0

صنایع دستی ایران

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

زمود گری

 

 

زمود گری
 

به بخشی از تولیدات آهنگران که یراق آلات درها و پنجره ها را تشکیل می دهد "زمود گری" می گویند. به عبارتی دیگر زمود گری پیشه ایست که در آن هر نوع الصاقات فلزی که برای در و پنجره های سنتی و قدیمی به کار می رفته، ساخته می شده است.به احتمال زیاد زمودگران مهارت زیادی در طراحی و نقاشی داشته اند، چرا که زمود در لغت به معنی نقش و نگار کردن، تزیین کردن و همچنین اجزای الحاقی و تزیینی بنا آمده است. رایج ترین ماده برای زمود گری آهن است.

در ابتدای کشف آهن ازآن برای ساخت زیور آلات استفاده می کردند ولی هنگامی که انسان دریافت آهن جسمی سخت،با دوام وبا استحکام بالاست ،علاوه بر استفاده در ساخت ابزار و وسایل آهنی مربوط به کشاورزی ،جنگ افزار ها و وسایل خوراک پزی ،از آن به صورت پوششی به منظور افزایش استحکام مواد آسیب پذیر نیز سود جستند که به جز پوشش بدن به هنگام نبرد ،پوشاندن دروازه های چوبی را نیز شامل می شد.

در اثاری که از حفاری های گورستان لیخ شیران اردبیل مربوط به هزاره اول قبل از میلاد به دست آمده قطعات چوبی را با ورقه وگلمیخ های فلزی پوشش داده بودند. روکش یا آهن کوب کردن درهای بزرگ چوبی قلعه ها از دوره ماد مرسوم بود و تا دورههای بعد نیز دروازه ها بدین گونه پوشش داده می شد.از دوره هخامنشی و ساسانی ،بقایای در و پنجره ای در دست نیست تا بتوان چگونگی آنها را دریافت ولی در دروازه تخت جمشید جای پاشنه و پاشنه گرد درها ،که در سنگ فرو رفته ،نشان از آن دارد که بر این دروازه ها ،درهای سنگین دو لته با روکش آهن کوب ،زر کوب ویا سیم کوب وجود داشته است. می دانیم که در دوره هخامنشی علاوه برچوب سرو وکاج ،چوب های سخت دیگری را از راه های دور برای تکمیل کاخ ها وساختن در وپنجره به مراکز حکومتیمی آوردند .

درباره چگونگی ساختمان های کاخ داریوش در کتیبه های شوش چنین آمده است :

"…..پرده ها از پارچه های گران بها کف  تالار از سنگ های سیاه و سفید ،تیر های سقف از چوب سدر وصنوبر هندی یا ارز و آبنوس پوشیده با روکش طلا بود که با عاج و جواهراتی چون یاقوت و زمرد ترصیع شده بود.اشکال زیبای حیوانات برروی درهای برنزی و آهنی نصب شده شده بود وحتی روی بعضی از دیوار ها را با ورقه های طلا پوشانده بودند ".برخی از الوارهای ستون و سقف با ورقه های ضخیم فلزات گرانبها روکش شده بود تا با تابیدن نور ، باز تاب و درخشش زیبایی داشته باشد و بر روحانیت فضا بیفزاید.گلهای چند پر یا روزت(انگور) نقش مایه ای است که در ساخت برخی از یراق آلات تزیینی پوشاک انسان ، دهنه ومال بند اسب ، ودروازه ها استفاده می شده است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  4:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

زیلو

 

 

 

زیلو بافی
 

زیلو از زیراندازها و بافته‌های روستایی ایران است که در مناطق گرم ایران به ویژه یزد و میبد بافته می‌شود و قدیمی‌ترین زیلوی یافت شده در ایران، زیلویی است که اکنون در مسجد جامع میبد قرار دارد که در سال ۸۰۸ هجری قمری بافته شده است. زیلوبافی از صنایع دستی روستایی معمول در میبد است که تا چند سال قبل صدها خانوار از بافتن آن امرار معاش می‌‌کردند اما در حال حاضر تعداد اندکی از بافندگان سنتی این رشته در میبد باقی مانده اند. به جز زیلویی که قدیمی‌ترین زیلوی ایرانی به شمار می‌رود، زیلوهای منحصر به فرد و تاریخی دیگری نیز در اماکن متبرک این شهر و دیگر مناطق گرم کشور یافت شده که از میان آنها می‌توان به زیلوهای موره در خانقاه «بیداخوید» متعلق به ۹۲۷ و ۹۳۰ هجری قمری و تکه زیلوی مسجد شاه ولی تفت متعلق به ۹۶۳ هجری قمری اشاره کرد. زیلو هرچند به ظاهر یک فرش نخی ساده است اما بررسی فنون و تکنیک بافت آن نشان می‌‌دهد که فرهنگی غنی در پس هر تار و پود آن نهفته است.

زیلو در نقش و بافت شباهت بسیاری به حصیر دارد و همانند حصیر یکی از موارد استفاده آن در مساجد، مصلی و اماکن متبرکه است. کارشناسان احتمال می‌‌دهند که زیلو بافی تکامل شیوه بافت حصیر باشد یا اینکه بافندگان آن از شیوه بافت حصیر بهره برده اند. به هرحال زیلو از کهنترین فراورده‌های دست بافته است که دیرینگی آن را پیش از برآمدن اسلام می‌‌دانند. اما در این نکته که خاستگاه این نوع بافته و محل شکل گیری آن کجا است، اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. میبدی‌ها زیلو را از بافته‌های بومی خود می‌‌دانند و عقیده دارند این بافته ایرانی حاصل تفکر و خلاقیت مردم این خطه است. حتی اگر بخواهیم این تعلق را نفی کنیم، ارتباط و تشابه بسیاری که میان شئونات زندگی مردم و نقوش این بافته‌ها وجود دارد نشان می‌‌دهد که دیر زمانی است میبدی‌ها با آن آشنایی کامل دارند و حداقل در شیوه بافت آن دخل و تصرفاتی کرده اند. از پیشینه زیلو در میبد مدرک مستندی در دست نیست، اما بقایایی از زیلوی بافت میبد در مسجد جامع این شهر قرار دارد که تاریخ ۸۰۸ هجری قمری را نشان می‌‌دهد.

همچنین در مسجد شاه ولی تفت زیلویی موجود است که نام شمس الدین قطب الدین میبدی بر آن دیده می‌شود و تاریخ ۹۶۳ هجری بر آن بافته شده است. برخی از ایرانگردان خارجی نیز در سفرنامه‌های خود از زیلوی میبد یاد کرده اند. سر پرسی سایکس، نماینده نظامی انگلیس در ایران به هنگام عبور ازمیبد می‌‌نویسد:«این گلیم‌های قرمز بافت میبد از شهرت خاصی برخوردار است…» و مرادش از گلیم همین زیلو است. زیرا گلیم بافی در میبد مرسوم نبوده است و اطلاق گلیم به زیلو از نظر تشابهی است که بین بافت این دو وجود دارد. تار و پود زیلو از نخ پنبه است و در اندازه‌های ۳ × 4 و ۲ × 3 بافته می‌شود. زیلو از نظر کاربرد به ۳ نوع تقسیم شده است که معمولاً تفاوت ظاهری آن در نوع رنگ‌هایی است که انتخاب می‌کنند. زیلوهایی که به رنگ آبی و قرمز می‌‌بافند و به زیلوی جوهری شهرت دارد از نامرغوب‌ترین و ارزان قیمت‌ترین زیلوها است. مرغوب تین نوع زیلو «تفتال» نام دارد که به رنگ سبز و نارنجی است.
 

مواد اولیه بافت زیلو
مواد خام زیلو نخ و پنبه است که در سال‌های گذشته در محل کشت و توسط دستگاه‌های نخ ریسی دستی ریسیده می‌‌شد. این نخ در اصطلاح «نخ رسمی» نام داشت و زیلویی که با آن بافته می‌‌شد دارای ظرافت کمتری بود اما استحکم بیشتری داشت. از دهه ۴۰ به بعد، پس از تأسیس کارخانجات متعدد نخ ریسی در شهرستان یزد، استفاده از نخ‌های کارخانه‌ای رواج یافت. در گویش محلی تار و پود زیلو را تونه و پوکار می‌گویند. تونه نیازی به رنگ آمیزی ندارد ولی برای استحکام بیشتر باید تابیده شود. برای بافت زیلو حداقل ۲ نفر لازم است که یک نفر استاد و دیگری شاگرد یا پنجه زن است. کار استاد نقش انداختن و پود کشیدن است. اغلب زیلو بافان پس از بافت زیلو آن را به فروشندگان می‌‌فروشند، بنابر این به بسته بندی خاصی نیاز ندارند

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  4:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی زین سازی

 

زین سازی

 

 

 
 

در مطالعه تاریخچه ترکمن، اسب و اسبدوانی از جمله توانمندی های ریشه دار در بین این قوم است و دقیقاً نمی توان تاریخی برای ساخت زین تعیین کرد چر اکه از زمانی که ترکمن وجود داشته اسب و زین سازی و سایر متعلقات آن نیز وجود داشته است.
این رشته در زمره رشته های در حال منسوخ شدن است که در گذشته به دلیل وجود سوارکاران ترکمن و ساخت زین به وسیله دستان هنرمند آنان بسیار رونق داشته ولی متاسفانه هم اکنون به دلیل ماشینی شدن و استقبال کمتر از اسبدوانی در حال کمرنگ شدن است.

زین در زبان ترکمنی به پالانچا یا قامش معروف بوده و وسیله ای است از جنس چرم (چوب یا آهن) که در هنگام سواری بر پشت اسب می بندند. ساخت زین در اقوام مختلف روش های خاص خود را دارا است این رشته جزء رشته های اصلی قوم ترکمن بوده که سال هاست به فراموشی سپرده شده و سوارکاران از زین های صنعتی و کارخانه ای استفاده می کنند.

کاربرد زین با تکنیک قدیمی در سوارکاری و اسبدوانی دیگر رواج ندارد شاید بتوان علت منسوخ شدن آن را عدم استفاده از زین قدیمی در این دوره دانست . در حال حاضر فقط یک هنرمند در شهرستان گنبدکاووس(روستای قورفجه) مشغول بکار است .

با بررسی اقتصادی طی مراحل تولید می توان متوجه شد که در ساخت زین افراد زیادی به امر تدارک و تامین مواد اولیه و تهیه و تولید آن می توانند مشغول باشند. هم چنین از آن جایی که کارگاه های تولید صنایع دستی بدون نیاز به فضای گسترده و ابزار پیچیده با امکانات کم و در زمانی کوتاه به مرحله تولید می رسد و سرعت بازدهی صنایع دستی بیشتر از سایر طرح های تولیدی است.

سایر تولیدات و ابزارآلات اسب به جز زین شامل کلگی، دهنه اسب ، شکم بند ،مگس پران ، نعل ، رکاب ، بند رکاب و دست گردان از دیگر وسایل بکار رفته در اسب است که برای تکمیل عملکرد زین می توان به عرق گیر یا ایر اشاره کرد چکه یا تنگ باعث اتصال ایر به اسب می شود ، قلن به معنی نوار یا تسمه است شکم بند یا «قارن قسلخه» برای رعایت مسائل بهداشتی ، مگس پران یا یلفک اوچ ، کاگی یا افسار ، نعل ، قشو جهت تمیز کردن اسب استفاده می شوند.

ابزار و مصالح بکار رفته در این رشته را می‌توان میل ، گزن ، چاقو ، قرتلق ، سوزن ، نخ ، نمد ، پارچه کتانی ، چکش‌ ، موم ، پوست گاو (قامیش) بیان کرد . این ابزار وسایلی بسیار ساده و دست ساز هنرمند است که عبارتند از میل، گزن، چاقو، قرتلق، چکش، سوزن، میخ، نخ، موم، پوست گاو (قامش)، نمد، واکس چرمی و روغن چرم است.

عدم استفاده از دستگاه و ساده بودن ابزار، تولید محصول را آسانتر می کند همچنین استفاده از چرم شتر بعلت چسبندگی بیشتر به جای چرم گاو زین ترکمن را منحصر بفرد کرده است .

زین با گذشت زمان جریان ها و دگرگونی ها عمده دستخوش تغییرات و دگرگونی شد، در صورتی که بعنوان یک عامل هویت ساز قوم ترکمن باید در غالب میراث معنوی زنده مانده و سپس به زیبایی و زیباشناسی اثر از جنبه تاریخی و فرهنگی توجه کرد و در آن حیطه کنکاش و شناسایی کرد .

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  4:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی ساچیم بافی

 

ساچیم بافی

 

 

ساچیم هنردستی کهن وبرآمده ازدستان زنان هنرمندخطه شمال ایران به ویژه غرب استان مازندران بوده که اکنون روبه فراموشی است . ساچیم بافی یا ساچین بافی ، تجلی ذوق ، هنر و زیبایی شناسی مردمان شمال ایران و از بافته های داری غرب مازندران به احیائ دوباره نیازدارد ، اگرچه روزگارانی اهالی خطه شمال بانام ساچین شهره جهان بودند ولی امروزه این هنردستباف قدیمی براثربی برنامه گی ، ساماندهی نشدن هنرمندان ، نبود حمایت ،بی توجهی به تبلیغات وکاربردی نشدن آن درحال فراموشی است .بافت ساچیم شبیه گلیم بوده ونقوش آن ساده راه راه و بامربع های رنگی در متن و مرکزآن دیده می شود .

نقشه دراین دست آفریده کار برد نداردو نقوشی که درآن مورداستفاده قرارمی گیردذهنی وآمیزه ای ازمیراث وفرهنگ پیشینیان است که سینه به سینه منتقل شده است .ازساچیم به عنوان رختخواب پیچ ، زیرانداز و روانداز استفاده می شود و الوار چوبی ; دفتین ; شانه ; ماسوره و ماکو از جمله ابزار این بافته داری است. این بافته داری درگذشته های دور به نو عروسان جهیزیه داده می شد تا پیوندشان باسنت ها عمیق تر و ریشه دار تر شود .اکنون این بافته داری در برخی مناطق غرب مازندران از جمله شهرستان چالوس بیشتر به دست زنان هنرمند متبحر و بی نام و نشان بافته می شود. برای بافت ساچیم ازپشم بهاره گوسفندان که لطیف تراست استفاده می شود از اینرو ظریف تر و لطیف تر از جاجیم است .برای بافت ساچیم چله ای به طول ۱۰ متروعرض ۴۰ سانتی مترتهیه شده وبعد ازبافت آنرابه پنج قسمت مساوی تقسیم می کنند.برای بافت یک ساچیم به ابعاد ۲ در ۲ مترمربع ،شش روزوقت لا زم است.

درگذشته های نه چندان دوربه نوعروسان به همراه چادرسفیدیک ساچیم نیزهدیه می دادندتاهمواره روشنی بخش زندگی مشترک آنان باشداین هنردستی که چندنسل درطایفه مارواج دارداکنون روبه فراموشی است . هرسال حمایت ازاین هنرکه ریشه درآداب وسنن منطقه داردکمترمی شود.  تولید هر ساچیم ۲ در ۲ متری بیش از ۲۰ هزار تومان هزینه دارد.
ساچیم بافی نوعی صنعت دستی روستایی وخانگی است که بافندگان آن زن هستند. رنگهای گیاهی قرمز ، آبی ، زرد و سبزدرگذشته برای بافت ساچیم استفاده می شدکه امروزجای خودرابه رنگهای شیمیایی داده است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  4:59 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

 
معرفی سبد و حصیر بافی
 

سبد و حصیر بافی

 

 

حصیر بافی
 

حصیربافی به معنی بافت رشته‌های حاصل از الیاف گیاهی (سلولزی) به کمک دست و ابزار ساده دستی است که طی آن محصولات مختلفی مانند زیرانداز، سفرهٔ حصیری، انواع سبد، انواع ظرف و … تولید می‌شود. حصیربافی خود بامبوبافی، مرواربافی، تِرکه بافی، چم بافی و سبد بافی را نیز شامل می‌شود. چیغ بافی نیز در زیرمجموعهٔ حصیربافی قرار می‌گیرد با این تفاوت که در روند بافت علاوه بر الیاف گیاهی از نخ پشمی رنگ شده نیز برای ایجاد نقش و طرح‌های سنتی استفاده می‌گردد.

سبد بافی و حصیر بافی به عقیده ی بسیاری از محققان ، پس از سنگ تراشی قدیمی ترین صنعتی است که انسان با آن آشنایی حاصل کرده است . این صنعت منشاء بسیاری از صنایع دستی دیگر از جمله پارچه بافی ، گلیم بافی ، بامبوبافی ، سفال گری و کوزه گری است . هنگامی که بشر هنوز با صنعت سفال گری آشنا نشده بود وی سبدها را با گل پوشانده در روی آتش می پخت تا فلزهایی به دست آورد که کاربردهای مختلفی نظیر نگهداری آب مناسب باشد (( بسیاری از انواع کوزه ها و سفالینه های روزگاران نوسنگی و مس ، نی ها یا ترکه هایی در خود دارند که احتمالاً به جای ریسمان به کار می رفته و نشانه آن است که سفال گری اصلاً از فن سبد بافی پدید آمده است . )) بافتن گلیم و قالی و انواع پارچه ها از روی سبد بافی و حصیربافی اقتباس شده است . 

قدیمی ترین نمونه دست باف به حدود ۶ هزار سال قبل تعلق دارد ، در حالی که نمونه های حصیربافی مکشوفه در آفریقا به پیش از این تاریخ مربوط می شود . اگر قبول داشته باشیم که صنعت سفال گری در حدود ۱۰ هزار سال پیش پا به عرصه وجود گذاشته است . سبد بافی و حصیربافی عمومی بیش از این مدت دارند . از سبد در اندازه ها و شکل های مختلف به عنوان ظرف استفاده می شود و حصیر برای پوشاندن کف و سقف به کار می رود . در گذشته زیر انداز و کف پوش روستائیان از حصیر بود و امروز هم استفاده از آن در بیشتر روستاهای ایران رواج دارد . حصیرهای ساخت گیلان و سایر نواحی شمال ایران طرح های هندسی دارند که از بافت نی طبیعی یک رنگ پدید می آیند .

حصیربافی و سبدبافی از صنایع دستی و خانگی بسیار رایج در استان گیلان است و تولید انواع سبدها و حصیرها در اکثر نقاط این استان رواج دارد . حصیر در اندازه ها و شکل های مختلف بافته می شود و مصارف گوناگون دارد . زنبیل ، کلاه ، سفره ، سبد ، آبکش و زیرداغی حصیری در تمام خانه های گیلان وجود دارد . حصیر و سبد تنها جنبه مصرفی ندارند بلکه تعداد قابل توجهی از حصیرها و سبدهایی که در نقاط مختلف گیلان بافته می شود و مخصوصاً سبد و حصیرهای رنگی دارای جنبه های هنری و تزئینی است .

در شمال ایران روش کار به این صورت است که نخ‌های دو لای پنبه‌ای محکم به نام ریسمان بین دو نورد که یکی در بالا به نام سر کار و دیگری به نام پتبند قرار دارند بسته می‌شود و حصیر بافی از چوب پشت بند آغاز می‌گردد. حصیر بافان، نی‌ها را با دست یکی زیر و دیگری را روی نخ تار می‌بافند و به اصطلاح خنک می‌کنند پس از بافت هر ردیف حصیر آن را شانه می‌زنند. شانه، تخته‌ای چوبی با تعدادی سوراخ است که نخ‌های تار از میان سوراخ‌ها می‌گذرد.

ساخت حصیر با دست در مناطق مختلف ایران بسته به نوع مواد خام در دسترس با یکدیگر متفاوت است. برای نمونه در در نوار جنوبی ایران از الیاف نخل خرما و در نوار شمالی ایران از ساقه‌های برنج و گندم استفاده می‌شود. از سوی دیگر نوع کاربری لوازم تولیدی بسته به نیاز اهالی آن منطقه از نظر شکل و اندازه تفاوت دارند. در استان اصفهان، حصیربافی در مناطق بیابانی و خشک مانند خور و بیابانک و نایین انجام می‌شود و مواد خام مورد استفاده الیاف نخل خرما است ولی در شهرستان نجف آباد برای بافت سبدهای حصیری از ترکه‌های نرم درختان یک ساله یا دو ساله استفاده می‌شود، سبدهای ساخته شده در نجف آباد، لوده نام دارد و کاربرد آن‌ها در حمل محصولات باغی و میوه است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

 
معرفی ساز سازی
 

ساز سازی

 

 

 

ساز سازی
 
از آن زمان که بشر توانست صدا را درک نماید تفکر و اندیشه موسیقیایی او نیز به موازات ضرورتها ،ابزار و آلات مخصوص به خود را خلق نمود . با نگرشی اجمالی بر کتب تاریخی می توانیم به این نتیجه دست یابیم که اکثریت سازهای ساخته شده  توسط پشتیبان چه از لحاظ ساختار صنعتی و چه از نظر ساختار صدایی نشات گرفته از ذهنیت ،تفکر و فرهنگ مردم آن اقلیم بوده است .  طی کاوشها و حفاریهای انجام شده در مناطق باستانی ایران ،سازهای یافت شده که ،با تامل در ساختمان آن می توان به این نتیجه دست یافت که بشر در ابتدا با دخل و تصرف در طبیعت پیرامون خود ،توانسته سازهایی در خور تفکر و ذهنیت خود بسازد . در این مرحله از تاریخ سازهایی به وجود آمده غالبا از سنگ ،چوب،استخوان انسان یا حیوانات ، شاخ چهار پایان و پوسته سخت  تنان دریایی بوده است . با پژوهشهای انجام شده در این سازها توسط باستان شناسان ،مشخص گردیده که مواد تشکیل دهنده هر ساز رابطه مستقیمی با اقلیم و شرایط آب و هوایی منطقه دارد یعنی سازهای یافت شده در مناطق نزدیک به دریا بیشتر از پوست سخت تنان و در مناطق کوهستانی بیشتر سازها از شاخ چهار پایان و در مناطق پست و هموار سازها از چوب ساخته می شده است . در نتیجه در مواد تشکیل دهنده سازها در سرزمین های مختلف باعث ایجاد صداهایی متفاوت در سازهای هر منطقه گردیده که امروزه  این امر را در موسیقی محلی ایران مشاهده می کنیم . به عنوان مثال جنس سازهای شمالی ایران تفاوت عمده ای با ساز های غرب ایران دارد .
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی سجاده بافی

 

سجاده بافی

 

 

 

سجاده
 

سجاده بافی به منظور تأمین شرایط مکان نمازگذار از لحاظ طهارت و پاکی است. ابعاد سجاده معمولاً کوچک و قابل حمل بوده و اکثراً توسط نخ های پشمی خود رنگ سفید- کرم- سیاه و با طرحی شبیه محراب بافته می شود. همچنین به علت علاقه شدید کردها به حفظ آداب و سنن خود بافت پارچه های مخصوص لباس کردی (بوزو) که معمولاً در عرض ۲۰- ۲۵ سانتی متر بافته می شود مرسوم است. از هر ۲۲ متر آن یکدست لباس کردی تهیه می شود. نحوه تولید بدین ترتیب است که بافنده اقدام به چله کشی و ماسوره پیچی نخهای تابیده شده پشمی نموده و با توجه به ابعاد محصول مورد سفارش از شانه مناسب که بر حسب نوع بافت متفاوت بوده و تفسیر می کند استفاده می نماید سپس با به حرکت درآوردن ماکو به کمک دست که در داخل آن ماسوره حاوی نخ های پود قرار دارد و با استفاده از پا برای ایجاد درگیری نخ های پود و تار عمل بافت را انجام می دهد. متأسفانه امروزه به علت رواج صنایع نساجی ماشینی این حرفه رو به فراموشی می رود.

در صدر اسلام سجاده وجود نداشته و در ابتدای پیدایش آن، به این دلیل که سنت پیامبر نبوده، از سوی بسیاری از مسلمانان با آن مبارزه می‌شده و از جمله در دوران بنی امیه سجاده‌ها را می سوزاندند. سجاده را معمولاً بعد از نماز جمع (لوله یا تا) می‌کنند. از خرافات گذشتگان این بوده که اگر جانماز جمع نشود شیطان به روی آن خواهد رفت و نماز خواهد گذاشت.

طرح اصلی سجاده معمولاً محراب است. نقش قندیل، ستون و سر ستون هم در سجاده معمول است. دوران طلایی بافت سجاده اوایل سدهٔ هفدهم م. ( یازدهم ه. ق.) بوده است. شیعیان در بالای محراب، یا در حاشیه سجاده کتیبه‌هایی به نام معصومین – و اشعاری در مدح ایشان- و کلماتی چون "یاهو" یا حروف ابجد مانند ۱۲۱ (یا علی)، ۱۱ (هو) نقش می‌کرده اند. در حالی که سجاده‌های ایرانی با گل و بوته و نقش جانوران زیاد دیده شده، سجاده‌های مناطق دیگر – مانند آسیای صغیر- هرگز با شکل حیوانات دیده نمی‌شود. سجاده‌های بافت بلوچ، افغان و ترکمن رنگ متن قرمز سیر، ارغوانی تیره یا مشکی دارند

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:03 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی ستاره دوزی

 

ستاره دوزی

 

 

شمسه تخت جمشید
 

در سوزن دوزی ممقان  در درون دایره ای که ماه نام گرفته ، نقشی دیده می شود که در فرهنگ ایرانی به نام ستاره هشت پر یا شمسه معروف است . با توجه به اینکه ترسیم این ستاره به همراه  طراحی نقش ماه صورت می گیرد و از آن جدا  نیست بنابراین از توضیح دوباره در این مورد خودداری می کنیم . و فقط به خود این فرم و پیشینه  تاریخی آن می پردازیم : 

نقش ستاره ( شمسه ) از گذشته های دور در هنر و معماری ایرانی و اسلامی کار برد فراوان  داشته است از زمان پذیرش دین مبین اسلام در ایران و  شیوع آن ، تحریم نقاشی ومجسمه سازی در این دین  هرگز باعث توقف ذوق هنری ایرانیان نشد.

استفاده از نقوش هندسی که گاه بصورت منفرد و گاه با تکرار آن صورت می گرفت ،  راهی مناسب   در این مسیر بود . این امر چنان استادانه صورت گرفت که در اندک زمانی این نقوش به عالی ترین  درجه در زیبایی و هماهنگی رسیدند . دیری نپایید که این فرم ها راه خویش را به درون مساجد و اماکن متبرکه نیز گشودند و چنان با فضا و معماری آن عجین گشتند  که هر جا که اسلام رفت این نقوش نیز به همراه آن اشاعه یافتند . نامگذاری  این نقوش با نام نقوش« اسلیمی»  بخوبی بیانگر این قضیه است . این نقوش که برخی از آنان قدمتی بسیار بیش از اسلام دارند ،  بعد از آن چنان پالایش شده و متناسب با روح معنوی و اعتقادی این دین بزرگ در آمدند که بزودی در پهنه گسترده سرزمین های اسلامی در معماری و سایر هنر ها  مورد استفاده قرار گرفتند.

در این میان نقش ایرانیان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است .  با توجه به اینکه هنر اعراب ، بخصوص در عربستان ، در شعر و دست ساخته های ساده مورد  استفاده در زندگی روزمره همچون بتها و غیره ، خلاصه می شد ،خود بخود در دیگر زمینه های هنری ، چندان حرفی برای گفتن نداشته اند و  آنچه که قالب هنر اسلامی به خود گرفت و باعث رونق آن گردید ، همانا هنر دیگر ممالک اسلامی و خاصّه ایران بود  که در آنزمان پهنه وسیع جغرافیایی ، بسیار گسترده تر از مرز های کنونی آن  ، را شامل می شد.

اگر نگاهی دقیق تر به نقش ستاره در سوزن دوزی ممقان داشته باشیم ، متوجه شباهت زیاد آن با یکی از دیرینه ترین و معروف ترین نقوش ایران باستان یعنی « گل لوتوس » در تخت جمشید می شویم .

 

در تخت جمشید  به وفور از گلهای دوازده پر لوتوس استفاده شده است . این نقوش گذشته از شادابی و طراوتی که در خود داشته اند ، احتمالاً نمودار دوازده ماه سال و دوازده برج فلکی بوده اند . نظر به اینکه امپراتوری هخامنشی شامل گستره جغرافیایی وسیعی بوده و مراودات  بسیاری با دیگر حکومت های همسایه خویش داشته و از آن ممالک ،  افراد بسیاری را برای ساختن و آبادانی کاخ های خود به خدمت می گرفتند ،   احتمال تأثیر پذیری از این فرهنگها وجود داشته است . با عنایت به اینکه در دو سوی امپراطوری هخامنشی  تمدن های هند و مصر ، از گل لوتوس به عنوان نماد مقدس استفاده می کردند.

گل هشت پر مورد استفاده در دوره ساسانی نیز به احتمال زیاد  به همان شیوه ای ترسیم می شده اند که امروزه این نقش در ممقان دوزی ترسیم می شود .

در فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام ، از نقوش هشت پر و دوازده پر و شانزده پر و … به وفور استفاده شده است .  گرچه شاید هدف اولیه از بهره بردن از این نقوش ، تزئین گری بوده است ، ولی هر کدام از این نقوش دارای فلسفه خاص خود بوده اند .

در نقش بیستون کرمانشاه ، یک ستاره هشت پر درون دایره بالای کلاه تقریبا استوانه‌ای شکل فروهر دیده می‌شود که  همین نقش هم در تاج کنگره‌دار زیبایی که برسر داریوش است،‌ دیده می‌شود. شاید بدین وسیله داریوش ، اهورایی بودن خود را نشان می‌دهد .

در خراسان بعد از اسلام ،  نقش ستاره هشت پر در پوشاک آنها ، به خصوص در پوشاک زنان ، نشان از اعتقاد عمیق آنان به امام رضا دارد .یا در برخی موارد استفاده از ستاره پنج پر نشانه اعتقاد  به پنج اصل دین ( از دیدگاه شیعه ) و یا ارادت به پنج تن آل عبا بوده است .

در تزئین بناها و نیز کاشی کاری و مینا کاری بعد از اسلام ، ستاره های هشت پر ، دوازده پر ، شا نزده پر و … مورد استفاده فراوانی داشته اند.

استفاده از نقش ستاره هشت پر در گلیم های آناتولی نیز رایج است که نماد شاد مانی و سرور است .

با این وصف گرچه وجه تسمیه نقوش تنها مدارک موجود برای بررسی پیشینه و دلیل استفاده از نقوش در ممقان دوزی است و با عنایت به اینکه این شکل در این شهر مستقلاً نامی ندارد و چنانکه قبلاً نیز ذکر گردید ، به همراه دایره پیرامون خویش با نام « ماه »  شناخته می شود . گاهی در مواقع لزوم برای اینکه اختصاصاً این فرم را از نقش « آی » یا ماه جداکنند آنرا اصطلاحاً  «آیین اُورتا گولی » [1]  یا « نقش وسط ماه »  می نامند .

در کنار ستاره هشت پر که پر کاربرد ترین نقش ستاره است ، استفاده از ستاره های چهار و شش پر نیز در ممقان دوزی رایج است .

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی سرافی دوزی

 

سرافی دوزی

 

 

 

سرافی دوزی
 
یکی از انواع سوزندوزیهاست که بیشتر مختص منطقه سیستان و بلوچستان می باشد. دوران اوج این هنر را می توان دوره صفویه نام برد. از این سوزندوزی جهت تزئین پیش سینه ، سمبوسه ، دمپای شلوار ، یقه ، آستین ، رومیزی ، کوسن و . . . استفاده به عمل می آید.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:04 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی سراجی (چرم سازی)

 

سراجی (چرم سازی)

 

 

سراجی (چرم سازی)

سراجی (چرم سازی)

سراجی (چرم سازی)

سراجی (چرم سازی)

 

 

 

بی گفتگو کاربرد چرم پیش از ریسندگی و بافندگی بوده و با اینهمه فن آماده کردن پوست تاکنون تغییر زیادی نکرده است . یکی از مورخین دربارهٔ صنایع اروپایی شمالی می نویسد (( که فن چرمسازی از روزگار قدیم تا سدهٔ نوزدهم را کد بوده است )) . در مورد ایران هم تا این اواخر که روش نوین دباغی آغاز گردید همانگونه بوده است .
چرمسازان قرون وسطی در ساختن چرمهای ظریف و زیبا مشهور بودند . این حوقل که در سال ۹۵۰ میلادی از خراسان دیدن کرده از چرمهای ظریف پوست بزی که چرمسازان گورکان در نزدیک مرو می ساختند و به نام سختیان شناخته می بود بسیار تعریف می کند و می گوید فرآوردهٔ این چرمسازان به سراسر کشور فرستاده می شد .

شاردن صنعت دباغی و چرمسازی ایران را این گونه توصیف می کند : (( این صنعتی دستی است که ایرانیان در آن از همه استادترند )) و دربارهٔ چرم ساغری که ایران در زمان او ( ۱۶۶۵ میلادی ) به هندوستان و خاور نزدیک صادر می کرد به تفصیل سخن می گوید .
امروز برای به عمل آوردن خام ( چرم ) دو راه هست ، آماده کردن پوست گوسفند و بز با زاج سفید و نمک به نـام چـرم زاغـی ، و دباغی خام گاو ، الاغ و اسب ، عمـل دباغی به طریق زیر انجـام می شود :

۱) خام را آب زدن .
خام خشک را از دهات و نواحی اطراف به دباغی آورده و بسته به کلفتی و مقدار چربی پوست ، سه تا شش روز آن را در حوض آب خیس می کنند چرم بومی که از کشتارگاه می آید به آب زده نمی شود .
۲) آهک زدن و عورامکاری .
پس از اینکه خام خشک خوب خیس خورد و نرم شد ، همراه با خام های تازهٔ خیس نشده ، توی گودالهای آهک می گذارند ، گودال آهک خمره های لعابی است که توی زمین کار گذاشته اند و آن را لـولـه کش می نامنـد . آهک زنـده را روی خـام پاشیده و خمره را پر آب می کنند . پس از چهار تا شش روز آب آهک نسوج خام را از هم باز کرده و موهای آن را نرم کرده است . خام را از خمرهٔ آهک بیرون آورده و هر کدام را روی تیر آویزان می کنند ، و با کارد ویژه ای آن را عورامکاری می کنند و کارد را با سنگ عورام مرتب نیز می کنند .
۳) متورم کردن .
پس از عورامکاری ، خام را به خمرهٔ دیگری برده و روی آن را آرد جو می پاشند . وقتی به اندازه کافی خام در خمره گذاشته شد آن را پر از آب می کنند ، و عمل تخمیر آغاز می گردد و سبب می شود که پوست ورم کرده ، و نسبت به مواد دباغی حساس شود و گوشتهای اضافی روی آن شل و آهکهایی که قبلاً روی آن پاشیده اند خنثی شود .
این فرایند ، که آرد جو کردن نامیده می شود ، در زمستان ۲۰ روز و در تابستان ۱۵ روز طول می کشد . پس از اینکه پوستها پخته شد آنها را از خمـره بیرون آورده و هـر کـدام را روی تیر عمودی به نام خار چوغ گذاشته و خـام را داس می کنند ، یعنی گوشتهای اضافی آن را می کنند ، این کار را با چاقوی دو دسته ای به نام داس انجام می دهند . سپس پوستها را با دیگر در خمرهٔ آردجو می گذارند تا باز پخته شود .
۴) نمک پاشیدن .
وقتی پس از سـه تا چهـار روز پختـن دوم هـم کامل شد ، پـوستـها را تـوی قدح می گذارند روی هرپوستی نمک می پاشند و سه تا چهار روز آنجا می ماند .
۵مازوکاری . وقتی پوست برای مازوکاری واقعی آماده شد ، آن را در گودالهای آجری که با چوب اندود شده و به نام گودچوب ( سیله ) شناخته می شود می گذارند روی هر پوست که درون گودال می گذارند گرد مازوی نرم و یا گرد پوست درخت اقاقیا می باشند .
گردکردن و کوبیدن مازو و پـوست اقاقیـا ، با دستاسی ( آرچی ) همانند آسیای دستی که در کوزه گران به کار می برند انجام می شود ؛ و یا اینکه ممکنست که گرد آن را از بازار بخرند . در بازار آسیای مخصوصی برای نرم کردن این گونه مواد وجود دارد . پوست چهار تا پنج روز در گودال مازو می ماند . هر روز آنها را پشت و رو می کنند و لگد می زنند .
۶) کاشیکاری .
پس از مازوکاری پوستها را در آفتاب خشک می کنند و روی تخته ای که در زیر آن چهارپایه ( کرسی ) قرار گرفته می گذارند . قسمت گوشتی آن را با سنگ پا پرداخت می کنند .
۷) رنگ ریختن .
برای رنکاری چرم ، رنگهایی مثل گِل ورز ، جوهر گلی و صابون سفید مناسب است و آن را بر رویهٔ پوست می ریزند .
۸) صیقلزنی .
بار دیگر پوست را روی تختهٔ پرداخت کاری گذاشته و صیقل ( مهره ) پرداخت را با فشار روی آن می کشند . در دباغی های بزرگتر کاشیکاری ، رنگ ریختن و صیقلزنی هر سه را چرمساز ( چرمگر ) انجام می دهد .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  5:04 PM
تشکرات از این پست
yasser
yasser
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 741
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

دولت باید کمک صنایع دستی کنه و گرنه این شغل خوبی نیست

سه شنبه 31 مرداد 1391  5:18 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

 
معرفی سفال میبد
 

سفال میبد

 

 

 

سفال میبد
 
 
بهنام همایونی

ترمه یزد و سفال میبد را کمتر کسی است که نشناسد. این دو محصول از زیباترین و نامدارترین تولیدات دستی استان یزد هستند که از دیرباز میان تمام ایرانیان و حتی بازرگانان خارجی محبوبیت داشته است. با این که در حال حاضر ترمه دیگر با روشهای سنتی تولید نمی‌شود اما کارگاههای سفال و سرامیک در اکثر نقاط و به خصوص میبد هنوز هم فعال بوده و تولیدات آنها روز به روز بیشتر می‌شود. محصولات زیبای رسی که با نقش و نگارهای خاص کویری جایگاه ویژه‌ای در سوغاتی یزد دارند.

اما به همان اندازه که این تولیدات زیبا و به یاد ماندنی هستند از دید و دست گردشگران پنهان مانده‌اند. شاید در سطح استان یزد کمتر فروشگاهی موجود باشد که به صورت متمرکز مشغول ارائه این تولیدات باشند.

این وضعیت زمانی بیشتر به چشم می‌آید که در بین سوغاتی‌هایی که در حال حاضر گردشگران از یزد تهیه می‌کنند جای خالی ترمه و سرامیک به شدت احساس می‌شود. شهری که با نامگذاری سال خوش‌آمد درصدد جذب بیشتر گردشگران است به جز انواع شیرینی‌جات که از سوغاتی‌های شیرین و معروف یزد به شمار می‌رود سوغات دیگری برای ارائه ندارد. این در حالی است که صنایع دستی و سوغات نقش مکمل گردشگری را در اختیار دارند و پس از گردشگری بیشترین توجه و اعتبار باید مربوط به این هنر دیرین باشد.

« عماد تشکری» رئیس سازمان صنایع دستی یزد که علیرغم اظهار تاسفش این مطلب را تایید می‌کند می‌گوید:« صنایع دستی یزد علیرغم شایستگی که دارند هر روز مهجورتر می‌شوند و این امر برای استانی که امسال را سال خوش‌آمد نامگذاری کرده نقطه ضعفی است که اگر حل نشود برآورده شدن اهداف تعریف شده در گردشگری با اخلال مواجه می‌شود. نقشی که این محصولات در تبلیغ فرهنگ و جاذبه‌های منطقه دارند محوری است که هیچ نهادی آن را جدی نمی‌گیرد.»

تشکری می‌افزاید:« مهمترین دلیل عدم استقبال گردشگران از تولیدات دستی یزد مربوط به نوع بسته‌بندی است. البته اگر جعبه‌ها یا کیسه‌هایی را که این محصولات درون آنها جا می‌گیرند جزو بسته بندی تلقی کنیم. گردشگری بر پایه تحریکات بصری است و تا چشم مجذوب چیزی نشود فرد به دنبال تهیه آن نمی‌رود. صنایع دستی یزد نیز از این قاعده مستنی نیستند. البته اگر اغراق نباشد ما در یزد و حتی تمام ایران هیچ نوع بسته‌بندی برای صنایع‌دستی نداریم.»

نگاهی به تجربه راهنمایان تور که با کشورهای دیگر در ارتباطند و نوع ارائه محصولات آنها را از نزدیک دیده‌اند گواه سخنان تشکری است. کیوان بیانی که یکی از راهنمایان قدیمی تورهای خروجی است می‌گوید: «یکی از درآمدزاترین بخشهای گردشگری فروش محصولات منطقه‌ای یا صنایع دستی است. درآمدی که ز این راه به دست می‌آید اگر بیشتر از سایر بخشهای خدماتی نباشد کمتر نیست.»

وی به عنوان نمونه به درآمدزایی ترکیه از این رهگذر اشاره می‌کند و می‌افزاید: «محصولات چرم ترکیه جزو صنایع دستی آنها محسوب می‌شوند. در ترکیه کمربندی که شاید قیمتش کمتر از ۱۰ هزار تومان باشد به واسطه یک بسته‌بندی مناسب و شیک به چندبرابر قیمت واقعی آن عرضه می‌شود. با این که به نظر می‌رسد این افزایش قیمت تاثیر منفی در فروش محصول داشته باشد ولی عملا برعکس آن است.»

گذشته از بسته‌بندی مناسب و زیبا که دلیل اول خرید برای هر گردشگری است صنایع‌دستی یزد از مشکل دیگری نیز رنج می‌برند. آموزش‌های جدید و همسوشدن محصولات با سلیقه‌های جدید ترفندی است که متاسفانه تولیدکنندگان یزد از آن بی‌بهره‌اند.

تشکری که از این مورد به عنوان مشکل زیربنایی یاد می‌کند می‌افزاید:« در سراسر یزد ۴۰ کارگاه تولید سرامیک و سفال وجود دارند که تمام خلاقیت آنها مربوط به صدهاسال پیش است. محصولاتی که در حال حاضر در یزد تولید می‌شوند نمی‌توانند انتظار گردشگران خارجی را برآورده کنند. تنها ترمه است که دیگر با دست بافته نمی‌شود و دستگاههای جدید در بافت این پارچه زیبا به کار گرفته شده‌اند.»

ناهماهنگی وعدم توازن اعتبارات و توجهات دولتی بین گردشگری و صنایع‌دستی، عدم حمایت مالی و تخصصی و کمترشدن اعتبارات مالی که هرسال کمتر می‌شود از عمده‌ترین محورهایی هستند که صنایع‌دستی و سوغات یزد را هر روز از صحنه رقابت با سایر بخشهای خدماتی عقب میرانند.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 1 شهریور 1391  8:16 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی سرمه دوزی

 

سرمه دوزی

 

 

 

سرمه دوزی

سرمه دوزی

سرمه دوزی

سرمه دوزی

 

 

سرمه دوزی یکی از رودوزی‌های شاخص و فاخر ایرانی است، نخ سرمه به عنوان مواد اولیه اصلی این هنر نخی است که با استفاده از طلا‌ و یا نقره یا مطلا‌ و آلیاژهایی به صورت لوله‌ای صاف و محکم و یا انعطافی و یا به صورت چهار گوش مربعی یا مستطیل تابیده می‌شود . این نوع نخ حالت ارتجاعی دارد و به هر شکل ممکن حالت می‌گیرد. ( البته امروزه بیشتر به صورت فنر ریز و طویلی است که به‌اندازه لا‌زم بریده شده و سوزن و نخ از داخل آن عبور کرده و بر روی پارچه دوخته می‌شود.

از تاریخچه این نوع دوخت در دوران کهن، نوشته ای در دست نیست ولی آنچه مسلم است توجه ایرانیان به آرایش یقه لباسها وسمبوسه های لشگری و درباری و تزئین درفشها آنها را وادار به تولید این نوع نخهای تزئینی میکرد.
زمان رواج این نوع نخ را می توان دوره اشکانیان دانست . در این دوره فراورده های دوخت تزئینی که یکی از اقلام صادراتی ایران را تشکیل می داد و یکی از هنرهایی که اسکندر مقدونی را به حیرت واداشته بود وجود پارچه های زرفت ودوختهای تزئینی ایرانی بود که سرمه دوزی نیز یکی از این دوختها بوده است . در دوره ساسانی نیز این هنر ادامه داشت تا اینکه در دوره صدر اسلام با عنایت به تعهدات هنرمندان ایرانی برای تولید پرده خانه خدا سرمه دوزی به منتها درجه شکوفایی رسید در این دوره سوره های کوتاه و یا آیاتی از قرآن مجید بشیوه خطوط سته محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع طراحی و سرمه دوزی می کردند ولی روی نوشته یا قبلا نخ ضخیمی مثل قیطان می دوختند بعد روی آنرا با سرمه دوزی بصورت ساقه دوزی می پوشاندند تا جلای خاصی به آن می بخشید یا در پرده فیس خانه خدا که یادگار دوران تیموری است و اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می شود.

انواع دوختها از جمله :ابریشم دوزی، گلابتون دوزی، ده یک دوزی، کمند دوزیف شرفه دوزی و سرمه دوزی در ان دیده می شود.
در تمام دوره های اسلامی این دوخت از مجد و شکوه بالایی برخوردار بوته است . دوره اوج این هنر در عصر صفوی بوده است .
آثار باقیمانده از این دوره خود گواه بر این مدعا است . پرده نفیسی که در موزه هنرهای تزئین یایران نگهداری می شود و مربو ط به این دوره می باشد گویای اوج تحول این هنر می باشد . در روی این پرده که با نقش محرابی حیوانی طراحی و نقش پردازی گردیده است انواع دوختهایی از قبیل : گلابتون دوزی، ده یک دوزی، پیله دوزی، سرمه دوزی و ملیله دوزی دیده می شود. در دوره های بعدی یعنی افشار، زند ، قاجار و معاصر، این دوخت به سیر تحول خود ادامه داده و در این دوره ها نخهای سرمه از لحاظ کیفی و کمی اصالت خود را از دست داده اند ولی تعداد آثار باقیمانده از ایندوران حکایت از ادامه رواج این دوخت دارد.

این دوخت در اکثرموارد با دوختهای دیگر هماره می باشد مثل دوختهایی از قبیل : پیله دوزی، ملیله دوزی، گلابتون دزیف شرفه دوزی، شمسه دوزی، ده یک دوزی، صدف دوزی، سنگ دوزی، مرصع دوزی، منجوق دوزی،پولک دوزی، زغره دوزی، مروارید دوزی و غیره.

نقوش متعددی که در سرمه دوزی بکار گرفته می شود عبارتند از : انواع گلهای گلدانی و صحرایی و حاشیه ای و جناغی، حرابی، محرماتی راست و کج، انواع بته جقه ای ها، سروی، سروچه، گل بادامی، انواع خطوط و کلمات بخصوص خطوط طغرایی معمایی، مثنی، دیوانی، گلزار، اسلیمی و ختایی، نقوش حیوانی و انسانی، انواع پرندگان بخصوص طاووس، جغد، خوشه های انگوری، انواع میوه ها، ستاره ها، ترنی و سر ترنجی و نیم ترنجی و کتیبه ای و غیره.
از سرمه دوزی برای تزئین : انواع تابلوهای تزئین، تزئینات دور یقه، پبش سینه، سمبوسه، کمربند و کیسه های پول، قلمدانف شانه، مسواک، قیچی، مهر، سرمه دان، رویه سینه، حنابندان عروس، سفره های قند، بقچه سوزنی، سجاده، پرده های نفیس، جهازیه عروس، رویه جعبه های نفیس، رو میزی، رو کوسن، و غیره استفاده می نمایند.
از مراکز این دوخت می توان به شهرهای : اصفهان، تهران، بندرعباس، کاشان، یزد، استان هرمزگان و قسمتی از استان کردستان و قزوین اشاره نمود. این دوخت معمولا بر روی مخمل، ماهوت، ابریشم، تافته، اطلس، ساتن، و پارچه های ابریشمی انجام می گیرد.

برای دوخت سرمه نخست طرح را روی کاغذ کشیده و روی پارچه نقش اندازی نموده و طرح را روی پارچه رواندازی نموده سپس طرح را بوسیله پنبه یا فتیله یا ابریشم برجسته نموده و با بست های ریز و چسب، بر زمینه محکم می نمائیم سرمه هایی که در دسته های ۵ الی ۲۵ سانتیمتری است بدقت یکی از رشته های سرمه را جدا می کنیم . البته موقع قیچی نمودن باید دقت نمائیم که سر نخ سرمه بجایی گیر نکند که تمام رشته باز شود سرمه را به اندازه دلخواه بریده و سوزن و نخ را توی سرمه فرو میکنیم و قسمت داخل متن را ساتن دوزی یا زرک دوزی می نمائیم هنگامی که برگهای طرح بزرگ می باشد باید آن را از طول به دو قسمت کنیم سپس هر قسمت را با سرمه.

با دوخت برگ دوزی جناغی جداگانه می دوزیم طوری که مشخص شود . باید سعی نمائیم شلالها کاملا کنار هم و موازی با یکدیگر در هر قسمت دوخته شود . دوخت ساقه ها بشیوه ساقه دوزی باید انجام شود . با سرمه میتوان انواع دوختها قلاب، دندان موشی، زیگزاگ دوزی و همچنین انواع دوختهای تزئین را انجام داد.

از انواع دوختهائی که بیشتر در این دوخت بکار می رود می توا ن به دوخت : زنجیره ای، برگ دوزی، جناغی، دوردوزی، مارپیچ الوان روی زنجیره، دوخت ساتن، دوخت مورب، ساقه دوزی و بست دوزی، دندان موشی و زیگزاگ های مختلف را نام برد . از انواع سرمه های موجود می توان به سرمه مات، سرمه الماسی )شان شاین(، سرمه بلرسنت طلایی و نقره ای، سرمه ساده وباریک و ضخیم و سرمه فرانسوی اشاره نمود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 1 شهریور 1391  8:17 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

 

سفالگری، کاشیکاری و سرامیک سازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
جمشید مهرپویا



برای شناخت هنر سفال،کاشی و سرامیک‏1در دوران اسلامی و بررسی چند و چون‏ این هنر سنّتی و علل شکوفایی آن از آغاز اسلام‏ تاکنون،نگاهی به تاریخ پیدایش،رشد و تطوّر و ماندگاری این بخش از هنرهای سنّتی در دوران‏ پیش از اسلام،ضروری می‏نماید. در بخش اوّل مقاله،بیشتر به بررسی هنر سفال،کاشی و سرامیک در جهان و ایران پیش‏ از اسلام پرداخته شده است و در بخش دیگر مقاله‏ که بعد از این منتشر خواهد شد،این هنر را در دوران اسلامی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم‏ داد و در پایان،مصالح،ابزار،ساخت‏وساز، زیباشناسی و واژه‏نامهء این هنر سنّتی را تقدیم‏ خوانندگان گرامی خواهیم نمود.

در بررسی جهانی سفال،کاشی‏و سرامیک‏ تعمدا به کشورهایی پرداخته شده است که به‏ نحوی از انحاء در هنر یاد شده کشورمان مؤثر بوده‏اند و از سویی انتخاب عنوان«سفال،کاشی‏ و سرامیک»برای مقالهء حاضر،تلفیق و آمیزش‏ واژه‏های سفال،کاشی و سرامیک از جانب‏ صاحب‏نظران،پژوهندگان هنرهای ایرانی با هم‏ بوده است،به‏طوری که تفکیک هر یک از آنها به‏ آسانی امکان‏پذیر نیست و از طرفی علاوه بر ارتباط لغوی این سه واژه،از نظر شکل‏پذیری ظاهری و ساخت‏وساز این هنر نیز بنظر می‏رسد گزینش‏ این عنوان برای مقاله،معقول و منطقی باشد.

در یک کارگاه سفال،کاشی و سرامیک، گل مایهء زندگی است و رنگ و نقش،دستاوردی‏ برای حرمت به هنر.این حرمت را به پاس تلاش‏ هنرمندان گمنام سفالگر و کاشی‏کاری داریم که در گوشه و کنار این سرزمین-بی‏هیچ توقّع-در شکوفایی و ماندن این هنر سنّتی سهم والایی‏ دارند.این آفرینشگران ارجمند هنر،طرح‏ها و نقش‏های دلپذیرشان را بر روی سفال جان‏ می‏بخشند،می‏سازند و با زندگی پیوند می‏دهند. بی‏تردید سفال،کاشی و سرامیک یکی از ماندگارترین میراث فرهنگی کشورمان است.

بشر وقتی موفّق به کشف راز سفت شدن‏ خاک در اثر حرارت گردید،به ساختن اشیاء مختلف از سفال همّت گماشت.ظرف سفالی به‏ خاطر این به وجود آمد که نیازمندی‏های زندگی‏ را برآورده سازد.در روزهای نخستین نه به عنوان‏ یک اثر تزیینی بلکه به صورت یکی از بهترین‏ وسایل رفع احتیاج از سفال‏سازی استفاده شد و بتدریج طبع هنر دوست و هنر پرور بشری با توجّه‏ به پیشرفت دامنهء دانش و شناسایی موّاد اولیه‏ گوناگون سرامیک،سطح خارجی ظروف و لوازم‏ سفالی را تزیین نمود.نقشو نگار و لعاب و طرح‏های بدیع،تنها برای زیباتر کردن یک وسیله‏ زندگی بوده است و هرچند به هنگام ساخته شدن‏ به قصد یک اثر هنری ساخته نشده بود،امّا سرانجام این نیاز ساده مبدّل به یک شیی‏ء تحسین‏برانگیز هنری گردید و چنین شد که هنر از زندگی مایه گرفت و در آن ریشه تنومند بست.

سفالگری در جهان

این را باور داریم که در همهء جهان،انسان‏ ابتدایی،ظروف خود را از گل می‏ساخته است، ازاین‏رو،در بیشتر جاها،سفالگری کهنترین و رایجترین هنرها بوده است‏ ولی دربارهء تاریخ‏ پیدایش این هنر سنّتی اتفاق‏نظر نیست و حدود ۷ تا ۱۰ هزار سال پیش از این را زمان آغاز ساخت‏ اشیاء سفالی ذکر کرده‏اند.

«جی گلاک» می‏گوید:

«صنعت سفالگری را گویا نخست بار در حدود ده هزار سال پیش زنان اختراع کردند، از صنایعی که با افزودن مواد گوناگون‏ به یکدیگر پدید می‏آید و جنبهء سازنده دارد. سفالگری،پس از سبدبافی،کهن‏ترین است‏ زیرا قدیمی‏ترین سفالینه‏ای که تاکنون‏ شناخته شده است روی آن را از گل پوشانده‏ و پخته‏اند و شاید به تصادف،بیش از اندازه‏ نزدیک کوره گذاشته‏اند.بسیاری از انواع‏ کوزه‏ها و سفالینه‏های روزگاران نوسنگی و مس،نی‏ها یا ترکه‏هایی در خود دارند که‏ احتمالا بجای ریسمان بکار می‏رفته و نشانهء آن است که سفالگری اصلا از فن سبدبافی‏ پدید آمده است.»

«موریس دوما» معتقد است که:

«سفالگری در زمان‏های بسیار دور ایجاد شده‏ است.تاکنون مدرکی بدست نیامده است‏ که تعیین کند برای نخستین بار کی و کجا خاک رس را به قالب ریختند و آن را پختند. مع‏ذلک در پرتو اطلاعات کنونی به نظر می‏رسد که پیدایش سفالگری،قدیمی‏تر از ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد نبوده است.در برّ قدیم امکان دارد که این صنعت در دوره‏ نخست کشاورزی در خاور نزدیک آغاز گردیده باشد.»

«دوما»نتیجه‏ گیری می‏کند:

«اختراعات طی یک سلسله از اتفاقات پدید می‏آیند و تاریخ دقیق و پیدایش آنها را هرگز نمی‏توان یافت،زیرا هربار در یک محیط صنعتی مستّعد تحقّق می‏یابند.بنابراین بهتر است درپی یافتن محیطهای مساعد اختراع‏ باشیم تا این‏که بدون در دست داشتن‏ هیچ‏گونه مدرکی صرفا بر پایهء تخیّل،تاریخی‏ برای آنها قائل شویم.سفالگری هنگامی آغاز شد که می‏توانست بوجود آید؛یعنی در دورهء نخست کشاورزی یا کشاورزی اوّلیه که‏ اقامت کم‏وبیش وجود داشت از گل، ظرف‏هایی می‏ساختند و غلات را انبار می‏کردند.چنین محیطی در هزاره‏های هفتم‏ تا پنجم در خاور نزدیک وجود داشت و در برّ جدید در دوره‏ای کمی اخیرتر در منطقهء بین‏ کالیفرنیا تا پرونیز شرایط بسیار مشابهی وجود داشته است.»

در یک بررسی کلّی می‏توان گفت:هرگاه‏ عصر«پارینه سنگی اخیر»را که مشخصهء عمدهء آن،پدیداری هنر است پشت سر بگذاریم و به‏ حدود پانزده هزار سال پیش که عصر «میانه سنگی»است و فصل تصویرنگاری تلقی‏ می‏شود،رها سازیم،در عصر نو سنگی که حدود هفت هزار سال پیش از میلاد آغاز گردید،ردّ پایی از هنر سنّتی سفالگری را خواهیم یافت.در این عصر دگرگونی‏های اساسی در جهات زندگی‏ و فرهنگ مردم و اندوخته‏های دانش بشری روی‏ داد که از آن جمله پیدایش هنر نسّاجی و اختراع‏ ظروف سفالین بود.ظروف سفالین در این عصر سودمندی‏های گوناگونی داشت و گام بزرگی بود که این عصر را از روزگاران پیشین ممتاز جلوه‏گر سازد.انسانهای این دوره،ظروف سفالینی‏ می‏ساختند که به علّت عدم آشنایی آنان با پخت‏ و درجهء سفت شدن گل زود شکن و بی‏دوام‏ بودند؛امّا عملا برای ساکنین روستاها پیشرفت‏ محسوب می‏شد.از این سفالینه‏ها شبانان و کوچ‏نشینان به علّت زودشکنی و کم دوامی بهره‏ای نمی‏بردند و تمایلی به ساخت‏ آن‏ها نشان نمی‏دادند.بهر حال آنچه که از آن‏ دوره باقی‏مانده است مدارک و اسناد ارزنده‏ای‏ از تمدّن و فرهنگ جوامع بشری بشمار می‏آین.

«پی‏یر روسو» پیدایش سفالگری یا کوزه‏گری را مربوط به عهد حجر جدید که‏ درواقع ۱۹۰۰ قبل از میلاد است مرتبط می‏داند.در صد قرن یا ده هزار سال عهد مزبور ترقّی فنی چشمگیری حاصل شد. صیقل دادن سنگ،زراعت،گله‏داری، کوزه‏گری و ساخت انواع ظروف و فن‏ خانه‏سازی چیزهایی بود که در این عهد بوجود آمد.

«هربرت رید» تحلیلی دلپذیر از سفالگری‏ اوّلیه دارد:

«سفالگری ساده‏ترین و در عین حال‏ دشوارترین هنرهاست.ساده‏ترین،از آن‏ جهت که بدوی‏ترین هنرهاست و دشوارترین‏ از آن جهت که انتزاعی‏ترین هنرهاست.از لحاظ تاریخی،سفالگری در شمار قدیمیترین‏ هنرها قرار دارد.نخستین ظرفها را انسان از گل خامی می‏ساخت که از زمین در می‏آورد و آن را برابر خورشید و جریان باد خشک‏ می‏کرد.حتی در آن زمان هم،پیش از آن‏که‏ انسان صاحب خطّ و سواد شده باشد،پیش‏ از آن‏که ادبیات و دیانتی داشته باشد،این هنر را داشته است،و ظرف‏هایی که در آن‏ زمان ساخته شده‏اند،هنوز هم با قوّت بیان‏ خود،ما را تحت‏تأثیر قرار می‏دهند.وقتی که‏ آتش کشف شد و انسان آموخت که‏ ظرف‏های خود را سخت و بادوام بسازد،و وقتی چرخ اختراع شد و سفالگر توانست‏ وزن(ریتم)و حرکت فرارونده را به تصوّری‏ که از صورت داشت علاوه کند،آن وقت‏ همهء ضروریات سفالگری که انتزاعی‏ترین‏ هنرهاست فراهم شد.این هنر از آغاز سادهء خود یک تکامل طولانی را طی کرد تا آن‏که‏ در قرن پنجم پیش از میلاد به صورت هنر نمونهء حساس‏ترین و متفکّرترین قومی که جهان‏ بخود دیده است،درآمد…»

پس از بررسی ریشه‏های پیدایش هنر سفالگری،شناخت کانون‏های نشو و نمای این‏ هنر لازم می‏نماید:«جی گلاک»درّه مکزیک، مناطق سرخپوستان آمریکای شمالی،شمال‏ تایلند،بخش‏هایی از آفریقای شرقی و در ایران‏ بلوچستان،کردستان و گیلان و سرانجام ژاپن را مناطق اصلی ظهور سفالگری می‏داند.

«استاد غلام حسین مصاحب»علاوه بر آسیا، اروپا و آمریکا،به اسناد تاریخی و ادبی تمدّن‏ آشور به صورت لوحه‏های سفالینی که از خرابه‏های‏ نینوا بدست آمده اشاره دارد و از میان سفالینه‏های‏ قدیمی ظروف فنیقی،رودسی و اتروسک را نام‏ برده است.بدون تردید روم،چین و مصر نیز در گسترش هنر سفالگری مؤثّر بوده‏اند.

…مصریان در دورهء امپراتوری باستانی از ظروف سفالین در مقیاس وسیعی استفاده‏ می‏کردند،آثار باقیمانده از سفالهای شکسته در اماکن تاریخی مصر،نشانگر و مبیّن این‏ ادّعاست.باوجود این‏که موّاد خام این هنر سنّتی‏ در مصر وجود داشته،مع‏ذلک مرغوبیت آثار برجای مانده به پای آثار یونانی نمی‏رسد. سفالهای معمولی مصر قدیم،زرد،قرمز و تیره و با مقداری ناخالصی‏ها مخلوط است.این سفالینه‏ها خوب پخته نشده و بندرت لعاب داده شده‏ است‏.

در یونان باستان،فن سفال‏سازی به منتهای‏ درجهء کمال خود رسید و از حیث نقش،خمیر مایه‏ و لعاب به حدّ ممتاز نایل آمد،ولی به‏طور کلّی‏ این امر تداول چندانی نیافت و ساخت‏وساز ظروف منقّش در آن سرزمین تا قرن اوّل قبل از میلاد بیشتر ادامه پیدا نکرد،زیرا جزیرهء کرت و سواحل‏ دریای مدیترانه در ضمن دادوستدهایی که با بین‏النّهرین به‏ویژه با ایران داشتند به خرید سفالینه‏های ساخت ایران که از راه آسیای صغیر به دست می‏آمده است تمایل بیشتر نشان دادند، چندان که اندیشه و هنر غنی سرزمین کهنسال‏ ایران را می‏توان بر روی کوزه‏هایی که به سبک‏ هندسی در آتن تهیّه می‏شده،باز شناخت‏.

طرز ساخت کوزه‏ها و گلدان‏های یونانی‏ تفاوت چندانی با دوره‏های بعد نداشت،الاّ این‏ که تصاویری از سبک‏های ایرانی را در آنها می‏توان مشاهده کرد.تصاویری در دست است‏ که شاگرد کوزه‏گر به ساخت ظروف مورد نیاز مجسمه قوچ سفالی قرمز  اشتغال دارد.

قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد مصادف با درخشانترین دوران تمدّن یونان در زمان زمامداری‏ پریکلیس بود.در این عهد،اجرای سبک‏های‏ مختلف با نقوش قرمز رنگ آغاز شد و پرده‏های‏ نقاشی بر روی سفالینه‏ها نمودار گردید.از نیمهء قرن پنجم پیش از میلاد مسیح توجه خاصی نسبت‏ به بیان حالات درونی اشخاص و نمایش آداب و رسوم معطوف شد.

«دوما»می‏نویسد:

«در آغاز سدهء سوم پیش از میلاد بود که‏ چرخهای پایی رواج یافت.در شکل کوره نیز تحوّل جزیی ایجاد شد.تابلوهای متعدد کورنیتی و آثاری که در اثر حفریات در ناحیهء آگورا در آتن(سده‏های هفتم و هشتم)و در ناحیهء مگارا هیبلائه‏ در سیسیل(سده‏ ششم)بدست آمد،این ادّعا را تأیید می‏کنند. اینها کوره‏های استوانه‏ای دو طبقه‏ای بودند که در طبقهء بالا که سقف گنبدی داشت، گل را می‏پختند و طبقهء پایین که اجاق کوره‏ بود از یک طرف دهانهء پیش‏آمده‏ای داشت و سقفی ضربی آن را از طبقهء بالا جدا می‏ساخت.گاهی یک میل مرکزی،سقف‏ وسط را نگاه می‏داشت.این کوره دارای‏ هیچ بادگیری نبود و قطر آن بین ۱ تا ۵/۱ متر بود و تنها در شروع سدهء پنجم پیش از میلاد بود که کوره‏های بسیار بلند(۵/۴ متری محلهء کرامیکوس آتن)،که گاهی مستطیل بودند، رواج یافتند.در دورهء هلنیستی شاهد پیدایش‏ کوره‏های تکامل یافته‏ای هستیم که دارای‏ لوله‏هایی برای ورود هوای گرم به کوره‏ می‏باشند که طلیعه مدل‏های کورهء رومی‏ هستند.از این نوع کوره‏های متعلق به‏دورهء پونیک‏(260-146)در کارتاژ کشف‏ شده‏اند.»

خلاصه این‏که در زمان اوج اعتبار کارگاههای سفال‏سازی یونان،ظروف زینتی در ایران از سیم و زر و یا سنگ مرمر ساخته می‏شد و توجهی به پیشرفت این هنر نمی‏شد.دوران‏ درخشش واقعی ظروف سفالین ایران قریب‏ یکهزار سال بعد از این دوران طلایی یونان آغاز آبخوری سفالی خاکستری مایل به سیاه-دورهء اشکانی-مشگین‏شهر.«موزهء ملی ایران».

شد و پیشرفت‏های ارزشمندی نصیب سفالگران و کاشیکاران ایران گردید.تکمیل فن سفال‏سازی‏ ایران به قدری با پیشرفت توأم بود که بعدها نیز سفالگران یونانی به گردپای صنعتگران هنرمند ایرانی نرسیدند.

ارزش هنری صنایع سفالین یونان تا حدّی‏ مدیون لعاب سیاه و برّاق آنهاست که به غلط (لعاب آتیک)نامیده می‏شود.این لعاب دستاورد تکنیکی اعجاب‏آور بوده و در سده‏های پنجم و چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسیده است. قالبگیری و تکثیر سفالینه‏ها که دو روش مهمّ در سفالگری است از همین زمان آغاز شد وقرنها دوام داشت‏.

* در روم،یک قرن قبل از میلاد تا چهار قرن‏ بعد از میلاد سفالگری رونق داشت‏.تکامل‏ تمدن روم،کمک چندانی به رشد سفالگری‏ نکرد.سفال‏هایی که از روم بدست آمده،فاقد ارزش هنری است و بیشتر به مصرف روزمره‏ می‏رسیده است.بررسی انواع چرخهای‏ کوزه‏گری،قالب‏های برجسته،مهرها،تراش‏ها، نقاشی‏ها و اندود سفال‏ها،نشانی از پیشرفت هنر سفالگری طی قرنهای یاد شده ندارد.در روم‏ ظروف معمولی سفال با قالب‏هایی ساخته می‏شد که از داخل تراش می‏خورد و سپس منقّش‏ می‏شد.کارگاه‏های ارتسو نمونه‏ای از سفال‏سازان اوایل سدهء نخست میلادی بودند که‏ چیزی به هنر سفال‏سازی نیفزودند.آسان پسندی،  ساده پنداری،تکرار طرح‏ها و نقوش لطمات‏ بسیاری به سفالگری روم وارد ساخت و حتّی‏ ساخت لعاب قرمز نیمه شفاف و تلاش صنعتگران‏ معدود گراوفسنک‏ لزو در جهت اعتلای این‏ هنر سنّتی کاری از پیش نبرد.هنر سفال‏سازی‏ روم تقلیدی از سفالگری عهد پیشین یونان بود.

در سدهء پنجم میلادی سفالین‏های خاکستری‏ و قرمز که«ویزیگوتی» نام داشت و دنبالهء سفال‏سازی تمدن گل بود رونق یافت و حرکتی‏ در سفال‏سازی روم پدید آورد.

کوره‏های دو طبقه سفال‏پزی روم دارای سه‏ قسمت بود:طبقهء زیرین اختصاص به اجاق کوره‏ داشت و آتشدانی در جنب آن واقع شده بود. تیغه‏ای این طبقه را به دو بخش مجزا تقسیم‏ می‏کرد،اتاق پخت روی آتشدان ساخته می‏شد. در سقف اتاق پخت نیز دریچه‏ای بود که وظیفه‏ مکش هوای کوره را عهده‏دار بود.در نزدیکی شهر کاذیت‏ نمونهء سالمی از این کوره باقی‏مانده است.گفته شده است در هر کوره به‏طور متوسط ۰۰۰,۳۰ قطعه سفالی در هر نوبت پخته‏ می‏شد.

سفالگری و چینی‏سازی یکی از هنرهای‏ زیبای کشور باستانی چین بشمار می‏آید. سفالگران چینی با ظرافت بی‏نظیری لوازم‏ غذاخوری و چای‏نوشی را از سفال می‏ساختند.

«مرتضی راوندی»می‏نویسد:

«سفالگران چینی پس از آن‏که گل پخته را به اشکال مختلف در آوردند با پاره‏ای موّاد معدنی می‏آمیختند و در معرض آتش قرار می‏دادند تا ذوب شود و به چینی شفافی‏ تبدیل گردد.عده‏ای از محقّقین،قدمت‏ سفالگری چین را به عصر سنگ یعنی سه‏ هزار سال قبل از میلاد می‏رسانند.»

چینی‏ها،در سفالگری کشورهای مختلف‏ آسیایی تأثیرات فراوانی گذارده‏اند.از جمله‏ کشورهایی که از این تأثیرگذاری برکنار نمانده‏اند می‏توان کشورهای ژاپن و کره را نام برد.از زمان‏ پادشاهی سلسلهء«هان»(206 قبل از میلاد تا ۲۲۰ میلادی)این تأثیر و الهام‏پذیری ادامه داشته‏ است.در میان کشورهای سنتی چین،تأثیر سفالگری بیش از سایر هنرها بوده است‏.

از پیدایش دوران نوسنگی سفالگران چینی، سفالینه‏های رنگینی با نام«تسای تائو» می‏ساختند که در نوع خود از سایر مراکز خاور دور و آسیای جنوبی و اروپا پیشرفته‏تر بود.بعدها آثار سفالی سیاه رنگی که ضخامت آن‏ها از پوست تخم‏مرغ نازکتر و جلا و درخشش خاصی‏ داشتند توسط صنعتگران چینی ساخته شد. استادان و سفالگران چینی در قالبگیری و پخت‏ این سفالها کوشیدند با کائولن رنگ سبزی‏ معروف به«سلادن»را تولید نمایند و پیکرهای‏ حیوانات و مجسمه‏های خود تزیین نمایند. نمونه‏ای از مجسمه‏ها و پیکره‏های سفالین ایرانی‏ همین دوره در اکناف و اطراف آسیای دور و در خاک ایران یافت شده است.

در دوران سلطنت«هان»سفالهای بی‏لعاب فقط با نقش قالبگیری شده و به تقلید از ایران، لعابزنی آثار سفالی،با رنگ‏های سبز و قهوه‏ای‏ متداول گردیده است.البتّه در این موردنظر قطعی‏ نمی‏توان ابزار داشت،زیرا امکان دارد لعابزنی را از اقوام سلوکیه یاد گرفته باشند.

بی‏تردید وجود جادهء ابریشم در انتقال فوت و فن سفالگری ایران به چین و بالعکس بی‏تأثیر نبوده است.استاد«مهدی بهرامی»معتقد است:

«…در ایران مدتها پیش از قرن سوم حتی از زمان کاسیت‏ها حدود ۱۲۵۰ قبل از میلاد استعمال لعاب روی ظروف سفالین‏ معمول بوده و پیکرهای سفالین شوش را با لعاب شفاف ضخیم سفید رنگ آرایش‏ می‏داده‏اند.پس احتمال قوی می‏رود که‏ ساخت لعاب از طرف ایران به کشور چین‏ سرایت کرده باشد.»

موریس دوما نظریهء دیگری ابراز می‏کند و چنین‏ به نظر می‏رسد وضع لعاب‏سازی در چین قدیم‏ پیشرفته‏تر بوده است؛لعابی که به کار می‏رفت از سیلیس بود که با ماده‏ای دیرگداز ترکیب می‏شده‏ و ماده‏ای شفاف بدست می‏داده است.این لعاب‏ در اثر حرارت جزو شیی‏ء نمی‏شد و با لعابی که‏ از فلد سپات بسیار نرم ساخته می‏شد،تفاوت‏ آشکاری داشت.این امر،یک اکتشاف بزرگ در امر سفالگری جهان محسوب می‏شود.سفالگران‏ چینی دارای کوره‏های پخت سفال با دمای‏ 1300 درجهء سانتی‏گراد بودند که این دما از دمای‏ کوره‏های اروپائی که بین ۹۰۰-۸۰۰ درجهء سانتی‏گراد حرارت داشتند،بیشتر بوده است.در دوران سلسله‏های ششگانهء چینی،سفالهایی با لعاب سبز سنگ یشم(ژاد)تهیّه و بر جای مانده‏ است.

در دوران(تانگ)سفالگری،به سوی‏ چینی‏سازی گرایش ساخت و کارخانه‏هایی در شهر کینگ ته‏چن‏ جهت تولید چینی احداث‏ شد.در دوران(سونگ)سفالگری و چینی‏سازی‏ در کشور چین از تنوع بیشتر برخوردار شد. سفالگران چینی بعد از لعاب دادن ظرف،بر روی لعاب نقاشی می‏کردند و دوباره به کوره‏ می‏فرستادند.شاید هنر میناسازی امروز از همان‏ زمان آغاز شده باشد.این شیوه بعد از اسلام در ایران و اروپا رایج گردیده است.

در دوران(مینگ‏ها)سرامیک‏سازی به سوی‏ میناکاری روی سفال کشیده شد و تجارب‏ ارزشمندی از نحوهء لعاب‏سازی،ساخت‏ کوره‏های فرعی‏ سفال‏های دو پخته‏ بدست‏ آمد.امپراتور هونگ‏وو دستور داد مصالح‏ ساختمانی«برج چینی»معروف در نانکن را که‏ 19 متر ارتفاع داشت با آجرهای لعابی بسازند که‏ این امر خود یکی از عوامل ترقی و گسترش‏ سفالگری در دوران(مینگ)بوده است.سفالهای‏ این دوره را به رنگهای سبز،قرمز،شنگرفی، قهوه‏ای،زرد و آبی تیره می‏توان در موزه‏های چین‏ و سراسر جهان مشاهده کرد.گوناگونی رنگهای‏ لعاب،بستگی به درصد ترکیبی اکسیدهای آهن‏ و مس داشته است‏.

رنگ اخرائی از خاکی رنگین،آبی از آهکی‏ لاجوردی،سبز زمرّدین از پروتوکسید مس،رنگ‏ شنگرفی از سولفور جیوه و رنگ سرخ از اکسید سرب تهیه می‏شد و از سفید آب شیخ و یا صدف‏ آهکی برای سفید کردن سود می‏بردند.

مناسبات ایران با چین در زمینهء داد و ستدهای مربوط به سفال و چینی متجاوز از هیجده قرن به طول انجامیده،البته ایران در چینی‏سازی هرگز به پای کشور چین نرسیده‏ است.

سفالگری در قارّهء آمریکا بعد از مرحلهء کشاورزی یعنی مرحلهء اولیه یا باستانی‏ (3000-1500 قبل از میلاد)همزمان با آموزش‏ فن باغداری،سبدبافی و بافندگی آغاز شده‏ است.آمریکائیان از مراحل مختلف پیشرفت‏های‏ جهان عقب مانده بودند و ناچار بودند برای بقای‏  قمقمهء سفالی با لعاب خاکستری-دوره اشکانی-شوش.«موزهء ملی ایران».

جامعه خود راه‏حلّ‏هایی را بیابند.سه تمدن بزرگ‏ از تک‏،اینکا،مایا جریان‏های پیشرفته و متمدّنی بودند که بعدها تمدّن و پیشرفت‏های‏ صنعتی جهان را بارور ساختند.به علّت‏ دور افتادگی قارّهء امریکا،سفالگری در این‏ سرزمین از نفوذهای مختلف بر کنار ماند و به زندگی خود همواره به تنهایی قرنها ادامه داد.

سفالگری چون معماری،بافندگی،فلزگری‏ و کشاورزی در هر ناحیه‏ای به‏طور جداگانه‏ اختراع و رایج شد.اختراع هنر سفالگری در مکزیک به‏حدود ۲۲۰۰ قبل از میلاد می‏رسد. گسترش آن در آمریکای مرکزی سریع بود و در (آند)مرکزی نیز وضع،کم‏وبیش بهمین منوال‏ بود.در سال ۱۲۰۰ قبل از میلاد سفالگری در ساحل شمالی پرو که منطقه شاوین‏ نامیده‏ می‏شد،بوجود آمد.بعدها در جنوب غربی و جنوب شرقی نیز ساخت‏وساز سفالگری رایج شد و شکل‏های ورزیدن گل،یافت گل،قالبگیری، تزئین،پخت،ساخت کوره و ابزار و مصالح کار و…پیشرفت محسوسی نمود.

* پیش از ورود به بررسی سفالگری در ایران، لازم است دربارهء سفالگری بیزانس نیز صحبتی به‏ میان آید.از سدهء ششم میلادی شیشه‏های‏ کوچک دارو،عطردانها،حباب‏های چراغ‏های‏ روغنی،شیشه‏های جام ظروف سرامیکی شامل‏ جام،فنجان،بشقاب و کوزه بدست آمده که‏ اینک در شهر راونا واقع در مرکز ایالت راونای ایتالیا نگهداری می‏شود.این آثار باقی‏مانده‏ تمدّن بیزانس را نشان می‏دهند.مردم این سرزمین‏ سفالگری را می‏دانستند و حتّی از قرن دوازدهم‏ میلادی ظروفی سرامیکی را با گل سرخ و سفید می‏ساختند و لعاب می‏زدند.در همین دوران‏ ساخت ظروف معروف به اسگر افیتو که‏ نقش‏اندازی و برداشت رویهء گل به شکل دلخواه‏ پیش از لعاب‏زنی عملی می‏شد،رایج گردیده‏ است.

همزمان با تمدّن بیزانس،اسلام نیز به فن‏ سفالگری و کاشی‏سازی جان دوباره‏ای بخشید که در مبحث بعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

سفالگری و کاشی‏کاری در ایران

سفالگری در ایران از مهمترین شعب هنرهای‏ سنّتی ایران بوده که از بدو آغاز تمدّن تا به امروز ادامه پیدا کرده است و در طی این زمان بس‏ دراز،تغییرات گوناگونی بخود دیده و چون طی‏ تاریخ شریک و دوست روزهای شادی و بدبختی،خوشی و تنگدستگی مردم این سرزمین‏ بوده،لذا این هنر سنتی را چون آئینه‏ای می‏یابیم‏ که اندیشه و تخیّلات و خاطرات ایّام مختلف را با نقش و نگارها،رنگ و لعاب‏ها همواره منعکس‏ کرده است.هنری که می‏تواند با زندگی مردم‏ یک سرزمین الفت دیرینه‏ای ایجاد نماید،برای‏ همیشه پایدار خواهد ماند.

در کاوش‏های باستانی،ضمن‏ خاکبرداریهائی که انجام می‏شود، باستان‏شناسان به اشیائی که با زندگی مردم‏ الفت دارد،یعنی قطعات ظروف سفالین‏ برمی‏خورند.لذا برای بررسی تاریخ تمدّن‏ کشورمان،یافته‏های سفالی از دل خاک،به‏ عنوان سند و مدرک معتبر تاریخی،همیشه مورد توجّه بوده است.در یک نگاه گذرا به تاریخ‏ می‏بینیم سفالگری ایران ارزش و منزلتی بی‏نظیر در سراسر جهان دارد و از لحاظ پیشرفت،ابتکار و تزئینات فقط با دو کشور یونان و چین قابل مقایسه‏ است.

سفالگری ایران در دوران‏های کهن

سفالگری از مهمترین و قدیمی‏ترین دست‏ ساخته‏های بشری است.آثار سفالی برخلاف‏ آثار یافته شده،فلزگری،چوبین و…در زیر خاک فاسد نمی‏شود،و به علّت همین حالت‏ استثنایی،به اطّلاعات گویائی دربارهء آن‏ می‏توان پی برد.در اثر کاوش‏ها و پژوهش‏های‏ باستان‏شناسی این امر مسلّم شده است که در گذشته‏های بسیار دور چهار منطقه سفالگری در ایران وجود داشته است.آقای محمد یوسف‏ کیانی می‏نویسد:

«این مناطق عبارتند از:

۱-منطقهء غرب کوههای زاگرس نزدیک‏ کرمانشاهان‏47

2-کرانه‏های جنوبی دریای خزر

۳-شمال غرب آذربایجان

۴-جنوب شرق ایران

کاوش‏های جدید در حاشیهء کویر و نواحی‏ مرکزی ایران نیز نشان داد که در این ناحیه نیز مراکز ساخت سفال وجود داشته که قدمت برخی‏ از آثار آن به هزارهء هشتم قبل از میلاد می‏رسد.»

دربارهء آغاز هنر سفالگری در ایران نیز اقوال‏ گوناگونی ارائه شده و هرکسی با توجه به‏ بضاعت مطالعات خود نقل قولهای مختلفی را ارائه داده است.این قدمت از هزارهء هشتم تا هزارهء پنجم قبل از میلاد-بدون هیچگونه‏ اتّفاق نظر-پیش‏بینی گردیده ولی به نظر می‏رسد که قول آقای کیانی مستندتر و قابل قبولتر باشد چرا که این محقّق،اشیاء سفالی بدست آمده از «گنج درّه»واقع در منطقه غرب باختران و سفال‏های غاری در جنوب مازندران در حوالی‏ بهشهر را که بترتیب در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۹ از دل خاک بیرون آمده است،تشریح کرده‏ است‏.

به غیر از کاوش‏های ده کیلومتری غرب‏ هرسین که به سرپرستی فیلیپ اسمیت استاد دانشگاه اونتاریوی کانادا در منطقه گنج درّه‏ بعمل آمده و نیز کشفیات کارلتون کون‏50در غار کمربندی جنوب مازندران انجام گرفته در مرحله‏ دوّم سفالگری ایران از چشمه علی تهران،زاغه‏ای‏ در دشت قزوین و تپه سیلک کاشان سفالینه‏های‏ تاریخی بدست آمده است(هزارهء هفتم و هشتم‏ قبل از میلاد).

از دورهء بعد از آن و پیش از استفاده از چرخ‏ سفالگری نیز سفالینه‏های با نقوش حیوانات، نقوش سمبلیک،نقوش گیاهان و نقوش هندسی‏ کشف شده است و در هزارهء چهارم قبل از میلاد، سفالگری ایران با اختراع چرخ سفالگری روبرو شده است.چرخ در نظم و شکل بخشیدن به‏ ظروف سفالی تحوّل عظیمی را ایجاد کرد و ساخت آنها تنوّع و تزیین بیشتری یافت.تپه‏ای از دشت قزوین،حصار دامغان،سیلک کاشان، حوزه‏هایی از سفالگری و میراث فرهنگی باستان‏ را ارائه داده‏اند.در حواشی شمالی،مرکزی و غربی کویر نیز سفالینه‏هایی مربوط به هزارهء چهارم قبل از میلاد یافت شده که تاریخ مستندی‏ از ارتباطات اجتماعی و اقتصادی سرزمینمان را بازمی‏گویند.

از هزارهء دوّم نیز سبوها،کوزه‏ها،ظروف، ظرف سفالی رنگی-تپه حصار دامغان-ما قبل تاریخ.

مجسمه با رنگ‏های قرمز،خاکستری،نخودی، آجری،سیاه کمرنگ با نقوش حیوانات، هندسی،کشف شده است.در منطقهء گیلان‏ (مارلیک،کلور زواملش)دو نوع سفالینه که‏ دسته‏ای از آنها برای زندگی روزمره و دسته‏ای‏ دیگر با مردگان دفن می‏شده،برجای مانده‏ است.گروه دوّم سفالینه‏های این دوره‏ مجسمه‏های شبیه انسان و حیوانات بوده که کمابیش ساخت آنها تا هزارهء اول قبل از میلاد ادامه داشته است.

به غیر از گیلان،روستای کلپورگان واقع در ۳۵ کیلومتر جنوب سراوان در استان سیستان و بلوچستان از مناطقی است که اخیرا به بررسی‏ سفالینه‏های این منطقه اقدام شده است.عمر سفالگری کلپورگان به سه هزار سال قبل از میلاد می‏رسد و شاید از مناطق عمدهء کشور باشد که با همان شیوه‏های سنّتی قدیمی نقش‏پردازی و ساخت سفالینه‏ها،اینک در آنجا انجام می‏شود.

در این ناحیه مردان روستا،گل را با الاغ از معدن می‏آورند و ورز می‏دهند و با سوخت‏های‏ معمولی،سفالینه‏ها را می‏پزند و در بازارهای‏ هفتگی انواع کاسه‏های ساده،کوزه‏های‏ خوشرنگ و قدح‏های آب و ظروف تنقّلات خود را عرضه می‏کنند.سفالگران گیلان و سیستان و بلوچستان،همدان بخصوص لالجین،شهرضا و…عقیدهء پژوهندگان سفالگری ما قبل تاریخ‏ ایران را با سفالگری امروز ایران پیوند می‏دهند.

سفالگری در دوران مادها

از سفالگری دوران مادها اطلاعات کافی در دست نداریم.دیا کونوف برای تاریخ دولت ماد دو دورهء متفاوت قایل است:یکی قبل از پادشاهی بزرگ ماد و دیگری بعد از آن.او در قسمت تشریح پیشه‏ها ضمن تعریف از هنرهایی‏ بر مفرغ و آهن،از سنگتراشی و صنعت‏ سفالینه‏سازی نام می‏برد و از سفالین منقّش قبر Bتپه سیلک یاد می‏کند.

بهرحال به عقیدهء دیا کونوف در هزارهء دوم‏ پیش از میلاد پیشرفت‏های مهمی در تولیدات و زندگی اجتماعی مردم سرزمین ماد و نواحی‏ مجاور آن یعنی قفقاز و ایران صورت گرفته بود و…چرخ کوزه‏گری در همه‏جا به کار افتاده بود و در شکل ظروف و تزئینات آن و در دیگر مظاهر فرهنگ مادی تغییرات نسبتا مهمّی روی داده‏ بود.

م.ی«کیانی»می‏نویسد:

«کاوش‏های اخیر باستان‏شناسی در مناطق‏ باستانی مهمّ مانند نوشی‏جان نزدیک ملایر، بیستون و گیلان نمونه‏های مختلفی از ظروف‏ سفالین این دوره بدست داده است.همچنین‏ کاوشهای اخیر مرکز باستان‏شناسی در محوطه‏ زیدیه کردستان نشان داده است که‏ سفالگران این منطقه از کشور،در زمان مادها در توسعه و رواج لعاب برای پوشش ظروف‏ سفالین پیشگام بوده‏اند:اگرچه استعمال‏ لعاب در پوشش آجر در معبد چغازنبیل در قرن ۱۳ قبل از میلاد به کار برده شده‏ است.».

سفالگری در عهد هخامنشیان

در قرن ششم پیش از میلاد مسیح پارس‏ها روی کارآمدند.هخامنشیان دگرگونی فراوانی در هنر سفالگری پدید آوردند،از جمله ساخت ظروف‏ ساغرین(ریتون)و ظروفی با اشکال گوناگون از همین دوران رایج شد.شباهت‏های ناگزیری بین‏ نقش‏های آثار قلمزنی هخامنشی و سفالگری‏ بر جای مانده،استفاده از خطوط که روی سفال‏ می‏کندند(خطوط منقور)در بخشی از ظروف‏ سفالین عهد هخامنشیان به چشم می‏خورد. استفاده از لعاب برای پوشش و تزیین کاخ‏ها و دیواره‏های عمارات شاهی و آجرهائی با نقش‏ حیوانات و انسان از همین دوران متداول شده‏ است.در پژوهشها و حفاریهای شوش،به‏ نمونه‏های دلپذیری از آجرهای لعاب‏دار و منقوش‏ هخامنشی برخورد می‏کنیم.

علی رضا حکمت دربارهء آموزش سفالگری در عهد هخامنشی می‏نویسد:

«در زمان هخامنشیان صنعت سفال‏سازی سیر تکاملی خود را ادامه داد و آموزش‏های‏ حرفه‏ای مربوط به آن بیش از پیش رواج‏ یافت.در این زمان ایران از لحاظ دانش و فرهنگ در اوج اعتلا به سر می‏برد. سفالسازان نیز برای عقب نماندن از این قافلهء تمدّن مجبور بودند خود را به سلاح دانش‏ حرفه‏ای مجهز سازند.روی همین اصل در این صنعت گرایشی به ساختن اشیاء سفالی‏ و تجمّلی پیدا شد که گویای مهارت تعلیمات‏ پیشرفتهء آن دوره بوده است.تحوّل دیگری که‏ باعث غنی‏تر شدن دانش سفال‏سازی‏ گردید،استعمال لعاب روی آجرها و کاشی‏ها می‏باشد.چنین تحوّلی حرفهء سفال‏سازی را به مراتب پیچیده‏تر کرد؛چه‏ اصول تهیّه لعاب و استعمال آن بر روی سفال‏ نوآوری مفید ولی پر زحمتی بود و تنها کسی به‏ خوبی از عهدهء آن بر می‏آمد که دورهء آموزشی‏ عملی آن‏را گذرانده باشد.یکی از عواملی‏ که بتدریج باعث رکود صنعت سفال‏سازی‏ شد و به عنوان رقیبی در صحنهء حیات‏ اقتصادی آن ظهور کرد،صنعت فلزکاری‏ بود.با مطالعه در سیر تاریخ تمدّن جوامع‏ می‏بینیم که از زمان پیدایش فلز،به مرور به‏ انواع اشیاء فلزی افزوده شده و از تعداد اشیاء سفالی کاسته شده است.»

گیرشمن بهر حال از واقعیت تلخی پیرامون‏ سفالگری و عدم پیشرفت آن سخن می‏گوید: «هنر هخامنشی مقیّد و محبوس دربار بود و نمی‏توانست از آزادی تعبیر برخوردار باشد، بنابراین هرگاه به اثر برجسته‏ای از سفال و آجرهای لعاب‏دار در عهد هخامنشیان برخورد می‏کنیم دربار و کاخهای شاهی می‏باشد.در تالار پذیرائی شوش که سقف آن را با تیرهایی‏ از چوب سدر پوشانیده بودند،آجرهای‏ لعاب‏داری برای تزیین کاخ‏ها به کار رفته که‏ بر روی آنها سربازان جاویدان نقش بسته‏ است‏.آجرهای لعاب‏دار هخامنشی‏ احتمالا به‏وسیلهء صنعتگران سایر کشورها از جمله مصری به ایران آورده شده بود و یا حدّاقل در ایران ساخته شده بود.»

هترین نمونه‏های این آجرهای لعاب‏دار متعلق به کاخ اردشیر در شوش است که ۸۰/۱ متر ارتفاع دارد.این آجرها که یک گارد شاهی‏ را به صورت یک نقش برجسته نشان می‏دهد، متاسفانه از گذشته به یغما رفته و اینک در موزه‏ لوور پاریس نگهداری می‏شود.نقوش برجسته‏ آجرهای لعاب‏دار شوش موضوعهای مختلفی را بیان می‏کنند.علاوه بر سربازان،نقش گاوهای‏ بالدار،شیرها،اژدها اسفینکس‏هایی که به‏طور محوری قرار گرفته‏اند،دربر دارند…رنگهای‏ عمدهء این آجرها به رنگ‏های سبز،زرد،سفید، آبی و سیاه می‏باشد.

سفالگری در عهد اشکانیان‏

هنر اشکانیان در دو مقطع بزرگ تاریخی‏ قابل بررسی است:هنر باستانی پارتیان،و دیگری‏ هنری که از دورهء مهرداد دوّم آغاز گردید و تأمین کنندهء ارتیاط هنری هخامنشی و ساسانی‏ است.اوّلین سندی که از هنر پارتها بدست آمده‏ مربوط به پایتخت آنان در شهر«نیسا»و یا «نسا»است که در کنارهء صحرای قره‏قوم واقع‏ شده بود.در قصر سلطنتی یا دژ سلطنتی اشیائی از سرامیک بدست آمده که ارتباط بسیار نزدیکی با آثار یونانی دارد…تکنیک سفالکاری و کوزه‏گری در دورهء پارتها توسعه یافت و آثار بسیاری از این هنر بدست آمده است.از سرامیک‏ اشکانی جام‏هایی به یادگار مانده است که‏ تزئینات میناکاری داشته‏اند.

«کریستی ویلسن»همچنین نوشته است: «در عهد اشکانیان،ایرانیان رابطهء صنعتی با امپراطوری روم داشتند.سبک منسوجات‏ ایرانیان در تمام ممالک شرقی«مدیترانه» مورد توّجه و تقلید بود.سبک ساختمان‏ ظروف سفالین مغرب ایران(که گبری نامیده‏ می‏شد)در«بیزانتوم»و پس از آن در خود ایتالیا مورد توجه قرار گرفت و تقلید شد.»

در کاوش‏های معبد آناهیتا واقع در کنگاور سفالهای خشن رنگین،کوزه‏ها،پیاله‏ها، پیه‏سوزها و محصولاتی لعاب‏زده با رنگ‏ فیروزه‏ای و سبز بدست آمده است.آقای‏ سیف اللّه کام بخش فرد در بازشناسایی سفالگری‏ عهد اشکانیان کمک فراوانی به تاریخ‏ باستان‏شناسی کرده است‏.کتاب سفال‏سازی‏ «دبوآز»بهر حال یکی از معتبرترین مآخذ بررسی‏ هنر سفالگری در این عهد می‏باشد.

در زمان سلوکیان به علت عدم ثبات امنیت‏ سرزمین‏ها،صنعت سفالگری دچار انحطاط گردیده بود و پیش از کشفیات اخیر باستان‏شناسی سفالگری دورهء اشکانیان را نیز در دورهء افول هنر ایران قرار می‏دادند.ولی‏ کشفیات باستان‏شناسان ایرانی خلاف این امر را به اثبات رساند.کیانی می‏نویسد:

«تا مدتی قبل،اطلاعات ما از هنرهای‏ مختلف دورهء اشکانی ناچیز بوده و هنگامی‏ که پوپ و گروه همکاران وی مشغول تدوین‏ کتاب«بررسی هنر ایران»بودند،هنوز شهرهای مهم اشکانی ناشناخته مانده و بررسی نشده بود.درواقع سه دهه گذشته بود که چند شهر مهم اشکانی مانند نسا و دوراورپوس که به‏ترتیب در شوروی و سوریه واقع شده‏اند،مورد کاوش و تحقیق قرار گرفته و در سالهای اخیر نیز بررسی و کاوش‏ در مناطق دیگر دورهء کاشانی مانند کنگاور، شهر قومس،گیلان و سیستان و بلوچستان و چند شهر و قلعه در منطقهء گرگان آغاز گردیده‏ است…کاوش و بررسی در شهرهای یاد شده اطلاعاتی از هنرهای مختلف از جمله‏ صنعت سفال‏سازی را بدست داده‏ است.»

با توجه به سفالهای یافته شده دورهء کاشانی‏ می‏توان فهمید ظروف،کاسه‏ها،خمره‏ها و… سفالیمن این دوره به سفالهای بی‏لعاب و بالعاب‏ با رنگهای قرمز،خاکستری،نخودی،لعاب‏ قلیائی که برای سفال سفید ساخته می‏شد، متداول بوده است.ساخت تابوتهای سفالی‏ لعابدار برای تدفین مردگان رواج داشته است.

«نیازمند» می‏گوید در دورهء سلسلهء«هان» در چین(۲۰۶ قبل از میلاد-۲۲۰ م.)ظروفی‏ پیدا شده که لعاب سبز داشته و شباهت به‏ سفالینه‏های اشکانی دارند و فرض آن است که‏ این صنعت از ایران به چین رفته باشد.

توجیه استاد مهدی بهرامی با توجه به‏زمان‏ آغاز روابط تجاری ایران با چین در عهد سلسلهء «هان»و رونق جادهء ابریشم بعید به‏نظر نمی‏رسد؛بخصوص که از ۱۲۵۰ قبل از میلاد استعمال لعاب بر روی پیکره‏های شوش به‏صورت‏ ضخیم و پربار رایج بوده است‏.

بهرحال از آثار بدست آمده از شوش می‏توان‏ نتیجه گرفت:در عهد کاشانی هنر سفالگری خود را از قیود مختلف هنر هلنیسم یونانی رهانید و به‏ هنر خالص و سنتی ایران گرایش یافت و کم‏کم‏ از فرات تا چین و از سیبری تا هند و از فلاتهای‏ مرتفع مغولستان تا بسفور گسترده شد.

سفالگری در دوران ساسانیان‏

هرچند عهد ساسانیان،«عصر زرّین فهنگ‏ ایران»نامگذاری شده،معهذا در یک جمع‏بندی‏ کلّی می‏توان گفت حداقل،هنر سفالگری به‏ همان شیوه‏های دورهء اشکانیان به حیات خود ادامه داد.سفال عهد ساسانی عموما شامل‏ کاسه،کوزه،خمره،مجسمه،قمقمهء آب بود که‏ کوزه‏ها،خمره‏ها و کاسه‏ها از گل سرخ‏فام و به‏ صورت خشن ساخته می‏شد.ظرفهای این عهد دارای لبه‏های برگشته بوده و از ضخامت زیادی‏ برخوردارند و با نقوش کنده‏کاری شده،هندسی و گیاهی و گهگاه با خطوط پهلوی باستان تزیین‏ شده‏اند.نمونه‏های متعددی از ظروف سفالین‏ بی‏لعاب از بی‏شاپور،کنگاور،سیراف، تورنگ تپه،تخت سلیمان،غبیرا در کرمان،و دشت گرگان بدست آمده است.

ساخت سفالهای لعابدار از عهد کاشانی‏ آغاز شده بود،در عهد ساسانی نیز همچنان ادامه‏ یافت.لعابهای سبز فیروزه‏ای،آبی فیروزه‏ای در نقوش برجسته و نیز مجسمه‏ها و آدمک‏های گلین‏ و حیوانات این دوره به‏چشم می‏خورد و این‏ لعاب‏های آبی و سبز فیروزه‏ای بعدها در دوران‏ اسلامی،حیات تازه‏ای را آغاز کردند.

ساخت کوزه و گلدان‏های بی‏لعاب و ساده‏ در این دوره بیشتر متداول بوده.دسته‏های عمودی،هلالی و دهانه‏ای فراخ انواع سفالهائی‏ که که از نیشاپور و شوش بدست آمده،نمونه‏های‏ ارزنده از سفالهای بی‏لعاب شمرده می‏شوند.

استاد بهرامی سفالهای بی‏لعاب را به‏ سفالهای مخطط،سفالهای با نقش‏ قالب زده‏،سفال با نقش افزوده‏ تقسیم‏ بندی‏ کرده است.ساخت سفالهای مخطّط تا قرن‏ چهارم هجری ادامه داشته و نقوش آن را اشکال‏ هندسی،خطوط شکسته متوازی و یا نیم‏ هلال‏های بهم پیوسته و یا طرح ناقص حیوان و انسان تشکیل می‏داد.سفالهای قالب زده‏ ترنج‏های مروارید با گلبرگ‏های ساسانی و مرغ‏ را شامل می‏شوند و در سفالهای نقش افزوده، نقوش به‏طور جداگانه تهیّه و بر جدارهء سفال‏ افزوده شده‏اند.

ظروف لعابین سفال نیز به لعاب‏دار ساده، لعاب‏دار با نقش کنده‏کاری شده،لعاب‏دار رنگین و غیره تقسیم می‏شوند.

«محمود ماهر النقش»می‏نویسد:

«در دورهء ساسانیان دوباره هنر قدرت گرفت‏ و به بخش‏هایی از عظمت خود دست پیدا کرد و آثار بعد از هخامنشی را بوجود آورد و آن کاخ‏های عظیمی بود که به دست توانای‏ معماران چیره‏دست بنا گردید.این آثار هنوز در فارس،کرمانشاه و بین النهرین خودنمایی‏ می‏کنند.» به نظر ما،نقش هنر ساسانی فراتر از چهارچوب تمدّن و فرهنگ ایران زمین بود.این‏ هنر علاوه بر رونق و شکفتگی در داخل کشور به‏ هنرهای کشورهای مجاور نیز اثر گذاشت و آثاری‏ را به یادگار نهاد.همان‏طوری که گفتیم به علت‏ شکوفایی هنر قلمزنی و نقره‏کاری و فلزگری،به‏ سفالگری در آن عهد کمتر توجه شد.معهذا ساخت انواع سفالینه‏های لعاب‏دار و بخصوص‏ انواع کاشی در ایران معمول شد.برای دوام بیشتر آثار گچ‏بری،لعابی از کتیرا،نشاسته و شیر تهیّه‏ شده و بر روی دیوارها کشیده می‏شد و این‏ روش‏های لعابین با موزائیک‏های کاخها و ایوانهای شاهان هماهنگی کامل داشت.تمدّن‏ بیزانس از میراث هنری ایران به‏ویژه در بافت‏ پارچه،سفالگری و کاشی‏سازی چیزهای‏ فراوانی آموخت و در دوره‏های بعدی رنگ و بوی‏ هنر ایرانی را حفظ کرد.هرچند قلمزنی و رشد فلزکاری که سبب تزیین بیشتر اشیاء،تجمّل و زیبائی دست ساخته‏های عهد ساسانی گردیده، امّا نباید مردم عادی را به فراموشی بسپاریم که‏ بدور از تجمّل و زیباپرستی،بخاطر کیفیّت قابل‏ دسترس و رفع نیازهای اوّلیه،هنوز از سفال سود می‏جستند.ساخت ظروفی با طرح‏های سر گاو و ماهی و تزیین آنها با نقش‏های برجسته، هنرمندان سفالگر ساسانی را از عهده‏های‏ هخامنشی و پارتی ممتاز کرده است‏.

تحلیل کلّی رمان گیرشمن بیانگر این مطلب‏ است که در آغاز دوران ساسانی(سدهء سوم‏ میلادی)و از پادشاهی اردشیر اوّل(۲۴۱-۲۲۴) تا سده‏های ۱۰-۸ میلادی که تمدّن ایران، بیزانس و اسلام به تدریج انگیزه‏ای برای پیشرفت‏ هنرهای سنتی جهان شدند در کاخها و معابد فیروزآباد،تیسفون و بی‏شاپور موزاییک‏کاری‏ جهت پوشاندن کف و یا استفاده‏های معمولی‏ متداول بوده و همزمان با ساخت شیشه‏های‏ رنگین،سفالینه‏های لعابدار،جای ویژه‏ای‏ داشتند در پایان دوران ساسانی بود که‏ سفالینه‏های معروف مینائی چند رنگ با نقوش‏ تزیینی و هندسی به دست سفالگران مبتکر جای‏ خود را در عالم هنر باز کردند.

فن لعاب دادن اشیاء سفالی از دو هزار و نهصد سال پیش در ایران شناخته شده بود، منتهی عمومیت نداشت.قبلا گفتیم که‏ قسمت‏های مهمّی از دیوارهای کاخهای شاهان‏ هخامنشی در تخت جمشید و شوش با آجرهای‏ لعابدار پوشانده شده بود.عدم توجه پادشاهان‏ هخامنشی و ساسانی به فن لعاب‏کاری سبب این‏ امر نشد که تکمیل فن لعاب‏کاری به فراموشی‏ سپرده شود،لذا پیش از آغاز اسلام ظرف‏های‏ گلی لعابداری را می‏یابیم که در اکثر نقاط ایران‏ رایج بوده و بعدها رنگ‏های نقره و سبزفام بخود

گرفت.پیش از دوران ساسانیان،جنس لعاب‏ ایرانی مرغوب نبود و استحکام زیاد نداشت و نقش و نگاری بر آن آورده نمی‏شد.در اواخر دورهء ساسانی ساخت لعاب رو به تکامل گذارد تا این‏که در قرن سوم هجری در شهر نیشابور ساخت‏ ظروف لعابدار زیبا رایج گردید.

«ریچارد فرای»در تجزیه و تحلیل هنرها و پیشه‏های عهد ساسانی و اسلامی با پیچیدگی‏ خاصّی مسأله سفالگری،آغاز لعاب،پیوند سفالگری ایران با کشورهای مختلف را بدون‏ استناد به نمونه‏های خاصّی مطرح می‏سازد. بهر حال برداشت پیچیده و غامض وی،فقط پیوند شرق و غرب و ارتباط کمرنگی از این هنر را با دوره‏های اسلامی مطرح میسازد.

از سفالپزی عهد ساسانی هم مدارکی بدست‏ آمده است.کوره‏ها عموما از روی زمین‏50/2 متر ارتفاع داشت،دورادور آنها را طاقچه و پلکانهای متعدد فراگرفته بود.طاقچه‏های درونی‏ کوره محل چیدن سفالینه‏ها بوده و در آنها سفالگر قادر به پخت ۱۶ کوزهء متوسط بود.ابتداء کوره به‏ مدّت هشت ساعت روشن می‏شد و بعد از خاموش شدن به مدّت ۴۸ ساعت در کوره بسته‏ می‏ماند.ظروف زرد پس از پخته شدن سبز و رنگ خاکستری تبدیل به آبی می‏شد.خار مغیلان و چوب سفید،سوخت اصلی این کوره‏ها بوده است.در این کوره‏ها سفالهای هفت رنگ، لعابدار و موزاییک برای فرش کردن اماکن پخته‏ می‏شد.برای ساخت ظروف لعابدار از شن‏های‏ آسیاب شدهء بستر رودخانه‏ها که به صورت پودر درآمده بود و ماده‏ای دیگر۸۲استفاده می‏کردند. برای ساختن سفالهای هفت رنگ از ۹۰ تا ۹۵ درصد از گل خالص استفاده می‏شده است‏.

موزهء ایران باستان بعد از انقلاب اسلامی، تعدادی از سفالهای عهدهای مختلف از جمله‏ ساسانی را از مجموعه‏های خصوصی به موزه‏ انتقال داده است.در جزوهء منتشره از شمارهء ۲۵۴-۲۴۳ نمونه‏هائی از انواع تنگ‏ها،پیاله‏ها و گلدانهای عهد ساسانی را معرفی نموده که به نظر می‏رسد در بین مردم عامی کاربرد داشته باشد. در کنار مجموعه‏های سفالین متعلّق به این مردم‏ که به موزهء ایران باستان برگردانده شده،میلیون‏ها قطعه اثر هنری از جمله آثار سفالی رهسپار خارج‏ شده است.بررسی این آثار به یغما رفته بجز دریغ‏ درپی ندارد.

دربارهء حراست و حفاظت آثار سفالینه‏های‏ گذشته نوشته‏ها و کتب زیادی منتشر شده است‏ ولی هیچیک از آنها از سرقت‏های انجام شده‏ دربارهء هنر سفال و کاشی و سرامیک سخنی به‏ میان نیآورده‏اند.آنچه که مسلم است یغماگران‏ که تحت عنوان باستان‏شناسان و مستشرقین و… به ایران می‏آمدند،بیشتر از هر چیز موفق شده‏اند آثار سفالین و قلمزنی را با خود برده و به‏ مجموعه‏های خصوصی و گنجینه‏های موزه‏های‏ اروپا و امریکا بفروشند.

نگارنده در موزهء لوور و بریتیش میوزیوم لندن‏ با حسرت تمام شاهد آثار سرامیک و سفالینه‏هایی بوده است که به درستی از یغمای‏ آن خبر نداشته است.جای تأسف فراوان دارد در حالیکه حتّی یک درصد از مردم این سرزمین، آثار هنری خود را ندیده‏اند،دولتمندان گذشته‏ آثار هنری ما را دوره به دوره برای نمایشگاههای‏ خارج می‏فرستادند.از آثار سفالین معاصر که‏ ظاهرا ضمن حمل‏ونقل شکسته و یا به میهن‏ اسلامی برنگشته است اسنادی در اختیار نگارنده‏ می‏باشد و برای اطلاع بیشتر علاقه‏مندان را به‏ مآخذ زیر ارجاع می‏دهم.

پیش از آن‏که سفالگری و کاشیکاری را در دوره‏های اسلامی مورد بحث قرار دهیم،مجبوریم‏ به این نکته اشاره نمائیم که سفالسازی دورهء ساسانی از لحاظ نقوش و طرح و لعاب‏سازی بر روی سفالهای دورهء اسلامی تأثیر فراوان گذارد ولی در مقایسهء واقعی،دورهء اسلامی هنر سفالگری نسبت به سفالگری دورهء ساسانی‏ هرچند که به آسانی قابل توجیه نیست امّا می‏توان گفت پیشرفت فراوانی از نظر ساخت و رنگ‏آمیزی یافته است.در دوره‏های اسلامی‏ نقوش آثار فلزی در سفالها به اجرا درآمد و این‏ تصوّر غلط را پدید آورد که زرتشتیان این آثار را ساخته‏اند و بهمین جهت گروه خاصی از این‏ گونه سفالها را«گبری»نام نهادند.بهر حال‏ نمونه‏های سفال گبری به‏طور کلی روش‏های‏ سفالگری ساسانی را بیاد می‏آورد.نقوش تزیینی‏ در سفالگری ساسانی نیز در دوره‏های آغازین‏ اسلام به ارمغان رسید.انواع طرحهای اوّلیه‏ اسلیمی،حیوانات بالدار،پرندگان افسانه‏ای، عقاب معروف ساسانی در آثار اسلامی به وفور ظرف سفالی منقوش-مکشوفه از نزدیک تخت جمشید(حدود ۴۵۰۰ سال‏ قبل از میلاد)

یافت می‏شود.در کتاب«تأثیر هنر ساسانی در هنر اسلامی»آمده است:

«در دورهء ساسانی کاشی معرّق و یا موزاییک‏ مرغوبیت فوق‏العاده‏ای پیدا کرد.مواد اوّلیه‏ و فن موزاییک‏سازی نیز خویشاوند سفال‏سازی است و مانند کاشی بیشتر در تزیین بناها به‏کار می‏رود ولی طرز کار قدری متفاوت است؛بدین معنی که در این‏ طریقه قطعات کوچک به‏شکل و اندازه‏ای‏ مختلف بریده و در سطح موردنظر و در کنار هم نصب می‏شود.موزاییک در بناهای‏ ساسانی بخصوص کاخ بی‏شاپور و کاخ‏ بیستون بکار رفته و در کاخ بی‏شاپور کف سه‏ ایوان که رو به حیاط آن باز می‏شده، سنگ‏فرش شده است…نقوش این‏ موزاییک‏ها که قسمتی در موزه لوور پاریس و قسمتی در موزه ایران باستان می‏باشد،عبارت‏ از زنان بافنده و حامل گل،چنگ‏زن و غیره…است.قطعات این موزاییک به‏ رنگهای نارنجی،قهوه‏ای،قرمز،زرد،شیری، گلی،سیاه،آبی،یشمی و خاکستری صورت‏ گرفته و دلیل کار دقیق و تنوّع رنگهای معمول‏ در دورهء ساسانی می‏باشد.»

اسناد دیگری در دست است که ساسانیان‏ موزاییک‏های تزیینی را از کشورهای دیگر می‏آوردند.موزاییک را از سنگ و شیشه‏ می‏پختند و رنگهای زیبایی داشت‏.

نتیجه‏ای که از بررسی هنر سفالگری‏ ساسانی می‏گیریم قول«آرتور اپهام پوپ»است‏ که می‏گوید:

«همیشه در تاریخ هنر،هروقت فلزکاری‏ رونق و رواج می‏گیرد و به درجهء عالی‏ مجسمه سفالی مکشوفه در مارلیک

می‏رسد،هنر سفال لعابی تنزّل می‏کند.در این دوره‏ها چون حمایت و تشویق طبقات‏ عالی متوجّه فلزکاران می‏شود،کاشی‏گران‏ ناچار ظرف‏های ساده‏تر و ارزانتر می‏سازند که به کار طبقات دیگر بیاید.این اصل کلّی‏ دربارهء سفال‏سازی ساسانی نیز صادق‏ است…»

«هانری ماسه»نیز نه تنها نامی از سفالگری‏ عهد ساسانی نمی‏برد بلکه اصولا هنر ساسانی را نه بهترین و نه ایرانی‏ترین می‏داند و اصولا ابتکار و اختراعی در آن نمی‏یابد،که این امر نوعی‏ تنگ‏نظری است‏.

بهر حال با ورود اسلام فصل تازه‏ای در هنر سنّتی سفالگری،کاشی‏کاری و سرامیک‏سازی‏ ایران آغاز شد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 1 شهریور 1391  8:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی سفالگـری

 

سفالگـری در ایران

 

 

 

ظروف سفالی در میبد
 

قبل از اسلام

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد.

از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.

 کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن ۱۴ تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.

معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است:

۱ – بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.

۲ – تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از ۱۰ سانـتـیمتر بود ۰٫۳ سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است ۳۰ سانتی متر ارتـفاع و ۰٫۹۵ سانتی متر ضخامت داشت.

۳ – گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است.

۴ – تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.

۵ – یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـتهً فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد.

۶ – پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که سیلک در مرکـز ایران تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند.

۷ – تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند.

۸ – سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای ۲۵۰۰ تا ۱۷۵۰ قـبل از مسیح بدست آمده است.

۹ – سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود ۲۰۰۰ پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کورهً احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.

تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد. و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملا مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـبا با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد.

بعـد از اسلام
تازیان در زمان کوتاهـی سراسر خاک ایران را گـشودند، اشغـال ایران از طرف تازیان ابـتـدا اثـری در کار سفالسازی نـداشت، اما وقـتی که در سال ۷۵۰ میلادی خانواده ایرانی ابوالعـباس بر تخـت خلافت بغـداد تـکـیه زد، فعـالیت فرهـنگی ایرانیـان بار دگـر آغاز گـردید. اسلام بکار بردن ظرفـهـای گـران قـیمت فـلزی به ویـژه زر و سیم را غـدغـن کرده است. از اینرو بار دگـر طبقه حاکمه خریدار ظرفـهـای سفالی شدند و آماده شدند که سفالهـایی که بـسیار خوب آراسته شده و از لحـاظ هـنری در سطح والایی قـرار داشت بخـرند. رفـته رفـته پـیـشیـنه سفالگـری در بـسیاری از مراکز سفالسازی ایران بـنـیاد گـرفت و صاحبان این کارگـاهـها استادان فـن را بکـار گـرفـتـند. نوشته ای که در سنگ محـراب امامزاده یحیی ورامین در نزدیکی تهـران هـست، افـتخـار ساختـن محـراب را به سه کس یعـنی سفالساز، طراح نقـشه و خوش نویس می دهـد. از لحاظ تاریخـی دروه اسلامی به سه بخش تـقـسیم می گردد:

۱ – دوره اولیه اسلامی تا آغاز سده یازده میلادی

۲ – دوره میانه اسلامی شامل پادشاهـی سلجوقـیان و مغـولهـا

۳ – دوره متاخر اسلامی از زمان صفویه تا به امروز

دوره اولیه اسلام
در دوره اولیه اسلام، سفالساز افـتاده و مـتواضع ایرانی در هـمان زمینه پارتـهـا و ساسانـیان کار می کـرد. ظرفـهـای وی بی لعـاب بود و در قـالب فشاری هـا آن را آراسته کرده، تـزیـین می داد و یا ظرفـهایی از لعـاب آبی یا فـیـروزه ای می ساخت. اینگونه قالبهـای فشاری از خاک رس بی لعـاب ساخـته می شد و پـیش از پـخـتـن آن را برای آرایش ظرف کنده کاری می کردند.

در دوره اولیه سفالگـری ظرفـهـای چـیـنی که از چـین آورده شد سبب تـشویق و تحـریک ایرانیان در توسعـهً صنعـت سفالسازی شد. ثـعالبی و بـیـرونی دو نفـر از مورخین مشهـور دربارهً انواع سفالهـایی که از چـین آورده شد شرحی نگـاشته و مرغوبـیت آن را ستوده اند.

محـمد بن الحسین می نویسد که فرماندار خراسان در سال ۱۰۵۹ میلادی بـیست تـکه ظروف چـینی از کشور چـین دریافت کرد و آن را به بارگـاه خـلیفهً بغـداد فـرستاد؛ و سفالسازان داخلی را تـشویق به ساخـتن سفالهـایی شبـیه به آن کـرد. در حقـیـقـت در اثـر تـشویق فرمانداران و حـکام محـلی، نوآوری هـا و اخـتراعـات زیادی در فـن بـدل چـینیسازی و تـقـلـید چـیـنیهای دوره تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چیـنـیهای سبک تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چـیـنـیهای سبک تانگ آنقـدر استاد بودند؛ که در نظر اول هـمه مصنوع آنهـا را بجای چـینی اصل می گـرفـتـند.

کوششی که سفالسازان ایرانی در تـقـلید چـیـنـیهای کشور چـین در دوره های اولیهً اسلام کرده اند سبب کشف مجـدد لعـاب مینایی قـلع گـردید. در سدهً هـشتم پـیش از میلاد مسیح آشوریهـا اکسید روی را در لعـابهـای سربی خود برای بدست آوردن رنگ سفـید کـدر به کار برده اند. چون آخرین کار برای این فن در خاور نزدیک را می توان از آجرهای لعـابی که در شوش و تخت جمشید در سدهً پـنجم ساخته شده است ثابت کرد؛ بنابراین وقتی می گوئیم بعـد از ۱۵۰۰ سال دوباره آن را بازیافـتـند بی دلیل نیست. این لعـاب جـدید که سطح کاملا سفـید درست می کرد، کاربرد گـل و رس سفـید را از بـین برد و از ایران به سرعـت به تمام کشورهای اسلامی تا اسپانیا گسترش یافت. در آنجا پایه و اساس سفالسازی اسپانیایی – آفریقایی گردید که در جزیرهً اسپانیایی مایورکا ساخـته می شد؛ از آنجا به نام ماجولیکا به ایتالیا آمد و طولی نکشید که ایتالیا نیز آن را تولید کرد. از ایتالیا به آلمان و هـلـند و انگـلستان رفت. در هـلـند و انگـلستان به نام چـینی آلات دلـفـت معـروف گردید.

یکی دیگر از اختراعات ایرانیان در صنعـت سفالسازی رنگهـای مینایی بود که قبلا در سال ۸۸۳ میلادی آغاز گـردیده بود. اشیائی که رنگ مینایی بر آنهـا زده شده است – سفالسازان چـینی هـیچگـاه این رنگ را به کار نبرده اند – در کارگاه هـهای کوزه گـری فوسطاط نزدیک قاهـره و در عـراق پـیدا شده است. ولی بـیـشـتر دانشمندان امروزه بر این باورند که رنگ مینایی یک اختراع ایرانی است. رنگ مینایی در اسپانیای افـریقا در کارگاه هـای کوزه گـری معـروف پاتـرنا و والنسیا به کار برده می شد، و در سال ر۱۵۰۰ میلادی به ایتالیا رسید.

سه نوع رنگ مینایی وجود دارد:
۱ – رنگ مینایی طلایی ساده روی زمینه سفـید.

۲ – رنگ مینایی جگـری در زمینه سفـید یا مخـلوط با سایر رنگـهـا.

۳ – رنگ مینایی چـند رنگ با درخشندگی فلز مس یا نـقره، یا اگـر روکش آن بسیار نازک باشد، رنگ مینایی زرد، قهـوه ای یا زیـتونی بر زمینه سفید.

رنگ مینایی در زمان سلاطین سلجوق و مغـول در کاشان به اوج تـکامل خود رسید.

دوره میانی اسلام
در زمان سلجوقـیان ( ۱۰۳۷ – ۱۱۴۷ میلادی ) جهـش چشمگـیری در تـمام هـنرهـا، صنایع و عـلوم پـدید آمد. با اینکه سلجوقیان در اصل ترک بودند ولی خود را با روش زندگی ایرانیان تطبـیق دادند. در مورد سفالسازی این دوره باید گـفت "عصر طلایی چـینی سازیست"؛ در این دوره تمام روشهـای فـنی شناخته شده به کار برده می شد: حـکاکی، برجسته کاری، شبکه سازی، قـلمزنی رنگ زیر یا روی لعـاب، مطلا کاری و میناکاری. چـنین بنظر می آید که در آن دوره نقاشان و طراحان استاد سفالساز را یاوری میکردند و این امری عادی بوده است.

کوشش مستمر سفالسازان ایرانی برای اینکه بـتوانـند با چـینیهـا و لعـابهای ساخت کشور باستانی چین برابری کـنـند موجب بوجود آمدن دو اخـتراع در ایران گـردید، اولین اختراع ترکیب خمیر نرم با آمیخته زیادی از دُر کوهـی و دیگر کشف مجدد لعـاب قلیانی که برای آخرین بار در مصر باستان بکار می رفت. دانه های دُر کوهـی و خمیر شیشه ای لعـاب قـلیایی را به خاک رس اضافه میکردند، پس از پخـتن رویهً نیمه شفاف و سخت و به هـم چسبـیده ای بدست می آمد، و این هـمانند ماده و خمیری بود که در سدهً هـجدهـم در اروپا به عـنوان خمیر نرم چـینی شناخته شده بود. برای بدست آوردن لعـاب شفاف با اکسید قلع کار می کردند. تـنهً ظرف را اغلب کنده کاری کرده و با لعـاب یکـدست می پوشانـدند، این فـن را لقابی می گـفـتـند.

متداول شدن لعـابهـای قلیایی سبب شد که فـن رنگ آمیزی جدید بوجود آمد. آمیخـته مس در لعـاب سرب معـمولا رنگ فـیروزه ای تـیره یا سبز زنده بوجود می آوردند؛ ولی هـمین مس در لعـاب قـلیایی رنگ نیلی سیر درست می کرد. لاجورد کاشی (کوبالت) در لعـاب قـلیایی رنگ آبی مشکی (لاجوردی) می ساخت. در نزدیکی قـم و کاشان معـادن لاجورد کاشی (کوبالت) هست و احتمال دارد که استـفاده از کوبالت از هـمانجا آغاز گـردیده باشد. از جمله لعـابهـای دیگری که عـموماً در لعـاب های قلیایی به کار میرفت عـبارتـنداز: فیروزه ای روشن، سبز روشن، یشمی، سرخ ارغوانی و زرد ملایم که اغـلب آرایه زر هـم به آن افزوده می شد. ترکیب طلا در لعـاب یا به صورت زر گـداخـته و یا به حالت سریشی بود.

با استـفاده از این زرورق، کوزه گـر ایرانی دو شیوه تازه لعـابسازی پـیدا کرد که به نام مینایی و هـفت رنگ شناخـته می شد. برای ساخـتن لعـاب مینایی کوزه گر، خمیر شیشهً قلیایی و رنگیزه ها را در کوره می گـداخت و به صورت لعـاب مورد نیازدر می آورد. پس از خنک شدن آن را گـرد می کردند و هـنگـامی که این لعـاب روی ظرف داده شده و به کـوره برده می شد رنگـش تـغـیـیـر نمی کرد و نقاش و تـزیـینـکار قـبل از وقت می دانست که لعـاب پس از پخـته شدن، چه رنگی خواهـد داشت و هـمین امر سبب شد که دامنهً تعـداد رنگـهـا را گـسترش دهـد.

در سده سیزدهـم اصلاحاتی در لعـاب مینایی پـدید آمد، و به نام لعـابهـای قلم مویی شناخـته شد. در این شیوه با قـلم مو رنگ لعـابی را که مقـدار اکسید آن زیاد بود روی تـنهً ظرفـی که قـبلا در کوره رفـته بود می زدند و خطوط منـقش آن را می آراسـتـند. این رنگـهـا در پـخـت دوم مشخصتر می شد، و سپس ظرف در لعـاب یکـدست فـیروزه ای و یا عاجی فـرو برده شده و برای بار سوم به کوره می رفـت. چون رنگـیزه هـا را با قلم مو و خیلی رقـیق زده بودند شـُره نمی کرد و لکه دار نمی شد. مراکزی که ظرفـهای لاجوردینه تهـیه می کردند، ری و کاشان بودند، علی ابن یوسف و ابوطاهـر حسین از کوزه گـران به نام ری بودند.

سفالسازان کاشی در ساختـن محـرابهـا بسیار استاد بودند. قـبلا محـرابهـا را گـچـبری می کردند. محـراب کاشی بسیار زیـباست و صدهـا کاشی مینایی و درخشان بزرگ که خوب هـم به هـم سوار شده و اغـلب هـم کـنده کاری شده، محـراب را تـشکـیل می دهـد. این محـرابهـا نیز نـتـیجه هـمکاری نـزدیک میان سفالساز و نقاش آرایه گـر است. این کـلمات در سنگ نبشه محـراب امامزاده جعـفـر در قـم دیده می شود: "در دهـم ربیع الثـانی ۷۳۸ (۶ نوامبر ۱۳۳۷ میلادی) در کاشان در کنار سید رکن الدین محمود بن سید زین الدین غضایری به دست جـناب مستطاب جمال نقاش ساخته شد". دو نقاش دیگـر که در آراستن کاشیهای ستاره ای و ضرب در نامبردارند به تـرتـیب عـبارتـند از: ابوروفظا که در حدود اسل ۱۲۰۰ میلادی می زیست و دیگـری طاهـر الدین که در حدود سال ۱۲۶۳ میلادی کار می کرد. در روی یکـی از کاشی هـایی که از نـقاش نخـستیـن باقی مانـده اسـت این کـلمات خـوانده می شود: " در شب های میان سه شنبه و چـهـارشنبه، در آخرین روز صفر سال ۶۰۰ هـجری ساخـته شد.

دورهً متـاًخـر اسلامی
هـنگـامی که شاه اسمعـیل در سال ۱۵۰۱ میلادی پس از ۸۵۰ سال فرمانروایی بـیگـانگـان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفـویه گـردید، بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید؛ و تا دویست سال ادامه داشت. در زمان شاه عـباس بـزرگ این عـظمت به اوج خود رسید (۱۵۸۷ – ۱۶۲۰ میلادی) آوازه شکوه و جلال دربار شاهـنشاهی او به دربارهـای اروپا رسید، و سفـیرانی از بسیاری از کشورهـای اروپا به پایتخت وی یعـنی اصفهـان آمدند. شاه عـباس خود صنعـتکـار و بازرگـانی باهـوش بود. استادان فن را از امـپـراطوری پهـناور خود جمع کرد و در اصفهان یا پـیرامون آن جای داد و کارگاهـهـای صنعـتی شاهی بـیشماری بنیاد نهـاد. به پـیشه وران جزء و صنایع خصوصی نیز کمک می کـرد. هـنگـامی که از بازرگـانان و نمایندگـان کمپـانی هـند شرقی هـلـند که دژی در جزیره هـرمز در خلیج فارس داشتـند، شنید که آنها مشغـول تجارت ظروف چینی کشور چـین هـستـند؛ از بازرگـانان چـینی دعـوت کرد که چـینی های زیـبای خود را از راه خشکی برای صادرات به اروپا به کشور وی بفـرستـند و بدین ترتـیب کمپـانی هـلندی را از مـیدان خارج کرد. خود شاه گـردآورندهً تعـداد زیادی ظروف زیـبای چـینی بود؛ مجـموعـهً چـینـیهـای وی هـنوز در آرامگـاه خانواده شیخ صفی در اردبـیل وجود دارد. این امر نفوذ صنعـت چـین را دوباره برگـرداند و سفالسازان ایرانی بار دگـر در کار چـینی سازی کوشیدند و شیوه کار کاشان را کامل کردند و کائولین سفید نرمی را که در نائین و عـلی آباد پـیدا شده بود بکار بردند و با لعـاب خـمیر شیشه قلیایی که قـبلا گـفتیم درهـم آمیخـتـند.

چـون سفالهـای ایرانی بدل چـینی بود شاه عـباس ۳۰۰ کوزه گـر چـینی را به ایران دعـوت کرد تا سفالسازان ایرانی در صنعـت چـینی سازی آموزش دهـند. رهـبر این عـده مردی بود که در افسانه هـای ایرانی به نام "من او هـر" شناخـته شده است. جهانگردان اروپایی که در آن زمان به ایران مسافـرت کرده اند، مرغوبـیـت و جـنس اعلای فراورده هـای داخـلی را تحـسـیـن کرده اند.

در سده هـجـدهـم و نوزدهـم که شـاهـان و فـرمانـروایـان ایـران ضـعـیف بودند، سقوط کـلی در بـیشتر صنایع و حرفـه هـا پـدید آمـد؛ ولی سفـالسازان به ساخت ظرفهای زیـبای خود ادامه دادند؛ به طوری که در دورهً شروع نوسازی ایران، زمان رضا شاه ر( ۱۹۲۵-۱۹۴۱ میلادی ) توانستـند بـیشتر کاشیهـای که از سردرهـا و گـنبدهـای مسجدهـا و امامزاده هـای قـدیمی ریخـته بود با کاشیهـایی به مرغـوبـیت کاشیهـای قرون وسطی تعـمیر کـنـند.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
چهارشنبه 1 شهریور 1391  8:21 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها