الگوی حضور مجری در برنامههای کودکان به سالها پیش و زمانی باز میگردد که مجری در عین داشتن نقش مدیریتی در راهبرد برنامه کودک، خلأهای کمی و محتوایی برنامه را نیز جبران میکرد.
جوان آنلاین، خاله شادونه، خاله مهتاب، عمو پورنگ، دایی نیما، خاله نرگس، دایی بهنام، دایی چپل، عمو قناد، عمو مهربون، عموهای فیتیلهای و سایر شخصیتهایی که شاید باز هم از طریق تلویزیون متولد میشوند قاب جادویی را برای کودکان به ویترینی از عموها، خالهها و داییها تبدیل کرده است؛ شخصیتهایی که به ندرت در حوصله دنیای پر جنب و جوش و کنجکاو کودکان امروزی میگنجند و آنها را در رویارویی با تنوع گزینههای مختلف به سوی شبکههای جایگزینی سوق میدهند که به نمایش متداوم انیمیشن اختصاص دارند.
برای کودکان دهههای 50 و 60 صحبتهای میانبرنامهای گیتی خامنه مجری قدیمی برنامه کودک و انیمیشنهای گاه و بیگاهی که از تلویزیون پخش میشد، هنوز هم تداعیکننده خاطرات شیرینی است اما در آن سالها که کودک قدرت انتخاب چندانی نداشت و گزینههای پخش در زمینه برنامههای کودک و نوجوان نیز از کمیت زیادی برخوردار نبود، شور و اشتیاق کودکانه، بیصبرانه انتظار پایان صحبتهای مجری برنامه و نمایش انیمیشنهای زیبا و مهیج مفهوممحور را میکشید.
در واقع الگوی حضور مجری در برنامههای کودکان به سالها پیش و زمانی باز میگردد که مجری در عین داشتن نقش مدیریتی در راهبرد برنامه کودک، خلأهای کمی و محتوایی برنامه را نیز جبران میکرد اما امروز که حجم تولیدات داخلی انیمیشن و نیز حجم ورود انیمیشنهای خارجی نسبت به گذشته افزایش داشته است، مجریها و عروسکهایشان کماکان گردانندگان اصلی برنامههای کودک به شمار میروند.
امروزه مجری به صورت متوسط بیش از 50 درصد از زمان پخش برنامه کودک را به خود اختصاص میدهد و این در حالی است که کودک امروز برخلاف کودکان دهههای پیش از نظر کمی و کیفی با حجم گستردهای از شبکههای تلویزیونی انیمیشنی روبهرو است؛ شبکههایی که قدرت جاذبه و کاریزمایشان به واسطه پخش تصاویر شادی بخش، رنگارنگ و متنوع انیمیشنهای بدون مجری آن هم با کیفیت دیجیتال دو چندان است.
برای مثال شبکه پویانمایی «پرشین تون» که از حدود دو ماه پیش تحت مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کار خود را آغاز کرده است از جمله شبکههای دیجیتال موفق است که به دلیل پخش بلامنقطع انیمیشنهای جدید و نیز انیمیشنهای خاطرهانگیز قدیمی توانسته است بدون حضور حتی یک مجری بینندگان بسیاری را به خود جذب کند. در واقع میتوان گفت که هزینههای استخدام مجری در این شبکه صرف نمایش انیمیشنهای جذاب ولو قدیمی میشود که نمایش آنها برای بزرگسالان به اندازه کودکان جذابیت دارد.
مجریان تلویزیونی در حالی گردانندگان بیچون و چرای برنامههای کودک هستند که مدتهاست از تأسیس شبکه ملی پویانمایی سخن به میان میآید؛ شبکهای که قرار است در میان حجم گستردهای از رقبا بینندگان کوچک مشکلپسند را به خود جذب کند. اینکه آیا قرار است در این شبکه نیز مفاهیم اخلاقی، منطق و دانش باز هم از طریق عموها، خالهها، عمهها و داییها به صورت نصیحتآمیز و مستقیم به کودکان منتقل شود یا خیر مشخص نیست اما بدون شک انتقال غیرمستقیم مفاهیم بنیادین علمی و اخلاقی و نیز ارزشهای رفتاری از طریق تصاویر رنگارنگ و شخصیتهای کارتونی چون ایکیو سان سابق خودمان یا شخصیتهای ماجراجوی انیمیشنهای امروزی همچون سفرهای «درا» یا «دیگو» بیشتر از مجریان بزرگسال برای کودک کشش و جاذبه دارد.
امروزه عمر حضور مجری در شبکههای کودک سرتاسر جهان به پایان رسیده است و این الگوی تازه در بهترین شرایط نیز میزان اثرگذاری مجری روی کودک را تحتالشعاع خود قرار میدهد.