0

پدر یتیمان

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

پدر یتیمان

 

هوا خیلی گرم بود. آن قدر زیاد که از شدت گرما، خیلی از مردم از خانه هایشان بیرون نمی آمدند. امام علی (علیه السلام) از خانه اش بیرون آمد. آفتاب گرم بر سر و صورت او تابید، اما او به خانه برنگشت و به راه افتاد. از کوچه که رد می شد، مردی او را دید. مرد جلو آمد، سلام کرد و از امام پرسید: «یا علی! در این گرمای شدید برای چه کاری از خانه بیرون آمده اید؟»
امام جواب سلام مرد را داد و با خوش رویی و لبخند فرمود: «برای این که ستمدیده ای ا یاری کنم یا سوخته دلی را پناه دهم».
مرد از صحبت امام خوشش آمد و لبخند زد.
صدای بازی بچه ها کوچه را پر کرده بود. کودکی گوشه ای نشسته بود و همان طور که اشک می ریخت به بازی کردن بچه ها نگاه می کرد. صدای خنده و بازی بچه ها بیشتر شد و کودک از این که نمی توانست با آن ها بازی کند، بیشتر گریه اش گرفت. امام علی (علیه السلام) به آن کوچه رسید. کودک هنوز گریه می کرد که سایه ای را بالای سرش احساس کرد. سرش را که بلند کرد، امام علی (علیه السلام) را دید که با مهربانی به او لبخند می زند. امام نگاهی به کودک کرد، دستی به سرش کشید و از او پرسید: «چه شده فرزندم؟» و با دست مهربانش اشک های کودک را پاک کرد.
کودک با بغض گفت: «بچه ها مرا بازی نمی دهند! می گویند ما با تو بازی نمی کنیم، چون تو یتیمی و پدر نداری!»
امام لبخندی به کودک زد. سکه ای در دست های او گذاشت و گفت: «برو با آن ها بازی کن و بگو بابای من علی بن ابی طالب است». (1)
کودک با خوش حالی به سمت بچه ها دوید.
مقداری عسل و انجیر آوردند و گفتند: یا علی! این ها را از همدان و حُلوان برای شما آورده ایم».
امام عسل ها و انجیرها را گرفت و به یارانش فرمودند: «بین یتیمان تقسیم کنید».
آنان رفتند تا عسل ها و انجیرها را بین بچه ها یتیم تقسیم کنند. امام هم به همراه یارانش پیش یتیمان رفت و خودش از عسل و انجیر به دهان تک تک آن ها گذاشت. یاران امام از او پرسیدند: «یا امیرالمؤمنین! چرا این کار را می کنید؟»
امام نگاهشان کرد، لبخند زد و با مهربانی فرمود: «امام، پدر یتیمان است. این عمل را انجام می دهم تا احساس یتیمی نکنند». (2)

پی نوشت ها:

1. شهید احمد میرخلف زاده و قاسم میرخلف زاده، قصص امیرالمؤمنین یا داستان های علی (علیه السلام)، قم، انتشارات مهدی یار، 1379، ص 127.
2. حمیدرضا کفاش، یک صد و ده درس زندگی از سیره ی عملی حضرت علی (علیه السلام)، تهران، نشر عابد، 1379، چ 3، ص 34.

معصومه سادات میرغنی
منبع: قاصدک، ویژه نامه ماه رجب، صص 28 – 27.

      

جمعه 20 مرداد 1391  12:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها