0

اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
یک آیه، یک عکس-5
«ریا» گردبادی آتش‌بار که همه چیز را به خاکستر تبدیل می‌کند

خبرگزاری فارس: کسانى که اعمال نیکى انجام داده و سپس با ریا و منت و آزار آن را از بین می‌برند، در روزی که به نتیجه عمل خود نیاز دارند، همه را خاکستر می‌بینند. چرا که گردباد آتش‌بار ریا، منت و آزار آن را سوزانده است.

خبرگزاری فارس: «ریا» گردبادی آتش‌بار که همه چیز را به خاکستر تبدیل می‌کند

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، آیه 266 سوره مبارکه بقره در ادامه آیات قبلی این سوره به بیان آثار سوء ریا و ارتباط آن با از بین رفتن اعمال نیک انسان پرداخته است که شرح این آیه از جلد دوم تفسیر نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی در پی می‌آید:  

 

أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ

 

آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است‏، و براى او در آن (باغ‏) از هر گونه میوه‏اى (فراهم‏) باشد، و در حالى که او را پیرى رسیده و فرزندانى خردسال دارد، (ناگهان‏) گردبادى آتشین بر آن (باغ‏) زند و (باغ یکسر) بسوزد؟ این گونه‏، خداوند آیات (خود) را براى شما روشن مى‏کند، باشد که شما بیندیشید.

 

 

 

تفسیر

 

یک مثال جالب براى انفاق‌هاى آلوده به ریا و منت

در این آیه مثال گویایی براى مسئله انفاق آمیخته با ریاکارى و منت و آزار و اینکه چگونه این کارهاى نکوهیده آثار آن را از بین می‌برد بیان شده است و خداوند متعال مى فرماید: آیا هیچ یک از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انواع انگور داشته باشد که از زیر درختانش نهرها جارى باشد، و براى او در آن باغ از تمام انواع میوه‌ها موجود باشد، و در حالى که به سن پیرى رسیده و فرزندانى (خردسال و) ضعیف دارد، ناگهان در این هنگام گردبادی شدید که در آن آتش سوزانى است به آن برخورد کند و شعله‌ور شود و بسوزد «أَیَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ». 

ترسیمى است بسیار زیبا از حال این گونه اشخاص که با ریا و منت و آزار، خط بطلان بر انفاق خویش ‍ می‌کشند، پیر مرد سالخورده‌اى را در نظر مجسم مى‌کند که فرزندان خردسال و کوچکى اطراف او را گرفته‌اند و تنها راه تامین زندگى حال و آینده آنان، باغ سر سبز و خرمى است با درختان خرما و انگور و میوه‌هاى دیگر، درختانى که پیوسته آب جارى از کنارش می‌گذرد و زحمتى براى آبیارى ندارد، ناگهان گردباد آتش‌بارى می‌وزد و آن را مبدل به خاکستر مى‌کند، چنین انسانى چه حسرت و اندوه مرگبارى دارد.

حال کسانى که اعمال نیکى انجام مى‌دهند و سپس با ریا و منت و آزار آن را از بین می‌برند، چنین است، زحمت فراوانى کشیده‌اند، و در آن روز که نیاز به نتیجه آن دارند، همه را خاکستر می‌بینند چرا که گردباد آتش‌بار ریا و منت و آزار آن را سوزانده است.

و در پایان آیه به دنبال این مثال بلیغ و گویا، مى‌فرماید: اینگونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، شاید بیندیشید و راه حق را از باطل تشخیص دهید «کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ».  

آرى سرچشمه بدبختی‌هاى انسان مخصوصا کارهاى ابلهانه‌اى همچون منت گذاردن و ریا که سودش ناچیز و زیانش سریع و عظیم است ترک اندیشه و تفکر است، و خداوند همگان را به آن دعوت مى‌کند.

 

نکته‌ها

1 - این مثال‌هاى پى در پى که هر کدام از دیگرى گویاتر و ظریف‌تر است همه در ارتباط با مسائل زراعى است، چرا که نه تنها براى مردم مدینه که این آیات در آنجا نازل شد و مردمى زراعت پیشه بودند، بلکه براى تمام مردم دنیا که به هر حال بخشى از زندگى آنان را مسائل زراعى تشکیل مى‌دهد آموزنده بوده و هست.

2 - از جمله «الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْکِبَرُ وَلَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفَاء؛ صاحب آن باغ، پیر و سالخورده باشد و فرزندانى کوچک و ناتوان داشته باشد» استفاده مى‌شود که انفاق و بخشش در راه خدا و کمک به نیازمندان همچون باغ خرمى است که هم خود انسان از ثمرات آن بهره‌مند مى‌شود و هم فرزندان او، در حالى که ریاکارى و منت و آزار، هم سبب محرومیت خود او مى‌شود و هم نسل‌هاى آینده که باید از ثمرات و برکات اعمال نیک او بهره‌مند شوند محروم خواهند شد، و این خود دلیل بر آن است که نسل‌هاى آینده در نتائج اعمال نیک نسل‌هاى گذشته سهیم هستند، از نظر اجتماعى نیز چنین است زیرا محبوبیت و اعتمادى که پدران بر اثر کار نیک در افکار عمومى پیدا مى‌کنند، سرمایه بزرگى براى فرزندان آن‌ها خواهد بود.

3 - جمله «إِعْصَارٌ فِیهِ نَارٌ؛ گردبادى که در آن آتشى باشد» ممکن است اشاره به گردبادهاى ناشى از بادهاى سموم و سوزان و خشک کننده باشد و یا گردبادى که از روى خرمن آتشى بگذرد و طبق معمول که گردباد هر چه را بر سر راه خود بیابد با خود همراه می‌برد آن را از زمین برداشته و به نقطه دیگرى بپاشد و ممکن است اشاره به گردبادى باشد که به همراه صاعقه به نقطه‌اى اصابت کند و همه چیز را تبدیل به خاکستر نماید و در هر حال اشاره به نابودى سریع و مطلق است.

انتهای پیام/ک

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:42 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
 
اعلام آمادگی 81 دانشگاه برای حضور در جشنواره امام رضا(ع)

خبرگزاری فارس: دبیر جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) گفت: با توجه به اعلام آمادگی 81 دانشگاه در کشور برای فعالیت‌های پژوهشی، تحقیقاتی و علمی، بخش دانشگاهی در این جشنواره تأسیس شده است.

خبرگزاری فارس: اعلام آمادگی 81 دانشگاه برای حضور در جشنواره امام رضا(ع)

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی دهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) سید جواد جعفری دبیر جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) گفت: ورود دانشگاه‌ها به این جشنواره موجب علمی شدن برنامه‌ها و تأثیرگذاری بیشتر آنها شده است.

دبیرجشنواره بین‌المللی امام رضا (ع)  بیان داشت: با اضافه شدن بخش علمی و آموزشی به جشنواره امام رضا(ع) شاهد توسعه این جشنواره و تولید آثار کاربردی‌تر در ترویج فرهنگ رضوی خواهیم بود.

انتهای پیام/ک

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
سبک زندگی در مفاتیح‌الحیات-15
بهترین و بدترین خانه‌ها از منظر ائمه اطهار(ع)

خبرگزاری فارس: رسول خدا (ص) فرمود: برترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن به یتیمی نیکی می‌شود و بدترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن بر یتیم بدی می‌شود.

خبرگزاری فارس: بهترین و بدترین خانه‌ها از منظر ائمه اطهار(ع)

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، یکی از دیگر سنت‌های پسندیده در ماه مبارک رمضان، اکرام و تکفل یتیمان است که  در آیات و روایات اسلامی، رهنمودهای فراوانی درباره آنها ذکر شده است که ما گزیده‌ای از آن را از کتاب شریف «مفاتیح‌الحیات» آیت‌الله جوادی آملی برای شما می‌آوریم.

یتیم‌نوازی

رسول خدا (ص) فرمود: خدا بر نیکی به یتیمان به سبب جدایی آنان از پدرانشان ترغیب فرمود، پس هر کس از آنان حفاظت کند خدا از وی حفاظت می‌کند. امیر مومنان (ع) هم فرمود: خدا را، خدا را درباره یتیمان در نظر داشته باشید تا مبادا دهانشان از غذایتان محروم شود و در حضور شما تباه شوند.

رسول خدا (ص) فرمود: برترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن به یتیمی نیکی می‌شود و بدترین خانه‌های شما خانه‌ای است که در آن بر یتیم بدی می‌شود.

یتیم‌نوازی پیامبر (ص)

عبدالله بن جعفر می‌گوید: به یاد دارم هنگامی که رسول خدا (ص) بر مادرم وارد شد تا خبر شهادت پدرم را به وی بدهد در حالی که به او می‌نگریستم او بر سر من و برادرم دست می‌کشید و اشک‌ها به گونه‌ای از چشمانش جاری بود که ازمحاسنش می‌چکید. سپس گفت: خدایا! جعفر به پاداشی نیکو رسیده است. تو در میان فرزندانش جانشین او باش؛ نیکوتر از جانشینی تو در میان فرزندان هر یک از بندگانت. سپس فرمود: ای اسماء! آیا به تو بشارت ندهم؟ گفت: آری، پدر و مادرم فدایت. فرمود: خدای عزیز برای جعفر دو بال قرار داد تا با آن‌ها، در بهشت پرواز کند.

یتیم‌نوازی علی (ع)

امیرالمومنین (ع) شبی از کنار خانه زن تهیدستی گذشت که فرزندانی خردسال داشت و آنان از گرسنگی می‌گریستند و مادرشان آنان را سرگرم می‌کرد تا بخوابند. آن زن دیگی بر اجاق نهاده بود که در آن جز آب چیزی نبود، تا آن‌ها بپندارند که در دیگ غذایی در حال پختن است.

علی (ع) از حال آن زن باخبر شد و با قنبر به سوی خانه خود رفت و ظرف کوچکی خرما و کیسه‌‌ای آرد و کمی روغن و برنج و نان برداشت و بر دوش کشید. قنبر از حضرت خواست تا وی آن را بر دوش گیرد. امام (ع) نپذیرفت. با رسیدن به خانه آن زن از او اجازه خواست و وارد شد، پس مقداری برنج و روغن در دیگ ریخت و پس از پختن آن، برای کودکان در ظرف غذا ریخت و به آنان فرمود: بخورید.

پس از سیر شدن آنان، امام (ع) بر دست و پای خود گرد اتاق می‌گشت و بع‌بع (تقلید صدای حیوان) می‌کرد. کودکان با مشاهده این حالت، خندیدند. پس از خروج از خانه، قنبر پرسید: سرورم! امشب رفتاری شگفت‌آور از تو دیدم و راز برخی از آن را دانستم؛ ولی سبب گردش تو در خانه بر روی دست و پا و تقلید صدای بع‌بع حیوان را نفهمیدم! امام (ع) فرمود: ای قنبر! چون وارد خانه شدم، کودکان از شدت گرسنگی می‌گریستند. دوست می‌داشتم وقتی از نزد آنان خارج می‌شوم، آن‌ها در حال سیری بخندند و دلیل دیگری نداشت.

تربیت یتیم

امام علی (ع) فرمود: یتیم را همانند کودک خود به ادب وادار.

