يك عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان گفت: سازمانهاي بينالمللي بايد در قبال مسائل ميانمار حساسيت بيشتري داشته باشند و فعالتر عمل كنند.
به گزارش خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر نوذر شفيعي، عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان كه صبح دوشنبه در نشست تخصصي بررسي علل و پيامدهاي مسلمان ستيزي در ميانمار و در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات سخن ميگفت، خاطرنشان كرد: آن چه در ماه گذشته در ميانمار رخ داد اولين حادثه از اين نوع نبود و در خلال جنگ جهاني دوم حوادث بدتر از اين نيز رخ داده بود و شايد از ابتداي قرن اول هجري كه به نوعي اسلام به جنوب شرق آسيا رفت چنين حوادث وجود داشته است.
وي با تشريح شرايط داخلي جامعه ميانمار گفت: در ميانمار 166 گروه قومي وجود دارد كه اين گروهها اغلب با هم در تعارضند. اين جوامع هبستگي ميكانيكي دارند و هويت خود را ابتدا قومي ميدانند و بعد ملي تعريف ميكنند.
شفيعي اضافه كرد: ميانمار 50 ميليون جمعيت دارد كه از اين تعداد چهار درصد آن مسلمان، چهار درصد مسيحي و 89 درصد بودايي هستند و جماعت افراطي بودايي ميانمار را از آن خود تلقي ميكنند.
وي با بيان اين كه در جامعه ميانمار سطح سواد بسيار پايين است، گفت: درصد باسوادي در ميانمار 66 درصد است و در 1988 دولت به خاطر سركوب جريانهاي روشنفكري و آزاديخواه بسياري از دانشگاهها را تعطيل كرد بنابراين سطح سواد نيز بسيار پايين است.
اين استاد دانشگاه با اشاره به شرايط اقتصادي در اين كشور نيز گفت: ميانمار بعد از لائوس دومين كشور عقبمانده در آسياي جنوب شرقي است. رشد اقتصادي آن 2 تا 2,5 درصد است كه در اين جوامع امكان بروز خشونت وجود دارد. ميانمار جامعهي بستهاي است كه در آن امكان بروز مطلبات سياسي وجود ندارد؛ آزاديهاي مذهبي نيست و مسلمانان از گذشته در انجام فرايض مذهبي دچار مشكل بودند. آزادي مطبوعات و احزاب وجود ندارد و قانون اساسي اجرا نميشود.
نوذري ادامه داد: 9 گروه از 166 گروه اين كشور غيرقانوني اعلام شدهاند كه بخشي از اين 9 گروه را مسلمانان تشكيل ميدهند.
او در ادامه به تشريح شرايط فرامنطقهيي ميانمار پرداخت و گفت: در سطح فرانطقهيي راديكاليسم اسلامي يكي از دلايل وقوع چنين بحرانهايي است در جنوب آسيا و آسياي جنوب شرقي گروههاي سياسي ـ امنيتي هم شكل گرفته است كه نام آنها را راديكاليسم اسلامي ميناميم. اين مجموعه با القاعده هم ارتباط دارد و گونههاي منطقهيي القاعده هستند و در فرآيندهاي منطقهيي با عنوان جريانهاي اسلامي تاثير ميگذارند.
نوذري با اشاره به ديدگاه هانتينگتون درباره آينده خاورميانه، گفت: در ادبيات هانتينگتون دو هويت به هم نزديك هستند، كنفوسيونيسم و اسلاميسم كه بوداييسم در اين بين قرار دارد. غرب بيميل نيست كه بين كنفوسيونيسم و اسلام اصطكاك ايجاد كند.
اين استاد دانشگاه با بيان اين كه در ميانمار چين با آمريكا، ژاپن و هندوستان براي نفوذ رقابت دارند، گفت: هرچقدر روندهاي دموكراتيك در ميانمار تقويت شود موضع چين تضعيف شده و در عين حال موضع دموكراسي خواه ايالات متحده آمريكا و هندوستان تقويت ميشود. اين كشورها براي نفوذ در ميانمار رقابت شديد دارند و در اين بين مسلمانان گروهي هستند كه قرباني شدهاند.
او اضافه كرد: دولت ميانمار بايد به شكلي متوجه اين موضوع شود كه امروزه مشروعيت دولتها متوجه دو بعد اقتدار داخلي و شناسايي و مشروعيت بينالمللي است. اگر ميانمار ميخواهد اين دو بعد را براي خود حفظ كند بايد بتواند به صيانت از شهروندان خود اهتمام داشته باشد.
نوذري با اشاره به عضويت ميانمار در پيمان آسآن گفت: در سطح منطقهيي ميانمار آخرين كشوري بود كه به عضويت اين سازمان پيوست و اين به دليل ماهيت حكومت نظامي آن و نقض حقوق بشر در اين كشور بوده است.
اين استاد دانشگاه به تشريح نقش سازمان كنفراس اسلامي در قبال كشتار مسلمانان در ميانمار پرداخت و افزود: سازمان كنفرانس اسلامي ميتواند در اين باره واكنش نشان دهد اما به دليل درگيريهاي دروني ميان جوامع مسلمان اين سازمان به دليل بحران سوريه توجهي به بخش ديگري از مسلمانان ندارد.
وي همچنين نقش سازمان ملل را در اين باره مهم دانست و گفت: منشور ملل متحد اين ظرفيت را دارد كه در موضوع كشتار مسلمانان ميانمار بسيار فعال عمل كند.
نوذري در مورد نقش رسانهها و اقدامات دولتهاي غربي نيز گفت: رسانهها قدرتمند در اختيار كشورهاي غربي است و اين موضوع آنچنان در اذهان عمومي برجستهسازي نشد كه افكار عمومي در مورد آن حساس شود. كمترين كاري كه ميتوان در آنجا رخ دهد اين است كه به اين مسلمانان شناسنامه داده شود و هويت آنها حداقل مشخص شود.
اين استاد دانشگاه در مورد سفر كلينتون به ميانمار و ارتباط آن با كشتار مسلمانان نيز گفت: اين سفر بيشتر براي محدود كردن چين انجام شد زيرا محدود كردن چين براي آمريكا اهميت دارد نه بحث كشتار مسلمانان ميانمار. اما براي آينده دور ميتوان موضوع اتحاد ميان بوديسم و مسيحيت را در نظر داشت كه موضوعي است كه در مورد توجه غرب قرار گرفته و آنها در اين بين ميخواهند اسلام را دشمن مشترك خود معرفي كنند.
انتهاي پيام