0

آینده جهان در قرآن

 
khodavandi
khodavandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1391 
تعداد پست ها : 119
محل سکونت : اذربایجان شرقی

آینده جهان در قرآن

آینده جهان در قرآن





آیندة عالم و فرجام امت اسلامی، به شیوه‌ای در قرآن بیان شده است كه پیامبر اكرم(ص) و وارثان علم آن حضرت، یعنی ائمه(ع)، آن‌را به طور كامل می‌دانند و به تمام مراحل و تطورات آن نیز دانا هستند، اما راهی كه ما برای شناخت آن داریم، به مقداری است كه از آیات و روایات شریفی، كه در این باره به ما رسیده، می‌فهمیم.
و تعداد آیاتی كه از آیندة امت و عالم صحبت می‌كند به ده‌ها آیه می‌رسد؛ از قبیل:
وعد الله الذّین آمنوا و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الأرض... .7
خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‌اند، وعده داد كه در روی زمین جانشین دیگرانشان كند.

و این آیه:
سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ ... .8
زودا كه آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشكار شود كه او حق است.


و آیة:
و من أظلم ممّن منع مساجد الله... لهم فی الدّنیا خزیٌ... .9
كیست ستمكارتر از آن كه نگذاشت كه نام خدا در مسجدهای خدا برده شود... نصیبشان در دنیا خواری است... .

و آیات دیگری كه مجموعاً به ده‌ها آیه می‌رسد. و روایات و احادیث در این باره به صدها روایت می‌رسد كه در مصادر حدیثی شیعه و سنی آمده است. و برخی از آنها در ابواب مستقلی جمع‌آوری شده‌اند. مانند ابواب «ملاحم و فتن» و... كه در این روایات پیرامون حوادث بزرگ و كوچكی كه بعد از نبی‌اكرم(ص) تا آخرالزمان برای امت اسلامی رخ می‌دهد، بحث شده است.
و شاید بیشترین و صحیح‌ترین روایات نزد شیعه و سنی، روایاتی باشد كه از مرحلة ظهور اسلام و داخل شدن اقوام مختلف در اسلام و تشكیل حكومت الهی به دست مهدی منتظر(ع) از فرزندان نبی اكرم(ص) صحبت می‌كند و هنگامی كه روایت و آیه دربارة یك موضوع، اتفاق پیدا می‌‌كنند، آن قضیه دارای ارزش علمی بالایی می‌شود.همان‌طور كه در روایات وارده در تفسیر آیات مربوط به ظهور اسلام یا ظهور امام مهدی(ع) چنین است.


نگاهی اجمالی به آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی(ع)

علامه بحرانی در كتاب المحجّة حدود یكصد روایت وارده دربارة تفسیر آیات به امام مهدی(ع) را گرد آورده است. بعد از بررسی بیش از چهارصد مصدر كتب تفسیری و حدیث، بیش از پانصد روایت كه ده‌ها آیه را به امام مهدی(عج) تفسیر می‌كند، یافتم؛ كه بیشتر آن روایات از طرق شیعه از امامان اهل بیت(ع) و اندكی نیز از طریق اهل سنت روایت شده است.
موضوعات این روایات بسیار متنوع می‌باشند. من جمله، صحبت از پاره‌ای وقایع قبل از ظهور ایشان؛ جمع شدن یاران آن حضرت(ع) در مكه، آغاز قیام حضرت مهدی(ع) از مسجدالحرام، حركت ایشان به سوی قدس، متوجه شدن ایشان به عالم، و جنگ‌ها و پیروزی‌های حضرت حجت(ع) و رفاه و گشایش در عصر ایشان، و عدالت و رحمت و دوست داشتن ایشان توسط مردم، و ده‌ها موضوع كلی و تفصیلی از این مرحله از ظهور اسلام بر سایر ادیان، و آنچه به دنبال این مرحله به وقوع می‌پیوندد از نزول حضرت مسیح(ع) و تصدیق حضرت مهدی(ع) و حمایت و یاری حضرت مهدی(ع) توسط ایشان، و از آنچه بعداز امام مهدی(ع) رخ می‌دهد؛ از رجعت پیامبر اكرم(ص) و ائمه (ع) به دنیا و حكومت نمودن به مدت طولانی، پس از آغاز شدن علایم قیامت، و خروج جنبده‌ای از زمین (دابة الأرض) و یأجوج و مأجوج و... .

نمونه‌هایی از مصادر شیعه و سنی

1. طبری در تفسیر خود10 می‌گوید: سُدّی دربارة این سخن خداوند تعالی:
و من أظلم ممّن منع مساجد الله أن یذكر فیها اسمه و سعی فى خرابها.
می‌گوید: «رومیان بخت‌النصر را در تخریب بیت المقدس یاری كردند» و دربارة این قول خداوند:
أولئك ماكان لهم أن یدخلوها إلاّ خائفین.12
آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن [مسجد] درآیند؛
گفته است: در زمین، هیچ رومی وجود ندارد مگر اینكه اگر بخواهد وارد آن شود، می‌ترسد كه گردنش زده شود، و به پرداخت جزیه ترسانده شده، آنرا می‌پردازد. و دربارة این آیة قرآن:
لهم فی الدّنیا خزیٌ.13
در دنیا، ایشان را خواری است.
می‌گوید: اما خواری و ذلت رومیان در دنیا، هنگامی است كه امام مهدی(ع) قیام نموده و «قسطنطنیه» را فتح نماید و آنها را به قتل رساند؛ این ذلت آنها در دنیاست.
همین روایت را شیخ طوسی از سدی در تفسیر التبیان14 روایت كرده، و به آخر آن این جمله را اضافه نموده است: «و برای آنان، خواری در دنیا به این است كه كشته شوند، اگر حربی باشند.»
مشابه این بیان را «سیوطی» در تفسیر درّ المنثور15، نقل كرده است. همچنین در كتاب العرف الوردی فی أخبار المهدیّ الحاوى16 و در كتاب البرهان17 و صاحب جریدة العجائب18، نیز این روایت نقل شده است.
آنچه را كه دربارة قیمت و ارزش علمی روایت نقل شده از سدی گفتیم، در حالی‌كه فقراتی را كه سدّی بر زمان خودش تطبیق نموده است، رد نمودیم به این دلیل است كه روایت، این نكته را آشكار می‌كند كه در ذهن تابعینی مثل سدی این بوده است كه پیروزی كامل مسلمین بر روم و فتح پایتخت آنان‌، كه در این روایت قسطنطنیه نامیده شده، به دست مهدی موعود(ع) انجام شده و عزت مسلمین در مقابل آنها به دست ایشان تحقق خواهد یافت.
2. در كمال‌الدین19 از امام صادق(ع) روایت شده است كه دربارة آیة:
هو الّذى أرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.20
او كسی است كه پیامبر خود را برای هدایت مردم با دینی درست و برحق، فرستاد، تا او را بر همة دین‌ها پیروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نیاید.
چنین فرمودند:
به خدا قسم، تأویل این آیه رخ نداده و رخ نخواهد داد تا قائم(ع) خروج نماید. پس آنگاه كه خروج نماید، هیچ كافری به خدای عظیم و هیچ مشركی به امام وجود نخواهد داشت مگر اینكه خروج آن حضرت(ع) را ناخوش دارد. حتی اگر در میان صخره‌ای مشرك یا كافری پنهان شده باشد، آن صخره ندا می‌دهد: ای مؤمن، در میان من كافری پنهان شده، مرا بشكن و او را بكش.

و بخشی از این روایت را «فرات»21 و «عیاشی»22 در تفاسیر خود، نقل كرده‌اند و همچنین در العدد القویّه23 و در تأویل الآیات24 و برخی از مصادر دیگر شیعه نیز ذكر شده است.
در مجمع البیان25 از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده كه پس از تلاوت این آیه فرمودند:
آیا دین اسلام بر سایر ادیان غالب شده است؟
همراهان حضرت(ع) پاسخ دادند: بلی.

ایشان فرمودند: هرگز، قسم به كسی كه جانم در دست اوست، این اتفاق نمی‌افتد تا اینكه هیچ شهر و روستایی نباشد مگر اینكه در آن، هر صبح و شام، شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام(ص) داده شود.

همین روایت در تأویل الآیات26 و تفسیر صافی27 و دیگر مصادر شیعه نیز بیان شده است.
مصادر اهل سنت، تفسیر این آیه را به نزول عیسی(ع) روایت كرده‌اند. همان‌طور كه در جامع طبری28 و سنن بیهقی29 و الدّرالمنثور30 ذكر شده است. شافعی، صاحب البیان31 از سعید بن‌جبیر در تفسیر این قسمت از آیه:
لیظهره علی الدّین كلّه و لوكره المشركون.
چنین نقل كرده است كه: «او، مهدی از عترت فاطمه(س) است.» و سپس می‌افزاید:
بین این قول، و قول كسانی كه می‌گویند: منظور، عیسی(ع) است؛ منافاتی وجود ندارد، زیرا همان‌طور كه گفته شد، عیسی(ع) یاری دهندة امام مهدی(ع) است.
همچنین فخر رازی در تفسیر خود32 از ابوهریره نقل می‌كند كه گفت:
این وعده‌ای از جانب خداوند تعالی است كه اسلام را بالاتر و برتر از جمیع ادیان قرار دهد. او سپس گفت ... و تمامیت یافتن این امر در زمان خروج عیسی(ع) است.
سدّی می‌گوید:
این امر هنگام قیام مهدی(ع) است. كه هیچ كس باقی نمی‌ماند مگر اینكه اسلام آورده یا مجبور به پرداخت خراج می‌گردد.
و احادیث متواتری در نزد شیعه و سنی وجود دارد كه نزول عیسی(ع) در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) خواهد بود و ایشان پشت سر امام مهدی(ع) نماز خواهد خواند.
3. همچنین مصادر فریقین در تفسیر آیة:
ولو تری إذ فزعوا فلا فوت و أخذوا من مكانٍ قریبٍ.33
اگر ببینی، آنگاه كه سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مكانی نزدیك گرفتارشان سازند.
اتفاق نظر دارند كه منظور آیه، «جیش خسف» است. یعنی در ابتدای ظهور، لشكری وارد مدینة منوره شده، آنگاه جهت جنگ با امام مهدی(ع)، قصد مكة مكرمه می‌كنند كه خداوند متعال آنها را قبل از رسیدن به مكه، در زمین فرو می‌برد. این مطلب در تفسیر طبری34، و ثعلبی35 و كتاب البداء و التاریخ36 و عقد الدّرر37 و تفسیر الدّر المنثور38 نقل گردیده است.
بسیاری از مصادر شیعی نیز نظیر این تفسیر را از این آیه روایت كرده‌اند كه مجال بر شمردن آنها نیست. البته قطع نظر از این آیه، روایات متواتری از پیامبر اكرم(ص) ناظر به فرو رفتن لشكر در زمین (خسف جیش) در منابع شیعه و سنی از جمله در صحّاح سته آمده است.
4. مصادر شیعه و سنی در تفسیر آیة متعلق به نزول حضرت عیسی(ع) اتفاق نظر دارند:
و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیامة یكون علیهم شهیداً.39
و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر آنكه پیش از مرگش به او ایمان آورد و عیسی در روز قیامت به ایمانشان گواهی خواهد داد.
این مطلب در تفسیر طبری40 آمده است، و شیخ طوسی نیز تبیان41 می‌فرماید:
... گویی آیه می‌خواهد بگوید: احدی از یهود باقی نمی‌ماند، مگر اینكه قبل از موت حضرت عیسی(ع) به ایشان ایمان می‌آورد. به این صورت كه با خروج امام مهدی(ع) خداوند حضرت عیسی(ع) را برای قتل دجال به سوی زمین می‌فرستد و همة مردم جهان، ملت واحد می‌شوند كه همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم(ع) می‌باشد.
و ابن عباس و ابومالك و حسن بصری و قتاده و ابن زید و... همین نظر را دارند و طبری نیز این قول را اختیار كرده است. و این آیه، مخصوص یهودیانی است كه در آن زمان زندگی می‌كنند. و از شیعیان، علی بن ابراهیم این قول را در تفسیرش ذكر كرده است.


نمونه‌هایی از مصادر شیعی:

1. شیخ صدوق، در كمال الدین42، از امام باقر(ع) نقل می‌كند كه فرمودند:
قائم ما (اهل بیت) با ترس و رعب (كه در دل دشمنانش ایجاد می‌شود) یاری می‌شود، با نصرت و پیروزی تأیید می‌شود، زمین رام وی می‌شود، گنج‌ها برایش آشكار می‌گردد، حكومتش شرق و غرب عالم را فرا خواهد گرفت، خداوند عزوجل به‌وسیلة او دینش را بر سایر ادیان غالب خواهد نمود، هرچند كافران اكراه داشته باشند، هیچ خرابی باقی نمی‌ماند مگر اینكه آباد می‌شود، و روح الله، عیسی بن مریم(ع) ، نزول كرده و پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز خواهد گذارد. پس آنگاه كه حضرت بقیة الله(عج) ظهور نماید به كعبه تكیه نموده و سیصد و سیزده مرد اطرافش اجتماع می‌نمایند. و اولین چیزی كه می‌گوید این آیة شریفه است:
بقیةالله خیرٌ لكم إن كنتم مؤمنین.43
اگر ایمان آورده‌اید، آنچه خدا باقی می‌گذارد برایتان بهتر است.
آنگاه می‌فرمایند:
من بقیةالله در زمین هستم و خلیفه و حجت خدا بر شما می‌باشم، هیچ مسلمانی بر ایشان سلام نمی‌كند مگر با این جمله:
السّلام علیك یا بقیّةالله فی أرضه.
2. نعمانی در كتاب غیبت44 خود، از ابوبصیر نقل كرده است كه گفت:
از امام باقر(ع) دربارة این آیة شریفه پرسیدم كه:
سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتّی یتبینّ لهم أنّه الحقّ.45
امام باقر(ع) پاسخ فرمودند:
در درونشان، مسخ را و در بیرونشان، حركت و خروش آفاق، علیه آنان را نشانشان می‌دهد. پس قدرت خدا را در انفس خویش و در آفاق می‌بینند و ضعفشان برایشان آشكار می‌شود. و معنای این سخن خداوند تعالی (حتّی یتبیّن لهم أنّه الحقّ) خروج قائم(ع) و چه بسا معنای مسخ مذكور برای سركشان، مسخ در شخصیت و روحیاتشان باشد كه با آن ضعفشان آشكار می‌شود.
3. در غیبت نعمانی46 از حضرت امیرالمؤمنین(ع) دربارة این سخن خداوند عزوجل:
فاختلف الأحزاب من بینهم.47
گروه‌ها با هم اختلاف كردند.

سؤال شد، ایشان فرمودند:
با دیدن سه چیز منتظر فرج باشید.
گفته شد ای امیرالمؤمنین(ع) آنها چیستند؟
حضرت علی(ع) فرمودند:
اختلاف اهل شما به خاطر آنچه كه در بین آنهاست، پرچم‌های سیاه از خراسان، فزع (صیحة) آسمانی در ماه رمضان.
دوبارة سؤال شد: این صیحه در ماه رمضان چیست؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:
آیا سخن خداوند عزوجل را در قرآن نشنیده‌اید كه می‌فرماید:
إن نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیةً فضلّت أعناقهم لها خاضعین.48
اگر بخواهم از آسمان برایشان آیتی نازل می‌كنیم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.

