0

موسیقی متال و جنبش عظیم بلک متال

 
shirani98
shirani98
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 483
محل سکونت : اصفهان

موسیقی متال و جنبش عظیم بلک متال

موسیقی متال و جنبش عظیم بلک متال
بلك متال در «نروژ» از زمانی پدید آمد كه «نیو وایكینگ های» نروژ، در جستجوی راه و نابود كردن مسیحیت در نروژ جهان بودند و در این راه، انسان‌های بسیاری را كشتند و كلیساهای زیادی را آتش زدند و موسیقی بلك متال را تا نهایت نواختند كه شاید خدای تاریك «پاگان ها» بازگردد. بازدیدكنندگان و توریست‌ها، از نروژ به عنوان كشور حماسه و افسانه‌ها یاد می‌كنند.
پایتخت این كشور هم «اسلوا»ست كه در مركز این شهر همه چیز از خانه‌های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه‌های مختلف دیده می‌شود. در یكی از همین خانه‌های مركز این شهر و در یك اتاق شش ضلعی گروه (meyhem) به عنوان اولین گروه بلك متال نروژ شكل گرفت. در این اتاق فرش‌های بسیار كثیف در زیر پا، صلیب‌های شكسته نازی‌ها در بالای سرشان به همراه صلیب‌های بر عكس و شمشیر وایكینگ‌ها كه به در و دیوار آویزان بود، دیده می‌شود. «هل هامر» در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از تركیب تشكیل دهنده گروه است.
پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه‌ی هشتاد، شكل گرفت. اعضای این گروه در همان خانه زندگی می‌كردند كه اطرافیان از این خانه به عنوان خانه‌ای شیطانی یاد می‌كنند.
هامر می‌گوید:
«وقتی برای خرید به مغازه‌ای می‌رفتیم پیرزن‌ها به محض دیدن ما فرار می‌كردند و به نوه‌ها و بچه‌هایشان می‌گفتند:
این جا محل زندگی «شیطان» است». گروه مشغول تمرین و كار بود كه «دد» خواننده گروه مغز خود را با سلاح «شات گان» متلاشی كرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها كردند تا جسدش خوراك پرندگان شود.
هامر می‌گوید:
«این كار «دد» مرا متعجب نكرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه‌های عجیب نروژ صحبت می‌كرد» هامر و اورانیموس گیتاریست گروه، اولین كسانی بودند كه جنازه دد را دیدند.
اورانیموس می‌گوید:
ما وقتی جنازه را دیدیم كه مغز او روی زمین ریخته و خونش به دیوارها پاشیده شده بود.
هامر می‌گوید:
%% «اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد! هامر اولین كسی بود كه لباس بلك متال را مد كرد:
چكمه‌های بلند، لباس جین، ژاكت‌های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی كه به گردنبندی كه از استخوان جمجمه دد ساخته شده بود، اولین مدل لباس گروه بلك متال بود.
بلك متال همیشه موسیقی ترسناكی بوده و حتی گروه‌های انگلیسی مثل «venom» خود را به عنوان یك گروه شیطانی مطرح كرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند. وقتی كه بلك متال به نروژ رفت، تغییرات اساسی در آن شكل گرفت و جنگ عظیمی كه بر علیه مسیحیت با موسیقی متال شكل گرفت و پیوند خورد، نماد پیدا كرد. از گروه‌های دیگری كه بعد از «meyhem» به این نهضت پیوستند می‌توان به «dark throne»، «immortal»، burzum»، «marduk»» emperor» اشاره كرد كه در ابتدا به صورت زیرزمینی تشكیل شده و رشد كردند.
در همین زمان «euonymus» شركت «DSP» را شكل داد. او به نوعی رهبر این نهضیت محسوب می‌شد.
هامر در مورد او می‌گوید:
«او احساسات نداشت.
ترحم نداشت و همیشه هم می‌گفت كه این نوع زندگی به رایش لذت بخش است». این شركت در زیرزمین همان خانه محل تمرین گروه، تشكیل شد.
این زیرزمین مثل سیاه چال‌های قدیم تاریك و نمناك بود و با شمع روشن می‌شد.
افراد بسیاری پس از آمدن به این مكان و خروج از آن كفن به تن می‌كردند و در اوج نشیگی حاصل از مواد مخدر به خودزنی با چاقو و شیشه شكسته می‌پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت «666» را می‌نوشتند. «Hell hammer» مردمی كه با تفنگ به خود یا دیوار شلیك می‌كردند و حتی كسی كه با پتك به مغز خود كوبید، را به یاد می‌آورد یا حتی اورانیموس كه یك روز آن قدر خود را با زنجیر زد تا بیهوش شد.
در حدود سال 1990 بود كه بلك متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر (marduk) پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی (em Jesus) دری جدید را بر روی بلك متال و مبارزه با مسیحیت باز كرد. «ساموس» گیتاریست بزرگی كه از اعضای تشكیل دهنده «emperer» است و سابقه همكاری با «burzum»، «satyricon» و … را دارد می‌گوید:
«ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم كرد و خواهید دید كه چگونه ادیان وایكینگ‌ها باز خواهد گشت». نقطه‌ی اشتراكی كه در بین گروه‌های آن موقع بلك متال، دیده می‌شود این بود كه همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند. در این زمان آتش زدن كلیساها به وسیله‌ی كسانی كه خود را سربازان «ا و دین» می‌نامیدند، شیوع پیدا كرد. از پیشگامان این كار می‌توان به «Varg vikerness» یا همان «count grishnackh» اشاره كرد. از كلیساهای معروفی كه ورگ آتش زد «fantoft» را نام می‌برد كه از آثار باستانی نروژ است.
از دیگر كلیساهای معروف «Kolmen Kolen» است كه «ساموس» آن را آتش زد كه این كلیسا كلیسای خانوادگی پادشاه «هارالد پنجم» بود.
ساموس در ابتدا با كمك ورگ كلیسای «fantoft» را آتش و بعد از آتش زدن كلیسای «Kolmen» كلیسای «Skjold» را هم به آتش كشید. او می‌گوید:
«در كوچكی در زیر محراب كلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوییل روی آن ریختم و كبریت زدم و فرار كردم.» ورگ، هم از اعضای اصلی این جنبش بود كه اغلب لباس‌های وایكینگ‌ها را می‌پوشید و در ایدیولوژی‌اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود (این نكته در آهنگ‌های «بارزام» چه با كلام و چه بدون كلام كاملا مشهود است و همیشه حتی در تندترین آهنگ‌های او نغمه‌ای غمناك شنیده می‌شود. ) ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان، از طریق آتش زدن كلیسا بود.
او با بنزین كلیسای «Fantoft» را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار كلیسا ادرار كرد. بعد از این جریان اورانیموس ادعا كرد ورگ این كار را برای مشهور شدن كرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود كه ورگ، اورانیموس را كشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دایما در دادگاه می‌خندید. نظر مشترك اعضای بلك متال اینست كه مسیحیت در سال 995 بعد از میلاد از سوی «Olaf tryggvason» به نروژ آمدكه با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و برای اجرای قدرتشان، دین جدید را به مردم نروژ تحمیل كردند و قلعه‌های پادگان‌ها را آتش زدند و مردم را سر دو راهی مسیح یا مرگ قرار دادند. اصلاحات مارتین لوتركینگ در سال 1537 مانند قبل آن، چنان خونین نبود، ولی به همان اندازه بی‌قانون بود.
لوتركینگ زبان آلمانی را با نروژی مخلوط كرد. با اصلاحات لوتركینگ تجاوز و دزدی در نروژ افزاش پیدا كرد و مبلغان تبلیغ می‌كردند كه با مسیحی شدن به خدا نزدیك می‌شوند. «Trond viggo torgersson» عضو هیات كودكان نروژ می‌گوید:
«شیطان پرست‌ها خواهان پایان دادن به این دورویی معنوی مردم هستند». در این زمان نروژ بسیار ضعیف است و هر روز زندگی سخت‌تر می‌شود «Torgersson» امیدوار است كه این آتش، باعث بیدار شدن افكار خفته مردم شود. وقتی از اسقف «andriass artfloat» در این زمینه سوال می‌شود با عصبانیت می‌گوید:
«این مسایل واقعا نمی‌تواند دین ما را خدشه‌دار كند و این قدر ضعیف هستند كه ما حتی به مبارزه با آن افكار نمی‌كنیم.» پرفسور «tormod engelsviken» می‌گوید:
«الان در زمانی شبیه قرون وسطی هستیم و این بار پاگان‌ها در مقابل مسیحیان قرار گرفته‌اند كه هر دو طرف در عقایدشان بسیار دقیق هستند.» او اعتقاد دارد نروژی‌ها، دینی روحانی و واقعی می‌خواهند و می‌گوید:
«این حركت و جنبش پاگان‌ها نوعی خون خواهی و انتقام از خشونت مسیحیان است.
شما باید به یاد بیاورید وایكینگ‌ها در زمان آمدن مسیحیت ساكت بودند و به مرور زمان از بین رفتند ولی الان نوبت نیووایكینگ است.»
«Nebelhexa» خانمی كه از اساتید دانشگاه در نروژ بود، عضوی دیگر از این جنبش است كه بسیار زود جادوی سیاه را یاد گرفت و به یكی از اعضای معتبر كلیسای شیطان تبدیل شد.
او موهایی قرمز داشت و سر انجام كلیسای شیطان را ترك كرد و با ساموس به همراه گروه «emperer» در تور اروپا برای «cradle of filth» شركت داشت آشنا شد و با او ازدواج كرد. در نیمه شب سال نو همان سال ساموس «nebelhexa» از كوهی برف در نزدیكی خانه‌شان بالا رفتند و در جایی در میان درختان ساموس به رسم شیطان پرست‌ها سینه‌های «nebelhexa» را برید و خون آن را روی برف ریخت و با هم هم قسم شدند كه تا عوض شدن دین نروژ، از مبارزه دست نكشند «nebelhexa» و «samoth» به همراه «varg» برای آتش زدن كلیسایی رفتند و پس از آتش زدن آن «samoth» در میان آتش گیر كرد و «varg» او را نجات داد. «nebelhexa» در مورد ورگ می‌گوید:
«او انسانی استثناییست و در همه چیز استعداد دارد و برای رسیدن به هدف همه كاری می‌كند او همیشه به «samoth» می‌گفت باید تمام كلیساها را آتش زد. «Faust» در امر سابق و از اعضای تشكیل دهنده «emperor» از دیگر اشخاص معروف این جنبش است كه به جرم كشتن یك كشیش و آتش زدن كلیسا به 14 سال حبس محكوم شد.
در آگوست 1992 وقتی «faust» از پارك المپیك بازدید می‌كرد، كشیشی را دید و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به میان جنگل «faust» گردن كشیش را با چاقو برید و جنازه او را رها كرد و فرار كرد. دو روز بعد از این جریان «faust» به همراه «varg» و «eurronymous» برای آتش زدن كلیسایی به نزدیكی همان پارك رفتند و «faust» داخل رفت و بمب دستی كه ساخته بود در محراب كار گذاشت و انجیل و كتاب دعای مذهبی را هم روی آن گذاشت و كمی گازوییل در نزدیكی آن ریخت و با هم به سوی كوه فرار كردند تا شاهد انفجار كلیسا باشند. بعد از این واقعه بود كه «faust» دستگیر و به 14 سال حبس محكوم شد.
تاثیر جنبش بلك متال و ضدمسیحیت و شیطان پرستی نه تنها در نروژ بود؛ بلكه به دیگر نقاط دنیا هم كشیده شد و برای مثال، از گروه‌هایی كه در جهان در این زمینه تشكیل شدند به گروه‌های «deicide»، «six feet under» و «cannibal corpse» در آمریكا، «opera IX» در ایتالیا، «Katakysm» در كانادا، می‌توان اشاره كرد. موسیقی و شیطان پرستی: در بخش‌های گذشته اشاره شد كه شیطان پرستان با استفاده از ترفند موسیقی، نتوانست به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان، تحقق بخشد.
عمده این اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت گروه «متالیكا» تاكنون دنبال شده است كه به معرفی آن خواهیم پرداخت: 1. آشنایی با متالیكا: در سال 1981 یك نوازنده درام به نام «لارس الریچ» با انتشار یك آگهی فراخوان، تشكیل یك گروه هوی متال را اعلام و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی می‌شود. فعالیت این گروه‌ها مانند سایر گروه‌های هوی متال به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در ظاهر و در باطن با حمایت سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده آمریكا و رژیم صهیونیستی، با شعارهای اجتماعی و اعتراضی، ادامه و گسترش می‌یابد. این گروه چند سال بعد توصیه‌های «بلك متال» را نیز ادامه داد و ضمن ارایه آثار مختلف، زمینه را برای شكل گیری گروه‌های بعدی، فراهم آورد. متالیكا در حقیقت ضد ارزش‌هایی را ارایه می‌نماید كه شامل «بازگشت به تاریكی» (محور اصلی تفكرات شیطان پرستان، بی‌رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن) می‌باشد.
خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در «كلیپ»های خیابانی، دست به خوردن و آشامیدن میوه‌های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار نموده و از كثیف‌ترین گروه‌های موسیقی جهان به حساب می‌آیند. همچنین گفتنی است متالیكا از همجنس بازی نیز دفاع می‌نماید و آلبومی را در سالروز مرگ «كویین»، همجنس باز به نام آمریكایی منتشر كرد. برخی آمارها حكایت از این امر دارد كه تاكنون بیش از ده میلیون و دویست هزار كپی، از آلبوم‌های این گروه «موسیقی شیطانی»، به فروش رسیده است.
2. دلایل استفاده از موسیقی:
الف: جاذبه‌های مجازی و حاشیه‌های موسیقی متالیكا، مانند:
«ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران».
ب: ارزان و قابل دسترسی بودن موسیقی با توجه به ارتقاء تجهیزات فنی تكثیر و توزیع.
ج: كاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق نفوذ به خانواده‌ها، شركت‌ها، اتومبیل‌های شخصی، رایانه‌های شخصی، بالاخره گوشی‌های تلفن همراه.
3. روند و روال: روند و روالی كه موسیقی متالیكا در گسترش مقوله‌ی شیطان پرستی تاكنون طی كرده است، بسیار قابل توجه می‌باشند. ظهور یك خواننده‌ی جدید، دقیقا به مثابه یك شیطان جدید، همواره جمع تازه‌ای از علایق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهای جهان را (علی الخصوص جوانان)، به خود جلب می‌كند.
نقش موسیقی متال، نقش حساس گسترش دامنه‌ی مخاطبین شیطان گرایی می‌باشد.
از سوی دیگر با گذشت زمان خوانندگان متالیكا همه روزه بیشتر تمایلات شیطانی خود را آشكار می‌نمایند و بدین سان می‌توان آنها را تنها عامل تبلیغ شیطان گرایی معرفی كرد.

سه شنبه 17 مرداد 1391  2:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها