0

شعری برای رئیس‌جمهور کشور مصر

 
savin125125
savin125125
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 5409
محل سکونت : بوشهر

شعری برای رئیس‌جمهور کشور مصر

قادر طراوت‌پور از شعرای کشور به مناسبت برگزاری اجلاس عدم تعهد و ورود رئیس‌جمهور مصر به ایران اسلامی، شعر سپیدی برای «محمد مُرسی» سروده است.

به گزارش افکارنیوز به نقل از فارس، قادر طراوت‌پور شاعر انقلابی کشورمان به مناسبت برگزاری اجلاس عدم تعهد، شعری برای محمد مُرسی،‌ رئیس جمهور مصر، شعری در قالب سپید سروده است. عنوان این شعر «شعری برای محمد مُرسی» نام دارد که در ادامه آن را از نظر می‌گذرانید:


سلام آقای محمد مُرسی!

سلام آقای رئیس‌جمهور!

فرصت تنگ است

و سینه‌ی کلمات گشاد

که حتی صحرای سینا

به گستردگی بالهای معانی نمی‌رسد

سخن، غزل است و

تعزل نیست

تعارف نیست

پاره‌های دل مَن‌اند

این کلمات ساده

این جملات مذاب

بی‌آنکه زمستان برود

بهار آغاز شده است

شبیه یک رستاخیز

شبیه یک رؤیای صادقانه

سی و سه سال پیش از جنگ سی و سه روزه

بیست و دوم بهمن

میدان التحریر تهران

درست مثل روز بیست و پنج ژانویه انقلاب مصر

بهار منفجر شد

بیداری به دنیا آمد

در آن گرگ و میش سحر / هیچ کس نمی‌داند بر ما چه گذشت/ در تنهایی مفرط/ امان از بی‌برادری! ابرقدرت‌ها را تحریم کردیم/ ما را محاصره کردند/ به جرم اینکه مشت‌هایمان را گره کرده بودیم/ و به هوا پرتاب می‌کردیم.

ما حق نداشتیم دستمال کاغذی تولید کنیم

یا طول باطری قلمی را اندازه بگیریم

ما حتی بادبادک هم نداشتیم

و از تمدن غرب

جز کراوات و گفتن OK

و دو تکه راه‌آهن

چیزی دستمان را نگرفته بود

در شرق بودیم

ولی برق نداشتیم

آب نداشتیم

خانه نداشتیم

احترام نداشتیم

و خلاصه

جز زاغه‌نشینی و کُت

جز الکل و فقر و سفارت انگلستان

چیزی در تهران پیدا نمی‌شد

حتی یک کارخانه هم نداشتیم

که آفتابه بسازد

یا سماور تولید کند

یا قوری بسازد

ما استکان را هم از روسیه وارد می‌کردیم

و با قرص استامینوفن آشنا نبودیم

وقتی پیروز شدیم

منتظر هیچ پیام تبریکی نماندیم

خودمان برای خودمان دست زدیم، شادی کردیم، گریستیم

خودمان جسد فرزندهای شهیدمان را به خاک سپریدم

و در یک اقدام انقلابی

سفارت آمریکا را تسخیر کردیم

البته هیچ غلطی نتوانست بکند

دوباره خودمان رئیس جمهور انتخاب کردیم

میانسال با موهای جوگندمی

سیه چرده و صمیمی

که خیلی زیبا سخنرانی می‌کرد

به نام محمد‌علی رجایی

شبیه شما که محمد مُرسی هستید

صداقت در چشم‌هایش موج می‌زد

درست مثل چشم‌های قشنگ شما

قلبش سرشار از ایمان به خدا و نبوت محمد(ص) بود

درست مثل قلب پاک شما

او گفت

اسلام چاره‌ای تمام دردهاست

وحدت و برادری

استقلال و قانون

آرامش و تلاش

و از همه زیباتر؛ عدالت

برای سخنرانی به سازمان ملل رفت

زیاد برایش کف نزدند

زیرا مسلمان بود

از تجاوز بدش می‌آمد

به اشغال کشورها روی خوش نشان نمی‌داد

اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناخت

و جلوی رئیس جمهور آمریکا بلند نمی‌شد

سرانجام

همراه نخست وزیرش

در یکی از همین روزها

با بمبی هولناک شهیدش کردند

حامیان حقوق بشر.

آقای رئیس‌جمهور!

سه دانگ از این پرچم سه رنگ

غزل خون شهیدان است

و سه دانگ دیگر

قصیده‌ی خون دل من.

هیچ کس نمی‌داند بر ما چه گذشت

هشت سال تمام شهرهای ایران

زیرا آتش موشک‌های فرانسوی

بمب‌های آلمانی

هواپیماهای آمریکایی

و خلبانان حزب بعث عراق

پایمال شدند

و ما تنها مقاومت کردیم

اگر کوتاه می‌آمدیم

به تاریخ پاسخگو بودیم

به جوانان آینده

به کودکان سی‌سال بعد

به نوزادان چهل سال بعد

ما با حزب بعث نمی‌جنگیدیم

برابر سربازان چهل کشور مقاومت کردیم.

یک شب

در یک عملیات

چهار جوان برادر

با هم شهید شدند

و مادرشان پیراهن سیاه نپوشید

باورتان می‌شود

در ایران نان را جیره‌بندی کردیم

اما فرستاده‌ی رئیس جمهور آمریکا را

از همین فرودگاه مهر‌آباد

با خفت و خواری

به کشورش برگردانیم

بگذار بادها بوزند

وقتی تمام دارایی امام خمینی

یک عبا بود

و یک قرآن

البته نه قرآن چاپ ملک فهد

آن روزها باران می‌بارید

و بر گردن سازمان ملل

قلاده بود

درست مثل همین امروز

دبیر کلی داشت

که برای پاک کردن عینک‌های ریبن‌اش اجازه می‌گرفت

و تشخیص نمی‌داد برای حمام توله سگش

شامپوی آدیداس بخرد یا کوکاکولا

نمی‌دانست عبری حرف بزند یا انگلیسی

آن قدر الکلی بود

که نمی‌دانست در ایران انقلاب شد

یا مصر

آقای رئیس‌جمهور!

ما در منتها الیه نصف‌النهار گرینویچ نبودیم

و جزو آبزیان قطب جنوب به حساب نمی‌آمدیم

در قلب اسلام بودیم

آن جا که نیل در خروش است

و فرات در هیجان

گذرگاه رفح

چاه‌های بدر است

و کمپ دیوید

کوه احد

پیغمبر خدا تنهاست

و سپاه کفار

بر طبل صلیب می‌کوبند

و دمشق

لقمه گلوگیر پاپ اعظم

بشریت تنهاست

انجیل تنهاست

موسی تنهاست

محمد(ص) تنهاست

آقای دکتر محمد مُرسی! قسم می‌خورم

قرآن در محاصره است

صداقت تنهاست

عدالت تنهاست

باور کنیم نیل در خروش است/ و زاینده رود نمی‌خشکد

۱۲ چشمه‌ی بیداری

زمین را آبیاری کرده است

باید به فتنه‌ی سامری بیندیشیم

به ایران خوش آمدی

ما از هجوم جوجه قورباغه‌ها به جزایرمان در خلیج فارس نگران هستیم

اما دیگر نگران حمله آمریکا نیستیم

عشق/ باور/ ایمان/ غزل/ آزادی

چهارصد هزار سنگ مزار شهید

گمنام و نام آور

دانشمند و روحانی

که هر کدام‌شان می‌توانست

یک فیزیکدان بزرگ باشد

یا یک مخترع تاریخ‌ساز

مثل زکریای رازی

مثل ابوعلی سینا

هر کدام‌شان می‌توانست یک رئیس‌جمهور باشد

مثل خود شما

مثل شهید محمد علی رجایی

البته نه مثل این آقای اوباما

که فقط کاخ ریاست جمهوری را اشغال کرده است

ببخشید اگر من شاعرم

ادبیات دیپلماتیک را رعایت نکردم

آقای رئیس جمهور!

ای کاش به جای شاعری

چوپانی بودم

تا بیش از هراس گر‌گ‌ها

از خوف برادران یوسف فریاد می‌زدم

می‌ترسم فردا در کتا‌بهای درسی‌شان ‌بنویسند

پیغمبر اسلام از انگلستان ظهور کرد

و مسیح آمریکایی بود

امسال در سواحل بیروت

خانمی مسیحی را دیدم

که سراغ رساله توضیح المسائل امام خامنه‌ای را می‌گرفت

و در دمشق کودکی را دیدم

که چشم‌های خورشید را در پشت بلندی‌های جولان

در دفتر نقاشی‌اش خونی می‌کشید

ولی مجسمه‌ امیرالملوک

نگران اتوی دشداشه‌اش بود

جمعه 10 شهریور 1391  12:10 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها