اَلعَجَل
ای سپید صبح صادق العجل
ای سروش ذاتِ خالق العجل
سبز پوش خطّه ی انوار حق
آبشار مهر فائق العجل
ساغر سرشار از کوثر بیار
هدیه ی رزّاق رازق العجل
امشب اندر خلسه بیمار توام
ای طبیب خوب و حاذق العجل
می شدی همسایه ام ای کاشکی
گشته این دل بر تو عاشق العجل
زنبقی پوسیده ام اندر کویر
بارش وبادموافق العجل
این تَهِ سیگارِعُمرَم دود شد
شعله ی رنگِ شقایق العجل
شاعری درمانده ام در واژه ها
تالیِ قرآنِ ناطق العجل