گرچه گاهي اين اطلاعات دهن به دهن ميچرخيد و كمكم از واقعيت فاصله ميگرفت و رنگ و بوي شايعه و افسانه به خود ميگرفت، اما امروزه با فراگيرشدن اينترنت، حجم اطلاعاتي كه يك علاقهمند ميتواند از هنرمند مورد نظرش به دست بياورد، ابعاد بزرگتري به خودش گرفته است.
بسياري از بازيگران و فيلمسازان سايتهاي شخصي دارند كه در آن اطلاعاتي كه مورد تائيد خودشان است را منتشر ميكنند.
دسترسي به عكسها، فعاليتهاي گذشته هنرمندان و علاقهمنديهاي آنها اكنون راحتتر از گذشته است، اما هنوز هالهاي از رمز و راز و حتي گاهي ابهام هنرمندان را احاطه كرده است.
در منبعي مثل اينترنت، شايد بتوان اطلاعاتي از زندگي شخصي هنرمندي پيدا كرد، اما باز هم نميشود به خانه يا محل مورد علاقه او وارد شد و در مورد بسياري از جزئيات زندگياش اطلاع پيدا كرد.
اما چندي است برنامههاي تركيبي يا تخصصي بسياري از تلويزيون پخش ميشود كه مهمان آنها هنرمندان هستند، اما در اين برنامهها هم مهمانها در چارچوبي تعريفشده حرف ميزنند و عمل ميكنند.
برنامه «گفتوگوي تنهايي» هم بازيگران را در قالبي كه پيش از اين كمتر ديده شدهاند، جلوي دوربين مينشاند و با صراحتي قابل توجه با آنها حول يك محور كليدي صحبت ميكند.
در اين برنامه كه به مناسبت ماه مبارك رمضان، هر شب (بجز يكشنبهها) از شبكه چهار پخش ميشود، بازيگران از جنبه ديگري از زندگي شخصيشان صحبت ميكنند.
اين بار آنها به جاي اين كه در قالب يك نقش ظاهر شوند، سعي ميكنند نقابها را كنار بزنند و از پذيرفتن هر نقشي جز آنچه خود واقعيشان هستند، خودداري كنند.
آنها جلوي دوربين از تجربيات معنويشان ميگويند و در مورد برداشتها و تعاريفي كه بعد از عمري تلاش و كسب شهرت به آنها رسيدهاند، صحبت ميكنند.
گاهي شهرت، ثروت، محبوبيت يا شلوغيهايي كه اطراف هنرمندان وجود دارد، باعث ميشود آنها دچار مشكلاتي مخصوص به خودشان شوند كه در نهايت منجر به عميقشدن اعتقادات و ايمان آنها شده است.
هنرمندان جلوي دوربين گفتوگوي تنهايي از اعتقاداتشان حرف ميزنند و براي مخاطب از ايماني ميگويند كه فارغ از اين كه چه شغل و نام و اعتباري در توضيح آنهاست، در ضميرشان وجود دارد.
در اين برنامه هنرمند روي يك صندلي ساده مينشيند و رو به دوربين حرف ميزند، طوري كه انگار در خلوت خودش رو به آينه نشسته و جزئياتي از زندگي معنوياش را براي خودش بازگو ميكند.
به شيوه فيلمهاي مستند شخصيتمحور، گاهي از پشت دوربين سوالي از هنرمند ميپرسند كه معمولا سوالي است كه فكر ميكنند براي مخاطب پيش آمده است. دكور اين برنامه به سادهترين شكل ممكن است.
از تزئينات و زرق و برق و اضافات در قاب تصوير خبري نيست. حتي مجري هم كنار آنها نمينشيند و گاه و بيگاه توجه ما را به يك ميانبرنامه و كليپ رنگ و وارنگي جلب نميكند!
البته درست است كه اين سادگي در ساختار و دكور، تأكيدي بر صداقت، سادگي و بيپيرايهبودن حرفهاي هنرمندان است، اما گاهي جذابيتهاي تصويري را از برنامه حذف ميكند و آن را به برنامهاي با خصوصيات يك برنامه راديويي نزديك ميكند.
از مشخصات گفتوگوي تنهايي اين است كه ميتوانيد بسياري از دقايق برنامه را سرگرم كاري باشيد يا حتي به چيزهاي ديگر فكر كنيد، احتمالا در تصوير اتفاقي نميافتد كه سر به سوي تلويزيون برگردانيد.
با اين حساب شايد ايده بدي نبود كه ساعت پخش اين برنامه به پيش از اذان مغرب تغيير ميكرد، زماني كه بيننده در حال تدارك سفره افطار است و نميتواند با دقت به آنچه در قاب تصوير ميگذرد نگاه كند.
يكي از اهداف برنامهاي مثل گفتوگوي تنهايي اين است كه توجه ما را به اين نكته جلب كند كه هر كدام از ما صرف نظر از اين كه چه شغلي و چقدر شهرت و ثروت داريم، درون خودمان به مسائلي اخلاقي و مذهبي ايمان داريم كه «خود» واقعي ما را شكل ميدهد.
در اين برنامه به خلوت هنرمندان مورد علاقهمان سرك ميكشيم، جايي كه درگيريها و افت وخيزهاي زندگي مادي را رها ميكنند و به «خود» واقعيشان ميپردازند. حتما آنچه در خلوت آنها ميبينيم و از آنها ميآموزيم، در ديدگاه ما نسبت به معنويات تأثير خواهد داشت.