0

صنایع دستی ایران

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی ایکات بافی

 



یکی از محصولات صنایع دستی شهر یزد ، ایکات یا دارایی می باشد.
 ایکات که ماخوذ از واژه مالایی منجیکات است و در فارسی دارایی نامیده می شود، روشی است کهن در بافت پارچه های منقش با رنگ پذیر کردن نخها پیش از بافت ، تا بتدریج همزمان با عملیات بافت ، نقش نیز نمودار شود.
در ایران از گذشته های دور این شیوه در مناطق مختلف وجود داشته ، ولی در حال حاضر دارایی تنها در کارگاههای محدودی در شهر یزد بافته می شود که هم اکنون تعداد هفت کارگاه دارایی بافی در این شهر دایر می باشد و تنی چند از صنعتگران هنرمند این شیوه بافت را حفظ نموده اند.
ایکات بر سه نوع ایکات تار، ایکات پود و ایکات دو گانه می باشد که در هر سه روش وقت گیرترین کار، بستن و رنگ زدن و گشودن نخهاست که مقدار بستن از اندازه و ظرافت نقش تبعیت می کند.
در خصوص مقایسه وضعیت این صنعت در گذشته و حال گفتنی است : تا چند سال پیش برای بافت ایکات در یزد از ابریشم طبیعی و رنگهای طبیعی استفاده می شد، اما امروزه از ابریشم مصنوعی یا نخ ویسکوز استفاده می شود، که کاربردهای آن در گذشته بیشتر به منظور رو تختی ، رومیزی، بقچه، سوزنی و رولحافی بوده است اما امروزه با توجه به هزینه زیاد تولید این کالا و وقت زیادی که صرف آن می شود ، تولید آن مقرون به صرفه نیست و این صنعت از رونق افتاده است که در کشور فقط یزد به شیوه سنتی به تولید دارایی می پردازد.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:38 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

 
 

معرفی بامبو بافی

 

 

بامبو بافی

بامبو بافی
 

 

 

 

بامبو یا نی هندی نوعی خیزران است و اولین بار همراه با تخم چای توسط کاشف السلطنه به ایران آورده شد . به اعتقاد عده ای صنعت بامبو بافی با آمدن استاد ولتری از چین به لاهیجان ، شروع گشته و با کمک استاد – کاران ایرانی که شاگردان وی بوده اند رشد و تکامل یافت . بامبوبافی یکی از صنایع دستی در استان گیلان است که مواد اولیه از نی خیزران بدست می آید. شروع کار بامبو بافی از حدود یکصدسال پیش با کشت چای در گیلان رواج یافت و مهمترین مرکز تولید آن لاهیجان به ویژه منطقه لیالستان است. بامبو در مرداب ها و اطراف رودخانه های لاهیجان و رشت که بسیار مرطوب است، می روید و محصولات آن هم جنبه تزیینی و هم کاربردی دارد.

بامبو که در زبان فارسی به نی خیزران شهرت دارد، گیاهی است که در دامنه کوه ها و تپه هایی که دارای رطوبت ۶۵ تا ۹۰ درصد باشد روئیده با کشت می شود. میزان رطوبت، حرارت موجود در منطقه و نوع خاک تعیین کننده کیفیت و مرغوبیت بامبو بوده و هر چه میزان رطوبت و حرارت بیشتر باشد، کیفیت محصول نیز بهتر خواهد بود.
گیاه بامبو که تا کنون بیش از ۶۶۲ نوع آن شناخته شده دارای قطر و ضخامت های متفاوت است و در حال حاضر بهترین نوع بامبو در ژاپن، چین و بطور کلی کشورهای شرق آسیا ئ هند روئیده و کشت می شود و در ایران میتوان لیالستان لاهیجان، علی آباد(در فاصله سخت سرو تنکابن )، قاسم آباد رودسر و تقریبا بیشتر نقاط شمال کشور را در زمره مساعدترین مناطق رویش بامبو بحساب آورد.
در این مناطق بیشه های کوچکی وجود دارد که در فصل پائیز و اوایل زمستان، یعنی هنگام بریدن و قطع ساقه های بامبو از هر یک بین ۵۰ الی ۲۰۰ شاخه نی بدست می آید.
بامبو از چهارقسمت سطح داخلی (دارای پوشش نرم )، دیافراگم (متصل کننده بخش های ساقه به یکدیگر ) میانه و پوشش رویه که بسیار سخت و دیر شکن است تشکیل شده و دیافراگم کاملا فشرده بوده و آب در آن نفوذ نمی کند. بامبو معمولا به رنگهای مختلفی مانند سبز، مشکی متمایل به قهوه ای، عنابی و زرد مایل به کرم دیده می شود و اگرچه می توان معارف زیادی بر آن قائل شد، ولی بطور کلی موارد مصرفش بیشتر محدود می شود به :
۱) استفاده از آن برای تغذیه.
۲) بهره برداری بمنظور تهیه کاغذ و اشیاء مختلف چوبی و سایر معارف صنعتی.
۳) کاشت در اطراف باغها و مزارع جهت حفاظت محل.
گیاه بامبو محتوی مقدار فراوانی سلولز است که میتواند برای تهیه کاغذ و همجنس ابریشم مصنوعی مورد استفاده قرار می گیرد.
در ایران کشت بامبو هنوز رواج چندانی ندارد و صرف نظر از بخشهای کوچکی در شمال کشور که در آنها مقدار محدودی بامبو کشت میشود صنعتگران سایر نقاط از بامبوهای خودرویی که در اکثر شهرهای شمالی و بویژه منطقه لیالستان لاهیجان وجود دارد، استفاده میکنند.
استفاده از بامبو جهت تولید محصولات مختلف تقریبا از زمان کشت چای در ایران، رواج یافت چرا که بامبو بعنوان حفاظت محل چای کاری بکار گرفته شد و صنعتگران همزمان با بهره برداری چایکاران از مزارع چای به موارد استفاده متعدد آن برای ساخت فرآورده های گوناگون پی بردند و ساخت محصولات بامبو در گیلان متداول گردید.
هم اکنون استانکاران جوانی که اکثرا نیز برخوردار از مهارت و کارآیی کافی هستند به کار در این رشته اشتغال دارند و مهمترین مرکز تولید محصولات بامبو لیالستان لاهیجان میباشد.
از بامبو محصولاتی نظیر شکلات خوری، میوه خوری، لوستر، کلاهک آباژور، جای نان، صندلی و انواع دیگر وسایل مصرفی در اندازه های مختلف تولید می گردد.
برای تهیه یک ظرف بامبو ابتدا شئی را که قبلا در انبار گذاشته شده و خشک شده است با اره نجاری به قطعات ۸۰ الی ۱۰۰ سانتی متر در می آورند. اندازه این قطعات با توجه به محصولی که می خواهند تولید کنند متفاوت است. سپس با وسیله مخصوصی بنام داس آنها را از وسط بریده و بصورت نوارهای نئی در می آورند و لبه این نوارها را با وسیله ای که در اصطلاح محلی ؛ ماشین ؛ نامیده میشود به عرض مساوی در می آورند و پس از رنده کردن آماده بافت مینمایند. کاربافت معمولا بر روی میزی که روی آن چند دایره به اندازه کف و ته ظرفی که میخواهند ببافند قرار دارد، انجام می شود.
صنعتگران ابتدا دایره کف ظروف را تهیه و سپس بدنه آنرا می بافند، گاهی نیز برای وصل کردن برخی از قطعات به یکدیگر از مفتولهای سیمی به بار نازک استفاده کرده و با انبردست معمولی آنها را به هم می پیچانند و در انتهای کار، تمامی اطراف نی را که معمولا بزرگ و کوچک است با قیچی مخصوص که بشکل قیچی باغبانی است، برش می دهند تا نی ها یک اندازه شود و محصول شکل یکنواختی پیدا کند.
▪ یک محصول بامبو از نوع مرغوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
- رنگ آن طلایی متمایل به سفید باشد، قابل ذکر است که بامبوئی که رنگ آن سبز باشد نشان دهنده خشک نبودن آن بوده و احتمالا سیاه می شود.
- شبکه هایی که بعد از بافت ایجاد می شود باید منظم و یک اندازه باشد.
- مفتولی که برای وصل کردن بعضی از قسمتهای بامبو از آن استفاده میشود باید بسیار ظریف بوده و دقت کافی در پیچاندن آن به کار رود.
- از آنجا که برخی از ظروف بامبو رنگی هستند مسلما در انتخاب نوع رنگ و نحوه بکار گرفتن آن باید دقت کافی بعمل آید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:38 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی بافندگان رویا و عشق ،گذری بر صنایع دستی ایران

 

 

 
 
 

پرشکوه ترین تمدن جهان باستان را در همین سرزمین که امروز ایران می خوانیمش، بیش از ده هزار سال پیش مادران و پدران ما بنا نهادند و سپس بذر دانایی و عشق را در سراسر جهان افشاندند.

آنگاه که مردان در ده هزار سال پیش به دنبال خوراک می گشتند، در سرزمینی بین فرا رود و میاندورود، زنان در کنار نگه داشتن فرزندانشان نخستین دانه ها را در زمین مادر کاشتند.

نخستین چرخ سفالگری را بر پا داشتند تا خشت خانه و پیاله ی خوراک دوام گیرد و در آتش اجاق خانه قوام بگیرد تا خانواده گرسنه نماند.

زنان نخستین هنرورزان و صنعتگران و کشاورزان بودند.

سپس تا برا ی خانواده تن پوشی فراهم آرند، از الیاف گیاهان و موی حیوانات، رشتن و بافتن و دوختن آغاز کردند.

نخستین بافندگان نیز زنان بودند.

ایران از نظرپیدایش و سیر تحول و تکامل پارچه یکی از برجسته ترین ملل جهان است . نخستین شواهد تاریخی مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد درناحیه سه گابی کردستان یافته شده است که در ظروف محتوی اجساد کودکان ، قطعات پارچه نهاده اند .
درهزاره سوم قبل از میلاد از حفاری های تپه حصار دامغان و شوش مانده های پارچه هایی که درون گورها وجود داشته یا به دور اشیاء پِیچِده شده ، ابزار بافندگی مانند دوک نخ ریسی و میله مفرغی ویژه پارچه بافی بدست آمده است .
هخامنشیان دربافت پارچه های پشمی نرم و لطیف مشهور بوده اند. بافت پارچه هایی که درمتن آنها نخ های گلابتون به کار می رفت را به دوهزارسال پیش نسبت داده اند . در دوره ساسانی پارچه بافی ایران شهرت جهانی پیدا کرد . تأثیر هنرپارچه بافی چین ، تکمیل آن به وسیله پارچه بافان ایرانی و انتقال روش های جدید درچله کشی دستگاه بافندگی و بافت از راه ایران به ایتالیا و شمال اروپا دراین دوره صورت گرفت .

نقوش حیوانات مانند شیر ، سیمرغ و عقاب که زربفت شده اند بخصوص از دوره سلجوقی رایج شد .

از پارچه هایی که بیش از هزار سال پیش، از تارو پود ابریشم و زر و نقوش رنگین بافته می شد می توان به : نگار ، طراز ، ملحم ، سقلاطون ، قصب ، مثقل اشاره کرد . در دوره ایلخانیان کارخانه های فراوان پارچه بافی در تبریز شیراز ، شوشتر ، نیشابور و طوس وجود داشت و استادان پارچه بافی دربافت پارچه های اطلس ، زربفت و زرکش مهارت داشتند و پارچه های ابریشمی گیلان ، خراسان ، یزد و کرمان بسیار نفیس و گرانبها بود .
درقرن دهم هجری بافته های کارخانه های پارچه بافی نیشابور ، اصفهان ، شوشتر ، شیراز ، کاشان بخصوص یزد دارای ارزش فوق العاده ای بود . پارچه های ابریشمی ، مخمل ، زرباف و پارچه های قلمکار پنبه ای این کارگاه ها شهرت داشت و به گوشه و کنار جهان فرستاده می شد.

دکتر زکی محمد حسن،نویسنده ی کتاب تاریخ صنایع ایران می نویسد: از منسوجاتی که منسوب به شهر یزد است، پارچه ای است در مجموعه مستر ولیم مور که از آثار قرن ششم هجری است و دارای زمینه آبی رنگ مایل به سیاه است و حاشیه بسیار زیبایی از خطوط کوفی دارد. با گیاه های شکیل و زیبایی تزیین شده است.
در دوره صفویه پارچه های زرو سیم باف به ویژه برای لباس بانوان و زیبایی معماری داخلی منازل به کار می رفت . شاه عباس صفوی تمامی هنرمندان زری باف را برای برپایی کارگاه های زری بافی به اصفهان دعوت کرد که موجب بافت پارچه هایی ارزشمند گردید . پارچه های ابریشمی زرباف دارای انواعی چون " پارچه زرباف یک رو " ، " پارچه زرباف دو رو " و " مخمل زرباف " نقشدار بود که در رنگهای گوناگون بافته می شد .

در مجله آمریکایی انجمن فنون و آثار ایرانی در سال ۱۹۳۴ آمده است که: همکاری نساجان و نقاشان یزد و کاشان موجب به وجود امدن پارچه هایی شده که در فن نساجی شاهکاری به شمار می روند و چنین می نماید که کارخانه های نساجی شهر یزد با دستور و نظارت دولت کار می کرده است و از این کارخانه ها نمونه های بسیار عالی و قابل توجهی امروز در دو دارالا ثار العربیه موجود است که نقوش تزیینی آن ها را تصاویر آدمی تشکیل می دهد.

در این ج از غیاث الدین نامی از یزد که از خاندانی هنرمند برخاسته و کار بافندگی او بدانجا رسیده است که در دربار شاه عباس برای امیران و شاهان دیگر کشور ها پارچه می بافته است. هشت قطعه از کارهای این هنرمند یزدی در دست است. از ابریشم و مخمل با نقش هایی از گل و باغچه و بادبزن ها ی نخلی.

در یزد مدتی در محله گازرگاه زندگی می کردم. زندگی نمی کردم، به کوچه ها و سابات ها و آب انبارهایش عشق می ورزیدم. در این کوچه ها سماع می کردم.

با خود می گفتم چرا گازرگاه؟ گازر که همان رختشوی است و سپس دانستم که این کوچه ها بهشت رنگ بوده است. رنگ در رنگ می بافته اند، زنان و مردان یزدی. هر چه کویر ساده و یکدست بوده است، این انسان ها، غم ها، رنج ها، آرزوها و عشق هایشان را رنگ در رنگ می بافته اند. پارچه هایی همه رنگ. رنگین کمان.

و دانستم که: برای ثبات رنگ پارچه، پوست انار ساییده شده را در آب جوش ریخته، مقداری مغز روناس به آن می افزایند و حرارت می دهند. سپس پارچه را در داخل پاتیل می جوشانند. با بیرون آوردن و شستن دوباره آن رنگ های به کار رفته ثابت می ماند. به این مرحله «گازری کردن» پارچه می گویند.

یزد شهر پارچه بوده و هست. دست، دستان انسان یزدی عاشق است. آفرینشگر است.

ابرشم و کتان و موی در هم می بافد و رنگ بر رنگ می افشاند تا پرندی شگرف شکل بگیرد.

عشق، همان بافتن تار است بر پود. و من گمان می کنم همه ی پارچه بافان جهان عاشقند. و یزدی ها همه بافنده اند. در هر خانه ای به روزگار کودکی ما از بامدادان آواز ماسوره بود و چله کشیدن و تابیدن و بافتن.

بافته های رنگ به رنگ مادران ما، نان خانه بود. کمک زندگی بود. و چون تنهایی مادران ما تو در تو بود.

از پسین که خورشید کویر در شن می نشست تا بامداد که ستاره باران بود، آواز دختران بافنده شب را بیدار می داشت.

دنیای واقعی ما دو رنگ داشت: آبی آسمان وخاکی سوخته ی کویر

دنیای پارچه بافان اما هزار رنگ داشت: بوم این نقاشان جادوگر اما مخمل بود و ترمه و دارایی…. قالی و زیلو و… بافتن و رشتن و . تار و پود. عشق. عشق می بافند همه بافندگان جهان و نگاه کن! ببین! ببین که انسان یزدی چه ها می بافد! ببین! و بگو:

دنیا ! بیا تماشا!

قالی بافی :

بنا به نوشته تارنمای گسترش فرهنگ و ادبیات ایران:

با کشف «قالی پازیریک» به سال ١٩۴٩م. به همت «رودنکو» باستان‌شناس روس، در «بی‌اسک» در منطقه آلتایی نواحی جنوبی سیبری، که طرحها و نقوش آن، عیناً در دیگر آثار ایرانی چون بنای تخت جمشید نیز به چشم می‌خورد، و بنابر نظر هنرشناسان در ایران بافته شده و متعلق به حدود ۵٠٠ سال قبل از میلاد، یعنی دوره هخامنشی است،‌ در این نکته کوچکترین تردیدی باقی نماند که زادگاه هنر بی‌همتای قالی‌بافی، ایران بوده است.

این فرش، در ابعاد ١٨٣×٢٠٠ سانتی‌متر هم‌اکنون در موزه «ارمیتاژ» در «سن‌پطرزبورگ» (= لنینگراد سابق) نگهداری می‌شود و با توجه به نوع بافت و تعدد رنگهایش،‌ سابقه بافت قالی در ایران و طبعاً در سطح جهان را به مراتب به بسیار پیش‌تر از سال پانصد قبل از میلاد مربوط می‌کند. این خود سنده زنده و گویایی است ازهنر و ذوق ایرانیان که دربسیاری از هنرها و دانشها سرآمد و پیشتاز دیگر کشورها بوده‌اند.

«قالی پازیک» در واقع یک «رواسبی» است و بر پایه پژوهشها، به دست یکی از شاهزادگان «سکایی» به فرمانروایی پازیریک هدیه شده بوده است. رجشمار این قالی را نیز ٣۶ برآورد کرده وطرحهای زیبا و متنوع ایرانی آن با رنگهای سرخ تیره، سبز، آبی، زرد گمرنگ و نارنجی، بر حاشیه و زمینه‌اش بافته شده است. این قالی تا به امروز،‌ قدیمی‌ترین قالی شناخته شده در جهان است، گو اینکه با عنایت به آنچه گفته شد، سابقه قالی‌بافی به بسیار پیش‌تر ازتاریخ بافت قالی پازیریک باز می‌گردد.

عمده ترین صنعت دستی یزد، فرشبافی است . هم اکنون در استان یزد ، نزدیک به ۶۵ هزار دارقالی برپاست و ١٣٠ هزارنفر بافنده به این هنر دیرینه اشتغال دارند ، تولید متوسط پنج متر مربع در سا ل به ازای هر بافنده است .هنرمندان بی نام و نشان. گمنامان نا.آور تاریخ. آنان که با رنج سرانگشت و رقص خیال، زیبایی می بافند. این پیامبران نقاش و بافنده.
از تولیدات قالی دستباف استان پنج درصد مصرف داخل استان ، چهل و پنج درصد خارج از استان و ۵٠ درصد راهی بازارهای خارج از کشور می شود .

نقشه های اصیل فرش یزد به نامهای هراتی ، گل وماهی ، سردار جنگل ، کرمانی و نقوش مشابه است . ۷۵ درصد فرش استان از خامه ی پشم و بیست و پنج درصد از خامه ی کرک بافته می شود . نقش همه قالیه نقش باغ بهشت است: هفت حاشیه دارد. سپس لچکی ها و درختان گل و میوه و بر هر شاخساری پرندگام و در هر بیشه حیوانات و در میان چشمه زمززم و حوض کوثر.تصویری از بهشت. درست شکل خانه یزدی ها. اتاق های پیرامون و تالار و سپس باغ و باغچه هایی شبیه همان لچکی قالی و در وسط حوض. همان باغ بهشت.

زیلو بافی :
از دیگر زیراندازهای معروف استان زیلو است، زیلو یکی از مناسبترین و بادوام ترین کف پوشها ، به ویژه برای مناطق کویری است .
مرکز زیلو بافی استان ، شهرستان میبد است که تا مدتها پیش مخارج صدها خانوار از تولید آن تامین می شد.
قدمت زیلو بافی در این شهر به دوره پیش از اسلام می رسد و قدیمی ترین زیلو ،با قرنها سابقه ی بافت هم اکنون در مسجد جامع میبد است .
زمانی تعداد بافندگان زیلو حدودیک هزار و پانصد نفر بود و بر سر هر کوی و برزنی آهنگ کوبیدن شانه ی زیلو بافی بیانگر حیات اقتصادی و شکوفایی این صنعت بود .
زیلو از نخ پنبه ای بافته می شود ، در بافت آن طرحها و نقشهای شایان توجهی به کار می رود و رنگ ها آبی و سفید است و گاهی از قرمز و نارنجی و سبز هم استفاده می شود .
هم اکنون زیلو های مرغوب به نام زیلوی نفتا ل شهرت دارند . در حال حاضر بیشتر تولید زیلو به مصرف کفپوش مساجد و تکایا می رسد . نقش های زیلو به نام های پرت توره ، زلفک ، رکنه دونی ( رکن الدین ) ، هشت پر کوچک و هشت پر بزرگ ، بند رومی و کلید مشهورند .
زیلو بیشتر با سفارش قبلی بازرگانان و اشخاص بافته می شده و در گذشته یکی از پایه های مهم تجارت استان بوده است .
زری:
از بافته های قدیمی است و قدمت آن به دوره ساسانیا ن می رسد . مراکز عمده ی تولید آن در گذشته اصفهان ، ابیانه ، یزد و کاشان بوده است . ماده ی اولیه آن ابریشم طبیعی ونخ زری است .

مخمل:
تولید این پارچه که به طور دستبا ف در یزد انجام می شود ، بافته نفیسی را به دست می دهد که انسانی را به شگفت وا می دارد . در بافت مخمل از ابریشم طبیعی استفاده می شود . گویی که انسان در بستر مخمل رویاهای خویش را می بافد. همه جلوه ی رنگ است و نازکای خیال و رویا.

نویسنده ی کتاب صنایع ایران می نویسد: یکی از اقسام مخمل ها که شهر یزد به بافت آن مشهور شده مخمل سیر عنابی است که در خانه ها به جای جانماز به کار می رفته و موضوع تزیین آن عبارت از چند عددگل های بزرگ ساقه بلند زرد طلایی با بعضی از برگ های سبز بود و در موزه ی ویکتوریا و آلبرت لندن یک قطعه پارچه از آثار شهر یزد موجود است. می گویند که این یکی از دوقطعه ای است که سفیر شاه عباس برای هدیه به دوک شهر ونیز آورده است.

شمد:
نوعی پارچه نازک است که در بافت آن نخ پنبه یا ابریشم مصنوعی به کار رفته و در فصل تابستان به عنوان رواند از از آن استفاده می کنند . شمد اغلب دارای نقشهای ساده به صورت چهار خانه است . در میبد با ان روکش می گویند. نازک و مهربان برای تابستان و بر بام های کاهگلی.

چادر شب:
چادر شب نوعی دیگر از دست بافته هایی است که در شهرستان یزد ، اردکان و بخش زارچ می بافند .
دو نوع چادر شب تولید می شود : نوع اول که نازک و منقوش است و به نام چادر شب رختخواب پیچ معروف است.
نوع دوم که ضخامت بیشتری داشته و چادر شب صحرایی نام دارد که برای حمل علوفه و محصولات کشاورزی استفاده می شود و دارای نقشهای راه راه است . به عنوان سفره نیز از آن استفاده می شود .

دستمال
دستمال یزدی در اندازه های مختلف و نگارهای گوناگون تولید می شود . انواع این دستمال ها به نامهای عشایری ، ابریشمی ، ومرسریزه معروفست .
ماده اولیه این بافته هااینک ابریشم مصنوعی است .

نویسنده و مسافری از روزنامه همشهری دیدار خود با یک دستمال یزدی فروش را چنین حکایت می کند:

انواع دستمال ابریشمی، بیا آقا دستمال یزدی، خانم ترمه یزدی بفرمایید.
حس کنجکاوی ام حسابی تحریک می شود، به سمت یکی از مغازه ها می روم، دستمالی با خط های قرمز و مشکی را در دست می گیرم، می بخشید. حاجی قیمتش چند است؟
جنسش ابریشم است. نهصد تومان. می پرسم حالا با این دستمال چه کاری می توان انجام داد؟ می گوید، هیچی، اول حسابی می چرخانیش بعد روی هوا با شدت زیاد تکانش می دهی تا صدایی بلند برایت ایجاد کند، مثل تو فیلم ها! البته اگر نمناک باشد صدایش چند برابر هم می شود !!
و بعد تاریخچه این دستمال ها را می گوید: از چهارصد یا پانصد سال پیش به این ور استفاده از این دستمال ها در یزد رایج شده است. این دستمال ها دو نوع بوده اند که برای دو کارکرد مختلف استفاده می شده اند. بعضی از این دستمالها مخصوص خشک کردن دست و صورت یا به قول امروزی ها حوله بوده است، اما یک مدل دیگر هم داریم که بزرگتر است. آن زمان ها که ساک وجود نداشته است، از این دستمال ها به عنوان بقچه استفاده می کردند. وسایل و بارهایشان را وسط دستمال می گذاشتند و بعد به حالت بقچه به سر چوبی آویزانشان می کردند و بارهایشان را راحتتر حمل می کردند.
او درباره استقبال مردم و بازار فروش این دستمال ها می گوید: تا همین ده یا بیست سال قبل داشتن دستمال یزدی یکی از نشانه های خاص یک مرد یزدی بود، اما حالا نه، دیگر همه مدرن شده اند و استفاده از دستمال یزدی را کسر شان می دانند. حالا بیشتر فروش ما در روزهای پنج شنبه و جمعه است که سربازان پادگان ها مرخصی می گیرند.

روتختی
از دیگر فرآورده های کارگاه های دستبافی ، تولید انواع روتختی در ابعاد ٢۴٠ در ٣٠٠سانتیمتر است . ماده اولیه آن از نخ ویسکوز و پشم است .

خورجین بافی ( لبافی )
بافت خورجین که وسیله ایست برای حمل بار ، از قدیم در شهرهای اشکذر و اردکان معمول بوده است. خور جین بر روی دارهای عمودی و شبیه زیلو با نقش کمتری بافته می شود .
ماده اولیه خورجین نخ پنبه ای است . گونه ای از خورجین کوتاه و برای بارهای کمتر را واله می نامند.

جیم
جیم بافته ای ساده و یکرنگ است ، مانند ارمک و کرباس که به وسیله زنان در خانه تولید می شود . ماده اولیه آن نخ پنبه ای است و برای تهیه لباس (شلوار ) از آن استفاده می شود .

سجاده
از سجاده برای نماز استفاده می شود و طرح ورنگ خاص خودش را دارد .
ماده اولیه آن نخ پنبه ای است که در رنگهای سیاه و آبی تولید می شود .

پتو
تولید پتوی دستباف در بخشهای اشکذر و خرانق به طور خانگی توسط زنان مرسوم است . ابعاد بافت ، نواری است به عرض پنجاه و طول بیست و دو متر که بعد از چهار تکه شدن به هم دوخته شده ، پتو به دست می آید .

بقچه ، لنگ
این بافته ها بیشتر به صورت پارچه های الوان و با رنگهای شاد تولید می شود که به مصرف بقچه و لنگ حمام می رسد . برای بافت لنگ از نخ پنبه ای استفاده می شود.

احرامی:
پارچه ی « احرامی » با تارو پود پنبه ای است.این پارچه بیشتر مورد مصرف حجاج قرار می گیرد .

قناویز:
قناویز نوعی پارچه است که در گذشته در یزد بافته می شده ولی در حال حاضر تولید نمی شود . نخ این پارچه ابریشم است .

دندانی :
دندانی یا گل خورد که به جامه ی زردشتیان یزد شهرت دارد ، دارای شیوه ی بافتی ساده اما پر زحمت است.

شال بافی
تهیه پارچه ای به نام « شال » نیز در شهر یزد در گذشته معمول بوده که به صورت کارگاهی تولید می شده . قسمت عمده مواد اولیه آن نخ پنبه ای است .
در بسیاری از مناطق روستایی که بافندگی در آنها رواج دارد تهیه نوعی سفره چهار گوشه رایج است . برای تهیه این نوع سفره از نخ پنبه ای کارخانه ای توسط زنان به صورت خانگی ویا دستگاه چاله ای ( با شانه ی بیست ) بافته و توسط خود بافنده رنگرزی می شود .

رو فرشی
نوعی پارچه نخ پنبه ای که معمولا با عرض ٩۶سا نتیمتر و به رنگهای سیاه و سفید یا آبی و سفید به صورت راه راه بافته می شود وبه تناسب سطح فرش به عنوان رو فرشی از آن استفاده میکنند .مصرف این پارچه امروزه کاهش یا فته است .

حصیربافی
حصیر بافی یا بافت بوریا از قدیمی ترین صنایع دستی در ایران است . در استان یزد در مناطقی چون بافق ، بهاباد ، مبارکه و روستای زردین اردکان با فت حصیر با استفاده از الیاف درخت خرما رواج دارد انواع تولیدات آنها شامل : حصیر زیرانداز ، انواع کلاه ، بادبزن ، جارو ، سبد وپادری است .

شعر بافی
شعردرلغت به معنی موی انسان یاحیوان است ودربافندگی ، نوعی پارچه است که با مویا ابریشم بافته می شود . بافت این پارچه توسط دستگاه نساجی چهاروردی انجام می گیرد.دربافت آن از نقشه خاصی استفاده نمی شودوبه دوشیوه ساده و میله ای یا راه راه بافته می شود.شعرساده دررنگهای بنفش ، زرشکی ،مشکی ، زرد،بادنجانی،سبزوگلیدرعرض دومتروطول دومتربرای لباس خانم هاوشعر میله ای به رنگ سیاه و سفید، به عرض دومترو طول یک و نیم متربرای آقایان بافته می شود . درج نام بافنده با نشان طلایى درسروته پارچه درکارگاه های بافندگی رایج است. بافت شعرابریشمی درکاشان و نوع پشمی آن در یزد واصفهان رایج است .

شهریزد دردوره صفویه باوجود "خواجه غیاث الدین نقشبند" و فرزندان او از مراکز مهم نپارچه بافی ایران شد. دریزد نام پارچه بافی با شعربافی مترادف است . دست بافته های محلی ماننددارایی بافی، ترمه بافی و مخمل بافی و … که بادستگاههای دورودی و چهاروردی بافته می شوند، تمامی با این نام خوانده می شوند. از دیگر فرآورده های شعر بافی یزد میتوان به پلاس ، ارمک و کرباس اشاره کرد .

دارایی بافی:

دارایی پارچه ای ابریشمی است ، با نقوش درهم هندسی که در یزد بافته می شود علت انتخاب این نام بدین جهت است که قواره هایی از این پارچه را به همراه ترمه ، هنگام تهیه جهیزیه به عنوان دارایی عروس به او هدیه می دادند . رشته های الیاف به صورت گره بسته شده و درون خم رنگ فروبرده می شود ، بعد از رنگرزی با رنگهای متفاوت ، الیاف باز شده و روی دستگاه دارایی بافی بسته می شود و با عبور پودها ، نقوش هندسی بارنگهای درهم پدید می آید . از پارچه های دارایی برای رویه لحاف ، روتختی ، رومیزی ، پرده ای و … استفاده می شود . دارایی دارای طرحهای تک گل ، چهارگل ، چهارخانه و دراندازه های خاص است . دارایی بافی درشهر یزد رواج دارد .

خاستگاه این نوع بافندگی که سالیان درازی درایران رونق و رواج داشته هنوز هم درْْْیزد،رشت وروستاهای اطراف آن دارایی بافته می شود. گروهی ازپژوهشگران بر این باورند که رشدوگسترش این نوع بافت دربین اقوام وملل بافرهنگ های مختلف بصورت مستقل صورت گرفته است وگروهی به استناد بافته هایی باروش های مشابه که در جزایرمامی سومبا،سوماتراو برنئو ازگذشته های دور یافت شده ، خاستگاه آنرا اندونزی حدس زده اند واْین درحالی است که قدیمی ترین نمونه مربوط به کشورمصراست که درحدودهزار و صدمیلادی بافته شده است .

آیا در جهان امروز بسیاری از این هنرها را نمی توان زنده کرد؟ زنده داشت و گسترش داد؟ میراث فرهنگی همین ها نیز هست و رستاخیز فرهنگی از همین ریشه ها و ارزش های آن آغاز می گردد. بنا به نوشته تارنمای تبیان که صنایع دستسی ایران را معرفی می کند:

((به دلیل کاربرد روش ایکات در مورد تار یا پود و یا هر دو، باید میان ایکات تار و ایکات پود و ایکات دوگانه فرق نهاد. لازمه این هر سه روش آن است که نخ ها روی نوعی چوب کشیده شوند تا بتوان آنها را به صورت نقشی جمع کرد و به هم بست. ایکات های تار معمولاً ثابت هستند بدین معنی که همین که روی دستگاه بافندگی نصب شوند دیگر به آنها دست نمی زنند و فقط پود رنگین واحدی را به آنها می بافند. این قاعده استثنایی نیز دارد و آن اینکه هنگامی که تارها را به صورت افقی می بندند، بعد باید آنها را به ترتیب و توالی به جلو بکشند تا نقش پیکان شعله ای از آن پدید آید. ایکات های پود به کار بیشتر بر روی دستگاه بافندگی نیاز دارند زیرا هر گرهی باید در جایی دقیق ومعین زده شود تا نقش ظاهر گردد. بافنده تا اندازه ای می تواند با حرکت دادن و جلو و عقب بردن پود نقش هایی را که خود در نظر دارد بیافریند. ایکات های دوگانه به مهارت های فوق العاده که در این هر دو روش باید به کار بسته شود نیاز دارد و گاه تکمیل این بافت های ظریف پیچیده یکسال یا بیشتر زمان می گیرد. مقدار بستن تابع اندازه ظرافت نقش هاست برای رنگ زدن به حکم سنت همیشه از رنگ هایی طبیعی استفاده شده است. از شمار رنگ های که به کار می رود باید نیل را برای رنگ آبی، روناس و قرمز دانه را برای رنگ قرمز و پوست درخت گل را برای رنگ زرد و مواد معدنی و خاکی گوناگون را برای رنگ سیاه نام برد.

با دوام سنت این روش ها در بافت ایکات، نقش هایی بی شمار از ساده ترین صور راه راه و هندسی تا پیچیده ترین سبک زاکار از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. هیچ گاه دو گونه ایکات همسان نمی توان یافت بلکه هر بافت نرمی و مواجی ویژه ای دارد که آن را از انواع دیگر بافت های رنگین و کلاقه ای (باتیک) ممتاز می کند.))

و اما ترمه… جادوی رنگ! جادوی نقش! جادوی خیال!

ترنج، نیم ترنج و بته جقه … زنبق، بوته گلدانی، گل سرخ و گل توپ نارنجی

هلالی‌های مخملی می‌نشینند بر صفحه‌ای قهوه‌ای با دوردوزی‌های ظریف.

بافته ای از پشم و کرک نازک. بته در بته.

گوشواره کشی که می آید و می رود و می بافد این جادو را!

شال بندی! شال چارقدی! شال محرمات! شال اتابکی! شال رضایی! شال امیری

دانه دانه اشک است که بر ابریشم می چکد. قطره قطره لبخند و رویا است که می بینی.

بر سفره ی عروس. بر شانه ی داماد. تن پوش دیوان حافظ شیراز.

در فرهنگ زرتشتیان آمده است : سرو به دلیل آن که درختی همیشه سبز است ، همواره در ایران اهمیت خاصی داشته است و سرو پنج هزار ساله ابرقو نیز که آن را سرو زرتشت می نامند، نمادی از همین امر به شمار می رود.

غیر از نگاره ها و حجاری ها در پارچه بافی ها هم به گونه ای گیاه ، درخت و همان سرو خمیده که بعدها در فرهنگ ایرانی ترمه نامیده شده ، دیده می شود. سرو ابرقو در دیگر هنرهای ایرانی نیز به چشم می خورد.

ترمه یزد گرچه یکی از قدیمی‌ترین پارچه های دستباف این استان است اما اینک ترمه‌های ماشین‌باف هجوم بی‌امانی را به سوی بازار ترمه‌ای یزد آغاز کرده‌اند.
ترمه‌بافی در زمان صفویان و شاه عباس به اوج شکوفایی و توانایی رسید. این دوران زمانی بود که ترمه خانه‌نشین اشراف و پادشاهان بود و به طور کامل با دست بافته می‌شد.
پس از قرن سیزدهم دستگاه‌های نساجی سنتی وارد کار ترمه‌بافی شد و کیفیت آن را افزود اما امروز دستگاه‌های مدرن نساجی اصالت را از ترمه‌بافی می‌گیرند.
با توجه به این‌که بافت دستی خیلی سخت است و وقت زیادی هم لازم دارد دیگر کسی دنبال آموختن این نوع از ترمه‌بافی نمی‌رود .

هفت‌رنگ بودن، رنگ‌آمیزی یکنواخت و ثابت و ابریشم طبیعی و خالص از ویژگی‌های منحصر به فرد ترمه یزد است.
«مسلم عاشق‌طوسی» پشت چهارم یک خاندان ترمه‌باف، یکی از پیشکسوتان ترمه‌بافی سنتی یزد نیز که مدتی است به دلیل سکته قلبی خانه‌نشین شده است، درددلی طولانی دارد که کم‌توانی کوتاهش می‌کند. «این آخری‌ها مانند خیلی‌های دیگر کارگاه ترمه‌بافی سنتی را تعطیل کردم و ترمه‌بافی ماشینی راه انداختم.»
او هنوز به یادگار دو دستگاه سنتی ترمه‌بافی را حفظ کرده و می‌خواهد اگر عمری ماند و از بستر برخواست از نو دمی به کالبد بی‌جان ترمه‌بافی سنتی یزد بدمد.
عاشق‌طوسی می‌گوید: «البته حتی اگر ترمه‌بافی سنتی را احیا کنیم هم شاگرد و کارگر پیدا نمی‌شود. شاگرد و کارگری که بخواهد اول آموزش ببیند و بعد کار کند چون حمایت نمی‌شود و نمی‌تواند درآمد کافی داشته باشد تن به این کار نمی‌دهد.»
به اعتقاد این استاد ترمه‌باف نابلدی کارگران تازه‌کار هم مشکل بزرگی است که هیچ کارگری نمی‌تواند چنین زمانی را برای آموختن در نظر بگیرد.

ترمه‌های بافت‌ ایران در مقام‌مقایسه با آنچه در کشمیر تولید می‌شده نه‌ فقط چیزی کم‌ ندارد، بلکه گاهی‌ از نظ‌ر‌رنگ‌آمیزی و طرح از تولیدات کشمیر نیز پیشی گرفته است‌ و تنها آنچه باعث‌ شهرت‌ترمه‌های کشمیر گردید، استفاده‌ از نوعی‌ نخ‌ است‌ که‌ از کرک بز کوهی‌ به‌ دست‌ می‌آید و‌چون زیستگاه اصلی این‌ بز در ارتفاعات هیمالیاست‌، ترمه‌ بافان کشمیری دسترسی‌ بیشتری‌به آن داشته اند، در حالیکه بافندگان ایرانی‌ پشم را مورد استفاده‌ قرار داده‌اند.‌نخستین مرحله ی بافت‌ ترمه‌، تهیه کردن‌ مواد اولیه ان است‌ که‌ در این‌ رابط‌ه‌ تهیه ی پشم،‌شستشو و رنگرزی‌ پشم با گیاهان رنگدار و ریسیدن و تابیدن آن اهمیت زیادی‌ دارد. بافت‌ ‌ترمه‌ نیاز به‌ پشم مرغوب با الیاف بلند دارد و معمولا از نخ‌ پشمی دولا جهت پود استفاده‌ به‌‌عمل می‌آید. دستگاه بافندگی‌ ترمه‌ تقریبا شبیه سایر دستگاههای نساجی‌ سنتی و چوبی‌‌است‌ و در خود مناطق تولید، توسط‌ صنعتگران محلی ساخته می‌شود. این‌ نوع دستگاه چهار وردی‌ است‌ که‌ وردها توسط‌ پدال‌هایی‌ که‌ در زیر پای بافنده قرار دارد به‌ حرکت‌ در می‌آیند. بعد از تهیه ی مواد اولیه و‌تدارک‌ دستگاه بافندگی‌، کار چله کشی به‌ شکلی که‌ در بافت‌ سایر منسوجات دست‌ باف رایج‌‌است‌ انجام و به‌ دنبال آن عمل بافت‌ آغاز میگردد. هر دستگاه ترمه‌ نیاز به‌ یک‌ گوشواره‌ کش‌ ‌دارد که‌ استاد کار در پشت دستگاه نشسته و گوشواره‌ کش‌ در بالای آن قرار می‌گیرد و کار‌وی انتخاب و تعیین نخ‌های مخصوص جهت ایجاد نقش بر روی‌ پارچه‌ می‌باشد و نقوشی‌ که‌‌معمولا برروی‌ ترمه‌های ایرانی‌ دیده می‌شود حاصل و نتیجه ی همکاری‌ گوشواره‌ کش‌ با‌استاد کار است‌. بافت‌ ترمه‌ کاری‌ بسیار حساس، دقیق و وقت‌ گیر است‌. به‌ طوری‌ که‌ هر‌بافنده، به‌ شرط برخورداری‌ از مهارت‌ کافی‌ در یک‌ روز کار فقط قادر به‌ تولید بیست تا بیست و پنج سانتی ‌متر پارچه‌ ی مرغوب خواهد بود. رنگهای مصرفی‌ در بافت‌ ترمه‌ به‌ ویژه متن آن بیشتر‌رنگهای عنابی‌، قرمز روشن‌، سبز، نارنجی و سیاه می‌باشد و طرح هایی‌ که‌ آن را زینت‌میبخشد در اکثر موارد شامل‌ نقوش بوته‌ جقه، بوته‌ خرقه‌، شاخ گوزنی‌ در هم‌، امیری، راه‌راه، وته‌ سروی‌، بوته‌ بادامی‌ و… است‌. ترمه‌ به‌ عنوان پارچه‌ یی‌ نفیس موارد مصرف فراوانی‌ ‌دارد به‌ همین جهت در ابعاد و اندازه‌های مختلف بافته می‌شود:

‎-1 نوعی‌ از ترمه‌ به‌ نام شال چار قدی در اندازه‌ یک و نیم در یک و نیم و بیشتر جهت رومیزی و ‌بقچه تولید می‌شود.‌

‎-2 شال بندی نوع دیگر ترمه‌ است‌ که‌ نقشه ی آن شبیه لانه‌ ی زنبور می‌باشد و داخل‌ هر‌خانه‌ آن یک‌ گل‌ قرار می‌گیرد و بیشتر به‌ مصرف بقچه و رومیزی می‌رسد.‌

‎-3 شال راه راه که‌ بر دو نوع راه پهن و راه باریک‌ تقسیم می‌شود.‌

‎-4 شال اتابکی که‌ از نوع ترمه‌های کشمیری است‌ و نیاز به‌ پشم بسیار لط‌یف دارد، در‌گذشته بافته میشده و چون خیلی ریز بافت‌ است‌ قیمت گرانی‌ داشته و بیشتر به‌ مصرف‌دوخت‌ لباسهای فاخر می‌رسیده.‌

‎-5 شال کشمیری که‌ بیشتر بصورت‌ بوته‌ جقه شاخ گوزنی‌ و… تزیین می‌شود و برای‌دوخت‌ لباس مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد‌

‎-6 شال زمردی‌ که‌ رنگ‌ سبز در آن بیشمار است‌.‌

‎-7 شال رضایی‌ که‌ از بهترین‌ نوع ترمه‌ است‌ و دارای نقوش درشت‌ و مصرف پرده‌ یی‌‌میباشد.‌

علاوه‌ بر این‌، در حال حاضر از ترمه‌ برای دوخت‌ جلد قرآن، سجاده‌، سوزنی‌، رویه‌ ی، پشتی،‌جلیقه، سر پایی‌، کلاهگ‌ آباژور، رویه‌ کوسن‌، کمربند و… نیز استفاده‌ به‌ عمل می‌آید و در‌ترکیب با دیگر محصولات دست‌ ساز و به‌ صورت‌ کالاهایی‌ تکمیلی به‌ شکل قوطی سیگار،‌کیف عینک، کیف زنانه‌، کیف پول زنانه‌ و مردانه‌، جعبه ی دستمال کاغذی و… هم‌ مورد‌استفاده‌ قرار می‌ گیرد.‌

نگهداری‌ ترمه‌‌

پارچه‌ ی ترمه‌ به‌ سبب بافت‌ منحصر به‌ فرد خود، و به‌ دلیل تراکم‌ زیاد، پودهایش‌ از‌یک مقاومت‌ نسبی مط‌لوب برخوردار است‌ و در مجموع پر دوام تر از بقیه ی انواع پارچه‌‌میباشد. با این‌ وجود، نور و رط‌وبت‌ از بزرگترین‌ عوامل‌ رنگ‌ پریدگی‌ ترمه‌ است‌. زیرا‌قسمت های سیاه آن در برابر نور و حرارت‌ حساستر از بقیه ی قسمتها بوده‌ و به‌ راحتی‌آنها را جذب میکند. هم‌ چنین بید یکی از دشمنان ترمه‌ است‌ و به‌ همان گونه‌ که‌ دیگر‌پارچه‌های پشمی در برابر بید زدگی‌ محافظ‌ت‌ می‌شود، می‌بایست در نگهداشت‌ ترمه‌ اقدام‌شود. برای شتشوی پارچه‌های ترمه‌ در صورتیکه از رنگ‌ ثابت‌ گیاهی‌ برخوردار باشد از هر‌نوع محلول شوینده یی‌ می‌توان‌استفاده‌ کرد، ولی‌ اگر الیاف آن با رنگ‌های شیمیایی‌ رنگ‌آمیزی شده باشد باید آن را‌خشکشویی‌ نمود تا رنگ‌ پس‌ ندهد.‌

زیر گذر سیدجعفر چند دکان کوچک هنوز هست که پارچه های دستبافت یزدی می فروشد و ترمه نیز. برای بساط عروسی. که هر دختر یزدی با خود دارد.

ترمه، جادوی رویا و خیال است. ترمه دستبافی زیبا و پرشکوه است . این هنر ارجمند را پاس داریم.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:39 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی بلیش دوزی (قزاق دوزی)

 

 

این‌ هنر که‌ در پاره‌ یی‌ از نقاط استان هرمزگان قلی بافی‌ نیز نامیده میشود عبارت‌ است‌ از به‌‌هم پیوستن چند نوع زری‌ به‌ یکدیگر، به‌ گونه‌ یی‌ که‌ زری‌ بزرگ‌ در وسط‌ و زری‌های کوچک‌ ‌در اطراف آن قرار گیرند. ‌ از بادله‌ که‌ به‌ شکل نوارهایی‌ با پهنای ۱۵ سانتی متر تولید میشود، برای لبه ی شلوارهای‌زنانه‌ استفاده‌ به‌ عمل می‌آید شلوارهای بادله‌ دوزی‌ شده که‌ معمولا مخصوص استفاده‌ ی نو ‌عروسان جنوبی‌ است‌ و گاهی‌ در مراسم‌ عروسی‌، سایر زنان نیز بعنوان پوشش‌ از آن ‌استفاده‌ میکنند دارای دکمه هایی‌ با نخ‌ ابریشمین نیز هست و با شیاری‌ که‌ در بغل ساق پا ‌دارد باز و بسته میشود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی برک بافی

 

 

 

برک بافی
 
 



بَرَک نوعی پارچهٔ نرم و چسبان و ضخیم است که در خراسان از پشم شتر یا کرک بز با دست می‌بافند و از آن جامهٔ زمستانی می‌دوزند.برک از لطافت و استحکام خاصی برخوردار است و از آن عمدتاً برای تهیه و دوخت کت مردانه استفاده می‌کنند. گرمای پارچه‌های بسیار ضخیم و نرم برک، دردهای عضلانی را کاهش می‌دهد و برای دردهای مفاصل نیز التیام‌بخش است. برک به طور معمول خودرنگ بوده و در رنگ‌ها قهوه‌ای، سیاه، سفیده، شیری و شکری و خاکستری تولید می‌شود. در قدیم، بیشتر درویشان بودند که از برک قبا و کلاه می‌ساختند و بعدها با بهبود کیفیت آن، پادشاهان و فرمانروایان نیز قبا و جبه جنس برک به‌تن می‌کردند.

واحی بجستان، گناباد، فردوس و بشرویه در خراسان از نواحی اصلی تولید پارچهٔ برک هستند.تیمور لنگ در سرگذشتی که به قلم خود نوشته‌است در باره شهر بشرویه خراسان و پاچه برک می‌نویسد: «چند روز بعد نزدیک شهر «بشرویه» رسیدم … سکنه شهر که در سر راهم ایستاده بودند توبره‌ای داشتند و چیزی از آن بیرون می‌آوردند و آن را به دو قسمت تقسیم می‌کردند. یکی را در جیب چپ می‌گذاشتند و دیگری را در جیب راست. بعداً فهمیدم آن‌ها در توبره خود پشم بز نگه می‌دارند و آنها موی بز را از کرک جدا می‌کنند و تا از کرک «برک» ببافند و از موی بز جاجیم و گلیم ببافند. برک از پارچه‌های پشمین چین هم لطیف‌تر بود و من پارچه‌ای به آن لطافت در عمرم ندیده بودم. در بازدید از یکی از کارگاه‌های نساجی خواستم به تمام کارگران آن نفری یک سکه هدیه دهم اما آن‌ها نپذیرفتند.»

ناظم‌الاطباء می‌نویسد: برک پارچه‌ای از کرک گوسفند و بسیار نفیس و اعلا است که از آن جبه و سرداری دوزند، و برک بخرز و کرمان بر سایر اقسام آن ترجیح دارد. ادوارد پولاک در سفرنامه خود نوشته‌است که «برک پارچه‌ای نرم و چسبان است که از کرک لطیف شتر بافته می‌شود و در ایران جای فاستونی را گرفته‌است.» برای تهیه این پارچه، کرک بز را پس از کمان زدن و نوار کردن با چرخ می‌ریسند و آن را تبدیل به نخ می‌کند و در دستگاه تن‌بافی آن را به پارچه برک تبدیل می‌کند. پارچه درشت برک را برای مدتی در مغز گوسفند و آب ولرم می‌گذارند و با گز روی آن می‌کشند و با استخوان به آن می‌زند، موهای اضافه از آن خارج می‌شود و آن‌گاه پارچه‌ای نرم و گرم، به‌دست می‌آید.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی پارچه بافی

 

 

 

پارچه بافی

 



 

نمونه هایی چند از پارچه های ابریشمی مربوط به این دوره در موزه ها و مجموعه های خصوصی دنیا موجود است و علاوه بر این چند نمونه از این پارچه ها که مکشوف از ری ( بزرگترین مرکز پارچه بافی ایران در دوره مذکور) هستند. در موزه دوران اسلامی موزه ملی ایران نگهداری می شوند که به لحاظ اصالت می توان ازآنها به عنوان شاخصی جهت ویژگی های بافت وتزئینات در مورد سایر پارچه های  منسوب به این دوره استفاده کرد. افزون بر این موارد در اکثر متون تاریخی و جغرافیایی و سفرنامه های هم زمان، هرجا که به سیستم اقتصادی و بازرگانی ایران اشاره شده، پارچه به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات ایران و از اقلام مهم صادرات معرفی شده است، که دلیل بر پیشرفت و توسعه این صنعت در دوران مزبور است.

با استناد به منابع مختلف می توان اظهار داشت که کارگاه های پارچه بافی در شهر های شوش، شوشتر و جندیشاپور که از زمان ساسانیان شهرتی ویژه درتولید انواع پارچه های ابریشمی داشتند، پس از اسلام نیز فعالیتشان تداوم یافت و پارچه های بافته شده در این کارگاه ها شهرت جهانی یافت. در زمان امویان پارچه های ابریشمی شوش مورد توجه خلفا بود چنانکه د ردیوان قیس الرقیات، شعری در مورد عبدالعزیزبن مروان آمده که در آن به وصف حرمسرای او و الیه زنان وی پرداخته و چنین توصیف نموده که پارچه البسه زنان وی از ابریشم های شوش به رنگ قرمز با راه های سفید است. در زمان عباسیان نیز خلفا به خزانه داران خود امر می کردند که پارچه های بافت شوش را جهت استفاده شخصی خلیفه نگه دارند و از آن مصرف دیگری نکنند و این درست مقارن با زمانی است که بغداد دارای بزرگترین کارگاه های پارچه بافی، به ویژه طرازبافی بود، با این وصف خلفای عباسی خواهان پارچه ها و طرازهای بافت شوش بودند.

خراسان نیز در این زمان دارای کارگاه های معتبری بود و در این بخارا معروفیتی ویژه داشت. در تاریخ بخارا آمده است: در بخارا کارگاهی بود میان حصار و شهرستان که در آنجا پارچه جهت خلیفه می بافند و زندیه نیز یکی از حومه های بخارا است و آنچه از آن خیزد، آن را زندینجی گویند که کرباس می باشد.

ری نیز یکی از معروف ترین مراکز بافت پارچه های ابریشم در دوره ساسانیان و پس از اسلام بود که ویژگی آن در تولید نوعی پارچه ابریشم دو رو ( دو پودی) بود. پس از اسلام این نوع پارچه معروف به منیررازی، ( پارچه دوروی منسوب به ری) و از شاخص ترین پارچه های قرون اولیه اسلامی و سلجوقی گردید. خصوصیت این پارچه در تکنیک بافت آن است که هم زمان دو سری پود های نقش اند از دو پشت و روی پارچه نقشی یکسان را با رنگ مخالف زمینه به وجود می آورند. دو نمونه با شیوه فوق در موزه دوران اسلامی موجود است که از ری به دست آمده است. یکی مربوط به اوایل اسلام و دیگری مربوط به دوره آل بویه ( قرن چهارم ه.ق) است. مورخان و جغرافی نویسان  به کرات به پارچه منیر اشاره کرده اند. از جمله اصطخری که در بیان کالاهای  وی گفته:" از ری جامه نرم منیر خیزد.در دوره سلجوقی، ری علاوه بر بافت پارچه مذکور به بافت پارچه ابریشم با تکنیک معروف به " رنگ و نیم رنگ" شهرت داشت. نقوش و زمینه این پارچه دارای رنگ یکسان است و فقط شیوه بافت و نحوه به کارگیری پود هاست که نقوش را براق و برجسته می سازند.(یک نمونه ابریشم با شیوه مذکور مکشوف از ری در موزه دوران اسلامی موجود است.)ایالت فارس نیز در این قرون دارای کارگاه های پارچه بافی معتبری بود. ابن حوقل در این مورد می گوید:" در شهر های مختلف فارس پارچه های طراز چند رنگ خاص سلطان تهیه می شود.

لازم به ذکر است طراز به پارچه ای اطلاق می شود که دارای حاشیه کتیبه ای بود و کلا به خط و کتابتی که نساجان بر پارچه می بافتند و یا دوخته دوزی می کردند طراز گفته می شود و به همین سبب این پارچه های کتیبه دار معروف به طراز بودند.

پارچه های طراز به ویژه در زمان خلافت امویان و عباسیان از نظر سیاسی ارزش خاصی داشت و به عنوان یکی از نشانه های قدرت پس از خواندن خطبه و ضرب سکه محسوب می شد و خلفا و پادشاهان آن را به حکام و سران به عنوان بخشیدن قدرت هدیه می دادند. مضامین کتیبه های طراز اغلب شامل نام و یا شعارهای خاصی بود.

علاوه بر بافت طراز، در فارسی پارچه های دیگری نیز تهیه می شود. از جمله در فسا پارچه های زربفتی بافته می شد که نام شاه با رنگ سبز و آبی درآن بافته می شد. و در شیراز نوعی پارچه لطیف جهت تهیه قبا و در سینیز پارچه های لطیف کتانی معروف به " قصب"(لستربخ جغرافیای تاریخی، سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران ۱۳۳۷، صفحه های۳۱۶ و ۳۱۵ )و نوعی پارچه معروف به سینیزی تهیه می شد.

نقوش و طرح های تزئینی پارچه های این دوران ااکثراً به شیوه و اسلوب ساسانی بود، به ویژه طرح های مدور با مربع که مانند قابی نقش مایه ها ی اصلی را که عبارت بودند از نقوش جانوری و گاه انسانی و موجودات افسانه ای در بر می گرفتند. از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه.ق علاوه بر نقش مایه های مرسوم کتیبه نگاری برروی پارچه ها به خصوص در حواشی رایج شد که  عمدتاً شامل دعا و ثنا و ضرب المثل ها بود. در قرون اولیه اسلام خطوط بافته شده بر پارچه ها خط کوفی ساوه با حروف نسبتا کوتاه بود ولی در دوره سلجوقی خط کوفی به شیوه تزئینی درآمد.

یکی از شیوه هایی که در دوره سلجوقی جهت تزیین پارچه استفاده می شد، نقاشی روی پارچه بود. علیرغم عقیده عده ای که معتقدند نقاشی روی پارچه پس از حمله مغول و به دلیل ورود کالاهای چینی از جمله پارچه های نقاشی شده چینی به ایران رایج شد؛ ولی نقاشی به وسیله قالب و مهر بر روی پارچه گویا قبل از حمله مغول، در دوره سلجوقی مرسوم بوده. درکتاب جوامع احکام النجوم که راجع به صنایع و حرف و آداب و رسوم اشاراتی دارد، آمده است:" اگر زهره و مریخ در مکان عمل بود، مولود رنگرز بود که کرباس مهر کند و می توان چنین استنباط کرد که شیوه کار به صورت تهیه پارچه های قلمکار بوده است.

از انواع دیگر پارچه هایی که در متون ذکر شده و می توان گفت نمونه هایی از پارچه های زربفت و دوخته دوزی است. پارچه سقلاطون است که به معنی پارچه ابریشم آمیخته به رشته های فلز طلاست و دیگر پارچه مثقل که با الیاف زر وسیم روی آن دوخته دوزی می شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

پته دوزی

 

 

پته دوزی
 

 

 

ته (یا پته دوزی) نوعی از رودوزی‌های کرمان است. پارچه زمینه پته پارچه‌ای ضخیم و پشمی است که عریض نامیده می‌شود. هنرمندان پته دوز که اکثراً نیز از زنان و دختران خانه دار هستند باکمک سوزن نقوشی ذهنی را که ملهم از پندارها و بینشهای شخصی شان است، به وسیلهٔ بخیه‌های نخی رنگین بر زمینه ی‌پارچهٔ پشمی ضخیمی(عریض) مینشانند.

پته دوزی یکی از  زیباترین و قدیمی ترین سوزن دوزیهای سنتی ایران است که در تاریخ گذشته فرهنگی کرمان ریشه عمیقی دارد . پارچه پته دوزی دارای ظرافت و زیبائی خاصی است که از سوزن دوزیهای ظریف پوشیده شده است و تنها در کنار طرحهای دوخته شده فضای بسیار کمی از زمینه به صورت ساده باقمی ماند و گاهی هم تمام زمینه سوزن دوزی دشه و گوئی زمنیه ای در کار نیست. به طور متوسط برای دوخت هر متر پته به حدود ۴۰۰۳۳۷۵ گرم نخ احتیاج دارد.

دوخت خطهای کشیده شده در شال را تماماً خط دوزی می کنند که همان ساقه دوزی است برای پارچه های قرمز خط دوزی مشکی است پارچه سفید خط دوزی زرد است. پارچه مشکی و سبز خطهای آن به رنگ زرد دوخته می شود.

بعد از اینکه خط دوزی تمام شد خطوط اصلی نقش که ساقه دوزی شد داخل آن با شیوه خاصی از سوزن دوزی پر می شود که اصطلاحاً پتک چهارگوش می گویند این دوخت معمولاً بین خطوط موازی حاشیه باریکی وجود دارد که از دوخت تیک چهارگوش پر می شود.

نکته: هر چه تیکها ریزتر و به هم نزدیک تر باشند در اصطلاح مثل منجوق باشند ارزش پته بیشت راست. در شال سفید از تیک چهارگوش به رنگ آبی، مشکی، سبز، زرد، قرمز، در شال قرمز از تیک به رنگ زرد سبز یا آبی استفاده می شود و در شال سبز از تیک سفید یا زرد استفاده می شود و در شال سرمه ای تیک سفید یا سبز پسته ای می دوزند می توان برای اینکه پارچه زمینه پر شود اطراف آن را با نخ قرمز یا مشکی با شلالهایی که روی آن را بایست محکم می کنند پر می شود.

بعد از دوخت خط دوز و تیک چهارگوش نوبت به دوخت متن یقه می شود که با تیک دراز دوخته می ود این دوخت به رنگ لاکی است و هم زمینه پر می شود و هم جها شکل با فاصله نزدیک به هم دوخته می شود. برای دوخت روش سنتی تیکها به صورت نامنظم زده می شود یعنی در جهتهای مختلف بالا و پائین.

در این مرحله فواصل خالی بین تیکهای دراز را با رنگهای سبز تیره یا سرمه ای بخیه های بلند زده و روی آنها را بست می زنیم به طوریکه متن کاملاً از دوخت پر شضود.

بعد از اینکه دوخت پته تمام شد نوبت برگ دوزی آن می شود که معمولاً اطراف یقه ها یا ترنج ها یا اطراف حاشیه ها را که بنا به سلیقه افراد بیشتر از سه إلی چهار نوع برگ استفاده یم کنند که به صورت بخیه های کوتاه و بلند  با بخیه های مورب زیگزاگ سروی، شویدی و … می باشد . رنگ برگ در پته سفید مشکی، لاکی، سبز ، آبی. پته قرمز: سفی، زرد، آبی، سبز. پته سبز: سفید، آبی، زرد، مشکی، لاکی. پته سورمه ای: سفی، زرد، آبی، سبز زده می شود.

پته را بعد از دوخت با آب سرد و پودر لباسشویی حل شده در آب مدت کوتاهی خیس کرده و بعد کمی چنگ می زنیم چندین بار آب می کشیم تا کاملاً آب زلال شود سپس می گذاریم آب آن برود بعد خشک می کنیم و با اتو بخار آن را اتو می کنیم.

نکته: پته خیس شده را نباید هرگز روی بند لباسی پهن کنیم چون باعث کش آوردن آن می شود.برای جلوگیری از آسیب دیدگی پته ها و مصون ماندن آن از حشرات موذی پته ها را باید رد جای خنک نگهداری کرد به طوریکه  هوا در آنجا جریان داشته باشد درون چمدان جای مناسبی برای آن نیست پته را باید درون یک پارچه نخی همراه با صابون عطری نگهداری کنید.

عمده محصولات پته که به شکل دوخته شده می توان تهیه کرد به شرح زیر می باشد:

جلد قرآن- جانماز- انواع تابلوهای تزئینی- رومیزی (کوچک و میز ناهارخوری و عسلی)- روتختی- متکا- روپشتی- کوسن- پرده- زیرلیوانی- زیر بشقابی- جای دستمال کاغذی و… .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:41 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی پلاس بافی

 

 

 

پلاس
 
وعی زیرانداز است که مانند گلیم و قالی ابتدا چلّه کشی می شود. پس از آن الیاف رنگارنگ پشم تابیده را به شکل خطوط افقی از تار عبور می دهند و بعد شانه می زنند. در پلاس زمینه ی کار اغلب از خطوط افقی و رنگارنگ تشکیل می شود. از پلاس برای سجاده ی نماز و سفره پیش پای عروس نیز استفاده می شود. پلاس و جاجیم نقش دوزی شده ظاهری شبیه یکدیگر دارند اما خطوط در جاجیم عمودی و در پلاس افقی است. پلاس نوعی گلیم پشمی است که از دیرباز به عنوان زیرانداز مناسب جهت محافظت از رطوبت، سرما و گرمای زمین به کار می رود و به این لحاظ در مفروش نمون کف چادرهای عشایر  خراسان شمالی که اغلب در زمینهای مرطوب و بدون زه کشی برپا می گردد و نیز در خانه های روستایی مورد استفاده قرار می گیرد. پلاس در سایر نقاط ایران نیز بافته می شود و در خراسان شمالی به صورت بافت پیچ انجام می گیرد.برای بافت پلاس ابتدا دار آن را به وسیله میخ سوراخ می کنند سپس شت ها را از دو سر، جلو و انتهای کار می گذارند و بعد برای این که تارها به هم نخورد روی چوب کار را با گل می پوشانند.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:41 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

معرفی پرده بافی

 

 

 پرده بافی یکی از رشته‌های نساجی سنتی است. پرده بافی برای تولید روتختی، پرده و زیرانداز استفاده می‌شود. در این هنر پرده ها را با موج و یا جاجیم می بافند به این صورت که موج را در ابعاد ۲۰ در ۲۰ سانتی متر برش داده می شود و بعد به صورت رشته رشته آن را می شکافند، برای سرپرده کار نیز از موج یا جاجیم استفاده می کنند سپس بندهایی از پشم را به صورت گیس بافت می بافند و موج های رشته شده را به همان بندها وصل می کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

پیکر تراشی

 

 

 

پیکر تراشی هخامنشیان
 

پیدایش و آغاز هنر پیکر تراشی که رشته یی از آموزش هنری است دنباله ی صنعت و هنر کوزه گری و سفال سازی می باشد که آریاهای ایرانی از زمان بسیار دور با آن آشنایی داشته اند. کوزه گران این دوره در فن قالب ریزی نیز مهارت داشته اند و شکل ابتدایی مجسمه ها را با گل به وسیله قالب ریزی تهیه می کرده اند. در آغاز برای تقدیم هدایا و نذر به پیشگاه رب النوع به خاطر امید و حمایت از اغنام و احشام، انواع مجسمه های جانوران را به وسیله ی قالب ریزی می ساخته اند چنانکه گیرشمن می نویسد:

((تعدادی مجسمه های سفالین از رب النوع مادر و خداوند خصب نعمت و فراوانی در دست است که اغلب هم بدون سر پیدا شده و این نقس عمدی بوده است زیرا می خواسته اند بدین وسیله دیگران را از استعمال پیکرهای سفالین پس ار مرگ مالک آن مانع شوند.)) اینگونه مجسمه ها و پیکرهای ابتدایی گلین مربوط به طبقات اولیه سیالک از نظر هنری و تناسب اجزا بسیار جالب است و تخصص و مهارت سازندگان آنها را در این رشته از هنرها می رساند.

در طبقات بعدی سیالک، علاوه بر مجسمه های سفالین ، مجسمه های برنزی نیز دیده می شود و در مقایسه با مجسمه های پیشین روشن می سازد که در چند هزار سال قبل، کسانی که این مجسمه ها را می ساخته اند، از دانش های نسبتا غنی مربوط به هنر مجسمه سازی برخوردار بوده اند.باید این مجسمه ها را محصول کار افرادی دانست که در فن و هنر پیکرتراشی استادی و مهارت قابل توجهی داشته و تحت نظر مربیان و استادانی ماهر و دانش آموخته ، آموزش دیده اند.اورارتوهای آریایی نیز مانند اسلاف خود در زمینه های هنری از جمله حجاری و پیکر تراشی پیشرفتهای شایانی داشته اند چنانکه پیوتروفسکی می نویسد:

(( در شمال شرقی توپراغ قلعه ویرانه هایی از پرستشگاه وجود دارد که بارها به کاوش علمی باستان شناسان درآمده و دستخوش حفاریهای تاراجگران شده است.از این ناحیه مجسمه ها و اشیا برنزی به دست آمده که از بهترین آثار هنری اورارتو به شمار است … از مجسمه ها ی بزرگ دوران اورارتو تنها یک مجسمه ی سنگی در دژ صخره ی وان به دست آمده که فاقد سر و پا است.این مجسمه اکنون در موزه ی دولتی گرجستان در شهر تفلیس نگاهداری می شود و آن یا مجسمه یکی از فرمانروایان اورارتو یا مجسمه یکی از خدایان است و تصور میرود مجسمه ی خدای خلد، خدای بزرگ اورارتو باشد.))

در میان اشیا به دست آمده در ناحیه حسنلو مجسمه هایی پیدا شده و می رساند که هنرمندان آن دوه سعی کرده اند که شکل مجسمه ها را با طبیعت اشیا وفق دهند و جنبه ی تخیلی آنها بسیار کم باشد.از جمله آثار هنری این ناحیه مجسمه هایی از مفرغ است که به صورت شیر و حیوانات دیگر ساخته شده است.

در زمان هخامنشیان به نسبت سایر پیشرفتها و ترقیات، هنر مجسمه سازی و پیکرتراشی نیز بهتر و مترقی تر گشته و آنچه به عنوان تزیینات قصرهای:پاسارگاد و تخت جمشید و شوش و نقش رستم و صخره های بیستون به دست آمده از نظر هنری و موزون بودن اجزا و سبک ، همگام با پیشرفت صنعت و هنر معماری بوده و استادی هنرمندان این عصر را آشکار میسازد، به طوری که برخی از نویسندگان و خاورشناسان گفته اند:

هنر مجسمه سازی در دوره ی هخامنشیان از جهت یکپارچگی و جزییات و ریزه کاریها جنبه ی ناتورالیستی داشته است. از بررسی و تجزیه و تحلیل آثار مختلف این دوره بر می آید که هنرمندان در ساخت و خلق حجاری ها و پیکرهای مختلف از فنون هنری کاملا آگاهی داشته و مدتها وقت خود را صرف فرا گرفتن و تکمیل معلومات در این زمینه ها کرده اند.

دکتر ارنست هرتسفلد که حجارهای مهم را تشریح کرده است می نویسد:

(( میزان استادی و مهارت صنعتی و همچنین وضع لباس و اسلحه ساکنین قدیم ایران را می توان از سه حجاری که در صخره های نزدیک سرپل(محلی در نزدیک قصر شیرین) ساخته شده تعیین نمود.))

ملاحظه و تعمق در حجاری های نیمه تمام نواحی مختلف دوره ی هخامنشی میرساند که کارگزاران و حجاران در مواقعی که شاهنشاه در آن محل نبوده به تکمیل تزیینات و حجاری های ساختمان مبادرت ورزیده اند و در سایر موارد موقتاً کار را تعطیل کرده اند. حجاری های ظریف و زیبای ناحیه ی(تچر) معلوم میدارد،که استادان فن در این حجاری ها نهایت هنر نمایی را در طراحی و استحکام و زیبایی کاخها به کار برده اند.

دکتر کریستی ویلسن(Dr.Ch.Wilson) در کتاب صنایع ایران مینویسد (( حجاری ها و نقوش برجسته زمان هخامنشی علاقه ایرانیان را به حیوانات و مهارت و استادی صنعتگران را در فاصله دادن و تعیین مقیاس و اندازه ها و هم آهنگی و تجسم حرکت در تصاویر جمعی به خوبی نشان می دهد.))

در زمان اشکانیان بعد از دورهی انحطاط و رکودی که در نتیجه حمله ی اسکندر و جانشینانش در ایران به وجود آمده بود، سنگ بری و پیکرتراشی نیز متداول گشت. نمونه هایی از این هنر در بیستون، سبک و کار استادان و هنرمندان اشکانی را نشان می دهد.

در نواحی(برده نشانده ی بختیاری) نزدیک بنای مربوط به آتشکده ستونهایی سنگی به طور پراکنده برجا مانده که بر روی آنها، صورتها و نقش های حجاری شده ی آن دوره را کاملا روشن می سازد. به طوری که شواهد و مدارک نشان میدهند، مجسمه های مفرغی نیز در ناحیه ی فوق در پرستشگاه وجود داشته که فقط قطعاتی از آنها موجود است. در میان قطعات فوق دو مجسمه ی مفرغی و سربی کوچک به دست آمده که نماینده ی جنگجویان پارتی در لباس محلی است، و این مجسمه های کوچک هنرمندی و مهارت استادان اشکانی را آشکار می سازد.دیاکونوو می نویسد: ((آثار زیادی از مجسمه های پارت در موقع حفاریها به دست آمده است.در این قسمت هم مانند سایز رشته های هنر مکاتب و طریقه های زیادی وجود دارد، که ریشه آنها همان سبکها و شیوه های محلی است.

یکی از آثار برجسته مجسمه سازی پارتها مجسمه ی بزرگ مفرغی یکی از معاریف پارت در شمی(الیمایید) است، که لباس مخصوص پارتها را به تن دارد و این لباس دارای چین و شکنهای زیادی است که در مجسمه کاملا منعکس گردیده است. در همان شمی، کله مرمری یک شاهزاده و بعضی دیگر از مجسمه ها کشف شده است. گویا کله ی مرمری یک ملکه که احتمالا متعلق به موزا زن فرهاد چهارم است و متعلق به پایان قرن اول قبل از میلاد می باشد و اخیراً کشف شده، به وسیله یک نفر یونانی اهل شوش در زمان خود ساخته شده است . تصویر سنگی مرد ریش داری هم که به دست آمده ظاهراً به دوران بعدی تعلق دارد و خطوط طرح آن نشان میدهد که در آن دوره تدریجاً هنر رو به انحطاط گذاشته است.

در نسا علاوه بر مجسمه های مرمری به سبک و شیوه ی هلنیان مجسمه های مختلفی از مردان و زنان که با خاک رس در روی قالب سربی و چوبی و یا نی ساخته شده به دست آمده است و این مجسمه ها تماماً رنگ آمیری شده است ، همچنین در نسا مجسمه های گلین بسیار زیبایی پیدا شده، که مجوف است و مطلا یا رنگ آمیزی شده است.))

سطح آموزش هنری پارتیان نسبتاً عالی بوده و هنر مجسمه سازی نیز مانند دیگر شئون هنری در این دوره احیا گردیده است.مکتبها و سبکهای هنری این دوره ناشی از سنتهای اصیل محلی بوده ومیرساند که علیرغم انحطاطی که در نتیجه ی حمله اسکندر و سلوکیان در ایران آن زمان به وجود آمد، ایرانیان پارتی اصالت و رسالت ملی خود را حفظ کردئه و استادان زبردستی برای احیای تمدن و هنر ایرانی از آن میان برخاسته اند.

با ارائه ی نمونه ها وشواهدی که موجود است می توان گفت که هنر پیکرتراشی و مجسمه سازی اشکانیان محصول نفوذ هنر یونانی نبوده، بلکه گواه بر پیدایش هنری نوین و مستقل می باشد که جنبه های نیک هنر یونانی را در خود مستحیل کرده و پاسدار هنر هخامنشی است. بعد از اشکانیان می توان در تاریخ ایران باستان، ساسانیان را از جمله نو آوران ایرانی دانست که در تمام زمینه های هنری از جمله هنر پیکرتراشی و حجاری پیشقدم بوده و تغییرات و تحولات بسیار ارزنده ای در تاریخ هنر ایران به وجود آورده اند.

هنر ساسانی به عقیده ی بسیاری از دانشمندان، آخرین جلوه گاه هنر مشرق زمین بوده و قدمت این هنر را به چهارهزار سال میرسانند. هنر مجسمه سازی و سنگ تراشی در این دوره با هنر و صنعت معماری که پیشرفت زیاد کرده بودارتباط کامل داشته است. مجسمه ی شاپور اول، در مدخل غار شاپور در نزدیکی کازرون و همچنین مجسمه ی خسروپرویز در طاق بستان موید و گویای پیشرفت و توسعه ی هنر مجسمه سازی در دوران ساسانیان است. در این دوره، هنر پیکرتراشی و حجاری ایرانی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای همجوار نیز گسترش یافته و ممالک زیادی را تحت تاثیر هنر خود قرار داده است.

تجلی این هنر بیشتر به صورت حجاری و نقوش برجسته بر روی دیواره ی کوهها و مجسمه های این دوره قابل دقت و تامل است.مجسمه ی نیم تنه ی دیگری مربوط به شاپور دوم که در موزه ی اکسفورد نگه داری می شود نیز در نوع خود بدیع و از نظر هنری قابل توجه و حاکی از پیشرفت و رواج این هنر در دوره ی ساسانی است. آثار این دوره بسیار با شکوه و مجلل بوده و نمایشگر فکر و اندیشه و دقت هنرمندان است.قرینه سازی ها و حالت ساده و بی تکلف تصاویر و نقوش و مجسمه ها، تجسمی از واقع بینی و ظرافت هنری این دوره می باشد.

پروفسور هرتسفلد معتقد است که : ((اصول و سبک این حجاری ها از روی نقاشی بوده است و نمونه مجسمه سازی حقیقی نیست.با همه اینها حجاری های ساسانی قسمتی مهم از صنایع ایران و دنیاست و شکی نیست که بعضی از آنها توسط صنعتگران درجه اول ساخته شده است. از مهمترین مراحل هنر ساسانی حجاری های مفصل و متنوع هنرمندانه ایست که در نقوش طاق بستان(کرمانشاه) …. نقوش تنگاب فیروزآباد،برم دلک شیراز،نقش بهرام دوم ساسانی در گویم شیراز،نقش بهرام دوم در (سرمشهد)کازرون، حجاری های نقش رجب،نقش رستم دیده می شود …

در حجاری های طاق دوم نقوش طاق بستان خسرو پرویز شهریار ساسانی را نماید که بر اسب کوه پیکر خود(شبدیز) سوار و سپر و نیزه بلندی در دست دارد. این نقوش از لحاظ ریزه کاریهایی که برای نمایاندن جزییات سلاحها و لباسها،مخصوصا لباس شاه و محارم و درباریان و حالات مختلفه حیوانات شده بسیار جالب و از لحاظ شناسانیدن صنعت بافندگی و طراحی پارچه ها حائز کمال اهمیت می باشد.))

از حجاری های دیگر دوره ساسانی که ارزش هنری بسیاری دارد و اهمیت کار استادان این دوره را نشان میدهد، حجاری های موجود طاق بستان می باشد که عبارتند از نقش برجسته ی اردشیر دوم و نقش برجسته ی شاپورها و طاق بزرگ یا طاق خسرو دوم. حجاری ها و مجسمه های ساخت این دوره بسیار است و در حدود سی حجاری بر تخته سنگ های نقاط مختلف، پیروزی های شاهان ساسانی را نشان می دهد و گرچه با یکدیگر متفاوتند ولی با تامل و دقت می توان به هنرمندی و ظرافت کار استادان و قدرت آفرینندگی چنین آثاری پی برد.

از روی این آثار و آثار متعدد دیگر این دوره می توان استنباط کرد که هنرمندان و هنرآموزان با فرا گرفتن فنون حجاری و پیکر تراشی از سطح دانش و آموزش بسیار عالی هنری بهره مند بوده و شاید گزاف گویی نباشد،اگر گفته شود که استادان و هنرمندان این عصر ساسانی از نظر آموزش هنری و تعلیم و تدریس این هنرها سرآمد دیگران بوده اند. تنوع هنر و پیشرفت آن در این دوره محصول و نتیجه ی سیستم آموزشی پیشرفته یی است که احتیاج و نیاز به آموزش مداوم و مستمر در طول زمان داشته وتا عصر حاضر ادامه پیدا کرده است.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

پوستین دوزی

 

 

 

پوستین دوزی

پوستین دوزی

پوستین دوزی

پوستین دوزی

 

 

 

پوستین یا لباس خز به لباسی زمستانی گفته می‌شود که تمام یا قسمت عمده‌ای از آن مستقیما از پوست حیوانات پشم دار ساخته شده باشد. پوستین یکی از قدیمی‌ترین اشکال لباس است و سابقه کاربرد آن به انسان نخستین و آفریقا باز می‌گردد. در پوستین بر خلاف چرم، پشم جانور سترده نمی‌شود.

در ایران از پوست گوسفند (شامل حداقل بیست نوع مختلف) و سایر حیوانات حلال گوشت برای دوختن پوستین استفاده می‌شود. ولی سایر حیواناتی که پوست آنان به منظور تولید خز بکار می‌رود شامل مینک، سگ آبی،انواع روباه، خرگوش، سمور، راسو، قاقم، گربه و سگ هستند. بدیهی است که ارزش پوستین دوخته شده از پوست جانوران گوناگون تفاوت چشمگیری دارد. فرآیند عمل آوری پوستین (بسته به میزان مرغوبیت) شامل خیساندن، شستشو، درجه بندی، آنزیم دهی، رنگ برداری، خشک کردن، رنگرزی، واکس و در نهایت ثابت کردن با مواد شیمیایی است.

در زمره صنایع دستی ایران پوستین دوزی و نقش اندازی روی آن از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. بنابر شواهد فن پرورش و نمک زدن، تراش و خورش دادن و آماده کردن پوست برای جلیقه، پوستین و زیرانداز، دارای سابقه هزارساله و یا بیشتر می باشد. ابتدا پوست تازه گوسفندان پرپشم را به دباغخانه می برند، پشت پوستها را با نمک و آرد جو آش می دادند، کارد می کشیدند، رنگ می زدند و درآفتاب می گستراندند تا به صورت چرم نرم و زرد رنگی درآیند، آنگاه آن را اصلاح کرده و مانند خیاط ها برای تهیه انواع پوستین آن را برش می دادند و با سوزن به هم می دوختند.

برای تزئین پوستین نیز از هنر سوزن دوزی و با رنگ آمیزی استفاده می کردند. امروزه پوستین دوزی از هنرهای مردم شاندیز محسوب می شود که در کنار کار کشاورزی و دامپروری به این حرفه نیز روی آورده اند و به تولید انواع سجاده، پادری، دایره های کفشی، دستکش و غیره اشتغال دارند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:43 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

ترکه بافی

 

شیوه کار چم بافی، مرواربافی و ترکه بافی به طور تقریبی مشابه یکدیگر و شبیه بافت شعاعی بامبو است به این طریق که بافندگان ابتدا ترکه‌های درخت را که ماده اولیه مورد مصرفشان است انتخاب و آن تعداد از ترکه‌هایی را که قابلیت تقسیم شدن به دو ، سه یا چهار قسمت را دارند ابتدا برش طولی داده و سپس از نظر اندازه به طول‌های مورد نیاز در آورده و در آب می‌خیسانند تا انعطاف پذیر و قابل استفاده شود.
درمرحله بافت تعدا چهار عدد از ترکه‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفته و تعداد چهار یا پنج ترکه دیگر بصورت متقاطع روی آنها قرار می‌گیرد تا تشکیل یک ستاره هشت پر را بدهد آنگاه به وسیله ترکه‌های باریک‌تری مهار شده و بافنده با ترکه‌های نازک عمل بافت را به شیوه یکی از زیر، یکی از رو آغاز کرده و ترکه‌ها را بطور یک در میان از لابلای ترکه‌هایی که قبلاً بطور متقاطع روی یکدیگر قرار گرفته عبور می‌دهد و این کار را تا تکمیل قسمت کف شی که تولید آن مورد نظر است تعقیب می‌کند.
بعد از پایان کار بافت قسمت کف، در محلی که قرار است از آن جا به بعد لبه کار بافته شود عموماً صنعتگران به بافت حالت مارپیچی داده و کار را به شیوه قبلی ادامه می‌دهند و انتهای کار را نیز بصورت مارپیچ در آورده و سر ترکه‌هایی را که در واقع حالت تار کار را دارند به داخل قسمت مارپیچ خم می‌کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

ترمه بافی

 

 

ترمه

 

 

ترمه پارچه ای ظریف است که از کرک یا پشم یا ابریشم طبیعی و مصنوعی و با استفاده از طرح های اصیل و سنتی به وسیله دستگاه های بافندگی بافته می شود.چنین به نظر می رسد که بافت ترمه به عنوان یکی از ظریف ترین و زیباترین محصولات دستباف از اوایل دوره صفویه در ایران رواج یافته است.دستگاه ترمه بافی از نوع چهاروردی است و برای بافت ترمه نیاز به یک نفر بافنده و یک نفر گوشواره کش است.استاد کار در قسمت پایین و پشت دستگاه می نشیند و گوشواره کش در بالای دستگاه استقرار می یابد و کارش انتخاب و تعیین نخ های مخصوص برای ایجاد نقش برروی پارچه و هدایت نخ ها به پایین برای انجام کار بافت است لذا طرح های زیبایی که بر روی ترمه مشاهده می شود، حاصل همکاری و هماهنگی استاد کار بافنده و گوشواره کش است.

در گذشته نقش‌های ترمه را به روش انگشتی ایجاد می‌کردند ولی امروزه از دستگاه چهاروردی (که برای شعربافی و نساجی سنتی به کار می‌رفت) استفاده می‌شود. ترمه‌بافی از اوایل دوران صفویه در اصفهان رواج داشته ولی اکنون در حال منسوخ شدن است و تنها در استان یزد بافته می‌شود و در استان‌های دیگر به فروش می‌رسد. بسیاری از فروشندگان در استان اصفهان و تهران برای اینکه مشتری‌های خود را حفظ کنند پارچه‌ها را بافت استان خود اعلام می‌کنند.
رنگ های مصرفی در ترمه و به خصوص متن آن را عنابی، قرمز روشن، سبز، نارنجی و سیاه تشکیل می دهد و طرح هایی که در ترمه کاربرد دارد، طرح هایی نظیر بته جقه، بته خرقه، شاخ گوزنی، بته بادامی، بته سروی، راه راه، امیری و… می باشد.اصولا پارچه ترمه به سبب بافت منحصر به فرد خود و به دلیل تراکم زیاد، پودهایش از یک مقاومت نسبی مطلوب برخوردار است و در مجموع پردوام تر از بقیه انواع پارچه می باشد. با این وجود، نور و رطوبت از بزرگ ترین عوامل رنگ پریدگی ترمه است.زیرا قسمت های سیاه آن در برابر نور و حرارت حساس تر از بقیه قسمت ها بوده و به راحتی آن ها را جذب می کند.
همچنین بید یکی از دشمنان ترمه است و به همان گونه که دیگر پارچه های پشمی در برابر بیدزدگی محافظت می شود، می بایست در نگهداشت ترمه اقدام شود. برای شست وشوی پارچه های ترمه در صورتی که از رنگ ثابت گیاهی برخوردار باشد از هر نوع محلول شوینده ای می توان استفاده کرد.از ترمه به عنوان پرده ای، بقچه، رومیزی، جانمازی و در تهیه انواع لباس های زیبا استفاده می شود.ضمن این که از این پارچه ظریف به صورت تکمیلی آن می توان کیف های زنانه و مردانه و نیز پشتی تولید کرد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

جاجیم بافی

 

 

 

جاجیم بافی
 
جاجیم یکی از قدیمی ترین پارچه های دستباف ایران است و در حقیقت دست بافته ای شبیه گلیم به صورت راه راه و رنگین است که از نخ های پشمی یا پنبه ای و ابریشم و بعضا کرک بافته می شود. مهم ترین ماده اولیه مصرفی در تولید جاجیم نخ پشمی الوان می باشد. به طور کلی باید گفت از نخ پشمی در تار و پود جاجیم استفاده می گردد و تنها نخ پنبه ای در پود نازک آن کاربرد دارد. ضمن آن که برای تولید نخ جاجیم های ابریشمی نیز از نخ ابریشمی در تار و پود نخ پنبه ای در پود نازک استفاده می شود. نخ های پشمی یا ابریشمی الوان، همراه با طرح های اصیل و سنتی رایج در مناطق تولید ویژگی خاصی به جاجیم می بخشد و عمده ترین تفاوت جاجیم های تولیدی مناطق مختلف، طرح های آن است که در هر منطقه، ویژگی ها و خصوصیات خود را داراست. جاجیم معمولا به صورت نواری به عرض ۲۰ تا ۳۵ سانتی متر بافته شده و بر اساس کاربردهایی که دارد در قطعات مورد نظر بریده می شود و مورد استفاده قرار می گیرد.
جاجیم بافت که بر خلاف دیگر بافته ها، تارنماست و پود آن دیده نمی شود بافتی متناوب دارد و تارهای آن در نقش اندازی ها معلق است. این تارهای معلق اضافی موجب می شود که جاجیم بافته ای نسبتا برجسته به نظر آید. رنگ تارها نیز، متناسب با نقش مورد نظر بافنده، فرق می کند. این ویژگی ها ایجاب می کند که طرح و ترکیب بندی نقش های جاجیم بافت به صورت خطی باشد. تار، در راستای درازای بافت است؛ از این رو، نقش پردازی جاجیم منحصر است به نقش محرمات قائم (نقش مایه ای به شکل نوارهای پهن بافته شده در طول یک تخته جاجیم) و نیز نقش مایه های چهارخانه و شطرنجی و طرح های سرتاسری که در جهت درازای بافت امتدادپذیر باشد. برای بافت جاجیم، دستگاه (دار) جاجیم بافی به صورت افقی روی زمین قرار می گیرد. مجموعه تارها (چله ها)، که نسبت به سایر بافته ها، متراکم تر و رنگ آن ها متغیر است، به طول تقریبی بیست تا سی متر، به موازات هم به فاصله چند سانتی متری زمین، در کنار هم کشیده می شوند.
تارها در ابتدای دستگاه، به دور چوبی به نام سردار و در انتها به دور چوبی به نام زیردار که به زمین متصل شده اند، می چرخند. در دستگاه جاجیم بافی، از چوب هایی استفاده می شود که بافنده به مقتضای طرح و نقش، با آن ها تارهایی را که می خواهد روی بافته معلق بمانند، بلند می کند و پودگذاری می نماید. به این طریق، چند ورد به طور غیرمستقیم وارد دستگاه بافندگی می شود. هر بار که پود از میان تارها عبور می کند، با جا به جا کردن چوبی که در میان تارهاست، جای این دو رشته تار عوض می شود. پود، ضمن بافت، در زیر تارها پنهان می شود و تارها از روی کار دیده می شوند.
تعداد پود در بافت های دیگر، مانند گلیم و غیره، متعدد و رنگ آن متنوع است و می تواند نقش های بیشماری را ایجاد نماید، ولی در جاجیم بافت چون رشته های تار نقش را به وجود می آورند و تعداد و رنگ آن ها محدود است و پس از بسته شدن تارها به دو چوب سردار و زیردار، دیگر نمی توان آن را کم و زیاد کرد، نقش پردازی نیز محدود است.
امروزه از تولید جاجیم برای زیرانداز، پشتی، سجاده، رختخواب پیچ، مفرش، پتو، روفرشی، رومبلی، انواع پشتی، ساک، رویه کرسی و… استفاده می گردد
.
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:55 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:صنایع دستی ایران

جل بافی

 

عشایر جهت پوشاندن چهارپایان خصوصاً اسب و الاغ از این بافته استفاده می کنند. بافت جل شبیه به گلیم و بسیار ساده است . جهت بافت این محصول ساده و بدون نقش در گذشته از پشم استفاده می شد، ولی در حال حاضر بیشتر نخ پنبه ای به مصرف می رسد. بندرت دیده شده است که روی جل ها سوزندوزی هندسی انجام شود. این نوع جل از یک طرف دارای نقش و یک رویه است.
جل از صنایع دستی جامعه عشایری است. جل بافته‌ای است از خامه سیاه و سفید که آن را در ابعاد مختلف می‌بافند و بر روی چهارپایان می‌اندازند تا هم بتوانند بر روی آنان بار قرار دهند و هم در مواقع بارندگی از خیس شدن چارپایان جلوگیری شود. جل را زنان عشایر با کوبیدن میخ‌های چوبی بر روی زمین و گذراندن تارهای پشمی از روی چوب‌ها و عبور دادن عرضی تارهای پشمی دیگر از لابلای تارهای طولی می‌‌بافند. این صنعت جنبه خود مصرفی دارد و جهت رفع احتیاجات خانوار به بافت آن اقدام می‌‌گردد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 31 مرداد 1391  3:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها