرها درباره اين افراد و برنامههايشان و نيز مصاحبههاي آنها را اغلب در اين رسانهها ميتوانيد بخوانيد.
طبق اين دستهبندي ساده ميتوان گفت رسانههاي گروه اول و دوم فرصتي است كه برنامه سازان و مديران رسانه ملي ميتوانند از آنها استفاده كنند، گروه سوم بهمثابه تهديدي به شمار ميرود كه بايد براي ساماندهي آنها اقدام كرد و گروه چهارم هم ميتواند با مديريت و جهت بخشي مناسب به فرصتي براي رسانه ملي تبديل شود.
اينكه هر كدام از اين چهار گروه چه كاركردهاي پنهان و آشكاري دارند و چقدر ميتوانند بر افكار عمومي و رسانه موثر واقع شوند، موضوع پروندهاي است كه پيش رو داريد.
به هر حال گستردگي پرداختن به موضوعات مربوط به راديو و تلويزيون در فضاي مجازي آنقدر زياد است كه نميتوان بسادگي و با بيتوجهي از كنار آن عبور كرد و به تحليل و بررسي موشكافانه نياز دارد. (جام جم - ضميمه قاب كوچك)