آیا مذهب مانی، ثنوی بوده است؟
ثنویت مانی خیلی صریحتر است از ثنویت زردشتی. ثنویت مزدكی همان ثنویت مانوی است با اندكی اختلاف. شهرستانی در الملل و النحل ثنوبت را به مانی نسبت میدهد نه به زردشت و مفصل درباره آن بحث میكند. محققان و مستشرقان در عصر اخیر تحقیقات زیادی درباره مانی و دین او كردهاند. آقای تقیزاده كه یكی از محققان طراز اول در این موضوع به شمار میرود، میگوید:
«... دین مانی بر دو اصل، یعنی خیر و شر یا نور و ظلمت و سه دور یعنی ماضی و حال و استقبال مبنی است. منشا كلی و اصلی وجود و در واقع خدای بزرگ دو تاست، كه یكی را نور و دیگری را ظلمت مینامیم. در منابع ایرانی این دو صل را «دوبن» نامیدهاند. در بدو امر، یعنی در ازل و قبل از حدوث خلقت و دنیا این دو اصل جدا و مستقل و منفك از هم بودند كه آندو را مانویان ماضی مینامند. قلمرو نور در بالا و منبسط به شمال و مشرق و مغرب بوده و مقر ظلمت در پایین و ممتد در جهت جنوب بود، و اگر چه با هم، هم حدود بودند، سرحد فاصلی داشتند و تماسی در كار نبود. بنابر بعضی بیانات از قسمت جنوبی فضا نیز یك ثلث متعلق به نور بوده و لذا وسعت قلمرو نور پنج برابر قلمرو ظلمت بود. هر یك از این دو اصل در قلمرو خود ساكن و آرام قرار داشتند. عالم نور دارای تمام صفات خوب بود و نظم و صلح و فهم و سعادت و سازش در آنجا حاكم بود، ولی در عالم ظلمت اغتشاش و بینظمی و كثافت مستولی بود. گاهی این دو اصل را به عنوان دو درخت نامیدهاند: یكی را درخت حیات و دیگری را درخت مرگ. در قلمرو نور پدر عظمت حكمران است و در قلمرو ظلمت پادشاه تاریكی. قلمرو نور از پنج ناحیه و مسكن به وجود آمده كه پنج عضو خدا یعنی هوش و فكر و تامل و اراده و ایونهای بیشمار (موجودات جاوید و مظاهر خدا) در آن ساكن هستند. قلمرو ظلمت هم از پنج طبقه روی همدیگر به وجود آمده كه از بالا به پایین عبارت است از دود پایه و آتش بلعنده و باد مخرب و آب لجنی و ظلمات.»