0

‌‌انگيزه‌ام را نابود‌ كردند

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

‌‌انگيزه‌ام را نابود‌ كردند

جام جم آنلاين: پرچمدار كاروان ايران، اين بار هم از بازي‌هاي المپيك دست‌خالي بازگشت. علي مظاهري كه پس از ناداوري‌هايي كه عليه او در مبارزه نيمه‌نهايي بازي‌هاي آسيايي گوانگجو رخ داد و مسوولان كاروان ايران نسبت به اين موضوع واكنشي نشان ندادند يك سال و نيم از تيم ملي كنار رفت و در بازگشت چنان پرقدرت ظاهر شد كه همه رقباي ريز‌و‌درشت خود را در مسابقات انتخابي المپيك در خاك قزاقستان پشت‌سر گذاشت تا تنها نماينده آسيا در وزن 91 كيلوگرم باشد.

او اين بار مي‌خواست طلسم بشكند و براي بوكس ايران مدال كسب كند؛ كاري كه تاكنون هيچ ورزشكاري از كشورمان در ميادين آسيايي و المپيكي انجام نداده است. مظاهري در همان مبارزه اول اسير ناداوري شد و اين بار طاقت نياورد و در اعتراض به راي داور ‌‌‌آلماني حاضر به دست دادن با او نشد و رينگ را ترك كرد. اين يعني پايان روياي بوكسور خوب كرمانشاهي. مظاهري حالا خسته از اين همه اتفاق‌هاي عجيب و غريبي كه روي رينگ برايش رخ مي‌دهد به آينده‌اي نامعلوم فكر مي‌كند. خودش مدعي است بين ماندن و رفتن از تيم ملي سرگردان مانده است.

بعد از اين كه از المپيك برگشتي شايعه كناره‌گيري‌ شما از بوكس بر سر زبان‌ها افتاد، اما خيلي‌ها اين موضوع را جدي نمي‌گيرند.

من واقعا دنبال تبليغ نيستم. مگر يك سال و نيم از تيم ملي دور نماندم. آن موقع هم كسي حرفم را جدي نگرفت. الان هم اگر ببينم مسئولان رويكرد خوبي نسبت به من نداشته باشند از تيم ملي مي‌روم. بمانم كه چه بشود؟ در گوانگجو ‌آن‌طور با من رفتار كردند و خيلي هم دلسرد شدم. حالا هم اگر رفتارشان خوب نباشد واقعا مي‌روم.

واقعا انگيزه‌اي نداري؟

من خيلي زحمت كشيده بودم. الان هم مدام دارم فكر مي‌كنم كه بروم. يك سال و نيم در اردو بودم. باور كنيد فرزندم كه به دنيا آمد، من نبودم. براي هيچ مردي از اين لحظه مهم‌تر وجود ندارد، ولي من به خاطر تيم ملي در اردو ماندم. با ناداوري‌ها نمي‌دانم چه كار كنم. يك بار در گوانگجو اين طوري شد ولي مسئولان اسمي از من نبردند. بعد هم كه از اردو رفتم براي كسي آب از ‌آب تكان نخورد.

اما اين بار وزير ورزش هم تاكيد كرد از شما تقدير ويژه شود .

من نمي‌خواهم مثل سعيد عبدولي از من حمايت شود. قبل از اعزام هم خود رنگرز، نايب ‌رييس فدراسيون كشتي گفت اگر كشتي‌گيري قهرمان جهان است اين به گذشته برمي‌گردد و روي كاغذ اين طوري است. ميدان المپيك خيلي فرق مي‌كند. به عبدولي هزار تا سكه بدهند و نوش جانش. ولي من مي‌گويم حداقل به مظاهري هم نگاهي مدالي داشته باشند. ما تمام زندگي خودمان را براي بوكس گذاشته‌ايم.

به نظرت احسان روزبهاني هم مي‌توانست مدال كسب كند؟

احسان از حريفش چيزي كم نداشت. بوكسور قزاق نفر‌دوم جهان بود، ولي از احسان سرتر نبود. احسان در راند آخر احساسي كار كرد. انگار برنامه‌اي نداشت. من خيلي دوست داشتم احسان مدال بگيرد. ما بايد نگاه خود را به بوكس عوض مي‌كرديم. بايد ثابت كنيم در بوكس هم مي‌توان مدال گرفت. درست مثل كاري كه احسان حدادي كرده بود. بايد مربع مدال‌آوري در المپيك را به پنج‌ضلعي تبديل مي‌كرديم. ولي حيف كه نشد. احسان يك قدم تا مدال فاصله داشت.

ولي به نظر مي‌رسد حالا كاملا نگاه‌ها عوض شده است؟

بهترين دستاوردي كه المپيك براي بوكس داشت همان پخش تلويزيوني اين مسابقات بود. حالا انگيزه‌اي ايجاد شده كه بوكس را هم مي‌توان از تلويزيون پخش كرد.

البته به نظر مي‌رسد لندن براي شما تجربه تلخي بوده است؟

نكته: با ناداوري‌ها نمي‌دانم چه كار كنم. يك بار در گوانگجو اين طوري شد ولي مسئولان اسمي از من نبردند. بعد هم كه از اردو رفتم براي كسي آب از ‌آب تكان نخورد.

دوره قبلي المپيك شرايط فرق مي‌كرد. من در لندن با ديد متفاوتي نسبت به پكن وارد رينگ شدم. واقعا براي مدال خودم را آماده كرده بودم. اردوهاي خوبي را گذرانده بوديم.

البته من قرعه بدي داشتم ولي هدفم مدال گرفتن بود و كم نگذاشتم. با اين كه با مصدوميت درگير بودم ولي در بازي اول برابر كوبا كه قهرماني دو دوره جوانان جهان را داشت و سوم بزرگسالان جهان هم شده بود خيلي خوب مبارزه كردم. راند اول بيشتر او را ‌آناليز كردم، ولي با اين حال در همان راند اول امتيازات خيلي خوبي كسب كردم.

در راند دوم يكباره داور در 56 ثانيه سه اخطار به من داد، بي‌آن كه تذكري هم بدهد. اين اصلا سابقه ندارد. تا حالا چنين چيزي نديده بودم. وقتي اخطار اول را داد گفتم شايد مي‌خواسته بازي را آرام كند، ولي يكدفعه ديدم دو تا اخطار پشت‌سر هم ديگر هم به من داد. هيچ وقت مبارزه‌ها را داوران نيمه‌تمام نمي‌گذارند ولي اين داور آلماني چنين تصميمي گرفت.

البته بعدا مسئولان كاروان ايران مدعي شدند اگر از رينگ بيرون نمي‌رفتي حق اعتراض از ايران سلب نمي‌شد.

من هم شنيدم كه گفتند بايد با داور دست مي‌دادم، ولي مگر در بوكس دست دادن مرسوم است؟ اصلا اين چيزها نيست. فرداي آن مسابقه كه وزن‌كشي بود اعلام كردند داور محروم شده است و از مسوولان فدراسيون ايران هم عذرخواهي كردند. اگر كارم اشتباه بود كه بايد محرومم مي‌كردند. البته اين عذرخواهي هيچ فايده‌اي برايم نداشت. من متهم نبودم و دليلي نداشت ديگر در رينگ مي‌ماندم. مگر آنها كه مي‌گفتند بايد با داور دست مي‌دادم در گوانگجو كاري كرده بودند كه اينجا كاري كنند؟

اما در همان شرايط با مربي حريف دست دادي و اين بازتاب زيادي داشت.

آنها مقصر نبودند. بعد از پايان مسابقه مربي كوبا آمد به من دلداري داد و گفت داور نبايد مسابقه را قطع مي‌كرد. بوكسور آنها هم ناراحت بود چون همه او را هو كرده بودند و اين ذهنيت به وجود آمد كه با داوري برنده شده است. به نظرم همه چيز به مافياي بوكس برمي گردد. ما يك ماه و نيم با ايتاليا و مجارستان اردوي مشترك داشتيم.

بوكسور ايتاليايي را در اردو راحت برده بودم. اين سري ‌آمادگي‌ام فوق‌العاده بود، ولي نگذاشتند مدال بگيرم. مدال اين دفعه در چنگم بود، اما داوران آن را بيرون كشيدند. من اين دفعه قول كسب مدال داده بودم، كاري كه حتي در مسابقه‌هاي آسيايي هم نمي‌كنم ولي اين بار به خودم خيلي اطمينان داشتم.

 

یک شنبه 5 شهریور 1391  7:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها