0

همه اعضاي خانواده ام اسيرند!

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

همه اعضاي خانواده ام اسيرند!

 

سيد حسين موسوي از لار، استان فارس، به منطقه اعزام مي شود. او داراي خلقي خوش و بسيار شوخ طبع است. با اينكه تازه از مرخصي برگشته، باز كاري برايش پيش مي آيد و مجبور است دوباره تقاضاي مرخصي كند كه فرمانده گردان با تقاضاي او مخالفت مي كند...
 

"سيد حسين موسوي" از لار، استان فارس، به منطقه اعزام مي شود. او داراي خلقي خوش و بسيار شوخ طبع است. با اينكه تازه از مرخصي برگشته، باز كاري برايش پيش مي آيد و مجبور است دوباره تقاضاي مرخصي كند كه فرمانده گردان با تقاضاي او مخالفت مي كند. حسين دست به دامان روحاني گردان مي شود و مي گويد: كار واجبي پيش آمده و 2- 3 روزه برمي گردد. چراكه پدر، مادر، برادران، خواهران و حتي چند تا از دايي ها و عموهايش به همراه خانواده هايشان نيز اسيرند و او بايد به اين مرخصي برود.

حاج آقا با ناراحتي زياد درحالي كه بغض گلويش را مي فشارد، سيد حسين را در آغوش مي گيرد و به روحيه عالي او آفرين مي گويد و بعد از اينكه از او جدا مي شود به سراغ فرمانه مي رود تا با پادرمياني زمينۀ صدور مرخصي را برايش فراهم آورد.

وقتي فرمانده صحبت هاي حاج آقا را مي شنود برخلاف ايشان بغض نمي كند بلكه با خنده مي گويد: حاج آقا من روي شما را زمين نمي اندازم. اين هم 5 روز مرخصي. همه خانوادۀ سيد حسين اسيرند و لي نه اسير عراقي ها بلكه اسير لار. حاج آقا! اسير اسم يكي از روستاهاي شهرستان لار است.(نويد شاهد)

 

جمعه 27 مرداد 1391  12:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها