0

راننده تاکسی

 
saeedazimi
saeedazimi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 688
محل سکونت : ESFAHAN

راننده تاکسی

مسافر تاکسی آهسته روی شانه راننده زد و گفت همین بغل پیاده ميشم. راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد و نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس

از جدول کنار خیابان رفت بالا. نزدیک بود که چپ کنه. اما کنار یک مغازه توی پیاده رو متوقف شد. برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد.

سکوت سنگینی حکم فرما شد تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن. منو تا سر حد مرگ ترسوندی"

مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی دونستم که یک ضربه کوچولو اين قدر تو رو می ترسونه"

راننده جواب داد: "واقعآ... راست میگی. تقصیر تو نیست. امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده تاکسی دارم کار می کنم. آخه من 25 سال راننده ماشین بهشت زهرا بودم…!"

به آینده امیدوار باش./
شنبه 8 آبان 1389  9:38 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:راننده تاکسی

بهتر بود اين تاپيك در قسمت لطيفه و طنز قرار ميگرفت

شنبه 8 آبان 1389  8:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها