0

دور از جونت خیلی ندید بدیده!

 
fatemehalipor
fatemehalipor
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 132
محل سکونت : فارس

دور از جونت خیلی ندید بدیده!

 

همسایه‌مون ماشین نو خریده/ نگاش بکن تازه از را رسیده

بذاربگم یواشکی یه حرفی/ دور از جونت خیلی ندیدبدیده

از وقتی که این ماشینو خریده/ خواب خوش از چشمای ما پریده

بگم چرا؟ بابوق میگه حرفاشو/ انگار یکی زبونشو بریده

یه بوق یعنی آهای سلام همسایه/ دوتا یعنی: خداحافظ فریده!

نصف شبی تازه میادبه خونه/ تا بخوابه دیگه آفتاب دمیده

هف هش تابوق یعنی درو واکنین/ که خسته‌م و رنگ رخم پریده

خدا نیاره اونروزو که شاده/ یا وقتی که چیز میزایی خریده

صدای بوق قط نمیشه یه لحظه/ ای خدا جونمون به لب رسیده

کاشکی گرفتاری فقط همین بود/ تازگیا یه دزدگیرم خریده

بوق که تموم شد صدای سوت میاد/ اینم یه جور تمدن جدیده!

ظهرا دیگه نوبت بچه هاشه/ خونه خرابه اونیکه خوابیده

هی صدای آژیرو در میارن/ این یکی از صد تا بوقم شدیده!

میپرم از خوابو با فریاد میگم: انگاری اسرافیل تو صور دمیده!

یک شنبه 5 شهریور 1391  5:42 PM
تشکرات از این پست
architect0811 farshon aftab210 mansoure1373
دسترسی سریع به انجمن ها