0

بانك جوك و لطيفه

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه

جمعه 3 دی 1389  5:14 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

غضنفر داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمک كمک! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، دیگه چرا كمک ميخواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم ...

دوشنبه 6 دی 1389  9:17 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.
ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد. وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت.
بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، و سرانجام الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد!
ملا نصر الدین با خود گفت لعنت بر من که نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و بالایی برسد هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را از بین می برد.

دوشنبه 6 دی 1389  9:18 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

گرگه میشینه پای نِت آیدی شنگول و منگول رو پیدا میکنه . بعد اینقده باشون میچته تا راضیشون می کنه بیان سر قرار . سر قرار میبینه چوپان دروغگو به جای شنگول منگول میاد !

دوشنبه 6 دی 1389  9:20 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

قطعه ای ادبی از غضنفر:

شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید

پیرمردی جوان یکه و تنها همراه خانواده اش

در سکوت گوش خراش شب قدم زنان ایستاده بود!

دوشنبه 6 دی 1389  9:21 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

چرچیل روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از محبوبیتش و علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور پدر چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”

دوشنبه 6 دی 1389  9:21 AM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

غضنفر عاشق مي شه روي در خونشون تابلو مي زنه بزودي «
در اين مکان عروسي برگزار مي شود

دوشنبه 6 دی 1389  10:35 PM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

اقای مورگان مرده بود.
قبل از اینکه تابوتش را داخل قبر بگذارند یکی از دوستانش درب تابوت را باز کرد و چند سکه انداخت توش.
کشیش ازش پرسید: فکر میکنید این سکه‌ها به دردش بخوره.
ـ اره فکر میکنم پول چند تا بطری آبجو بشه!
ـ ولی اونجا آبجوئی وجود نخواهد داشت پسرم.
ـ فکر نکنم مورگان بتونه بدون آبجو اونجا طاقت بیاره.

دوشنبه 6 دی 1389  10:39 PM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 

LOVE چاپ ارسال به دوست
01 آذر 1389 ساعت 15:45

L : لنگه ی تو پیدا نمی شه .
O : عمرمی
V : وجودمی
E: انگار اس ام اس و اشتباه فرستادم . ببخشید

دوشنبه 6 دی 1389  10:45 PM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه.
یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!

دوشنبه 6 دی 1389  10:47 PM
تشکرات از این پست
g_golshani_rasekhoon
g_golshani_rasekhoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 1087
محل سکونت : آذربايجان غربي

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

   مي خواستم شمع باشم تا آخر عمر برات بسوزم... ولي نامرد اديسون برق رو اختراع كرد

سه شنبه 7 دی 1389  9:52 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

فالگیر : فردا شوهرتون میمیره

زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟

سه شنبه 7 دی 1389  10:25 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

یه روزی یه نفر از غضنفر میپرسن :آقا این خیابون کجا میره؟ غضنفر میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره !

 
 
سه شنبه 7 دی 1389  1:46 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

به غضنفر میگن چرا صورتت قرمزه؟ میگه چش خرده! میگن، یعنی‌ چشمت زدن؟ میگه نه، چشه شلوار!

 
 
سه شنبه 7 دی 1389  1:47 PM
تشکرات از این پست
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم

 
 
سه شنبه 7 دی 1389  1:52 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها