0

بخیل

 
azadeh_69
azadeh_69
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 649
محل سکونت : اصفهان

بخیل

بخیلی از خواب بیدار شد و صدایی شنید.پرسید: این صدای چیست؟

گفتند: اسب توست ، جو می خورد.

گفت: من چیزی را که مالم را تلف کند،نمی خواهم.اسب را بفروشید.

منبع: ریاض الحکایات،حبیب اللهشریف کاشانی ص128

 

پل ارتباطی:     azadeh_mail@yahoo.com 

 

             
       هرگز بر روی زمین با ناز راه مرو که تو نمی توانی زمین را بشکافی و قامتت به بلندی کوه ها نخواهید رسید.

    قران کریم         

 

 

پنج شنبه 6 آبان 1389  10:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها