از ژرفای شبی سیاه موجودی محیرالعقول، پرنده و ترسناك بیرون پرید كه بیش از شش سال باعث وحشت مردم شد.
در ابتدا وجود او را باور نمیكرد. هیچ كس وقتی به گفته های اهالی جنوب غربی لندن كه مدعی بودند موجودی را دیده اند كه پرواز می كرد، وقعی نمی گذاشت اما گزارشات ادامه یافت و در 1938 نقل تمام محافل بود.
جین الزوپ دختری جوان و زیبا بود كه با دو خواهر و پدرش در خانه ی كوچكی واقع در كوچه ی بیرهیند زندگی می كرد. او شنیده بود كه درباره ی جك چشم سرخ چیز هایی می گویند اما اعتنایی به این افسانه نداشت.
یك شب ضربه های پیاپی به در خانه ی آن ها خورد، جین نزدیك در رفت و شنید كه «من افسر پلیس هستم. برایم چراغی بیاورید جك چشم سرخ را دستگیر كرده ایم.»
جین با خود اندیشید لابد راست می گوید و به سرعت دوید و شمعی آورد و از خانه بیرون دوید اما به محضآنكه شمع را به مرد داد او گردنش را گرفت و بازویش را به دور گردن او حلقه كرد و به تن و بدن او چنگ كشید.
دختر جیغ كشید و خود را از دست او رها كرد. مرد او را تعقیب كرد و موهایش را گرفت و به صورت و گردنش چنگ زد. خواهر دختر با صدای جیغ او به خیابان دوید و فریاد زد تا مردم به كمك آیند اما پیش از آنكه كسی بتواند راه مرد را ببندد او در تاریكی ناپدید شد.
جین بعدا چنین شرح داد:« كلاهی عجیب بر سر داشت و لباس چسبان سفیدی مثل مشمع بر تن، صورتش مخفی بود اما چشمانش مثل دو تكه آتش می درخشید. ناخنهایش چنگالهای بلندی داشت و از دهان او دود سفید و آبی بیرون می زد.
این شرح و توصیف بارها و بارها شنیده شد. همیشه همان چشمهای دوزخی، چنگالها و لباس چسبان سفید.
لوس اسكیل 18 ساله هنگام غروب از منزل برادرش خارج شد. خواهرش همراه او بود. در كوچه حركت می كردند كه شبح بلند سیاهی از تاریكی بیرون پرید. شعله ی سرخی كه از دهانش خارج می شد به چشمان لوسی آسیب رساند.
در طی سالهای 1850 و 1860 جك چشم سرخ در تمام انگلستان دیده شد به خصوص در مركز كشور.
در 1870 بعضی از مقامات پلیس و ارتش كه برای دستگیری او در كمین بودند كه به شدت توسط شبحی كه از تاریكی بیرون جهیده مضروب شده اند و سپس به سقف پاسگاه پریده، صدمه خورده اند. مردم خشمگین در محله ی لینكلن در شب سال نو 1877 به سوی جك شلیك كردند اما او قهقه ای زد و ناپدید شد.
تا به امروز كسی نفهمیده جك كه یا چه بوده، مدتی سوءظن متوجه شخصی به نام ماركینز واترفورد شده بود اما گرچه او یكی از دیوانه ترین دیوانگان دوران ویكتورا بود اما آدم شروری نبود.
چشمان دوزخی جك آخرین بار در 1904 در لیورپول دیده شد و 67 سال بعد از اولین باری كه او را دیده بودند، از زمین به سقف خانه ای پرید و ناپدید شد.
آیا او برای همیشه ناپدید شده است؟