پروانه معصومي از شهر فاصله زيادي دارد و در مزرعه كوچكي در شمال كشور با خانوادهاش زندگي ميكند.
وي را ماه رمضان در سريال راز پنهان در نقش يك مادر ديديم.
از ورودتان به دنياي بازيگري برايمان بگوييد.
آن زمان وارد شدن به سينما كار مشكلي بود و خانوادهها به سختي راضي ميشدند دخترهايشان در اين حوزه فعاليت كنند.
ورود من به سينما در واقع يك اتفاق بود. وقتي در فيلم رگبار (بهرام بيضايي) بازي كردم معناي واقعي بازيگري را فهميدم. بعد از آن هم در تئاتر شهر قصه بازي كردم. منوچهر انور از دوستان شوهرم بود و براي اين كار از من دعوت كرد.
در همان سالها يك تجربه تئاتري هم داشتيد. درست است؟
بله. علي رفيعي براي اولين كار تئاترياش (آنتيگون) از من خواست كه در آن بازي كنم. هر كس خودش بهتر تواناييهايش را ميشناسد، براي همين من نپذيرفتم.
اول به دليل نوع صدايم، چون بازيگر بايد صدا داشته باشد، بويژه براي نمايشي مانند آنتيگون، حتي پيشنهاد كرد تمرين صدا و كلام كنم، اما شايد چون مربي خوبي نداشتم، نپذيرفتم. علاوه بر آن علاقهاي هم به كار در تئاتر نداشتم، تا اين كه رفيعي براي نمايش جنايات و مكافات از من خواست نقش سونيا را بازي كنم، چون معتقد بود نيازي به صداي قوي ندارد. سرانجام پذيرفتم و شش ماه تمرين صدا كردم، به گونهاي كه حتي توانستم صدايم را به ته سالن هم برسانم، اما برايم كار مشكلي بود. براي همين بازي در تئاتر را كنار گذاشتم.
در اكثر بازيهاي شما نوعي معصوميت توام با قدرت پنهان زنانه ديده ميشود.
به نظر من، زن بايد قوي باشد. زنان ما همگي قدرتمند هستند، اما خودشان اين مساله را باور ندارند. درباره معصوميت هم بايد بگويم معصوميت چيزي نيست كه بشود آن را بازي كرد. معصوميت يك حس ذاتي است.
شما تجربه بازي در كارهاي مناسبتياي مانند رمضان را داريد. ارزيابيتان از سريالهاي مناسبتي چيست؟
به نظرم سازندگان سريالهاي مناسبتي بايد به دو نكته توجه كنند. يكي اين كه بايد سعي كنند كارشان از كيفيت بالايي برخوردار باشد و ديگر اين كه بايد بدانند چگونه ميشود مخاطب را جذب كرد؛ حالا يا از طريق قصه يا از روشهاي ديگر مانند انتخاب بازيگر و... اما متاسفانه مسالهاي كه وجود دارد اين است كه اكثر اين كارها در مدت زمان كوتاهي تصويب و شروع به تصويربرداري ميشود، براي همين فشار كار روي عوامل سازنده بسيار زياد است و در نهايت هم خروجي كار به لحاظ كيفيت چندان مطلوب نيست.
شما تا به حال نقش مادر را زياد ايفا كردهايد. چه ميكنيد كه اين نقشها شبيه به يكديگر نشود؟
من در زندگي واقعي خودم هم سعي كردهام نقش مادريام را خوب بازي كنم. دوست دارم با نقش مادر در ذهن مخاطب باقي بمانم، ولي از آنجا كه دوست ندارم نقشهايم را تكرار كنم سعي ميكنم با استفاده از تكنيكهاي خاص و نگاه جديد به نقشم، شخصيتهاي متفاوتي را به نمايش بگذارم.
كداميك از نقشهايتان به شخصيت واقعي شما نزديكتر بوده است؟
نقشي كه در سريال «پليس جوان» داشتم تقريبا به من نزديك بود.
آيا الگويي هم براي بازيگري داشتيد؟
هيچ وقت كسي را براي خودم الگو قرار ندادهام، اما هميشه به نوع بازي ديگران توجه كردهام.
شما فيلم هم ميسازيد. از فعاليتهايتان در اين زمينه بگوييد؟
از فيلمهايي كه تا به حال ساختهام ميتوانم به «عاشقي» و «چشمان پدر» اشاره كنم.
هنوز هم كشاورزي ميكنيد؟
بله، البته بيشتر با گل و گياه سر و كار دارم و احساسم اين است كساني كه با طبيعت سر و كار دارند از خلق و خوي طبيعت بهره ميگيرند، چراكه طبيعت معمولا به آدم دروغ نميگويد و افرادي كه با طبيعت سر و كار دارند، خالصتر هستند، مثل خود طبيعت.
و در نهايت اين كه سرزمين آرزوهاي شما كجاست؟
همين جا، منطقهاي در شمال كشور. جايي كه من را به روياهايم نزديك ميكند