سيماي خانواده كه پيشكسوت برنامههاي خانوادگي سيماي جمهوري اسلامي است، هنوز هم تقريبا با همان ساختار و تركيب روي آنتن ميرود و همچنان يكي از گزينههاي مهم مخاطبان بويژه مادران و زنان خانهدار است كه ميخواهند ساعاتي از روز را همراه با تلويزيون باشند و البته به كارهاي روزمره هم برسند.
شبكههاي ديگر هم برنامههايي ويژه براي اين منظور تهيه ميكنند و هر يك هم مخاطبان خاص خود را پيدا كردهاند. ازجمله برنامه بسيار موفق «به خانه برميگرديم» شبكه تهران كه مدتهاست جزو پربينندهترين برنامههاي تركيبي ـ خانوادگي سيماي ماست.
اولين مشكلي كه برخي از برنامههاي اينچنيني دارد، بيتوجهي به مفهوم مخاطب خانوادگي است. در واقع برنامهها معمولا براي زنان خانهدار طراحي و اجرا ميشوند و سهم ساير اعضاي خانواده از برنامه كم است؛ مثلا تصور كنيد جواني را كه به هر دليلي در خانه مانده است و مادر ميخواهد برنامه به خانه برميگرديم را ببيند؛ جوان بايد بخشهاي آموزش گل چيني، ميوه آرايي، آشپزي و... را تحمل كند و اميدوار باشد بخش بعدي شايد بهتر باشد، اما... .
مشكل بعدي تكراري بودن فضاي اين برنامههاست. يك ساختار واحد و معمولي در تمام برنامههايي كه براي خانوادهها ساخته ميشود، وجود دارد؛ مثلا در تمام اين برنامهها يك بخش مفصل آموزش آشپزي وجود دارد يا بحثهاي روانشناسي يا... اما در هيچيك بخش ويژه آموزش مهارتهاي مديريتي زندگي مثلا براي زوجهاي جوان وجود ندارد.
اين ساختار تكراري باعث ميشود ديدن يكي از اين برنامهها براي دانستن فضاي بقيه كفايت كند. در نتيجه برنامهها همپوشاني مخاطب دارند. در حال حاضر به خانه برميگرديم به لطف اجراي بهتر و فضاي شادتري كه دارد، بقيه برنامهها را در بازي جذب بيننده شكست داده است.
معضل بعدي، واكنش نشان ندادن به شرايط اجتماعي است. وقتي يك بيماري همهگير ميشود يا يك شرايط اجتماعي حاد و خاص ـ مثلا گراني ناگهاني مرغ ـ جامعه را درگير ميكند، در چنين برنامههايي كمتر واكنشي ديده ميشود و انگار همه با هم سعي ميكنند با سكوت و ناديده گرفتن شرايط را حل كنند.
حال آن كه يك برنامه خانوادگي به سبب اعتمادي كه در مخاطب ايجاد ميكند، اتفاقا يكي از مناسبترين گزينهها براي واكاوي مشكلات و ارائه راهكارها و تحليلها لازم است.
برنامههاي خانواده محور تركيبي، يكي از مهمترين انواع برنامهسازي براي خانوادههاي ايراني است، به شرط آن كه نوآوري، هوش و مهارت بالايي در ساخت چنين برنامههايي به كار گرفته شود.
به نظر نميرسد تكرار ساختار كنوني بدون تلاش براي به حداكثر رساندن جذابيت و كيفيت، دوام چنين برنامههايي را تضمين كند.
توجه به نيازهاي به روز مخاطب، طراحي حرفهاي و هوشمندانه برنامه، تخصصي كردن بحثها در حوزههاي مختلف، رفتن به سمت فضاهاي جديد، بالا بردن بار جذابيت برنامه براي ساير اعضاي خانواده، كاستن از بحثهاي تكراري، از بين بردن همپوشاني موضوعي بين برنامههاي شبكههاي مختلف و ايجاد نگاه مخاطبمحور در چنين برنامههايي ميتواند عواملي باشد براي ايجاد تغييرات لازم در فضاي برنامههاي خانوادگي و گرمتر كردن حال و هواي اين برنامهها.
بيشك هر خانواده ايراني نياز فرهنگي خود را از رسانه ملي تامين ميكند. در اين مسير، وظيفه برنامههايي كه قصد دارند با تامين نيازهاي عمده، بخشي از وقت خالي خانوادهها را پر كنند، به مراتب بيشتر از برنامههايي است كه صرفا با رويكرد تفريحي ـ سرگرمي ساخته ميشوند.
بازنگري در ساختار و هدفگذاري دوباره براي برنامههاي تركيبي ويژه خانوادهها، يك نياز مبرم است.(جام جم - ضمميه قاب كوچك)