سرپناه برای یتیم

از امام باقر (ع) روایت شده است که می‌فرمود: چهار چیز در هر کس باشد خداوند متعال برای او خانه‌ای در بهشت بنا می‌کند: کسی که به یتیمی پناه دهد، به ضعیفی رحم کند، با پدر و مادرش مهربان باشد و با برده و زیردست خود مدارا کند.

انتهای پیام/ک

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
 
زرق و برق سفره‌های افطار با کیسه بیت‌المال

خبرگزاری فارس: متأسفانه امروز در جامعه ما به وفور مشاهده می‌شود که نیازمندان واقعی با خرما و کمتر از خرما روزه را آغاز می‌کنند و به پایان می‌رسانند در حالی که در گوشه‌ دیگری از همین شهر، زباله‌دان‌های هتل‌ها، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها مملو از غذاهایی است که از بیت‌المال هزینه شدند اما به دهان صاحبان بیت‌المال نرسیدند.

خبرگزاری فارس: زرق و برق سفره‌های افطار با کیسه بیت‌المال

 

افطاری دادن و اطعام نیازمندان یکی از رسوم و سنت‌های ایرانیان بود که این روزها با توجه به چشم‌وهم‌چشمی‌هایی که از گستره خانواده‌ها فراتر رفته و عرصه فعالیت مسئولان را هم گرفته، رنگ و بویی از اطعام مستمندان و مساکین که توصیه معصومین علیهم‌السلام بود، برای آن باقی نمانده است.

در تاریخ دینی ما توصیه‌های شفاهی و رفتارهای عملی متعددی وجود دارد که به ما می‌فهماند هدف اصلی از افطاری دادن و اطعام، چیست و این افطاری باید به چه کسانی تعلق بگیرد.

از توصیه مؤکد پیامبر عظیم‌الشأن اسلام به مؤمنان مبنی بر اینکه روزه‌داران را برای افطار میهمان کنید حتی به اندازه نیمی از خرما تا رفتار امیرالمؤمنین علی علیه‌الاسلام که سه روز پیاپی در هنگام افطار، غذای خود را به مستمندان داد، همگی از اهمیت و جایگاه افطاری دادن در بین معصومین حکایت دارد.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرماید: «ای مردم! هر کس از شما مومن روزه‌داری را در این ماه افطاری دهد، برای او است در مقابل این عمل، ثواب آزاد کردن بنده و آمرزش گناهان گذشته‌اش».

پیامبر در پاسخ به شخصی که عرض کرد یا رسول‌الله برای همه ما مقدور نیست به روزه‌دار افطاری بدهیم، فرمودند: بترسید از آتش جهنم(بهانه‌جویی نکنید) و اگر چه به یک نصفه خرمایی و یا یک جرعه آب به روزه‌داری بدهید و روزه او را باز کنید به این ثواب بزرگ نائل می‌آیید.

اما با وجود اینکه پیامبر کار ما را برای افطاری دادن آسان کرده و میزان افطاری دادن را تا اندازه یک نصفه خرما و یک جرعه آب تقلیل داده و برای آن هم ثوابی بزرگ بشارت داده‌اند، وصف این روزهای ما و افطاری دادن‌هایمان با سفره‌های رنگین چیز به قصه پر غصه‌ای می‌ماند و بس.

همزمان با آغاز ماه پر برکت رمضا‌ن هر شب شاهد پهن شدن سفره‌های افطاری هستیم اما آیا این افطاری‌ها به دست نیازمندان و مستمندان واقعی می‌رسد یا اینکه تنها بهانه‌ای است برای رسیدن به خواسته‌های نفسانی.

از ریخت‌وپاش‌ها و اسراف‌هایی که در این سفره‌ها و به نام اطعام می‌شود اگر بگذریم، نمی‌توان به راحتی از این گذشت که چرا جای نیازمندان در این سفره‌ها خالی است و ثمری از این غذاهای رنگین به آنها نمی‌رسد.

یکی دیگر از توصیه‌ها درباره افطار و افطاری دادن ساده برگزار کردن آن است اما این روزها افطاری‌ها در بهترین هتل‌های پایتخت داده می‌شود و مسئولان در خرج کردن از بیت‌المال و خودنمایی سعی می‌کنند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند.

این یک واقعیتی است که تقریبا در همه این ارگان‌ها ریخت‌وپاش جزئی لاینفک از افطاری‌ها شده است اما چیزی که نمی‌توان از کنار آن گذشت این است که آیا نمی‌شد به جای اینکه مسئولان در این افطاری‌های رنگارنگ همدیگر را دعوت کنند، به میان مستمندان می‌رفتند ( که این کار هم برای اقدامات تبلیغاتی مؤثرتر از افطاری دادن به مسئولان است) و کسانی که واقعا نیازمند این سفره‌ها هستند را میهمان خود می‌کردند.

این روزها سفره‌های افطاری پای خود میهمانانی را می‌بینند که به جای یاد خدا و حل کردن مشکلات بندگان خدا، صرفا برای استحکام مدیریت خویش تقلا می‌کنند.

بسیاری از مسئولان هم علیرغم اینکه در افطاری دادن نیت خیری دارند اما متوجه نیستند که با ریخت‌وپاشی که در مراسم آنها می‌شود به چه تعداد نیازمند می‌توان کمک کرد؛ مثلا برای آزادی زندانیان میهمانی و افطاری می‌دهند اما فکر این را نمی‌کنند که با پولی که بابت هزینه هتل و تالار و غذاهای رنگارنگ پرداخت می‌شود، می‌توان تعداد بیشتری از زندانیان را آزاد کرد.

به هر حال این روزها و شب‌ها حکایت از تناقض و نفاق در رفتار ما دارد که هنگام سخن گفتن از حمایت از نیازمندان و دستگیری از افتادگان یک‌جور عمل می‌کنیم و هنگام نشستن پای سفره افطار جور دیگر.

این اتفاق، متأسفانه امروز در جامعه ما به وفور مشاهده می‌شود که نیازمندان واقعی با خرما و کمتر از خرما روزه را آغاز می‌کنند و به پایان می‌رسانند در حالی که در گوشه‌ دیگری از همین شهر، زباله‌دان‌های هتل‌ها، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها مملو از غذاهایی است که از بیت‌المال هزینه شدند اما به دهان صاحبان بیت‌المال نرسیدند.

نامه امیرالمومنین به "عثمان بن حنیف" به خاطر نشستن بر سفره سرمایه‌داران

از نامه‏هاى امام علی علیه‌السلام به‏ «عثمان بن حنیف انصارى‏» فرماندار بصره، پس از آن که به حضرت گزارش داده شد، که یکى از ثروتمندان بصره، ‏وى را به میهمانى دعوت کرده و او پذیرفته است.

اما بعد! اى پسر حنیف! به من گزارش داده شده که مردى که از متمکنان ‏اهل‏ «بصره‏» است، تو را به خوان میهمانیش دعوت کرده، و تو به سرعت ‏به سوى ‏آن شتافته‏اى، در حالی‌که طعام‌هاى رنگارنگ و ظرف‌هاى بزرگ غذا یکى ‏بعد از دیگرى پیش تو قرار داده مى‏شد.

من گمان نمى‏کردم تو دعوت جمعیتى ‏را قبول کنى که نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه‏ میخورى بنگر (آیا حلال است ‏یا حرام؟). آنگاه آنچه حلال بودنش براى تو مشتبه بود از دهان بینداز و آنچه را یقین‏ به پاکیزگى و حلیتش دارى تناول کن!

آگاه باش! هر مامومى امام و پیشوائى دارد که باید به او اقتدا کند و از نور دانشش بهره گیرد؛ بدان امام شما از دنیایش به همین دو جامه کهنه ‏و از غذاها بدو قرص نان اکتفا کرده است،

آگاه باش! شما توانائى آنرا ندارید که چنین باشید؛ اما مرا با ورع، تلاش عفت، پاکى و پیمودن راه صحیح ‏یارى دهید، به خدا سوگند من از دنیاى شما طلا و نقره‏اى نیندوخته‏ام و از غنائم ‏و ثروت‌هاى آن مالى ذخیره نکرده‏ام و براى این لباس کهنه‏ام بدلى مهیا نساخته‏ام‏ و از زمین آن حتى یک وجب در اختیار نگرفته‏ام.

و از این دنیا بیش از خوراک مختصر و ناچیزى بر نگرفته‏ام. این دنیا در چشم من بى‌ارزش‌تر و خوارتر از دانه تلخى است که ‏بر شاخه درخت‏ بلوطى بروید.

آرى از میان آنچه آسمان بر آن سایه افکنده تنها فدک در اختیار ما بود که آن هم گروهى بر آن بخل و حسادت ورزیدند و گروه دیگرى آن ‏را سخاوتمندانه رها کردند (و از دست ما خارج گردید) و بهترین حاکم‏خدا است.

مرا با«فدک‏»و غیر فدک چکار؟ در حالی‌که جایگاه فرداى هر کس قبر او است که در تاریکى آن آثارش محو و اخبارش ناپدید مى‏شود. قبر حفره‏اى ‏است که هرچه بر وسعت آن افزوده شود و دست‏حفر کننده بازتر باشد، سرانجام‏ سنگ و کلوخ آنرا پر مى‏کند و جاهاى خالى آن را خاک‌هاى انباشته مسدود می‌نماید.

من نفس سرکش را با تقوا تمرین می‌دهم و رام مى‏سازم تا در آن روز بزرگ و خوفناک با ایمنى وارد صحنه قیامت‏شود، در آنجا که همه مى‏لغزند او ثابت و بى‌تزلزل بماند. (فکر نکن من قادر به تحصیل لذت‌هاى دنیا نیستم).

به خدا سوگند اگر مى‏خواستم مى‏توانستم از عسل مصفا و مغز این گندم و بافته‏هاى این ابریشم براى خود خوراک و لباس تهیه کنم. اما هیهات که هوا و هوس بر من غلبه کند و حرص و طمع مرا وادار کند تا طعام‌هاى لذیذ را برگزینم در حالیکه ممکن است در سرزمین‏«حجاز» یا «یمامه‏» کسى باشد که حتى امید بدست آوردن یک قرص نان نداشته باشد و نه هرگز شکمى سیرخورده باشد، آیا من با شکمى سیر بخوابم در حالیکه در اطرافم‏ شکم‌هاى گرسنه و کبدهاى سوزانى باشند؟ و آیا آنچنان باشم که آن شاعر گفته است‏ «این درد تو را بس که شب با شکم سیر بخوابى، در حالیکه در اطراف تو شکم‌هائى گرسنه و به پشت چسبیده باشند»!

آیا به همین قناعت کنم که گفته شود: من امیر مؤمنانم؟ اما با آنان ‏در سختی‌هاى روزگار شرکت نکنم؟!و پیشوا و مقتدایشان در تلخی‌هاى زندگى‏نباشم؟ من آفریده نشدم که خوردن خوراکی‌هاى پاکیزه مرا بخود مشغول‏دارد، همچون حیوان پروارى که تمام همش، علف است و یا همچون حیوان رها شده‏اى که شغلش چریدن و خوردن و پرکردن شکم میباشد و از سرنوشتى‏ که در انتظار او است‏بى خبر است آیا بیهوده یا مهمل و عبث آفریده شده‏ام؟

آیا باید سررشته‏دار ریسمان گمراهى باشم؟ یا در طریق سرگردانى ‏قدم گذارم؟ گویا مى‏بینم گوینده‏اى از شما مى‏گوید: «هر گاه این (دو قرص‏نان) قوت و خوراک فرزند ابوطالب است ‏باید هم اکنون نیرویش به سستى گرائیده ‏باشد و از مبارزات با همتایان و نبرد با شجاعان بازماند».

آگاه باشید! درختان بیابانى چوبشان محکم‏تر است اما درختان سرسبز که همواره در کنار آب قرار دارند پوستشان نازکتر(و کم دوام‌ترند)، درختانى که در بیابان روئیده و جز با آب باران سیراب نمى‏گردند، آتششان‏ شعله‌ورتر و پردوام‌تر است و من نسبت ‏به پیامبر صلى‌الله علیه و آله و سلم همچون روشنى که از روشنائى دیگر گرفته شده باشد و همچون ذراع نسبت‏ به بازو هستم(بنابر این‏روش او را از دست نمی‌دهم).

به‌خدا سوگند اگر عرب براى نبرد با من پشت‏به‏پشت‏ یکدیگر بدهند من به این نبرد پشت نمى‏کنم و اگر فرصت دست دهد که ‏بتوانم آنرا مهار کنم به سرعت‏ به سوى آنان خواهم شتافت و بزودى تلاش‏خواهم کرد که زمین را از این شخص وارونه! و این جسم کج‌اندیش(معاویه) پاک‏سازم، تا سنگ و شن از میان دانه‏ها خارج شود!

اى دنیا! از من دور شو! افسارت را بر گردنت انداختم، تو را رها کردم ‏من از چنگال تو رهائى یافته و از دام‌هاى تو رسته‏ام و از لغزشگاه‌هایت دورى‏گزیده‏ام.

کجایند پیشینیانى که با شوخی‌هایت آنها را مغرور ساختى؟ کجا هستند ملت‌هائى که با زینت‌ها و زخارف خود آنها را فریفتى؟ هان! آنها گروگان گورستان‌هاو درون لحدها شده‏اند(اى دنیا!) سوگند به‌خدا اگر تو شخصى دیدنى و قالبى حسى بودى،حدود خداوند را در مورد بندگانى که آنها را با آرزوها فریب داده‏اى بر تو جارى مى‏ساختم و کیفر پروردگار را در مورد ملتهائى که آنها را به هلاکت افکندى و قدرتمندانى که آنها را تسلیم مرگ ‏و نابودى نمودى و هدف انواع بلاها قرار دادى در آنجا که نه راه پس داشته و نه راه‏پیش،درباره‏ات به مرحله اجرا مى‏گذاردم.

هیهات! کسی که در لغزشگاه‌هاى تو قدم گذارد، سقوط می‌کند. کسى‏ که بر امواج بلاهاى تو سوار گردد غرق مى‏شود. (اما) کسى که از دام‌هاى تو خود را بر کنار دارد پیروز می‌گردد. آنکه از دست تو سالم رسته از این هیچ ناراحت ‏نیست که معیشت او به تنگى گرائیده، چرا که دنیا در نظر او همچون روزى ‏است که زمان زوال و پایان گرفتنش فرا رسیده.

از من دور شو! سوگند بخدا! من رام تو نخواهم شد تا مرا خوارسازى و زمام اختیارم را بدست تو نخواهم سپرد که به هر کجا خواهى ببرى! به‌خدا سوگند،-سوگندى که تنها مشیت‏خداوند را از آن استثناء مى‏کنم- آنچنان نفس‏خویش را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان- هر گاه به آن دست‏یابم- کاملا متمایل شود و به نمک، به جاى خورش قناعت نماید و آنقدر از چشم‌هایم اشک ‏بریزم که همچون چشمه‏اى خشکیده، دیگر اشکم جارى نگردد.

آیا همانگونه که گوسفندان در بیابان شکم را پر مى‏کنند و مى‏خوابند یا دسته دیگرى از آنها در آغل‌ها از علف سیر می‌شوند و استراحت مى‏کنند، على‌علیه السلام هم باید از این زاد و توشه بخورد و به استراحت‏ پردازد؟!در این صورت چشمش روشن باد! که پس از سال‌ها عمر به چهارپایان ‏رها شده و گوسفندانى که در بیابان می‌چرند اقتدا کرده است!!

خوشا به حال آن کس که وظیفه واجبش را نسبت ‏به پروردگارش ادا کرده‏، سختى و مشکلات را تحمل نموده، خواب را در شب کنار گذارده تا آنگاه که بر او غلبه کند روى زمین دراز بکشد و دست زیر سر بگذارد و استراحت کند در میان‏گروهى باشد که از خوف معاد، چشم‏هایشان خواب ندارد، پهلوهایشان براى‏ استراحت در خوابگاه‌شان قرار نگرفته، همواره لب‌هایشان به ذکر پروردگار در حرکت است، گناهانشان بر اثر استغفار از بین رفته ‏«آنها حزب الله‏اند،آگاه باشید که حزب الله رستگارانند»! (سوره‏مجادله،آیه‏22)

بنابر این اى پسر«حنیف‏»از خدا بترس! و به همان ‏قرص‏هاى نان اکتفا کن تا خلاصى تو از آتش جهنم امکان‌پذیر گردد.

انتهای پیام/

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
 
کشیش آمریکایی که همراه با مسلمانان روزه می‌گیرد+عکس

خبرگزاری فارس: کشیش کلیسای «میتودیا» در شهر دالاس آمریکا در همسایگی «شیخ یاسین» امام جمعیت اسلامی اسلامی کالین قرار دارد و این روزها همراه با مسلمانان روزه می‌گیرد و بر سفره آنها حاضر می‌شود.

خبرگزاری فارس: کشیش آمریکایی که همراه با مسلمانان روزه می‌گیرد+عکس

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه خبری نورت، کشیش ماگرودر، کشیش کلیسای «میتودیا» در شهر دالاس آمریکاست که در همسایگی «شیخ یاسین» امام جمعیت اسلامی اسلامی کالین قرار دارد.

این کشیش مسیحی این روزها در حال روزه گرفتن همراه با «شیخ یاسین» است و اصرار دارد که 30 روز ماه رمضان را روزه بگیرد.

وی که تجربه روزه گرفتن در کنار مسلمانان و به شیوه مسلمانان را تجربه‌ای خاص می‌داند، روایتی از این تجربه بر روی اینترنت قرار داده که مورد توجه قرار گرفته است.

کشیش ماگرودر نوشته است: اصرارم برای روزه گرفتن برای همراهی با جامعه مسلمانان است و اصرارم وقتی بیشتر شد که دیدم روزه از لحاظ روحانی چه تاثیر عمیقی بر روی شخصیت انسان مسلمان می‌گذارد.

وی آنچنان با مسلمانانی که در همسایگی کلیسای او حضور دارند همراه شده که در نماز آنها حاضر می‌شود و حتی با آنها قرآن می‌خواند و بر سر سفره‌های افطارشان حاضر می‌شود.

این کشیش آمریکایی در این باره می‌نویسد: هنگامی که وارد جمع آنها(مسلمانان) می‌شوم همه با من به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند گویا فردی مسلمان هستم و من را برای صرف افطار به جمع‌های مختلف مسلمانان دعوت کرده‌اند.

بنابر این گزارش، این داستان بر روی اینترنت حتی موجب توجه گسترده رسانه‌های آمریکایی به این امر شده است و «شیخ یاسین» در یکی از این گزارش‌ها که توسط رسانه‌های آمریکایی منتشر شده گفته است: مردم آمریکا به دنبال حقیقت هستند لذا ما باید تصاویری که موجب تفرقه بین مسلمان و مسیحی می‌شود را از بین ببریم.

انتهای پیام/س

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
در درس اخلاق آیت‌الله تهرانی مطرح شد
تفاوت نفرین حضرت‎نوح(ع) با دیگر پیامبران چه بود / چرا نوح نفرین کرد

خبرگزاری فارس: آیت‌الله تهرانی گفت: انبیا دیگر قوم خودشان را نفرین می‎کردند امّا حضرت‎نوح، مَن فِی الأرض را لعن کردند.

خبرگزاری فارس: تفاوت نفرین حضرت‎نوح(ع) با دیگر پیامبران چه بود / چرا نوح نفرین کرد

 

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته اخلاق در سیزدهمین جلسه از جلسات اخلاق و معارف اسلامی ویژه ماه مبارک رمضان به موضوع «نفرین حضرت نوح(علیه‎السّلام) در مواجهه با معاندین» پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید:

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است، یعنی دعای خیر نسبت به خود و دیگران، چه مادّی باشد و چه معنوی. امّا گفتیم دعایِ به غیر خیر، نهی شده است. گفتیم، در مواردی، نفرین‎هایی که انبیا و بعضی از اولیا کرده‎اند جهت خاصّ خودش را داشت و تقسیم‎بندی کردیم که آن‎ها نسبت به معاندینِ با حق نفرین می‎کردند، البته نه همۀ آن‎ها را. توضیح داده شد که نسبت به مستضعفین برای هدایتشان دعای به خیر می‎کردند.

حضرت‎نوح، پیامبر مرسل

در بین انبیا اوّلین پیامبری که مرسل است و شریعت آورده، حضرت‎نوح، از پیامبران اولوالعزم است که بعد از او حضرت‎ابراهیم و بعد حضرت‎موسی و عیسی و پیغمبراسلام هستند. در قرآن، اوّلین کسی که می‎بینیم قومش را نفرین کرده، راجع به حضرت‎نوح است. در آیات متعدّد در مورد حضرت‎نوح، بیش از دیگران داریم و بعداً به بعضی از این‎ها اشاره خواهم کرد. حضرت‎نوح قوم خودش را نفرین کرد و چون در آن نکته‎ای غیر از نکته‎ای که در نفرین انبیا است، ذکر شده، لذا این را جدا کردم و می‎خواهم در مورد آن صحبت کنم.

تفاوت نفرین حضرت‎نوح با دیگر پیامبران

برای خاطر اینکه مطلب روشن شود، باید عرض کنم که چرا او را جدا کردم. یعنی تفاوت حضرت‎نوح با انبیا دیگر چه بوده است؟ انبیا دیگر قوم خودشان را نفرین می‎کردند امّا حضرت‎نوح، مَن فِی الأرض را لعن کردند. دقّت کنید! که چرا من او را از انبیا دیگر جدا کردم. دیگران یا شخص را نفرین می‎کردند یا گروه را، امّا راجع به حضرت‎نوح این‎طور نیست، مَن فِی الأرض را نفرین فرمود و خدا هم از او قبول کرد و هرچه بود الّا خودش و چند نوع دیگر را از بین برد. چرا؟

اختلافات در سنّ حضرت‎نوح

اوّل وارد می‎شوم تا نسبت مدّتی که حضرت‎نوح در بین ابناء بشر بود و آن‎ها را به توحید دعوت می‎کرد چه مقدار بوده است. عمر حضرت‎نوح را می‎دانید و ضرب‎المثل هم هست. البته قرآن در سوره عنکبوت تا نهصدوپنجاه سال را مطرح می‎کند: «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ * فَأَنْجَیْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفینَةِ وَ جَعَلْناها آیَةً لِلْعالَمینَ»؛  ولی سنّ حضرت‎نوح این نیست. نمی‎خواهم وارد این آیه بشوم، امّا از خود همین آیه هم بیرون می‎آید. می‎گوید: «أَرْسَلْنا»؛ بعد از اینکه رسالت را به او دادیم عمرش نهصد و پنجاه سال بود. زمانی که می‎خواست به رسالت برسد بچّۀ شیرخواره نبود. در اینجا روایات و اقوال زیادی داریم. مرحوم مجلسی(رضوان‎الله‎تعالی‎الیه) در رابطه با عمر حضرت‎نوح می‎گوید: این مسئله‎ای اختلافی است. بعضی‎ها هزار سال گفته‎اند، بعضی‎ها ‎هزار و چهارصد و پنجاه سال، بعضی هزار چهارصد و هفتاد سال و بعضی دوهزار و پانصد سال؛ که دربارۀ دوهزار و پانصد سال روایات متعدّد داریم و بعضی‎ها روی همین تکیّه می‎کنند.

مقدار سنّ حضرت‎نوح

حضرت‎نوح هشتصد و پنجاه سال در قومش بود، ولی مبعوث به رسالت نشد. بعد از آن بود که به رسالت مبعوث شد. طبق قرآن نهصدوپنجاه سال هم قومش را به توحید دعوت کرد و بالاخره نفرینشان کرد. بعد هم وقتی که از کشتی پیاده شد، بلافاصله بعد از آن از دنیا نرفت، بلکه پانصد سال بعد از آن هم زنده بود و دویست سال هم طول کشید تا کشتی را ساخت. این‎ها را جمع ببندید می‎شود دوهزاروپانصد سالی که در روایات است.

مجانین واقعی!

در قرآن سوره‎های زیادی در مورد حضرت‎نوح هست. مثلاً سورۀ مؤمنون است و در آنجا آیات متعدّد وجود دارد؛ سوره شعرا از صدوهفده تا صدوبیست؛ سوره قمر؛ آیۀ نه و ده سوره هود و سوره نوح. ببینید که یک یا دو آیه نیست. شما در این آیات که می‎خوانید، می‎بینید که حضرت‎نوح با چه کسانی مواجه بود و آن‎ها چه سبک مغزهایی بودند. چه تهمت‎ها به او زدند، مثل اینکه می‎گفتند: مجنون است یا جن‎زده است؛ همین چیزهایی که به هم پیغمبر می‎گفتند. به اصطلاح:

رگ رگ است این آب شیرین و آب شور

بر خلائق می‏رود تا نفخ صور

وقتی حرف حقّی گفته می‎شود، زود می‎گویند: جن‎زده و مجنون است؛ «إِنَّهُ‏ لَمَجْنُونٌ‏». بعد خدا جواب می‎دهد: «إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ».

مواجهه پیامبران با اقوامشان

روایتی است از امام‎صادق(علیه‎السّلام) که حضرت‎نوح را آزارش می‎دادند و او را شروع کردند به زدن. آن‎قدر کتکش زدند که از داخل گوشش خون بیرون زد تا بیهوش شد و سه شبانه روز به همین حالت بود. ببینید که با چه دیوانه‎هایی مواجه بوده است. برخوردهایی که این قوم با حضرت‎نوح کردند با پیغمبر ما نکردند. امّا در عین حال حضرت‎نوح نفرین نکرد؛ درست مثل پیغمبر. عین این جمله را از حضرت‎نوح دیدم: «اللَّهُمَ‏ اهْدِ قَوْمِی‏ فَإِنَّهُمْ‏ لَا یَعْلَمُونَ‏» که پیغمبر هم در حرف‎هایش استخدام کرده است. پیغمبر ما را زدند و صورتش را زخمی کردند. عدّه‎ای گفتند: نفرین کن، دیدی حضرت‎نوح را، که نفرین کرد؟ گفت: «اللَّهُمَ‏ اهْدِ قَوْمِی‏ فَإِنَّهُمْ‏ لَا یَعْلَمُونَ»؛ همانی که حضرت‎نوح، بعد از سه روز از آنکه به هوش آمد گفت. گفت: «اللَّهُمَ‏ اهْدِ قَوْمِی‏ فَإِنَّهُمْ‏ لَا یَعْلَمُونَ». ببینید چه طور این‎ها متعمّل بودند. مگر نفرین می‎کردند؟ اصلاً و ابداً.

صبر سیصد ساله!

آن‎هایی که ایمان آورده بودند به او گفتند: نفرین بکن، این‎ها که درست نمی‎شوند. حاضر نشد این کار را بکند، امّا بالاخره در مضیقه قرار گرفت تا نفرینشان کند. تعبیر این است که ملائک آمدند و وساطت کردند که عجله نکن. گفت: باشد، من سیصد سال صبر می‎کنم.  این مسئله چند بار تکرار شد و حاضر نشد نفرین کند، تا کار به اینجا رسید که نفرین کند. البته اقدام را هم خودش انجام نداد، به این معنا که از ناحیۀ خداوند به او گفته شد.

چرا نوح نفرین کرد؟

روایتی است که صدوق در علل‎الشرایع نقل می‎کند. از حنانۀ‎بن‎‎سدیر می‎گوید: «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ(علیه‎السّلام) أَ رَأَیْتَ نُوحاً(علیه‎السّلام) حِینَ دَعَا عَلَى قَوْمِه‏»؛ سوال این است که چرا نوح قومش را نفرین کرد؟ حضرت آیۀ سوره نوح را فرمودند: «رَبِّ لا تَذَرْ»؛  که من تکیه‎‎ام بر همین است، «إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ * قالَ یا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذیرٌ مُبینٌ * أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطیعُونِ * یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * قالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمی‏ لَیْلاً وَ نَهاراً * فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائی‏ إِلاَّ فِراراً * وَ إِنِّی کُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فی‏ آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْباراً * ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهاراً».  ببینید حضرت‎نوح همین‎طور رفتار می‎کند امّا هرچه کرد نتیجه‎ای نگرفت. خلاصه‎ دیگر معذور شد، «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً»؛  دیگر کارش به اینجا رسید، «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً»؛  بحث من اینجاست. از حضرت سؤال می‎کند که: چرا این‎طور بود و حضرت‎نوح قومش را نفرین کرد. حضرت در جواب می‎گوید: «عَلِمَ أَنَّهُ لَا یَنْجُبُ مِنْ بَیْنِهِمْ أَحَدٌ»؛ این را فهمید که دیگر کسی از این‎ها ایمان نمی‎آورد. می‎گوید: «قُلْتُ وَ کَیْفَ عَلِمَ ذَلِکَ»؛ گفتم این را از کجا می‎شود فهمید؟ «أَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا یُؤْمِنُ‏ مِنْ قَوْمِکَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ‏ فَعِنْدَ هَذَا دَعَا عَلَیْهِمْ‏ بِهَذَا الدُّعَاء».  این بی‎حساب نبود بلکه حساب شده بود. البته ابتدا خودِ حضرت‎نوح هم نفرین نکرد و تا وقتی که خدا به او نگفت، باز نفرین نمی‎کرد.

شیوع بت‎پرستی و دلبستگی به آن

نکته‎ای را اشاره می‎کنم. این از اموری است که شاید در تاریخ هم مشهور باشد که بت‎پرستی از زمان حضرت‎نوح شکل گرفت. این در آیات هست.  بت‎پرستی از زمان حضرت‎نوح، به قدری به ذائقۀ قومش شیرین آمده بود که دست برنمی‎داشتند. هرچه حضرت‎نوح می‎آمد تا آن‎ها از شرک دست بردارند و به سمت توحید هدایت شوند امّا از کارشان دست نمی‎کشیدند. ضمناً بدانید که بی‎جهت که خدا به حضرت‎نوح گفت: نفرینشان کن. خدا بی حساب نمی‎گوید. این‎طور نیست که خدا مثل ما عصبانی بشود. این نفرین حساب شده بود و حکمت داشت. در آیۀ شریفه، حضرت‎نوح دو علّت را برای نفرینش ذکر می‎کند.

دو علّت نفرین حضرت‎نوح: معاندین، به انحراف می‎کشند

اولین علّت اینکه اگر این‎ها بمانند، تعبیر این است: «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ»؛ و می‎گوید: «وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیَّاراً»؛  چرا؟ «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ» اگر بگذاری این‎ها بمانند، همۀ بنده‎های تو را منحرف می‎کنند. این علّتی بود که نسبت به تمام انبیا و اولیا مطرح کردیم؛ البته علّتی همگانی بود و گفتیم، معاندین و آن‎هایی که با حق دشمنی دارند این‎طور هستند. امّا اشاره کردیم اگر کاری از دستشان بربیاید، نفرین کن ولی اگر بی اثر بودند و به قول ما، «کالحَجَر جَنبَ الإِنسان»؛ مثل سنگ‎های بیابان هستند، رهایشان کن. در اینجا دارد که، «یُضِلُّوا»؛ این‎ها هر که بخواهد ایمان بیاورد، او را برمی‎گردانند. حضرت‎نوح اولین علّت را همان می‎فرماید که تمام انبیا و اولیا نفرینشان حول محور همین می‎گشت و در جلسات گذشته در مورد آن بحث کردیم.

علّت دوم...

بحثم بر علّت دومی است که حضرت‎ نوح مطرح می‎کند و نسبت به هیچ یک از پیغمبران نداریم تا برای اینکه قومشان را نفرین کنند، بر روی این تأکید کرده باشند که بقیّه را جلسۀ آینده عرض خواهم کرد.

انتهای پیام/س

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نسخه چاپيارسال به دوستان
شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت‌الله قرهی ـ‌ 14
علت امید به خدا صادق‌الوعده بودن پروردگار است

خبرگزاری فارس: مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه گفت: خدا هم صادق الوعده است، اگر گفت کریم هستم؛ کرامت خودش را نشان داده و خلف وعده نمی‌کند خدا هم صادق الوعد است پس علّت امید به کرم این است که می‌دانیم حضرت حقّ صادق الوعد است.

خبرگزاری فارس: علت امید به خدا صادق‌الوعده بودن پروردگار است

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه، آیت‌الله روح‌الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه رمضان، به شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که قسمت یازدهم آن در پی می‌آید.  

«وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ»

تنها عامل برگشت بنده بعد از گناه فراوان

عرض کردیم علّت این که انسان متّصل به دعاست و می‌داند اجابت هست، برای این است که می‌داند ذوالجلال و الاکرام کریم است. او، آن کریمی است که هیچگاه وعده او خلاف نمی‌شود.

«وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ» سکون و مسکن و ... به معنی جایگاه آرامش برای انسان هست. در این فراز می‌گوید: می‌دانیم ذوالجلال و الاکرام صادق الوعد است و اگر وعده کرد، وفا می‌کند.

لذا وقتی پروردگار عالم فرمود: تو بیا، من کریم هستم، ولو به این که انسان مستحق این نیست که خدا صدای او را بشنود «مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِکَ مِنِّی» و موجب عفو او هم نیست «وَ لَا اسْتِیجَابٍ لِعَفْوِکَ عَنِّی»، امّا تنها عامل که هر چه گناه می‌کنیم، آخر هم برمی‌گردیم «بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ» امید ما به کرم خداست.

خدا هم صادق الوعد است، اگر گفت کریم هستم؛ کرامت خودش را نشان داده و خلف وعده نمی‌کند و این نکته بسیار مهمّی است که در این فراز از این دعای شریفه تبیین می‌کنند.

پس علّت امید به کرم این است که می‌دانیم حضرت حقّ صادق الوعد است.

خدای صادق الوعد؛ در باب رحمت و انتقام!

در رابطه با صادق الوعد بودن حضرت حقّ بیان می‌شود: اگر انسان در هر حالی امید به پروردگار عالم داشته باشد، پروردگار عالم می‌گوید: نگران نباش، من وعده کردم، وفا می‌کنم.

امّا ما هزار بار وعده کردیم که دیگر گناه نکنیم؛ یعنی توبه، وعده ما بود امّا خلاف کریم، مجدّد گناه کردیم امّا ذوالجلال و الاکرام تفاوت دارد. البته او چه درباره خوبی ها و چه حتّی درباره عذاب، صادق الوعد است. اگر جدّی پروردگارعالم بخواهد بعد از مهلتهایی که داد، کسی را دچارعذاب کند؛ وعده حضرت حقّ صادق است.

یکی از این مطالبی که ذوالجلال و الاکرام می‌فرمایند من خلف وعده نمیکنم، این هست که در سوره اسراء آیه 5 می‌فرمایند: «فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولی‏ بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْداً مَفْعُولاً»[1]. ذوالجلال و الاکرام به زیبایی تبیین می‌فرمایند که شما بدانید وقتی انتقام فرا برسد، من به واسطه سرکشی و ظلمی که بعضی کردند، چنان انتقام می‌گیرم که خواهید دید وعده خدا حتمی خواهد بود.

می‌فرمایند: وقتی زمان انتقام فرا برسد، ما کاری می‌کنیم که آن‌ها درون خانه‌های شما نیز وارد شوند - خطاب به کفّار است - و جستجو کنند و این وعده انتقام خدا حتمی است - در این آیه بحث همان بخت النصر و مطالبی است که تبیین می‌فرمایند دلیل این مطلب هم فسادی است که در آیه قبل می‌فرماید: «وَ قَضَیْنا إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیراً»[2] -

اولیاء خدا راجع به این آیات می‌گویند: حضرت حقّ می‌خواهد بفرماید من در هر صورت صادق‌الوعد هستم؛ چه در باب رحمت و پذیرش مذنبین که اگر به حقیقت توبه کنند، من آن‌ها را می‌بخشم و چه در جایی که بخواهم انتقام بگیرم که من به شدّت انتقام می‌گیرم.

شما در همین دعای افتتاح می‌خوانید: «وَ أَیْقَنْتُ أَنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ» امّا در ادامه هم می‌گویید: «وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَةِ» پروردگار عالم در مقام عقاب و انتقام‌گیری، شدیدترین و سخت‌ترین انتقام را خواهد گرفت. پس در همه حالات صادق‌الوعد است.

لذا حضرت حقّ می‌فرمایند: من صادق‌الوعد هستم، پس اگر گناه کنید، گرفتار می‌شوید. امّا این را هم می‌فرمایند که اگر ما وعده احسان و اجابت دعا هم بدهیم، باز صادق‌الوعد هستیم.

دقّت بفرمایید، در سوره طه، آیه 86 بحث فتنه سامری است که وقتی حضرت موسی کلیم(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) برگشت، دید سامری قومش را فریب داده است، «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی‏ فی‏ قَوْمی‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ»[3]، خدا وعده کرده بود که حضرت موسی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) چهل شبانهروز به کوه طور برود، ولی حضرت موسی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) تبیین کرده بود من سی شبانه‌روز می‌روم. لذا می‌فرماید که ما «أَرْبَعینَ لَیْلَةً» را گفته بودیم.

سی و دو و سه روز که گذشت، تا سامری دید حضرت موسی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) نیامده است، مردم احمق بنی‌اسرائیل را فریب داد و آنها هم بلافاصله به بت‌پرستی رو آوردند، منتها مدرن و جدیدش که گوسالهای از طلا از خودش صدا درمی‌آورد.

بعد از رجوع حضرت موسی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) به قومش «فَرَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ»[4]، از فتنه آگاه شد، «غَضْبانَ أَسِفاً» غضبناک و متأسّف شد از این که این چه قوم جاهلی است؟! به سوی قوم خودش (بنی اسرائیل) آمد و گفت: «قالَ یا قَوْمِ أَ لَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْداً حَسَناً‏» ای قوم! مگر به شما از طرف پروردگار عالم وعده احسان داده نشد که همینطور هم شد.

پرورگار عالم وعده کرد اگر قوم حضرت موسی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام)، مطیع او شوند، آنها را نجات بدهد که از فرعون نجات داد و همه اینها را از دریا گذراند و بعد به شما نعمت کتاب بزرگ، آن هم تورات عطا کرد. لذا خدا وعده نیکو به آنها داد و عملی کرد.

«أَ فَطالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدی‏» بعد فرمودند: آیا وعده خدا طولانی شد که شما اینطور عهد شکستید؟! یا این که مایل شدید مستوجب غضب خدا شوید. شما خلف وعده کردید امّا پروردگار عالم خلف وعده نکرد و شما را نجات داد.

خدا اگر وعده کند، در وعدهاش صادق الوعد است. در یک آیه هم پروردگار عالم بالصرّاحه بیان میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ»[5]؛ خدا خلف وعده نمیکند.

مسئله دیگر که پروردگار عالم در باب مبارزه انسان با نفس امّاره و شیاطین و دشمنان وعده میدهد که آنها را به درجات بالا ببرد، این است: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآنِ»[6] در این سه کتاب الهی، وعده داده شده است که خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده با این که ما متعلّق به خودش هستیم امّا پروردگار عالم می‌گوید: من مشتری‌ام، اگر مشتری خوب می‌خواهی، خود من هستم.

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ» خدا جانها و اموالشان را می‌خرد «بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» که در مقابل اینها بهشت را مرحمت می‌کند. «یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ» آنها کسانی هستند که در راه دین با دشمنان خدا می‌جنگند و دشمنان را به قتل می‌رسانند و یا خودشان کشته می‌شوند. «وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ وَ الْقُرْآن» این وعده قطعی خداست که اینها را به آن جنّت می‌رساند.

در ادامه خیلی زیبا بیان می‌فرمایند: «وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ» از خدا باوفاتر در عهد کیست؟! اولیاء الهی با توجّه به این آیه می‌گویند: پروردگار عالم خودش دارد بالصرّاحه بیان می‌فرماید که بدانید اگر پروردگار عالم وعده داد، هیچ کس باوفاتر از او در وفای به عهد و وعده خود نیست.

«فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم» ای اهل ایمان! شما به خودتان در این معامله بشارت بدهید که رستگاری بزرگی برای شما هست.

لذا با این که جان و مالمان متعلّق به خداست امّا فرمود: شما با من معامله کنید و در حقیقت بدانید این معامله و معاهدهای که شما دارید با خدا می‌کنید «وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم» سعادت و فوز بزرگی برای شما هست.

خدا با وفاست، پس بدانید پروردگار عالم وعدهاش حتمی است و صادق الوعد است.

این مقداری از آیات الهی بود که پروردگار عالم در آنها به صادق الوعد بودن خود اشاره دارد.

مایه آرامش بنده

براساس همین آیات است که حضرت در این فراز از دعای ابوحمزه می‌فرمایند: «وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ» چرا من امید به کرم تو دارم؟ برای این که من آرامش و سکنایی دارم و آن این است که تو صادق الوعد هستی. دیگر جای نگرانی برای من نیست، می‌دانم که وقتی درب خانه تو بیایم، اجابت میکنی؛ چون خودت فرمودی: «اُدْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُم»[7] و نفرمودی چه کسی و با چه زبانی بیاید.

حتّی در روایات بیان شده اگر کسی صادقانه خدا را بخواند و جدّی از همه جا بریده باشد، بداند که پروردگار عالم منتظر اوست. پروردگار عالم نمی‌گوید: تو مذنب هستی، نیا، بلکه برعکس می‌گوید: اتّفاقاً مذنب هستی، بیا و بدان پروردگار عالم صادق الوعد و کریم است و براساس کریم بودن من و تو را دعوت کرده است.

پروردگار عالم بیان می‌فرماید: خودت هم در درون خودت میدانی که مستحق این که خدا صدایت را بشنود نیستی امّا ای بنده من! من کریم هستم و گفتم با کرم برخورد می‌کنم، یک موقعی هم نگویی: مگر می‌شود؟! «مگر می‌شود» در کار نیست؛ چون من صادق الوعد هستم و وقتی گفتم با کرم برخورد می‌کنم، حتماً با کرم برخورد می‌کنم، «وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّه» چه کسی باوفاتر از پروردگار عالم به عهد خودش است؟!

این لطف خداست که ما را دعوت می‌کند و با این که مستحق نیستیم صدای ما را بشنود و ما هم نباید توقع داشته باشیم امّا می‌فرماید من کریم هستم. چه چیز عامل می‌شود ما به حضرتش امیدوار بشویم؟ «بَلْ لِثِقَتِی بِکَرَمِکَ» همین که می‌گوییم: «یا کریم و یا ربّ» یعنی خدایا! می‌دانم تو کریمی؛ پس تمام است. علت این که من این کریم بودن را احساس می‌کنم و در جایی می‌نشینم که برای من آرامش دارد و به کرم تو دل می‌بندم، این است که می‌دانم حضرتم صادق الوعد است «وَ سُکُونِی إِلَى صِدْقِ وَعْدِکَ».

عامل یأس و ناامیدی

لذا در کتاب احادیث القدسیه شیخ حرّ عاملی آمده که پروردگار عالم به داوود نبی فرمود: داوود! هیچ گاه بندگان من را از من مأیوس نکن؛ چون هیچ کس مثل من کریم نیست. او صادق الوعد است، وقتی خودش فرموده مأیوس نکن؛ پس انسان باید با امید به سمت او برود.

تنها کسی هم که یأس را ایجاد می‌کند، شیطان است. در اخلاق عرض کردیم که یأس یکی از گناهان کبیره است؛ چون شیطان عامل یأس است امّا پروردگار عالم می‌گوید: هر که هستی بیا، گر کافر و گبر و بت پرستی باز آی؛ چون درگاه حضرت حقّ درگاه کرم هست، نه ناامیدی و هیچگاه نباید یأس باشد.

گناه؛ پشت کردن به کرم خدا!

منتها آسیّد جمال الدّین گلپایگانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بالله بیان فرموده بودند: درست است او کریم است امّا ما هم باید یک مقداری با حیا و خجل باشیم. ایشان یک تعبیر عوام النّاسی هم به کار می‌بردند و می‌فرمودند: در دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته؟!

انسان با بیحیایی صد بار بیاید، مدام توبه کند و بعد هم توبه را بشکند. یک مقدار هم خود انسان باید خجالت بکشد؛ چون او که کریم است و هر موقع درب خانهاش بروی، درب باز است، به خصوص این ماه مبارک رمضان که هر لحظهاش دربهای آسمان باز است.

آن روایت را خواندیم که پیامبر فرمودند: از روز اوّل ماه مبارک تمام ابواب آسمان باز میشود و تا روز آخر بسته نمیشود. در طی سال شبهای جمعه اینطور است که از غروب شب جمعه منادی مابین زمین و آسمان میآید و ندا میزند: کیست توبه کننده؟ لذا از غروب پنجشنبه تا غروب روز جمعه تمام ابواب الهی باز است، ولی در ماه مبارک رمضان هر لحظه اینطور است.

حال، درست است که هرلحظه می‌توانیم توبه کنیم امّا آیا برای انسان خجالت ندارد که می‌بیند پروردگار عالم این قدر کریم است که ابواب رحمتش را باز کرده، بعد او بیاید گناه کند؟! انسان باید خجالت بکشد.

یکی از چیزهایی که اولیاء به خاطرش ناله و فغان میزدند، این بود که خدایا! تو کرم میکنی امّا بندهات در عوض گناه میکند و پشت به کرم تو میکند.

این حال را انسان باید مدّنظر بگیرد، مخصوصاً مثل امشب که شب جمعه ماه مبارک است و نورٌ علی نور، نورٌ فوق کلّ نور است. در ماه مبارک رمضان ابواب رحمت الهی باز است، در طی سال هم که شب جمعه اینگونه است، دیگر ببینید شب جمعه در ماه مبارک چه قیامتی است!

ابواب تنبیهیّه پروردگار برای بازگرداندن بنده

حالا اگر نعوذبالله، نستجیربالله کسی جدّی بیاید در این شب گناه کند، چقدر بدبخت و بیچاره است. عرض کردیم که اگر کسی در شب جمعه گناه کند، پروردگار عالم عذابش را مضاعف می‌کند. آن هم خداوندی که هیچ موقع گناهان بندهاش را مضاعف نمی‌کند امّا اینقدر ناراحت میشود از این که در این شب که تمام ابواب رحمتش باز است، بنده اش گناه کند که عذاب گناهش را مضاعف می‌کند.

حضرت امام محمّدباقر(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: هر که وارد شب جمعه شود و تائب باشد، خیر دنیا و آخرت را به او مرحمت می‌کنند و با هر پیغمبری که بخواهد محشورش می‌کنند ولی اگر کسی شب جمعه گناه کند، پروردگار عالم می‌فرماید: من تمام ابواب رحمتم را باز کردم که بندهام برگردد، ملائکه شاهد باشید که من غضبم را بر او قرار دادم و گناه او را مضاعف کردم.

این صحبت را خدای ارحم الراحمین می‌کند؛ چون بنا نیست حالا که کریم عنایت کرد، بنده اهانت و جسارت کند و کرم حضرت حقّ را نادیده بگیرد.

به نظر اینها هم ابواب تنبیهیّه است که انسان را برگرداند؛ چون خداوند متعال بندگانش را دوست دارد. بارها عرض کردیم خداوند از پدر و مادر و همه انبیاء به انسان مهربانتر است و نمی‌خواهد انسان در آن وضعیّت لجنزار گناهش بماند، بلکه می‌خواهد او را طاهر و پاک کند و از این کثافات و پستیها و پلشتیها بیرون بکشد.

لذا در طی سال شب جمعه را قرار می‌دهد و یک ماه را هم ماه مبارک رمضان قرار می‌دهد که همه بیایند.

امشب من و شما بگوییم: خدا! لطف کردی، کرم کردی، ما هم می‌دانیم صادق الوعد هستی و ما همه به همین امید آمدیم. خدایا! ما در شب جمعه و با دعای خضر نبی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) (دعای کمیل) که همه انبیاء خواندند و امیرالمومنین(علیه الصّلوة و السّلام) به شیعیانش هبه کرد، آمدیم.

________________________________________

[1]اسراء/ 5

[2]اسراء/ 4

[3]اعراف/ 142

[4]طه/ 86

[5]آل عمران/ 9

[6] توبه/ 111

[7]غافر/ 60

 

انتهای پیام/ک

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  9:43 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين تأكيد كرد:
معنويت از ديدگاه مقام معظم رهبری مجذوب شدن در برابر لطف الهی است

گروه انديشه: حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهری سيف كه 14 مردادماه در نشست «معنويت در انديشه مقام معظم رهبری» در بيستمين نمايشگاه قرآن كريم سخن می‌گفت، معنويت از ديدگاه مقام معظم رهبری را به رابطه قلبی و اتصال با خدا و مجذوب شدن در برابر لطف الهی دانست.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، نشست «معنويت در انديشه مقام معظم رهبری» 14 مردادماه، به همت بخش حوزوی بيستمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن كريم در سالن اجتماعات بخش تحول در علوم انسانی با سخنرانی حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهری سيف، رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين برگزار شد.

وی در اين نشست اظهار كرد: يكی از مشكلات مهم در زمينه مسائل اجتماعی كه ذهن بسياری از دانشمندان را مشغول كرده بحران معنويت در دنيای معاصر است. افزايش بحران‌‌های اجتماعی و آسيب‌های مختلف، كمبود اخلاق و معنويت در دنيا باعث شده بداخلاقی‌های زيادی در زمينه سياسی اجتماعی شكل بگيرد كه بيشتر دانشمندان حل اين مسائل را به عهده توسعه معنويت دانسته‌اند.

مظاهری سيف ادامه داد: بحث در مورد معنويت در انديشه رهبری ضرورت دارد چرا كه بشر امروزی در راه نيل به معنويت راه خودش را گم كرده و به دنبال عرفان‌های كثيری كه در دنيا توسط افراد مختلف شناخته شده به راه افتاده است.

وی افزود: معنويت در انديشه مقام معظم رهبری اين ويژگی را دارد كه پيراسته از اصطلاحات بلند معنوی و پرهيزكننده از تقليل اين معانی است. همچنين در معنويت رهبری شفافيت، باعث تمايز معنويت حقيقی از معنويت غير حقيقی است.

رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين ادامه داد: جامعيت و كارايی معنويت در انديشه مقام معظم رهبری گستره همه ساحت‌های بشری را شامل شود و به ابعاد اخروی و دنيوی انسان نيز توجه می‌كند، موفقيت در اين معنويت از آنجا مورد تأييد است كه اين معنويت در موفقيت اراده يك نظام سياسی اجتماعی بر اساس آن معنويت در برابر قدرت‌های مادی در دنيا است.

 مظاهری سيف:
جامعيت و كارايی معنويت در انديشه مقام معظم رهبری گستره همه ساحت‌های بشری را شامل شود و به ابعاد اخروی و دنيوی انسان نيز توجه می‌كند، موفقيت در اين معنويت از آنجا مورد تأييد است كه اين معنويت در موفقيت اراده يك نظام سياسی اجتماعی بر اساس آن معنويت در برابر قدرت‌های مادی در دنيا است

وی اذعان كرد: تعاريف زيادی برای معنويت ارائه شده از جمله اينكه معنويت كاووشی درونی است، معنويت در مقابل امر مادی و فيزيكی و بيرونی است، برخی اين مسئله را مسئله‌ای گسترش يافته‌تر از دين می‌دانند.

رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين تصريح كرد: اما معنويت از ديدگاه رهبری به رابطه قلبی و اتصال با خدا و مجذوب شدن در برابر لطف الهی است، همچنين از ديدگاه ايشان تعريف سلبی معنويت يعنی فريب ظواهر دنيا نخوردن و دلبستگی به زر و زور دنيا نداشتن است.

وی در ادامه عنوان كرد: معنويت در الفاظ و اصطلاحات خشك و دهان پر كن نيست، معنويت صرفا در عبادت نيست بلكه انجام وظيفه برای خداوند و دين اوست.

مظاهری سيف به معنويت وظيفه‌گرايانه اشاره و افزود: معنويت وظيفه‌گرايانه در تعريف رهبری يعنی اينكه انسان بايد وظيفه خود را بر مبنای حجت شرعی در مقابل خدا تشخيص دهد و رضای خدا را بر اساس همين حجت شرعی كشف كند و بر اساس آن عمل كند.

وی درباره ويژگی معنويت وظيفه‌گرايانه اظهار كرد: در اينگونه معنويت، قلبی كه آگاه از حوادث جاری و دنياست تكليف را برای صاحب خود معين می‌كند، دو عنصر وارد كار شدن و نيرو و كار را از خدا دانستن و او را ناظر و صاحب اختيار دانستن از خصيصه‌های اين نوع معنويت است.

مظاهری سيف با اشاره به دو تفكر وظيفه‌گرايی و نتيجه‌گرايی در فلسفه غرب گفت: وظيفه‌گرايی در معنويت اسلامی با نتيجه‌گرايی گره خورده است، دستيابی به قدرت، آرامش، شادمانی و موفقيت نتايج اخلاقی اين معنويت است.

رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين به نشانه‌های بلوغ معنويت در ديدگاه رهبری اشاره كرد و گفت: درك الهامات الهی و تمايز آنها با الهامات شيطانی، تشخيص درست وظيفه، فرو نماندن در لذت عبادات، غفلت نكردن از وظايف اجتماعی از شاخصه‌های بلوغ معنوی است كه فقدان اين شاخصه‌ها به معنای طفوليت معنوی است.

رئيس مؤسسه علمی فرهنگی «بهداشت معنوی» به گونه‌های معنويت اشاره و با تأكيد به معنويت متحجرانه عنوان كرد: اين نوع معنويت معمولا در جامعه اسلامی رواج زيادی دارد، اقبال به مسائل اخروی و دينی و بی‌توجهی به مواهب عالم در انديشه رهبری يك انحراف شمرده می‌شود، اين معنويت از ديدگاه قرآن در سوره هود آيه 61 و در سوره قصص آيه 77 منع شده است.

 رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين:
وظيفه‌گرايی در معنويت اسلامی با نتيجه‌گرايی گره خورده است، دستيابی به قدرت، آرامش، شادمانی و موفقيت نتايج اخلاقی اين معنويت است

رئيس انجمن فرهنگی معنويت نوين در ادامه به معنويت دنيوی اشاره كرد و گفت: اين معنويت در مورد كسانی است كه به خاطر ملت و نام‌آوری از جان خودشان می‌گذرند شايد مسير آنها مسير مادی نباشد ولی معنويت آنها دنيوی و پست است.

رئيس مؤسسه علمی فرهنگی «بهداشت معنوی» همچنين درباره معنويت ستم‌پذيرانه عنوان كرد: اين نوع معنويت را مديران نظام‌های سلطه در دنيا به وجود آورده‌اند تا بتوانند انديشه‌های مزورانه خودشان را بر دنيا حاكم كنند كه رهبر معظم انقلاب می‌فرمايند «از عرفان‌های مادی پوچ بی‌محتوا تا اديان منسوخ و سازمان‌هايی كه اسمش دين است باطنشان سياسی است».

وی در پايان به معنويت اسلامی اشاره كرد و گفت: معنويت اسلامی دنيا را جزء آخرت می‌داند و در اين نوع معنويت دنيا قطعه‌ای از آخرت است، از خصوصيات معنويت اسلامی نيت خوب و درست و خدايی داشتن است. اين معنويت انسان را در آخرت به مقامات معنوی ‌می‌رساند.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

شهرزاد تشريح كرد:
نقش روزه‌داری در كنترل ريسك فاكتورهای قلبی و مغزی

گروه سلامت: فوق تخصص غدد و متابوليسم با بيان اينكه امروزه بخشی از بيماران قلبی و مغزی مبتلايان به بيماری‌های غير واگيری همچون افزايش وزن، فشارخون و چاقی هستند اظهار كرد: ماه رمضان فرصت مناسبی است تا با تمرين روزه‌داری در كنترل ريسك فاكتورهای ياد شده موفق باشيم.

محمد كريم شهرزاد، فوق تخصص غدد و متابوليسم، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، با اشاره به آغاز ماه مبارك رمضان اظهار كرد: مقوله فلسفه احكام در شرع مقدس اسلام دستوراتی است كه از طرف قادر متعال كه اشراف بر نيازهای بشر در ابعاد مختلف دارد، صادر می‌شود و مسلما در طول زمان نيز جهان علم و دريافت‌های علمی بشر ممكن است تدريجا به بخش‌های از فوائد علمی آن دستورات در ابعاد مختلف پی ببرد.

وی با بيان اينكه امروزه بايست در رابطه با متابوليسم بدن و نوع غذاهای مصرفی چه در بعد كمی، كيفی و چه در بعد حلال و حرام آن نكاتی را مدنظر داشته باشيم تصريح كرد: هم اكنون جامعه ما را بعد از كنترل بيماری‌های عفونی، امراض غير واگيری همچون: افزايش وزن، فشار خون، چاقی و چربی‌ها به شدت تهديد می‌كند، در حال حاضر بخش‌های CCU و ICU كه در واقع از بخش‌های پر هزينه عرصه سلامت است افرادی حضور دارند كه دچار ناراحتی‌های قلبی و يا سكته‌های مغری مبتلا به يكی از ريسك فاكتورهای ياد شده هستند.

اين استاد دانشگاه علوم پزشكی شهيد بهشتی ابراز كرد: ماه مبارك رمضان علاوه بر جنبه‌های معنوی آن كه فرصتی برای تقرب به خدای متعال است، زمان مناسبی است تا با تمرين و رعايت آداب روزه داری به سلامت خودمان نيز كمك كنيم.

شهرزاد با بيان اينكه اين ماه پرفضيلت فرصتی است تا برای مدتی از نوشيدنی‌ها و آشاميدنی‌ها امساك كنيم، بيان كرد: وعده‌های افطار و سحر نيز نبايد به گونه‌ای باشد كه بخواهيم ميزان كالری ظهر را با افزايش ميزان غذای افطار و سحر جبران كنيم و پس از ماه مبارك رمضان با اضافه وزن مواجه شويم.

اين فوق تخصص غدد و متابوليسم با اشاره به دستورات قرآن كريم مبنی بر نگاه كردن به غذا و نوشيدنی‌ها ابراز كرد: شايد يك جنبه اين موضوع اختصاص به جنبه حلال و حرام داشته باشد ولی از طرفی به جنبه‌های كمی و كيفی اين مقوله نيز تاكيد شده است.

وی در تكميل سخنان خود تصريح كرد: به طور مثال از مقدار كالری مصرفی، ما چه ميزان و با چه اهدافی را نياز داريم، در بسياری از اوقات حجم كالری دريافتی مربوط به مشكلات رفتاری است و بدن انسان به اين ميزان كالری نياز ندارد و با مقدار كمتر از آن نيز می‌توانيم سلامتی خود را حفظ و فردی فعال باشيم.

اين استاد دانشگاه علوم پزشكی شهيد بهشتی افزود: ماه مبارك رمضان فرصت مناسبی است تا اين مقوله را تمرين و به اين نكته توجه كنيم كه در جامعه اسلامی و دنيای امروز ما همچنان اقشاری هستند كه از نيازهای عادی غذايی خود نيز رنج می‌برند.

شهرزاد با بيان اينكه انسان با جدايی از تعلقات مادی حالات معنوی بيشتری پيدا می‌كند اظهار كرد: شرايط ماه مبارك رمضان برای بندگان خدا به ويژه در باب رازونياز و ليالی قدر در كنار امساك از غذا خوردن فرصت‌های استثنايی را در اختيار مسلمانان گذاشته است كه اميدواريم همگی به نحو احسن از آن به ويژه برای تربيت اسلامی جامعه استفاده كنيم.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:08 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

نقش جهاد دانشگاهی در تحقق شعار سال/(3)
مديركل صدا و سيمای استان مركزی:
جهاد دانشگاهی با شكوفا كردن استعدادها در رشد علمی كشور پيشتاز باشد

گروه سياسی و اجتماعی: مدير‌كل صدا و سيمای استان مركزی گفت: جهاد دانشگاهی با روحيه جهادی خود می‌تواند با كشف و شكوفا كردن استعدادها و به‌كار‌گيری هرچه بيشتر آن در جهت رشد و تعالی كشور يك جهاد علمی گسترده‌ای را به وجود آورد.

حجت‌الله طلايی، مديركل صدا و سيمای استان مركزی

حجت‌الله طلايی، مديركل صدا و سيمای استان مركزی در آستانه فرارسيدن سالروز تأسيس جهاد دانشگاهی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، با اشاره به نقش كليدی و مضاعف جهاد دانشگاهی در توليد ملی و شكوفايی كار و سرمايه ايرانی گفت: جهاد دانشگاهی با رويكرد جهادی خود می‌تواند با كشف و شكوفا كردن استعدادها و به‌كار‌گيری هرچه بيشتر آن در جهت رشد و تعالی كشور يك جهاد علمی گسترده‌ای را به‌وجود آورد.

وی با اشاره به روند روبه رشد فعاليت‌های جهاد دانشگاهی در دهه 80 بيان كرد: اين نهاد با به‌كاريگری همت جوانان انقلابی و متدين دانشجو قطعآ می‌تواند در تربيت دانشمندان و نخبگان تأثيرگذار بوده و در عرصه نهضت ملی و توليد علم كشور پيشتاز باشد.

طلايی در ادامه با اشاره به حركت عظيم ساخت فرستنده‌های پرقدرت راديويی توسط جهادگران كشور تصريح كرد: ساخت فرستنده‌های راديويی در دنيا منحصر به 5 كشور بود كه به لطف الهی اين حركت عظيم در كشور ايران نيز با همت جهادگران و دانشجويان جهاد دانشگاهی خواجه نصيرالدين طوسی و مهندسان جهاد خودكفايی صدا و سيما در‌حال انجام است.

مديركل صدا و سيمای استان مركزی افزود: اين حركت عظيم اگر در حد ساخت انرژی هسته‌ای نباشد قطعاً كمتر از آن هم نيست كه جهادگران پرتلاش توانستند در جهت توليد اين فرستنده پرقدرت به موفقيت دست يابند و اين نتيجه همان تلاش و خودباوری و اعتماد به‌نفس است.

طلايی در ادامه نقش و رسالت جهاد دانشگاهی در ترويج فرهنگ اسلامی و تقويت باورهای دينی در بين دانشجويان را خطير خواند و افزود: در دانشگاه صرف تربيت دانشمند و عالم كافی نيست و اگر اين تربيت متعهدانه و قرآنی نباشد پا در مسير كج گذاشته و راه به جايی نمی‌برد.

وی خاطرنشان كرد: زمانی علم مثمرثمر و به نفع مردم و جامعه است كه همراه با دين و اخلاق‌‌محوری رشد كرده باشد كه اساس آن هم قرآن كريم و فرهنگ قرآنی است كه قطعاً با دو بال علم و دين موفقيت حتمی است.

طلايی در ادامه با اشاره به اينكه دانش زمينه‌ساز ايجاد ثروت و بی‌نيازی اقتصاد به كشورهای بيگانه است افزود: جهاد دانشگاهی به‌عنوان يك نهاد جهادی و تأثيرگذار بايد در جهت قطع وابستگی‌های اقتصادی و افزايش توليدات علمی با تلاش مضاعف حركت كرده زمينه‌ساز صدور آن به ديگر كشورهای دنیا باشد.

مدير‌كل صدا و سيمای استان مركزی در پايان اذعان كرد: حركت جوانان و جهادگران در عرصه علم‌محوری و دين‌مداری زمينه‌ساز عدم وابستگی اقتصادی و علمی به بيگانگان بوده و چه بسا جهان را نيازمند خود می‌كند كه دستيابی به اين امر نيازمند همت بيش از پيش مسئولان و در رأس آن نهاد جهاد دانشگاهی است.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

حضرت امام خامنه‌ای:
شعر بايد در خدمت دين، اخلاق و حركت انقلابی ملت باشد

گروه سياسی: مقام معظم رهبری در ديدار تعدادی از استادان زبان و ادب فارسی تأكيد كردند: شعر علاوه بر اينكه ظرفی برای بيان احساس شاعرانه است بايد در خدمت ارزش‌ها باشد و شاعر در عمل به وظيفه و مسئوليت خود، اين نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دين، اخلاق، انقلاب و معرفت‌افزايی قرار دهد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با سالروز ولادت كريم اهل بيت امام حسن مجتبی (ع)، رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار تعدادی از استادان زبان و ادب فارسی و شاعران جوان با اشاره به اينكه كاروان شعر در كشور با سرعت، دقت و جهت‌گيری درست به پيش می‌رود، خاطرنشان كردند: با استمرار اين حركت، كشورِ عزيزِ ايران بار ديگر هديه‌ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً اين منطقه، اهدا خواهد كرد.

حضرت امام خامنه‌ای افزودند: شعر علاوه بر اينكه ظرفی برای بيان احساس شاعرانه است بايد در خدمت ارزش‌ها باشد و شاعر در عمل به وظيفه و مسئوليت خود، اين نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دين، اخلاق، انقلاب و معرفت افزايی قرار دهد.

ايشان مضمون‌آفرينی و در پی آن، جوشش‌های ذوقی را در اين زمينه ضروری دانستند و تصريح كردند: شعر می‌تواند به "معرفت دينی و اخلاق مردم" و "حركت انقلابی ملت" خدمت كند و اين كار حتی با يك يا دو بيت شعر انقلابی، ‌اخلاقی و معرفتی در يك غزل محقق می‌شود و تأثير می‌گذارد.

حضرت امام خامنه‌ای با اشاره به اهميت سه ركن "لفظ مناسب"، "مضمون‌سازی و مضمون‌يابی" و "احساسات لطيف شاعرانه" افزودند: قالب شعر نمی‌تواند نسبت به مسائل موجود كشور بی‌تفاوت باشد يا از آن صرف نظر كند.

رهبر انقلاب اسلامی ظلم بزرگ هسته‌ای در حق ايران و ترور دانشمندان را نمونه‌ای از واقعيات و مسائل موجود كشور برشمردند و تصريح كردند: جبهه استكبار با همه قدرتِ تبليغاتی و تشكيلاتِ سياسی خود و با خباثت تمام در مقابل ملت ايران ايستاده است و ملت ما هم مقاومت می‌كند و اين حادثه ملی نبايد از نظر شاعر متعهد دور بماند، چرا كه در مصاف حق و باطل نمی‌شود بدون موضع باقی ماند.

رهبر انقلاب اسلامی با يادآوری بی‌تفاوتی برخی مدعيان ميهن‌دوستی نسبت به مسائل جنگ تحميلی و اشغالگری دشمن خاطرنشان كردند: همين افراد، پوچ‌گرايی، اهمال‌گرايی و بی‌تعهدی به دين، اخلاق و مسائل اساسی كشور و انقلاب را تبليغ می‌كنند در حالی كه هيچ واكنشی درباره تعهد به بيگانه و دشمن از خود نشان نمی‌دهند.

حضرت امام خامنه‌ای در پايان توصيه كردند: كسانی‌كه در جبهه حق و معنويت، سرمايه هنری خود را خرج می‌كنند، دائم مراقب خود باشند و در مسير حق استقامت به خرج دهند.

در ابتدای اين ديدار تعدادی از شاعران، سروده‌های خود را با مضامين دينی، انقلابی، اجتماعی آيينی و بيداری اسلامی قرائت كردند.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

ويژه كاركنان؛
مسابقه تفسير سوره‌های «حمد و توحيد» در دانشگاه آزاد تفرش برگزار می‌شود

گروه فعاليت‌های قرآنی: مسئول كانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی تفرش از برگزاری مسابقه تفسير سوره‌های حمد و توحيد ويژه كاركنان اين واحد دانشگاهی در ايام ماه مبارك رمضان خبر داد.

 

علی كريمی، مسئول كانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی تفرش در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، با اعلام اين خبر گفت: مسابقه تفسير سوره‌های «حمد و توحيد» با هدف آشنايی هرچه بيشتر كاركنان با ترجمه و تفسير سوره‌های حمد و توحيد برگزار می‌شود.

كريمی تصريح كرد: برگزاری مسابقه حفظ سوره‌های كوتاه قرآن كريم‌ ويژه‌ فرزندان 5 تا 12 سال كاركنان، برگزاری مسابقه نقاشی با موضوع ماه مبارك رمضان و برگزاری جشن تكليف ويژه فرزندان نومكلف كاركنان از ديگر برنامه‌هايی است كه در ايام ماه مبارك رمضان در اين واحد دانشگاهی برگزار می‌شود.

وی در ادامه از برگزاری مراسم نورانی محفل انس با قرآن كريم خبر داد و گفت: اين مراسم در مسجد امام حسن مجتبی(ع) و روستای كهك اين شهرستان برگزار شد.

مسئول كانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی تفرش در پايان از برگزاری كتابت جزء سی‌ام قرآن كريم در روزهای 15 و 16 ماه مبارك رمضان خبر داد و گفت: اين مراسم با حضور هنرمندان انجمن خوشنويسان تفرش در اين شهرستان انجام می‌شود.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

مديركل ارشاد استان مركزی:
حقيقت در رسانه دينی هرگز فدای مصلحت نمی‌شود

گروه سياسی و اجتماعی: مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مركزی با اشاره به اينكه در جامعه سكولار با هر وسيله‌ای می‌توان به هدف دست يافت گفت: در رسانه دينی حقيقت هرگز فدای مصلحت نمی‌شود و خبرنگار دينی نيز هرگز حاضر به فدا كردن حقيقت در مسير مصلحت نيست.

مصطفی مشايخی، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مركزی

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، مصطفی مشايخی، مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مركزی، 14 مردادماه در نشست خبری با اصحاب رسانه با اشاره به اينكه ماه مبارك رمضان ماه انسان سازی و مملو از معنويت و نورانيت است گفت: توجه به ‌اخلاق‌مداری بايد در اين ماه عظيم در وجود تك تك افراد قوت گرفته و خروجی اين ماه رشد معنوی ـ اخلاقی آنان باشد.

وی در ادامه با اشاره به 17 مرداد سالروز شهادت شهيد صارمی كه در شورای فرهنگ عمومی كشور به‌عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است تصريح كرد: 244 شهيد خبرنگار، 50 جانباز خبرنگار ‌و 12 آزاده خبرنگار در كشور شناسايی شده‌اند و در استان مركزی نيز 10 خبرنگار شهيد شناسايی كه در رأس آنها شهيد نهرميانی قرار دارد.

مشايخی در ادامه ترويج معروفات و جلوگيری از شيوع منكرات را به‌عنوان اصلی‌ترين وظيفه رسانه دينی برشمرد و گفت: توجه به فريضه تولی به‌معنی دوستی با دوستان خدا و اهل بيت(ع) و تبری به‌معنای دشمنی با دشمنان خدا و اهل بيت(ع) رسالت اصلی رسانه دينی است.

وی با بيان اينكه اطلاع‌رسانی وقايع و حوادث جامعه به عموم مردم هدف مقدس خبرنگار است خاطرنشان كرد: همانگونه كه هدف خبرنگار مقدس است روش دستيابی به هدف نيز بايد مقدس باشد.

مشايخی با اشاره به اينكه در جامعه سكولار با هر وسيله‌ای می‌توان به هدف دست يافت گفت: در رسانه دينی حقيقت هرگز فدای مصلحت نمی‌شود و خبرنگار دينی نيز هرگز حاضر به فدا كردن حقيقت در مسير مصلحت نيست.

وی صداقت را يكی ديگر از رسالت‌های خبرنگاران عنوان كرد و گفت: اخلاق‌مداری، امانت‌داری، رعايت انصاف، پرهيز از ‌اشاعه فحشا، رعايت قواعد اخلاقی ـ حقوقی در انعكاس اخبار از ديگر وظايف خبرنگاران است كه بايد نسبت به رعايت اين اصول تلاش كنند.

مشايخی با بيان اينكه از آنجا كه رسانه سكولار به‌دنبال كسب منفعت و قدرت است؛ لذا دروغ‌سازی و برجسته‌سازی وقايع و اتفاقات در اين رسانه هيچگونه مانعی ندارد اظهار كرد: در رسانه دينی خبرسازی‌ و دروغ‌پردازی هيچگونه جايگاهی ندارد.

وی عشق، انگيزه، علاقه، ذوق و كنجكاور بودن را از جمله خصوصيات خبرنگار موفق عنوان كرد و گفت: خبرنگار در حرفه خبری خود بايد به كشف حقيقت بپردازد و حيثيت و عزت نفس خود را با هيچ چيز ديگر معاوضه نكند.

مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مركزی در پايان شرافت قلم را يادآور شد و گفت: خداوند در قرآن كريم به قلم سوگند ياد كرده است كه اين امر نشان از عزت و شرف قلم دارد؛ لذا خبرنگار بايد حرمت و شرافت قلم را رعايت كرده و امانت‌دار خوبی در راستای انعكاس اخبار در جامعه باشد.

 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

ويژه كاركنان كميته امداد؛
اعلام فراخوان مسابقه مقاله‌نويسی با محوريت «حضرت ولی عصر(عج)» در خنداب

گروه فرهنگ و هنر: مسئول امور فرهنگی كميته امداد امام خمينی(ره) خنداب از برگزاری مسابقه مقاله‌نويسی با محوريت حضرت ولی عصر(عج) ويژه كاركنان اين نهاد خبرداد.

 

محمد خليلی، مسئول امور فرهنگی كميته امداد امام خمينی(ره) خنداب در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، ضمن اعلام اين خبر افزود: فراخوان مسابقه ويژه دانش‌آموزان كانون موقت تابستانی اين نهاد اعلام شده و علاقه‌مندان می‌توانند مقاله‌های خود را تا اواسط شهريورماه سال‌ جاری به مركز ارسال كنند كه به بهترين مقاله ها به رسم يادبود جوايزی اهدا دارد.

وی برگزاری مسابقه كتابخوانی با محوريت عفاف و حجاب با حضور 40 داوطلب از دانش‌آموزان كانون موقت تابستانی را از برنامه‌های اين مركز عنوان كرد.

وی اضافه كرد: داوطلبان در قالب 30 سؤال تستی اول شهريورماه سال‌ جاری با يكديگر به رقابت می‌پردازند.

خليلی در ادامه از برگزاری كلاس‌های روخوانی، روانخوانی و تفسير جزء سی ام قرآن با حضور 70 داوطلب خبر داد و افزود: اين كلاس‌ها سه روز در هفته از ابتدای ماه مبارك رمضان در حال برگزاری است كه آزمون اين دوره‌ها تا پايان ماه نورانی رمضان برگزار می‌شود.

وی همچنين به برگزاری مسابقه نقاشی با موضوع كتاب، كودك و رمضان اشاره كرد و گفت: اين مسابقه ويژه گروه سنی 7 تا 14 سال است.

مسئول امور فرهنگی كميته امداد امام خمينی(ره) خنداب در پايان حضور نوجونان، جوانان و كودكان در برنامه‌های ويژه ماه مبارك رمضان را باعث خرسندی و مقيد بودن قشر جوانان برشمرد و افزود: جوانان با حضور در مراسم معنوی و روح بخش احيای ليالی قدر مسير زندگی خود را در راستای پيشبرد اهداف متعالی اسلامی اعتلا می‌بخشند.

  
 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اخبار حوزه دین و اندیشه 15 مرداد91

تا 20 مردادماه؛
ثبت‌ نام نشست‌های «مهدويت» در اراك ادامه دارد

گروه فرهنگ و هنر: ثبت نام نشست‌های مهدويت با حضور اساتيد برجسته كشوری تا 20 مردادماه جاری در اراك ادامه دارد.

 

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) شعبه مركزی، حجت‌الاسلام مصطفی ذوالفقاری، مسئول دبيرخانه كانون‌های فرهنگی ـ هنری مساجد استان مركزی از برگزاری سلسله نشست‌های مهدويت با حضور اساتيد كشوری خبر داد.

وی گفت: سلسله نشست‌های تخصصی مهدويت از دهه سوم مردادماه به‌همت اين كانون و با حضور اساتيد برجسته كشوری برگزار می‌شود.

حجت‌الاسلام ذوالفقاری تصريح كرد: حجت‌الاسلام مهدی طائب، محمدحسين رجبی‌دوانی، نادر طالب‌زاده و علی‌اكبر رائفی‌پور از اساتيدی هستند كه برای حضور در اين نشست‌ها از آنان دعوت شده است.

وي با اشاره به ثبت‌نام از علاقه‌مندان به شركت در اين نشست‌ها اظهار كرد: ثبت‌ نام از علاقه‌‌مندان برای شركت در اين سلسله نشست‌ها از آغاز شده و تا 20 مردادماه جاری ادامه دارد.

حجت‌الاسلام ذوالفقاری گفت: كانون تخصصی مهدويت، مجتمع فرهنگی آفتاب شهرك علی‌بن‌ابيطالب(ع)، مؤسسه صوت‌الموعود ميدان شهدا و مؤسسه نوای ظهور ميدان شهدا كار ثبت‌نام از علاقه‌مندان را بر عهده دارند.

مسئول دبيرخانه كانون‌های فرهنگی ـ هنری مساجد استان مركزی در پايان خاطرنشان كرد: برگزاری سلسله نشست‌های تخصصصی مهدويت با توجه به ضرورت و نياز آشنايی جوانان به مبانی و معارف مهدوی و با هدف تبيين معارف مهدوی برگزار می‌شوند.

  
 
 
یک شنبه 15 مرداد 1391  10:13 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها