آنها ميلياردها تومان پول بيتالمال را ميبينند كه درجيب تعدادي فوتباليست ميرود بدون آنكه خروجي به درد بخوري از آن بيرون بيايد و عايدي با ارزشي از آن نصيب جامعه پردردمان شود. آنها مديراني را ميبينند كه اغلب بجاي تخصص، شايستگي و دلسوزي، فقط به دنبال كسب شهرت، دوربينهاي تلويزيوني، ميكروفنهاي راديويي و تيتر و عكسهاي مطبوعات و خبرگزاريها هستند يا بهجاي هر پاسخ مناسب و مسئولانهاي، خنده تحويل مردم ميدهند.
اين تمام ماجرا نيست
ولي اين تنها يك سوي ماجراست چون در همين فوتبال آلوده هم هنوز، خيلي ارزشها زنده است و هنوز آدمهايي حضور دارند كه قلبشان واقعا براي ورزش و مردم ميتپد. آنها كه هر جايي نياز به حضورشان باشد بيمحابا و با جانودل حاضر ميشوند؛ آنها كه در جنگ تحميلي به موازات حضور در تيم ملي يا عرصههاي سطح اول فوتبال باشگاهي، به عنوان يك رزمنده در جبهه هم حضور مييافتند و تيروتركش و گازهاي سمي را از آن دوران در بدن خود به يادگار دارند تا نگهبان جان، مال و حيثيت هموطنان خود باشند . بعد از آن هم هر جايي نياز به حضورشان بوده جان و اعتبار خود را در طبق اخلاص گذاشتهاند.
واقعه دردناك زلزله اخير آذربايجان هم يكي ديگر از همان عرصههاي امتحان آميزي بود كه روي ورزش و فوتبال مملكت را سپيد كرد، جايي كه خيلي از اهالي فوتبال، پيشگام همياري، همدردي و همدلي با هموطنان مصيبتزده و دردمند خود شدند تا نمرهاي با ارزش از اين آزمون دشوار به دست آورند.
وقتي چهرههاي ورزشي سرشناس و با كسوتي مثل علي دايي، كريم باقري، حسن رنگرز، بهنام محمودي، رحمان رضايي، مهدي مناجاتي، محمد پنجعلي، مجيد جلالي، بهداد سليمي، احسان حدادي و.... سراسيمه راهي روستاهاي آسيبديده تابعه شهرهاي اهر، هريس و ورزقان شدند با خود روح همدلي و همياري تمام هموطنان نوعدوست را به آذربايجان بردند تا مرهمي بر دردها و زخمهاي آنان بگذارند، همان مردمي كه به يكباره خانه و كاشانه و دام و سرمايه خود را زير خروارها آوار يافته بودند و از همه آنها دشوارتر، درد جبران نشدني از دست رفتن عزيزاني بود كه زير آوار، جان خود را از دست داده بودند و در كنار آن مجروحاني كه همراه با درد وضايعه جسماني خود مصيبت از دست رفتن بستگان و هستي و نيستي خود را نيز تحمل ميكنند.
مدرسهسازي براي زلزلهزدگان
وقتي پا به شهرهاي زلزلهزده ميگذاريد خبر چنداني از تخريب و قرباني نمييابيد آنجا بيمارستانهايي مملو از مصدومان زلزله حاضرند، آنقدر كه حتي نميتوانستند مجروحان با سطح مصدوميت پايينتر را بپذيرند و البته در خارج از بيمارستان، چادرهاي فراواني در سطح شهر ديده ميشد كه مردم هراسان از صدها پسلرزه را در خود جاي داده بود. تعدادي هم براي طرح مشكلات و دريافت ملزومات خود به مراكزي مثل فرمانداري مراجعه كرده بودند ولي در خارج اين سه شهر، حدود 100 تا 150 روستاي زلزلهزده وجود دارد كه هر يك شايد بين 20 تا صددرصد آسيب ديدهاند. يكي از اين روستاهاي كاملا آسيب ديده روستاي گوره درك در نزديكي اهر است كه چند روز پيش، پذيراي هياتي از اهالي فوتبال در خود بود.
هياتي كه بمنظور حمايت و همدردي با زلزلهزدگان راهي آذربايجان شده بود. تنها ساختمانهاي به جا مانده در اين روستا يك مسجد و يك مدرسه تازهساز بود. در واقع، بافت ضعيف ساختمانهاي روستايي، موجب ايجاد چنين تخريب وسيعي در اين روستاي 200 نفره ييلاقي شده بود.
نكته: در همين فوتبال آلوده هم هنوزخيلي ارزشها زنده است و هنوز آدمهايي حضور دارند كه قلبشان واقعا براي ورزش و مردم ميتپد؛ آنها كه هر جايي نياز به حضورشان باشد بيمحابا و با جان و دل حاضر ميشوند
كنگاني مدير عامل پيشين باشگاه شاهين بوشهر كه يكي از اعضاي هيات اعزامي بود با توجه به پيشينه مسئوليتش در سازمان نوسازي مدارس با اشاره به باقي ماندن ساختمان مدرسه در آن روستاي تخريب شده ميگفت: اين مدرسه ماحصل طرحي به نام مقاومسازي مدارس است كه اينجا اهميت حياتي خود در حفظ جان فرزندان آيندهساز ايران را به ما نشان داده است.
كنگاني كه همان روزها خود داغدار ازدستدادن برادرش بود با تهيه تعدادي پتو به ياري زلزلهزدگان آمده بود، پتوهايي كه در شبهاي سرد آن روستا، كاملا بهكار اهالي ميآمد. اين مدير فوتبالي به همراه مجيد جلالي مربي نام آشناي فوتبال كه سالهاي طولاني در مدارس تدريس كرده است پيش از ورود به مناطق آسيبديده، ساخت يك مدرسه توسط خود و ديگر اهالي فوتبال را هديه مناسبي به زلزلهزدگان ميدانستند در حالي كه با مشاهده عمق مشكلات، راهكارهاي مناسبتري را براي كمك ضروري يافتند.
اشكهاي پير فوتبال
آنقدر درد هموطنان جانكاه و آزاردهنده بود كه مهدي مناجاتي سرمربي و سرپرست پيشين تيم ملي با مشاهده آن به گريه افتاد و در اين هنگام يكي از داغداران زلزله او را در آغوش گرفت و به سرهنگ پير فوتبال دلداري داد. چند متر آن طرفتر حميد رضا صدر، ژورناليست فوتبالي با نوجوانان روستايي عكس يادگاري ميگرفت ضمن اينكه ديگر از دستهاي هميشه در حال تحرك صدر خبري نبود و پس از گرفتن هر عكسي، سرش را به زير ميافكند و افسوس ميخورد. كمي آنسوتر عزيز الله محمدي، رئيس اتحاديه فوتبال در كنار شاهحسيني مسئول پيشين كميته انضباطي فدراسيون، از نزديك جهيزيه دختر جواني را در زير آوار تماشا ميكرد كه در جريان زلزله جان باخته بود. پدر آن دختر علاوه بر فرزند، همسر خود را نيز از دست داده بود و با لباسي يكدست مشكي و كلاه لبهدار كشاورزي مرتبا از اين سو به آن سو قدم ميزد. نزد آن پدر رفتم تا به او دلداري دهم او فارسي مرا بخوبي درك ميكرد و آرام شد ولي من زبان آذري او را نميفهميدم بنابر اين يكي از اهالي روستا براي ترجمه نزدم آمد و پس از آنكه اسمم را صدا كرد به نقل از آن پدر گفت من بيشتر نگران زخميهايي هستم كه جسم و روحشان آسيب ديده است و الان با تني مجروح در چادرهايي فاقد هرگونه امكانات سكني گرفتهاند.
مسئولان فدراسيون بايد پيشقدم باشند
رحمان رضايي لژيونر سالهاي طولاني فوتبال ايران در سري آ ايتاليا كمي آن طرفتر به اتفاق يكي از اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال در حال صحبت با تعدادي از زلزلهزدهها بود. رحمان از بافت ضعيف ساختمانها كه منجر به بروز چنين ضايعه تلخي شده است گلايهمند بود و عضو هيات رئيسه از عملكرد ضعيف فدراسيون و مسئولان عاليرتبهتر آن در برخورد با چنين واقعهاي. او ميگفت رئيس و نايبرئيس بايد خيلي قوي تر در اين مورد ورود ميكردند و رويكرد اجتماعي را بايد به عنوان يكي از مسئوليتهاي الزامي خود جديتر بگيرند كه در اين صورت حتي تعامل و برخورد نهادهاي فرادستي مثل اي اف سي و فيفا نيز با ما بهتر خواهد شد.
اين صحبتها داغ دل محمد پنجعلي كاپيتان پيشين پرسپوليس، تيم ملي و منتخب آسيا را تازهتر كرد تا مثل هميشه دست به انتقاد بگشايد و از نبود مكانيسمي براي حضور پررنگ اهالي شايسته فوتبال در اين ورزش بنالد.
وظيفهاي براي هميشه
به هر حال كاروان اهالي فوتبال در حمايت و همدلي با زلزلهزدگان با قصد تداوم و ساماندهي اين كمكها به تهران برگشت تا براي ادامه اين حركت راهكارهاي خودجوش تازهاي را مورد توجه قرار دهند. هرچند حوادثي چون زلزله خبر نميكند و كشورمان نيز در كانون زلزله قرار دارد، اما همواره انسانهايي وجود دارند كه در انتظار ياري همنوعان خود به سر ميبرند و اهالي ورزش و فوتبال نيز كه به آيين جوانمردي نزديكترند به عنوان پيشقراولان حركات انساندوستانه هميشه بايد در اين امور پيشرو و الگو باشند.