دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند.
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری.
چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
آری، در این بازار، سوداگری را شیوهای دیگر است، و کسی فهم کند که سودازده باشد و گرفتار موج سودا، که همسایهی دیوار به دیوار جنون است! و چه میگویم؟ جنون همسایه آرام و عاقل این دیوانهی ناآرام خطرناک است که در کوه خاره میافتد و مثل موم نرماش میکند، و در برج پولاد میگیرد و شمع بیزارش میسازد. و وای که چه شورانگیز و عظیم است عشق و ایمان! و دریغ که فهمهای خو کرده به اندکها و آلوده به پلیدیها، آن را به زن و هوس و پستی شهوت و پلیدی زر و دنائت زور و… و بالاخره به دنیا و به زندگیاش آغشتهاند! و دریغ! و دریغ که کسی در همهی عالم نمیداند که چه میگویم؟ که این عشق که در من افتاده است نه از آنهاست که آدمیان میشناسند. که آدمیان عشق خدا را میشناسند و عشق زن را و عشق زر را و عشق جاه را و از اینگونه… و آنچه با من است، نه، آنچه من با اویم، با این رنگها بیگانه است، عشقی است به معشوقی که از آدمیان است… اما… افسوس که… نیست!
معشوق من چنان لطیف است که خود را به “بودن” نیالوده است، که اگر جامهی وجود بر تن میکرد، نه معشوق من بود.
(دکترعلی شریعتی)
بزرگی انسان ها به حرف هایی نیست که میزنند،به حرف هایی است که
نمی زنند.«دکترشریعتی»
راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است.«دیل کارنگی»
کار انسان را از سه بلای عظیم دور نگه می دارد:افسردگی،گناه و احتیاج.«ولتر»
برای رسیدن به جایی که نرسیده ایم،باید از راهی برویم که تا به حال نرفته ایم.«گاندی»
علم اندکی که همراه با عمل باشد،بهتر است از علم بسیاری که بدون عمل باشد.«افلاطون»
جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست.«مارک تواین»
سخنی بگویید که از اندیشه های پاک سرچشمه گرفته باشد.«زرتشت»
آرامش« هنر» در چهار چیز است:نظم،هندسه،خطوط به دنبال هم و طبیعت.
سخت است ماندن در دنیایی که مردمش برای پر رنگ شدن،حاضرند هزار رنگ باشند.
دوست داشتن کسانی که دوستت دارند کار سختی نیست،مهم این است کسانی
را که دوستت ندارند دوست داشته باشی.«عیسی مسیح(ع)»