[سپس فرمودند:] آن، نشانه‌ای است كه زنان جوان را از سراپردة خود خارج می‌كند و خواب رفته را بیدار می‌نماید و كسی را كه در حال چرت است به فزع وامی‌دارد.
و همین روایت را سلمی، از اهل سنت، در عقدالدرر49 و بسیاری دیگر از منابع شیعی، كه مجال ذكرشان نیست، روایت كرده‌اند. و برخی از آنها این روایت را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از ابن عباس نقل كرده‌اند. و روایات دیگری صیحه یا آیه و نشانة ماه رمضان را این‌گونه تفسیر نموده‌اند كه آن صدایی است از آسمان، خطاب به همة ملت‌های عالم به این‌كه جنگ و نزاع‌ها و دوری از دین را كنار گذاشته و از امام مهدی موعود(ع) اطاعت نمایند و حضرت مهدی(ع) را با اسم و اسم پدرش نام می‌برد. با قطع نظر از تفسیر آیه، دربارة این ندای آسمانی روایات دیگری نیز در مصادر شیعه و سنی نقل شده‌است كه مجال ذكر مصادر آنها نیست.

4. در مصادر شیعه، در تفسیر آیة:

و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّةٍ معدودة لیقولنّ مایحبسه ألا یوم یأتیهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما كانوا به یستهزؤن.50
و اگر چندگاهی عذابشان را به تأخیر بیفكنیم می‌پرسند: چه جیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن‌را بازنگردانند، و آنچه را مسخره می‌كردند، آنان را دربرخواهد گرفت.
چنین آمده است كه مقصود از «امّة معدودة» اصحاب حضرت مهدی(ع) می‌باشند و در تفسیر قمی51 ذیل این آیه از امام معصوم(ع) نقل شده است كه فرمودند:
«أمّة معدودة» اصحاب قائم(ع) اند كه سیصد و ده و اندی می‌باشند.
و عیاشی نیز همین روایت را از امام باقر(ع) در تفسیر خود نقل كرده و به آن افزوده است كه؛
در یك لحظه، مانند برگ پاییزی كه فرو می‌ریزد، گرداگرد آن حضرت گسیل می‌گردند.52
و خود او از امام صادق(ع) با لفظ «او، قائم(ع) و اصحابش می‌باشند» روایت كرده است.53 همچنین نعمانی در آن را از امام صادق(ع) روایت كرده است.54 در تعداد دیگری از منابع شیعه نیز این مطلب موجود است كه مجال ذكرشان نیست.
همانطور كه ملاحظه می‌شود تفسیر «الأُمّة» در این آیه به «جماعتی از مردم» صحیح‌تر از تفسیر آن به «مدتی از زمان» است، كه برخی از مفسران آن‌را ذكر كرده‌اند. چرا كه اصل در استعمال‌های قرآنی، معنای حقیقی كلمه است و عدول از معنای حقیقی به معنای مجازی، تا زمانی كه راه باز است، صحیح نمی‌باشد. كلمة «الأُمّة» بر طبق آنچه در المعجم المفهرس آمده چهل و نه بار در قرآن به كار رفته است كه در مورد آن مفسران اتفاق نظر دارند كه معنایش جماعت واحدی از مردم است كه همان معنای حقیقی «الأُمّة» می‌باشد. و مفسران ذكر كرده‌اند كه در آیة مذكور و آیة 118 سورة یوسف به معنای «مدت» و در آیة 22 و 23 سورة زخرف به معنای «دین و ملت» است.
و البته در همة موارد می‌توان آن‌را به معنای حقیقی‌اش با حذف مضاف یا بدون حذف مضاف تفسیر نمود، كما اینكه در آیة مذكور چنین كردیم.

5. در بعضی از روایات «مطلع الفجر» در سورة قدر را به ظهور امام مهدی(ع) تفسیر نموده‌اند؛ مانند تفسیر فرات كوفی55 و تأویل الآیات از محمد بن عباس56.
ممكن است اشكال شود به اینكه معنا ندارد كه بگوییم انتهای سلام در شب قدر، با ظهور امام مهدی(ع) می‌باشد. بلكه معنا این می‌شود كه در هنگام ظهور آن حضرت(ع) در شب قدر تحولی حاصل می‌‌شود و سلام بر حضرت مهدی(ع) و بر مؤمنین می‌باشد. لذا مقصود این است كه سلام و عطا در شب قدر، قبل از ظهور ایشان تا طلوع فجر ادامه دارد. اما هنگامی كه فجر اسلام طالع شود و با ظهورش عالم را فرا بگیرد، در سلام الهی بر اهل زمین و بر امامشان، به تبع تحول ایمانی كه در خود اهل زمین ایجاد شده است، تحول و تطوری ایجاد خواهد ‌شد.


ترجمه: حسین رضایی فرد

پی‌نوشت‌ها:
منبع: سایت القرآن نور.
1. سورة نحل (16)، آیة 89.
2. سورة اعراف (7)، آیة 145.
3. سورة زخرف (43)، آیة 63.
4. سورة نحل(16)، آیة 89.
5. الكینی، محمد بن یعقوب،كافی، ج 2، ص 599، ح 3.
6. حسینی بحرانی، سیدهاشم، البرهان، ج 1، ص 378.
7. سورة نور (24)، آیة 55.
8. سورة فصلت (41)، آیة 53.
9. سورة بقره(2)، آیة 114.
10. تفسیر طبری، ج 1، صص 399ـ398.
11. سورة بقره(2)، آیة 114.
12. همان.
13. همان.
14. شیخ طوسی، تفسیر التبیان، ج 1، ص 420.
15. درالمنثور، ج 1، ص 108.
16. العرف الوردی فی أخبار المهدی الحاوی، ج 2، ص 57.
17. حسینی بحرانی، همان، ص 144.
18. العجائب، ص 275.
19. شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، كمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج 2، ص 670، ب 57، ح 16.
20. سورة توبه (9)، آیة 33.
21. تفسیر فرات، ص 184.
22. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 87، ح 52.
23. العدد القویه، ص 69، ح 104.
24. تأویل الآیات، ج2، ص 688.
25. شیخ طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 280.
26. تأویل الآیات، ج 2، ص 698، ج 6.
27. تفسیر صافی، ج 2، ص 338.
28. جامع طبری، ج 10، ص 82.
29. سنن بیهقی، ج 9، ص 18.
30. سیوطی، همان، ج 3، ص 213.
31. شیخ طبرسی، همان، ص 528، ح 25.
32. تفسیر فخررازی، ج 16 ، ص 40.
33. سورة سبأ (34)، آیة 51.
34. تفسیر طبری، ج 22، ص 72.
35. تفسیر ثعلبی، ج 3، ص 154.
36. البدء و التاریخ، ج 2، ص 177.
37. سلمی، عقدرالدّرر، ص 76، ب 4، ح 2.
38. سیوطی، همان، ج 5، ص 240.
39. سورة نساء(4)، آیة 159.
40. تفسیر طبری، ج 6، ص 14.
41. شیخ طوسی، همان، ج 3، ص 386.
42. شیخ صدوق، همان، ج 1، ص 330، ب 32، ح 16.
43. سورة هود(11)، آیة 86.
44. النعمانی، الغیبة، ص 229، ب 14، ح 40.
45. سورة فصلت(41)، آیة 53.
46. النعمانی، همان، ص 229، ب 14، ح 40.
47. سورة مریم(19)، آیة 37.
48. سورة شعرا(26)، آیة 4.
49. سلمی، همان، ص 104، ب4،ح2.
50. سورة هود(11)، آیة 8.
51. تفسیر قمی، ج 1، س 323.
52. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 57.
53. همان، ج 2، ص 141.
54. النعانی، همان ص 241، ب 13، ح 36.
55. تفسیر فرات، ص 218.
56. تأویل الآیات، ج2، ص 818، ح 3 و ص 820، ح9.

یک شنبه 22 مرداد 1391  12:15 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها